ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸٬۹۰۱ تا ۲۸٬۹۲۰ مورد از کل ۳۶٬۹۷۰ مورد.
۲۸۹۰۱.

مدل سازی فضایی تصمیم گیری های چندمعیاره محلی: مطالعه موردی ارزیابی پایگاه ها اورژانس جاده ای استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۷۲
برای انتخاب مکان مناسب فعالیت ها، روش های مختلفی توسط متخصصین علوم مکانی ارائه شده است که به بررسی معیارها، روش ها و الگوهای انتخاب مکان می پردازند. روش هایی که اغلب استفاده می شود روش های عمومی می باشد که تفاوت ها و اختلافات جغرافیایی و توزیع داده ها توجهی نمی شود، بر اساس اصل حساسیت دامنه تغییرات، تغییرات محلی داده ها در محاسبات وزن شاخص ها لحاظ می شود. سؤال محوری این است که چگونه تغییرات محلی را مدل و در مدل سازی فضایی لحاظ نمود. بر این اساس ارزیابی پایگاه های اورژانس استان فارس به عنوان مطالعه موردی انتخاب شده است و برای ارزیابی از معیارهای فاصله از نیروگاه، فاصله از مراکز لجستیک، صنایع، پایانه های حمل ونقل، بیمارستان، هتل و گردشگری، شهر، نقاط روستایی و مراکز بازارچه ای استفاده شده است، با استفاده از روش AHP به معیارها وزن دهی شده است و سپس برای وزن های محلی، از فیلترهای همسایگی بدون همپوشانی در شعاع 25 کیلومتر استفاده شده و مقادیر مربوط به دامنه تغییرات، مقدار بیشینه، مقدار کمینه را محاسبه نموده و بر اساس رابطه ارائه شده در این مقاله وزن های محلی به دست آمد آنگاه لایه ها بی مقیاس شده و مقادیر وزن محلی در لایه های بی مقیاس شده ضرب شد و نمرات نهایی حاصل شد، در گام بعدی برای مقایسه داده ها با استفاده از روش عمومی نیز تلفیق و محاسبه شد نتایج دو روش به نقاط پایگاه های اورژانس منتقل شد و نتایج آن تحلیل شدند
۲۸۹۰۳.

مطالعه نقش اقلیم بر کشت گندم در شرق خوزستان با استفاده از تکنیک GIS و مدل AHP(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۳۲
شناخت اقلیم و پارامترهای مورد نیاز محصول گندم از مهم ترین عوامل مؤثر در تولید این محصول به شمار می رود. با بررسی های اقلیم شناسی کشاورزی می توان امکانات بالقوه و همچنین مشکلات و نقاط ضعف محیطی در مناطق مختلف را مشخص و کارآیی و بهره برداری از امکانات و محیط را به حداکثر رساند. با توجه به استعداد و ظرفیت های تولید گندم در شرق استان خوزستان، بررسی جامعی بر اساس آمار 15 ساله عناصر اقلیمی و شناسایی عوامل محیطی در 5 شهرستان ایذه، امیدیه، باغ ملک، بهبهان و رامهرمز(شرق استان خوزستان) انجام گرفت و با استفاده از توانایی سیستم اطلاعات جغرافیایی (G. I. S) در تلفیق لایه های مختلف اطلاعاتی، در قالب مدل های مختلف، به پهنه بندی کشت گندم (آبی و دیم) در این محیط پرداختیم، سپس براساس رابطه بین هر یک از پارامترهای محیطی و اقلیمی موثر در کشت گندم و عملکرد محصول به تفکیک آبی و دیم به طبقه بندی نقشه های حاصل بر اساس قابلیت کشت این محصول پرداخته شد. آنگاه براساس مدل سلسله مراتبی(A. H. P) به تخصیص ارزش و تلفیق نقشه های حاصله در محیط G. I. S پرداخته شد و با استفاده از نرم افزارهای Excel و Spss به تحلیل آماری داده ها پرداختیم. در نهایت، نواحی مستعد کشت گندم آبی و دیم در شرق خوزستان شناسایی شدند و نتایج حاکی از آن است که شهرستان های بهبهان و رامهرمز از لحاظ کشت گندم آبی و شهرستان ایذه از لحاظ کشت گندم دیم شرایط و استعداد مساعدتری دارند و شهرستان امیدیه جهت کشت گندم دیم توصیه نمی شود. 
