پدافند غیرعامل از کم هزینه ترین اقدامات پیشگیرانه است. رعایت اصول آن باعث بهبود عملکرد سیستم ها و کاهش آسیب پذیری در مواقع بحرانی می شود. طبعا هدف از توجه به پدافند غیرعامل امکان ادامه حیات، افزایش بازدارندگی و پایداری و همچنین آسان نمودن مدیریت بحران در کوتاه ترین زمان و با کم ترین هزینه می باشد. لذا از آنجای که پایداری مناطق روستایی به عنوان تامین کننده امنیت غذایی دارای اهمیت استراتژیک در شرایط بحرانی هستند توجه به عناصر کالبدی این مناطق از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشند. بر این اساس مسکن روستایی به عنوان مهمترین عنصر کالبدی مناطق روستایی نیازمند نگاه اساسی است. پس هدف از این پژوهش ارزیابی جایگاه اصول و تدابیر پدافند غیرعامل در ساخت مسکن روستاهای شهرستان پیرانشهر می باشد. در این بین 15 روستا به عنوان روستاهای مورد مطالعه انتخاب شده اند که از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده 250 پرسشنامه تکمیل گردید و در نهایت با استفاده از نرم افزار SPSS به تجزیه و تحلیل اطلاعات پرداخته شده است. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که مسکن روستایی منطقه مورد مطالعه دارای بافت فرسوده و ناپایدار، مقاومت پایین در برابر تهدیدات طبیعی و ... است. لذا در بکارگیری از اصول پدافند غیرعامل در حد متوسط و کمتر از حد متوسط قابل ارزیابی می باشد و در صورت بکارگیری این اصول پایداری مساکن روستایی در مقابله با تهدیدات طبیعی افزایش می یابد.
بخش عظیمی از بارش ها در مناطق کوهستانی حوضه های آبریز استان گلستان به صورت برف است. در نتیجه، آب حاصل از ذوب برف نقش مهمی در ایجاد رواناب سطحی، تغذیه آبهای زیر زمینی و ایجاد سیل به عهده دارد. پوشش برف معرف میزان آب ذخیره شده در حوضه های کوهستانی است و پایش زمانی و مکانی سطح پوشیده شده از برف و عمق آب معادل برف از اهمیت بسیار بالایی در مدل های هیدرولوژیک دارد.در این مطالعه به منظور پایش سطح پوشش برف و دمای سطح برف حوضه های آبریز استان گلستان از داده های سنجنده MODIS طی دوره آماری 9 ساله (8-2000) استفاده شد.به منظور تعیین پتانسیل ریزش و ذوب برف از الگوریتم دمای سطح برف با استفاده از باندهای حررارتی 31 و 32،MODIS و برای تشخیص سطوح پوشیده شده برف، شاخص NDSI بکار گرفته شد. نتایج تحقیق حاضر نشان داد با توجه به دقت زمانی و مکانی تصاویر ماهواره ای MODIS و قابل دسترس بودن این تصاویر از طریق اینترنت، برای پایش سطح پوشش برف بسیار مناسب هستند، بنابراین، با اجرای الگوریتم های بکار رفته، می توان سطوح پوشش برف را به صورت بهنگام پایش کرد و نتایج آن را در مدیریت منابع آب، کشاورزی، گردشگری، مدیریت مخازن و سامانه های هشدار سیل به کار گرفت.