۲۸۹۰۴.

ارزیابی معیارهای شهر دوستدار کودک در شهرهای جدید، مورد مطالعه: شهر جدید گلبهار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۷۹
توجه به کودکان و نیازهای اجتماعی آنان در بافت شهرها و محله ها یکی از مهم ترین مسائل پیش روی جامعه امروز است در حالیکه اغلب فضاهای شهری فاقد کیفیت برای استفاده از کودکان و نوجوانان می باشند و شهرهایی که نیازهای کودکان را مد نظر قرار می دهند، کودکان به لحاظ ذهنی و روانی از زندگی در آن شهر احساس آرامش دارند. لذا در پی چنین ضرورتی پژوهش حاضر بر آن است تا به ارزیابی معیارهای شهر دوستدار کودک در شهر جدید گلبهار بپردازد. و نیازهای کودکان را به تصویر بکشد. پژوهش حاضر از نوع، کاربردی _ توسعه ای و از نظر روش توصیفی _ تحلیلی و پیمایشی می باشد. جامعه آماری شامل کودکان 7 تا 15 سال بوده که حجم نمونه 312 نمونه تعیین گردیده است. نمونه گیری به روش خوشه ای چند مرحله ای بوده به صورتی که از هر محله 4 بلوک جهت نمونه انتخاب شده است. ضریب پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ  با مقدار 8/0 تأیید شده است و جهت تجزیه و تحلیل شاخص ها از آزمون t تک نمونه ای، تحلیل رگرسیون و تحلیل مشارکتی کودکان (نقاشی شهر مورد علاقه) استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شاخصهای شهر دوستدار کودک در شهر جدید گلبهار در سطح مطلوبی نمی باشد، احساس تعلق در کودکان شهر مورد مطالعه در سطح پایینی است، تمایل به مشارکت در کودکان در سطح مطلوبی می باشد.  نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان می دهد که شاخص دسترسی بیش ترین تأثیر و بعد از آن شاخص های طراحی، اجتماعی و محیطی- کالبدی در اولویت های دوم و سوم تأثیر فزاینده ای را بر تحقق شهر دوستدار کودک خواهند داشت. همچنین کودکان در نقاشی شهر مورد علاق شان فضای سبز و امکانات بازی و سرگرمی را مد نظر داشتند.
۲۸۹۰۵.

نقش سازمان های مردم نهاد متخصص شهرسازی در افزایش مشارکت شهروندان بر مبنای اقدام پژوهی مشارکتی در محلات اقبال و امامیه مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۲۷۶
نقش نهادهای واسط و متشکل از افراد متخصص در زمینه شهرسازی به منظور آگاهی بخشی به شهروندان و پرنمودن خلأ بین آنان و مدیریت شهری، در راستای تحقق مشارکت ضروری به نظر می رسد. این پژوهش باهدف بررسی نقش سمن متخصص در امور شهری در مشارکت شهروندان برای بهبود محیط شهری در سطح محله صورت گرفته است. بدین ترتیب که در یک فرآیند اقدام پژوهی، بنیاد مردم نهاد چهارطبقه به عنوان یک سمن تخصصی شهرسازی انتخاب و نقش این نهاد در امر مشارکت و آگاهی بخشی به ساکنین طی دو ماه به صورت مستمر در طول انجام پروژه کیفیت بخشی به محلات دررابطه با استقبال از بهار 1397 در دو محله اقبال و امامیه در شهر مشهد بر اساس مدل تحقیق اقدامی لوین بررسی شد. جامعه آماری ساکنین محلات موردنظر است و حجم نمونه در هر محله بیشتر از 10 درصد جمعیت آن در نظر گرفته شده است. در مراحل مختلف از روش های مشاهده، مصاحبه های عمیق، جمع آوری نظرات بر روی بنر، پرسش نامه و جلسات استماع عمومی به منظور جمع آوری داده ها استفاده شده است. نتایج این اقدام پژوهی که مبتنی بر تجزیه وتحلیل های تفسیری است، نشان می دهد، ازیک طرف حضور سمن ها می تواند تا حدی خلأ موجود در مشارکت را حل نماید و به بهبود رابطه مدیریت شهری و شهروندان کمک کند، اما از طرف دیگر موانعی در این مسیر وجود دارد که عمدتاً به ضعف سازوکارهای قانونی مرتبط می شود. همچنین حضور این نهادهای واسط لازم است در تعریف پروژه های مشارکت مبنا مدنظر قرار گرفته و بسترهای لازم برای امتداد مشارکت و ادامه دار شدن گفتگوها با مردم پیش بینی گردد.
۲۸۹۰۶.

تحلیلی بر مکان یابی پناه گاه های امن شهری با رویکرد پدافند غیر عامل (نمونه موردی: شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۱۷۸
شهرها به عنوان مراکز تجمیع دارایی های فیزیکی و انسانی، در زمان بحران خسارت زیادی خواهند دید؛ بنابراین پرداختن به امور پدافند غیر عامل می تواند خسارات را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. برای این منظور امروزه مکان یابی با کمک سیستم های اطلاعات جغرافیایی نقش اساسی در تعیین مکان پناهگاه های شهری با توجه به اصول پدافند غیر عامل دارد. پژوهش حاضر باهدف مکان یابی پناهگاه های شهری با رویکرد پدافند غیر عامل در سطح شهر اهواز تدوین شده است. این پژوهش در زمره تحقیقات کاربردی و برای تدوین آن از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. اطلاعات مورد نیاز از طریق روش های کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده است.  ده زیرمعیار مکان یابی پناهگاه های شهری در قالب سه معیار کلی (عملکردی، کالبدی و طبیعی- محیطی)، انتخاب شده و نسبت به آماده سازی، طبقه بندی و نرمال سازی آن ها اقدام  شده است. در این پژوهش برای مکان یابی از محیط نرم افزار «Arc Gis 10.6 » و برای تعیین میزان وزن معیارها و زیرمعیارها  از تکنیک  «AHP» استفاده شده است. پس ازآن لایه های اطلاعاتی و نقشه ها، متناسب با معیارها ارائه شد و درنهایت نقشه ترکیبی معیارها استخراج گردید که نشان دهنده بهترین مکان برای ایجاد پناهگاه در این پهنه است. ترکیب لایه های مختلف مؤثر، نقشه نهایی فضاهای بهینه برای ساخت پناهگاه های شهری با تقسیم بندی مناطق به پنج دسته بسیار بالا تا نامناسب به دست آمد و مکان های مناسب مشخص شد. نتایج پژوهش نشان می دهد 23 درصد از منطقه (3499 هکتار) در  وضعیت مناسب بالا و بسیار بالا برای پناهگاه شهری هستند. همچنین مناسب ترین مکان ها جهت استقرار پناهگاه های شهری اهواز در نواحی شرقی، جنوبی و جنوب غربی قرار دارند که در مناطق سه و پنج شهری اهواز قرار گرفته اند و از پتانسیل نسبتاً بهتری برای سکونت افراد برخوردار هستند. این مناطق دارای فضای باز کافی و درعین حال سازگار با کاربری های اطراف هستند؛ بنابراین این مناطق به دلیل برخورداری از فضاهای باز مناسب و همچنین دسترسی مناسب از قابلیت بالایی برای اسکان افراد آسیب دیده برخوردار می باشند.