عوامل و پارامتر های اقلیمی در انتخاب مکان و زمان مناسب برای گردشگران به منظور گردشگری تاثیر زیادی دارد. شرایط جوی نامناسب برای گردشگر، محدودیت های زیادی ایجاد می کند. و باعث سلب آرامش و آسایش او می شود. گردشگر باید آگاهی داشته باشد که برای بازدید از یک مکان خاص چه زمان هایی از نظر اقلیمی مناسب و چه زمان هایی نامناسب است. این پژوهش از نظر ماهیت کاربردی، از نظر گردآوری داده ها توصیفی – پیمایشی است. و هدف از این پژوهش این است که بهترین و مطلوب ترین زمان برای گردشگر به ویژه گردشگر خارجی به شهر شاهرود، از نظر مناسب بودن شرایط آب و هوایی، شناسایی و معرفی شود (تعیین آسایش زیست اقلیمی شهر شاهرود با روش TCI) و در آخر ترسیم نقشه های آسایش اقلیمی شهر شاهرود با نرم افزار GIS انجام شده است. با استفاده از شاخص اقیم آسایش گردشگری (TCI)، زمان های مناسب و ایده آل، جهت حضورگردشگران به شاهرود، محاسبه شده است. این شاخص شرایط آسایش اقلیمی گردشگر را از رده غیرممکن تا ایده آل طبقه بندی می کند. شاخص TCIاز هفت پارامتر اقلمی تشکیل شده است و با استفاده از نرم افزار ArcGIS داده ها میان یابی و تعمیم داده های نقطه ای به پهنه ای انجام شده است. داده های مورد استفاده پژوهش مربوط به میانگین هفت پارامتر اقلیمی در ایستگاه سینوپتیک و کلیماتولوژی درون شهر شاهرود برای بازه زمانی 10 سال ( 2005 – 2014)، بوده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که ماه های اکتبر، آوریل و مارچ در این شهر بهترین شرایط را برای حضور گردشگر و ماه های دسامبر، جولای و آگوست هم بدترین شرایط را برای حضور گردشگران دارند.
این مقاله به ارزیابی شبکة مناطق حفاظت شده استان چهارمحال و بختیاری از نظر معرفی انواع تیپ ها و گونه های گیاهی خاص آن استان به عنوان جانشین تنوع زیستی کل پرداخته است. مطابق روش ""برنامه ریزی سیستماتیک حفاظت"" که در این تحقیق استفاده شده، در هر ارزیابی و برنامه ریزی حفاظت تنوع زیستی، دو نوع هدف تعریف میشود: درصدی از سطح کل منطقة مورد مطالعه که میتواند به حفاظت اختصاص یابد و درصدی از هر عنصر تنوع زیستی، یا جانشین آن که مورد نظر حفاظت است. در این تحقیق هدف نوع دوم مد نظر بوده و بر اساس ارزشهای بوم شناختی و تهدیدهای موجود برای هر تیپ گیاهی محاسبه شده است. همچنین یک بار حضور در مناطق حفاظت شده به عنوان هدف حفاظتی هر یک از گونه های گیاهی نادر تعیین شد. از 36 تیپ و 52 گونه نادر گیاهی موجود در استان،19 تیپ و 33 گونه به طور کلی در مناطق حفاظت شده موجود معرفی نشده اند، 14 گونه فقط یک بار و 12 تیپ کمتر از حد اهداف تعیین شده در مناطق حفاظت شده، یا شکار ممنوع وجود دارند. مساحت کل مورد نیاز برای بر آورده شدن اهداف تعیین شده برای تمام تیپ های گیاهی 61/15 درصد از استان است که تقریبا دو برابر سطح مناطق حفاظت شده موجود (43/7 درصد) و کمی بیش از سطح حفاظتی موجود با احتساب مناطق شکار ممنوع (76/14 درصد) است. برای بر آورده شدن اهداف تعیین شده برای تیپ ها و گونه های گیاهی به جای بخش وسیعی از مناطق شکار ممنوع موجود که کارایی کمی در حفاظت تنوع زیستی گیاهی دارند اختصاص 18/8 درصد از سطح استان ترجیحاً از بخش جنگلی به منظور پوشش دادن تیپ های گیاهی جنگلی و بخش هایی از کوه کلار و دره بازفت برای پوشش دادن گونه های گیاهی نادر پیشنهاد می شود.
هدف از پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر در پیدایش و تکامل مخروط افکنه های دامنه ی جنوبی ارتفاعات جغتای در محدوده ی غرب سبزوار در استان خراسان رضوی است. برای دستیابی به هدف فوق ابتدا محدوده 25 حوضه آبریز و مخروط افکنه ها با استفاده از نقشه ها، عکسهای هوایی و با کمک نرم افزار GIS تعیین حدودگردید و با استفاده از برخی شاخص های ژئومورفیک به تحلیل فرایندهای مؤثر پرداخته شد. شاخص های مورد استفاده در این پژوهش عبارتنداز شاخص نسبت پهنای کف دره به عمق دره ( Vf ) ، گرادیان طول رودخانه ( SL ) ، نسبت شکل حوضه ( BS ) ، شاخص تقارن توپوگرافی عرضی ( T ) ، شاخص قرینگی حوضه ی آبریز ( Af ) ، سینوسیته جبهه کوهستان ( Smf ) ، شاخص تسطیح شدگی جبهه کوهستان ( Fd ) ، شاخص انتگرال فراز نما ( Hi ) و شاخص Iat است که متوسطی از نتایج شاخص های فوق ارائه می نماید. نتایج مطالعات نشان می دهد که 5/71 درصد شاخص ها، منطقه را به لحاظ عملکرد نیروهای تکتونیکی در وضعیت فعال تا نیمه فعال معرفی می کنند که این مسأله در شاخص Iat نیز که از میانگین کلاس های سایر شاخص ها به دست می آید، نشان داده می شود. بر اساس این شاخص4 درصد حوضه ها (غرب ساروق) از شرایط تکتونیکی فعال خیلی بالا ، 56 درصد حوضه ها را در وضعیت تکتونیکی بالا و 40 درصد حوضه ها را در شرایط متوسطی از نظر تکتونیک قرار می دهد. بنابراین همه شاخص ها نقش عوامل تکتونیکی را در توسعه ی اکثر مخروط افکنه های منطقه تأیید می نماید. بعلاوه وجود مخروط افکنه های نسبتاً بزرگ در انتهای برخی از حوضه های کوچک، خود مؤید این امر است. بعداز این عامل می توان به تأثیر عوامل مشترک لیتولوژیکی، تکتونیکی با توجه به نوع و ماهیّت گسل ها اشاره نمود، از جمله گسل های راندگی فعال منطقه که باعث روراندگی رسوبات نرم و مارن های پلیوسن و واحد فلیش ائوسن بر روی واحد سخت و کنگلومرای پلیوسن گردیده و تأثیر زیادی در تأمین رسوب منطقه و گسترش مخروط افکنه های این ناحیه داشته است. بعلاوه مواردی با ایجاد تپه های مسدودکننده باعث انحراف کانال اصلی رودخانه از مسیر قبلی خود شده و مخروط های چند بخشی، نامتقارن و قطعه قطعه ایجاد نموده است. به این ترتیب می توان گفت در توسعه ی مخروط افکنه های منطقه عامل تکتونیک در درجه ی اول اهمیّت و بعد از آن عامل سنگ شناسی و لیتولوژیکی قرار می گیرد.همچنین نتایج مطالعات نشان می دهد که بین مساحت حوضه ی آبریز تغذیه کننده با مساحت مخروط افکنه رابطه ی معناداری وجوددارد.
مطالعه هوازدگی ازآن جهت که این فرایند باعث از هم پاشیدن و تجزیه سنگ ها، تشدید فرسایش (شامل حمل آن ها توسط آب، باد و یخ و برف)، فروریزش تحت نیروی جاذبه، ایجاد اشکال ناهمواری مختلف و حتی ایجاد تمرکز و تشکیل مواد معدنی و تشکیل خاک می شود، دارای اهمیت است. این تحقیق به بررسی وضعیت هوازدگی در بخش هایی از رشته کوه های زاگرس و غرب دشت مرکزی ایران پرداخته است. مبنای تعیین مناطق هوازدگی مدل هایی است که لوئیز پلتیر ارائه کرده است. ازآنجایی که دو عنصر اقلیمی دما و بارش سالانه در مدل های ارائه شده تعیین کننده نوع هوازدگی هستند؛ در ابتدا با استفاده از داده های 22 ایستگاه هواشناسی اقدام به پهنه بندی بارش با استفاده از میانیابی به روش IDW در سامانه اطلاعات جغرافیایی و دمای سالانه به روش PRIMS شد. سپس این دو نقشه با استفاده از نرم افزار ENVI به یک تصویر دو باندی تبدیل و با استفاده از نرم افزار Matlab به پیکسل های تشکیل دهنده آن تجزیه و یک خروجی از آن با فرمت Text تهیه گردید. با فراخوانی این داده ها و همچنین اشکال هوازدگی پلتیر در سامانه اطلاعات جغرافیایی موقعیت این پیکسل ها را نسبت به اشکال هوازدگی پلتیر مشخص و اقدام به تعیین نوع هوازدگی هر پیکسل و در نهایت نقشه هوازدگی منطقه گردید. نتایج نشان داد غرب دشت مرکزی جزو مناطق مورفوکلیماتیک خشک و نیمه خشک است که هوازدگی شیمیایی ضعیفی در آن حاکم است و کوه های زاگرس اغلب جزو مناطق ساوان و معتدل است که دارای هوازدگی شیمیایی متوسط است و فرسایش جریانی و حرکات توده ای بیشتری را نسبت به غرب دشت مرکزی دارد.