۲۸۹۰۷.

امکان سنجی به کارگیری رهیافت های توانمندسازی و بهسازی در ساماندهی سکونت-گاه های غیررسمی (نمونه مطالعاتی: محله چمن کرمانشاه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۴۰
باگسترش روزافزون شهرنشینی و برخلاف توسعه تکنولوژی و تدابیر مدیریتی روزبه روز معضلات شهری افزایش می یابد. یکی از زمینه های ناپایداری شهری به ویژه درکشورهای درحال توسعه، گونه ای از سکونت با مشکلات فراوان و موسوم به اسکان غیررسمی است. فشارها و تهدیدهای این نوع سکونت برمحیط و کالبد شهری را اگر باخطرات ناشی از ناپایداری کالبدی، که تهدیدی جدی برای ساکنان و سایر شهروندان می باشند را در نظر بگیریم لزوم توجه و برنامه ریزی برای ساماندهی وضعیت فعلی و جلوگیری از گسترش این سکونت گاه ها درآینده عیان می گردد. در سال های اخیر و با تغییرنگرش و رویکرد مواجهه با معضل اسکان غیررسمی در جهان و توجه به بهسازی و توانمندسازی این محلات، در ایران نیز سیاست های همانند با ابزارهایی مانند خودیاری اهالی، تسهیلات بانکی و اعتبارات دولتی مورد تأکید قرارگرفته است. شهر کرمانشاه به عنوان یکی ازشهرهای درگیر با معضل اسکان غیررسمی دارای اسکان های متعدد نامتعارف است که یکی از این اسکان های غیررسمی به نام محله چمن دارای مشکلات فراوانی است. با انجام مطالعات از طریق مدارک و اسناد موجود و هم چنین توزیع پرسشنامه، به جمع آوری اطلاعاتی درباره مشکلات موجود و وضعیت ساکنان محله پرداخته است و با تحلیل داده ها و استفاده از تجربیات توانمندسازی و بهسازی در ایران و سایر نقاط جهان بررسی و امکان سنجی این سیاست ها در نمونه موردی و پیشنهاد راهبردهایی مناسب جهت ساماندهی نمونه موردی پرداخته شده است. از نتایج به دست آمده این پژوهش می توان به این مهم اشاره کرد که انجام توانمندسازی و بهسازی محله در گروی تغییر نگرش ساکنان و جلب اعتماد آنان است و با انجام این امور می توان به افزایش رفاه و پایداری اقتصاد شهری شهروندان و ساکنان امیدوار بود.
۲۸۹۰۸.

بررسی روند توسعه فیزیکی کلان شهر اهواز بر الگوی گسترش آن در افق 1400(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۵۰۷
شهرنشینی، رشد شهری و گسترش نامطلوب آن به عنوان پدیده ای جهانی، همه کشورهای دنیا را تحت تاثیر قرار داده است. این پژوهش از لحاظ ماهیت هدف کاربردی و از نظر روش شناسی توصیفی تحلیل می باشد. به به دنبال بررسی روند گسترش فیزیکی و الگوی گسترش شهر اهواز در افق 1400 است. برای دستیابی اهدف ابتدا روند گسترش فیزیکی در دوره 35 سال (1360 تا 1395) بررسی شد و سپس 14 شاخص برای بررسی گسترش بهینه توسعه شهر اهواز در افق 1400 استخراج شدند که با استفاده از منطق فازی (FUZZY) این شاخص ها استاندارد شدند و در ادامه برای مدل بهینه با استفاده از مدل تحلیل ترکیبی ANPDEMATEL سه سطح برای گسترش این شهر مشخص شده که در ترکیب با OVERLAYFUZZY و GAMA 9/0 در محیط Gis نقشه های خروجی نیز با استفاده از نرم افزار های envi و arcgis استخراج گشت. نتایج نشان داد در سطح مدل های پیش بینی کننده اراضی کشاورزی با وزن های 0.101 و 0.118 بیشترین اهمیت و مهم ترین عامل تغییر یافته در روند گسترش فیزیکی شهر اهوا بوده است. همچنین خروجی سطح بندی گسترش فیزیکی در افق 1400 مشخص شد
۲۸۹۰۹.