توجه به آینده، همواره از مهم ترین اهداف کشور ها محسوب می شود؛ بنابراین، شناخت تهدیدها و آسیب ها، یکی از مهم ترین عوامل دستیابی به آینده و آینده پژوهی به روش سناریونویسی، یکی از کارآمدترین روش های مطالعة آینده است که با شناخت عوامل اصلی مؤثر بر مدیریت بحران در شبکة حمل ونقل و نیز تأثیر نیرو های مؤثر، شاکله و چارچوب سناریو های تهدید، سوانح طبیعی و آسیب پذیری آیندة شهر های بزرگ را شناسایی می کند و آن ها را به فرصت تبدیل می کند. به همین منظور، در چارچوب این مقاله سعی بر آن است که با استفاده از آینده پژوهی به عنوان یک علم جدید- که در کشورهای مختلف دنیا روزبه روز کاربردی تر می شود و روش های جدیدی از آن برای ساختن آینده ای مطلوب تر ارائه می شود- روش هایی متناسب با شیوه های برنامه ریزی حمل ونقل اضطراری شهری مطرح شود که شرایط مطلوب توسعة پایدار را- که از آرمان های این علم است- برآورده کند. درحقیقت، آینده پژوهی در مدیریت سوانح طبیعی، تصمیم گیری برای فرایندی است که در زمان حال انجام می شود، اما حاصل آن، خلق آینده ای بهتر است. این روش برای تقویت توان و تحلیل آینده و توان نفوذ و مداخلة سازمان های مرتبط در آینده، برای تبدیل تهدید شبکة حمل ونقل در برابر سوانح طبیعی به فرصتی برای امدادرسانی اضطراری و تعیین نقش مؤثر در موفقیت عملیات نیروهای امداد و نجات در شهر تهران است. این مقاله با رویکرد آینده پژوهی برای بهینه سازی کارایی مدیریت شبکة حمل ونقل مناطق شهر تهران، مبتنی بر فرایند های مدیریت حمل ونقل اضطراری به آن ارائه شده است.
منطقه ی اسکان غیررسمی بی سیم از جمله مناطق بزرگ اسکان غیررسمی شهر زنجان است که طی دو دهه ی اخیر در اثر مهاجرت های بی رویه و کنترل نشده ی روستایی شکل گرفته و گسترش یافته است. این محدوده از نظر ویژگی های کالبدی با مشکلات و نارسایی های فراوانی روبروست. مجموعه ویژگی های ناهنجار کالبدی در کنار ویژگی های جمعیتی و اجتماعی حاکم بر این منطقه باعث شده است تا این محدوده محل تمرکز میزان قابل توجهی از جرایم شهر زنجان باشد.