نقش آب در مسکن روستایی مازندران و امکان سنجی بازآفرینی کالبدی ساختارهای مدیریت منابع آب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۴۹
تغییرات اقلیمی لزوم توجه به موضوع آب در حوزه های مختلف ازجمله معماری را بیش ازپیش نمایان ساخته است. روش های مدیریت مصرف آب در اقلیم های خشک و نیمه خشک ایران مدتی است که موردتوجه جامعه علمی و اجرایی کشور قرار گرفته است، اما این ملاحظات در مناطق مرطوب به ویژه مناطق حاشیه دریای خزر در نظر گرفته نمی شود. این بی توجهی به موضوع آب در مطالعات مربوط به معماری روستایی منطقه مازندران در شرایطی است که کالبد بناهای با بیشترین تأثیر از آب شکل گرفته اند. هدف این مقاله تحلیل امکان سنجی توسعه سامانه های استحصال آب باران در مسکن روستایی استان مازندران با توجه به سازگاری در سه بعد اجتماعی، کالبدی و نهادی است. این مقاله پژوهشی کاربردی و کمی است. داده های پژوهش در سه گروه کالبدی، اجتماعی و فنی طبقه بندی شدند. روش گردآوری فراخور هر گروه از داده ها اسنادی، مشاهده و پرسش نامه بوده است. تحلیل داده های کمی از طریق روش دلفی و آزمون کلموگروف-اسمیرنوف توسط نرم افزار SPSS.24 انجام شده است. محدوده مطالعه روستاهای استان مازندران (روستاهای پارسی، شانه تراش، دیوا، کبریاکلا، کوتنا و ورکی) است که در سه گروه «کوهستانی»، «کوهپایه ای» و «جلگه ای» تقسیم شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد، میزان مشارکت در توسعه سامانه استحصال آب باران در روستاهای کوهستانی و کوهپایه ای استان نزدیک به یکدیگر است اما در روستاهای جلگه ای سازگاری اجتماعی پایین تر از متوسط ارزیابی شده است. در بعد کالبدی نیز سازگاری معماری روستایی بالاتر از متوسط است و این سازگاری در هر سه نوع روستا تقریباً به یکدیگر نزدیک هستند. ازاین رو، ساختار کالبدی و معماری مسکن روستایی مازندران امکان توسعه سامانه های استحصال آب باران را دارا است. اما در بعد نهادی، ظرفیت های مدیریت روستایی کمتر از متوسط است و می تواند مانع توسعه سامانه های استحصال آب باران در روستاهای مازندران باشد.      
۲۸۹۱۰.

تحقق پذیری حکمروایی شایسته در فرایند بازآفرینی پایدار بافت های ناکارآمد شهری (نمونه موردی: منطقه 17 شهر تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۳۰۴
وجود بافت های ناکارآمددر نواحی شهری بالاخص در کلانشهر تهران به عنوان یکی از چالش های کاربردی مدیریت شهری شناخته می شود و لازمه مدیریت آن، بهره مندی از اصول مدیریتی کارآمد و مطلوب در مناطق مختلف می باشد، وجود بافت متراکم و فرسوده در منطقه 17 شهر تهران همواره مورد توجه سیاستگذاران شهری قرار گرفته است که در این شناخت اصول مدیریتی به عنوان یک ضرورت کلیدی به حساب می آید، با توجه به اهمیت بازآفرینی شهری بافت های ناکارآمد و بهره مندی از اصول مدیریتی کارآمد، این پژوهش به دنبال چگونگی تحقق پذیری حکمروایی شایسته در فرایند بازآفرینی پایدار منطقه 17 تهران می باشد، روش به صورت تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای و اسنادی مبتنی بر داده ها و نقشه های موضوعی منتشر شده می باشد. با توجه به بررسی های انجام شده، می توان نتیجه گرفت که حکمروایی شایسته در منطقه نیاز به توجه بیشتر به مدیریت شهری، توسعه پایدار، حفظ حقوق شهروندان، حفظ امنیت و آرامش عمومی و مشارکت شهروندی دارد. با اعمال اصول حکمروایی شایسته در این منطقه، می توان بهبود شرایط زندگی شهروندان و بهبود عملکرد نهادهای مسئول مدیریت شهری در این منطقه را تضمین کرد.همچنین بر مبنای تحلیل های صورت گرفته نشان دهنده این است که در کل، حکمروایی شایسته ، می تواند بهبود وضعیت بافت ناکارآمد منطقه 17 تهران را تسهیل کند. همچنین، برای ایجاد یک حکومت شایسته، نیاز به رعایت اصول اخلاقی، شفافیت، عدالت و توجه به نیازهای شهروندان است.
۲۸۹۱۲.

تحلیلی بر شاخص های زیست پذیری شهری با رویکرد معادلات ساختاری (مطالعه موردی: منطقه 1 تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۱۸۲
تمرکز زیاد مردم و فعالیت های اقتصادی در مناطق شهری سبب تقویت ارتباط بین شهر، سلامت و محیط زیست می شود. شهر زیست پذیر از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت شهری است در آن با آفرینش و گسترش پیوسته شرایط فیزیکی، اجتماعی، زیست محیطی و استفاده بهینه از منابع و امکانات موجود، محیطی فراهم شود که در اثر آن مردم جامعه ضمن حمایت یکدیگر و مشارکت گروهی در انجام کلیه امور زندگی، قابلیت های خود را به حداکثر ممکن برسانند. اساس شهر زیستپذیر بر این اصل استوار است که سلامتی چیزی بیش از مراقبت های پزشکی است. محیط زیست سالم و پرورش جامعه نیز ویژگی های کلیدی هستند. روش پژوهش توصیفی تحلیلی می باشد. برای شناسائی ابعاد گوناگون زیست پذیری در مناطق شهری تهران با استفاده از آخرین آمار و اطلاعات و ابزار پریسشنامه در قالب 4 مؤلفه و در میان 10 ناحیه منطقه یک تهران، مورد مطالعه قرار گرفته و نتایج آن با بهره گیری از مدل تحلیل عاملی ارزیابی شده است. نتایج نشان میدهد مولفه های اقتصادی و کالبدی پیش بینی کننده خوبی برای متغیر زیست پذیری به شمار می آیند.
۲۸۹۱۳.

ارزیابی تآثیر کیفیت دسترسی محلات مسکونی بر روابط اجتماعی و سلامت ساکنین (مورد مطالعه: پنانگ مالزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۸۹
فرآیند ارتقای روابط اجتماعی در محلات مسکونی به عنوان بخشی از مکانیسم بهبود سلامت و تندرستی ساکنان، زمینهای ارزشمند برای طراحان و برنامه ریزان فراهم می آورد تا با مهیاسازی مولفه های کالبدی محلات مسکونی در تحقق این هدف نقش آفرین باشند. پژوهش حاضر تلاش می نماید تاثیرات چگونگی دسترسی ساکنان را در قالب نفوذپذیری خیابان ها بر سطح همبستگی اجتماعی و سلامت روانی آنها در پنانگ مالزی بصورت تجربی بیازماید. تحقیق حاضر از نوع کاربردی و روش انجام آن توصیفی-تحلیلی می باشد و داده های مورد نیاز با استفاده از روش پیمایشی و ابزار پرسشنامه از میان نمونه آماری 271 نفر جمع آوری شده اند. تجزیه و تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS و AMOS در قالب آمار توصیفی و استنباطی انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد نفوذپذیری بر میزان همبستگی اجتماعی و سلامت ساکنان تاثیرگذار می باشد. نقش میانجی گرایانه همبستگی اجتماعی در رابطه بین نفوذپذیری و سلامت ساکنین نیز توسط نتایج تحقیق تائید شد. براین اساس، در بخشهایی از محله مسکونی که نفوذپذیری کمتری وجود داشت، ساکنان همبستگی اجتماعی بیشتری را تجربه کرده اند و سلامت عمومی بالاتری را گزارش داده اند. علاوه براین، نتایج این تحقیق موید این نکته خواهد بود که ورود افراد غریبه به قلمرو نیمه عمومی محله، انگیره ساکنین را جهت ارتباطات با یکدیگر کاهش می دهد. همسویی یافته های این تحقیق با نتایج پژوهش هایی که به دنبال گسترش خیابان های بن بست و گذرهای کمتر نفوذپذیر در جهت خلق فضاهای قابل دفاع در محلات مسکونی هستند، می تواند این ایده را شکل دهد که تقویت نظام سلسله مراتبی فضا و کنترل دسترسی ها در محلات مسکونی می توانند علاوه بر ارتقای همبستگی در جهت سلامت ساکنین نقش آفرینی نماید.