این پژوهش با هدف تحلیل الگوهای فضایی بزهکاری، بررسی عوامل مؤثر در بروز بزهکاری در منطقه ی بی سیم و شناسایی شرایط تسهیل کننده جرایم در این منطقه انجام شده است. روش پژوهش حاضر تحلیلی، تطبیقی است و به منظور تحلیل الگوهای فضایی بزهکاری در منطقه بی سیم دو روش آماری آزمون خوشه بندی (شاخص نزدیک ترین همسایه) و روش تراکم کرنل در محیط سامانه های اطلاعات جغرافیایی به کار گرفته شده است. جامعه ی آماری پژوهش حاضر مجموعه جرایمی است که در دوره ی زمانی یکساله در محدوده ی بی سیم به وقوع پیوسته است. یافته های پژوهش نشان می دهد مهم ترین کانون جرم خیز شهر زنجان بر منطقه اسکان غیررسمی بی سیم انطباق یافته است. بالا بودن میزان کاربری مسکونی، کمبود برخی کاربری های مورد نیاز شهروندان از جمله کاربری های فضای سبز، آموزشی، درمانی و تاسیسات شهری و نبود برخی کاربری های ضروری از جمله کاربری های فرهنگی، ورزشی و گذران اوقات فراغت و نیز فقدان کاربری انتظامی که نظارت رسمی در این محدوده از شهر را بسیار دشوار ساخته است، در شکل گیری الگوهای فضایی بزهکاری در این منطقه اسکان غیررسمی مؤثر بوده است.
اساس ژئومورفوتوریسم را پتانسیلهای زمین شناسی و چشم اندازهای ژئومورفولوژی در هر منطقهای برای جذب گردشگر تشکیل داده است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی پراکنش چشمهها در سطح شهرستان کلات به عنوان جاذبههای نقطهای واجد ارزش ژئومورفوتوریسم در واحد ارضی هر کدام از سازندهای زمین شناسی است. شهرستان کلات در دامنههای شمالی زون کوهستانی کپه داغ قرار دارد که پوشیده از سازندهای آهکی چین خورده دوره ژوراسیک است. در این مطالعه از روش زمین مختصات جاذبههای زمین شناختی و ژئومورفولوژی استفاده شده است. در ابتدا نقاط مورد نظر توسط GPS شناسایی و نمونه برداری شدند و سپس با کمک تحلیلهای فضایی و منطقهبندی در ArcGIS ، همبستگی میان تمرکز جاذبهها در واحدهای ارضی هر سازند زمین شناسی ارزشیابی گردید. همبستگی بین پراکنش چشمه ها و مجموع آبدهی سالانه آنها در واحد ارضی هر کدام از سازندها طبق آزمون پیرسون نشان دهنده همبستگی قوی در بازه معناداری 95% بود ( R2=0.8 ). منطقهبندی فضایی چشمهها در GIS هم نشان داد که ظهور چشمهها بیشترین تمرکز را در سازندهای شوریجه، سنگانه، تیرگان و مزدوران داشته اند و همین طور بیشترین آبدهی سالانه چشمهها به ترتیب در سازندهای تیرگان، مزدوران، شوریجه و آبدراز به وقوع پیوسته است. مقایسه نتایج با مشاهدات میدانی هم مشخص کرد که چشمه ها و سایر مظاهر ژئومورفوتوریستی در منطقه عموماً بر روی سازندهای آهکی ضخیم لایه همچون سازند مزدوران و تیرگان نمود بیشتری داشته است. چشمه ها و آبشارهای واقع در این قلمروها نیز سایت ها ی گردشگری مهمی چون قره سو، اورتاکند، زاوین و سینی را به وجود آورده است. در پایان می توان گفت که سازندهای آهکی پتانسیل بالاتری را از نظر برخورداری از پدیده های ژئومورفوتوریستی همچون چشمه ها دارند.
در تجریه و تحلیل جنبش دمکرات در آذربایجان ایران مقاله حاضر در تلاش برای رسیدن به این نتیجه گیری است که این جنبش پدید آمده به دلیل عقب ماندگیهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی این منطقه و عدم اصلاحات ارضی، آموزشی و بهداشتی بوده است. با وجود اینکه این جنبش به هدف اصلی خود (خودمختاری) به دلیل زمان محدود یکساله (46- 1945) نائل نشد، اما در هر حال توانست به زبان آذری هویت بخشد، که این مساله مورد استقبال مردم بومی قرار گرفت. برخی از محققین معتقدند این جنبش به تشویق و پشتیبانی اتحاد جماهیر شوروی صورت گرفت، در حالی که عده ای دیگر آن را کاملا بومی و به دلیل غفلت حکومت مرکزی می دانند. به نظر نگارنده، اتحاد جماهیر شوروی در آغاز این جنبش را پشتیبانی کرد. اما همان طور که وقایع بعدی نشان داد، درست در زمان موفقیت این جنبش اتحاد جماهیر شوروی به دلیل فشارهای حکومت مرکزی و غربی(انگلیس و آمریکا) و وعده های پنهان و پشت پرده، پشتبانی خود را از جنبش فرقه دمکرات آذربایجان دریغ کرد و باعث شکست آن شد
"یخبندان از جمله پدیده های جوی است که هر ساله خسارت های جبران ناپذیری بر بخش های مختلف وارد می سازد. در فصل زمستان رخداد این پدیده در جاده های مناطق کوهستانی مشکلات عدیده ای را بر بخش حمل و نقل و تصادفات جاده ای باعث می شود. الگوهای گردش عمومی جو، نقش اصلی را در بروز یخبندان ها و توزیع فضایی یخبندان ها در مناطق معتدله دارند. در مطالعه حاضر به منظور تحلیل الگوهای سینوپتیکی یخبندان های زمستانه ایران، داده های روزانه در ساعت UTC12 مربوط به تراز 500 هکتوپاسکال و فشار سطح دریا (SLP) فصل زمستان (دسامبر، ژانویه و فوریه) طی دوره آماری 2000-1960 در تلاقی های 2.5 درجه از مجموعه داده های بازسازی شده NCEP استخراج شد. محدوده انتخاب شده شامل 408 نقطه است که از عرض 20 تا 60 درجه شمالی و از 20 تا 80 درجه شرقی را پوشش می دهد. مجموع این داده ها ماتریسی به ابعاد 4050´408 را برای فصل زمستان تشکیل دادند. با استفاده از روش تحلیل عاملی نقاط وابسته به هم ادغام و ابعاد ماتریس ها کاهش داده شد. در تحقیق حاضر روش تحلیل مولفه های اصلی با آرایه S و چرخش واریماکس برای شناسایی تیپ های هوا به کار گرفته شد و برای طبقه بندی هوای روزانه روش خوشه بندی k-means اعمال گردید.
نتایج بررسی حاضر نشان داد که تیپ های هوای پرفشار اروپای شمالی، پرفشار سیبری و پرفشار اروپای شرقی، بیشترین تاثیر را در رخداد یخبندان های شدید و فراگیر ایران داشته اند، به طوری که این تیپ های هوا، جریانات هوای سرد قطبی را از عرض های جغرافیایی بالا به سوی عرض های پایین منتقل کرده و به دنبال آن یخبندان های شدید و فراگیر در ایران به وقوع می پیوندد"
هدف اصلی این تحقیق بررسی روند دمای اعماق خاک در ایستگاه یزد می باشد. بدین منظور داده های روزانه ی دمای خاک ایستگاه سینوپتیک یزد در اعماق 5، 10، 20، 30، 50 و100 سانتیمتری از سطح زمین در ساعات 03، 09 و 15 گرینویچ در دوره ی آماری 5 ساله (1384-1380) انتخاب و تجزیه و تحلیل بر روی آنها انجام گرفت. نتایج نشان داد که بیشترین دامنه ی نوسان روزانه ی دما در لایه های نزدیک به سطح زمین (عمق 5 سانتیمتری) در ساعت 5/6 صبح و در ماه فروردین می باشد که با افزایش عمق پیوسته از مقدار آن کاسته می شود، بطوری که در عمق 100 سانتیمتری در ماه مرداد به کمترین مقدار خود می رسد. همچنین در عمق های 5 و 10 سانتیمتری حداکثر دما در اوایل تیرماه اتفاق افتاده است، درحالی که در عمق 100 سانتیمتری با یک ماه تاخیر زمانی در اوایل مرداد رخ داده است. حداقل دما نیز درسطوح بالا (5، 10 و 20سانتیمتری) در اوایل دی ماه و در اعماق پایین تر به تدریج تا اواخردی اتفاق افتاده است که نشان می دهد موج گرمایی حداکثر روزانه دیرتر از موج گرمایی حداقل به ژرفایی معین می رسد.