۲۸۹۱۴.

ارزیابی تطبیقی وضعیت پیاده مداری در محله های شهر سمنان (نمونه موردی: بافت تاریخی (محله پاچنار)، میانی (محله گلشهر) و جدید (محله مدیران))(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۷۹
شهرهای کهن که غالباً مبتنی بر الگوی پیاده بناشده اند، از سطح پیاده مداری مطلوبی برخوردار بودند؛ اما باگذشت زمان، خصوصاً پس از دوران پهلوی و با تمایل بیشتر به استفاده از اتومبیل، این مطلوبیت روبه زوال نهاد. در زمان حال نیز توسعه شهرها اتومبیل محور است، درحالی که شهر پیاده مدار با برنامه ریزی ساختار محیطی و کاربری زمین، شهروندان را به قدم زدن در شهر ترغیب می کند. بر این مبنا هدف از پژوهش حاضر ارزیابی و مقایسه وضعیت پیاده مداری در محله های توسعه یافته شهری در دوره های مختلف زمانی و با ویژگی های متفاوتِ کالبدی، اجتماعی و اقتصادی، است. موردمطالعه پژوهش شهر سمنان انتخاب شده است که از سه ناحیه تشکیل شده و از هریک از نواحی، یک محله موردبررسی قرارگرفته است. رویکرد بکار رفته در پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و از روش واک اسکور به منظور ارزیابی قابلیت پیاده مداری در این سه محله استفاده شده است. نتایج حاصل از به کارگیری روش واک اسکور در پژوهش نشان می دهد محله گلشهر در ناحیه دو به سبب تعدد و تنوع فعالیت ها و قرارگیری در فاصله قابل دسترس برای ساکنان، پیاده مدارترین محله در میان این سه گزینه می باشد. پس از گلشهر، محله پاچنار، در ناحیه یک، با دارا بودن بافت تاریخی و غالباً فاقد برنامه ریزی، مطلوب ترین وضعیت را دارا است و درنهایت محله مدیران، در ناحیه سه، با ساختاری غالباً مسکونی، کمترین حد از تنوع کاربری ها، پیاده روهای کم عرض، یک شکلی فضای محله و نبود عناصر هویت بخش در اولویت نهایی به لحاظ وضعیت پیاده مداری قرارگرفته است. از سوی دیگر با توجه به نتایج حاصل از پژوهش و بررسی های میدانی می توان پیشنهاد هایی چون، بهبود وضعیت سیستم روشنایی، ارتقاء امنیت، ایجاد سبزینگی در حاشیه معابر و افزایش کیفیت بصری مسیرها، روسازی و بهبود وضعیت پیاده روها، رعایت مقیاس انسانی در ساخت وسازها، افزایش اختلاط کاربری ها، بهبود کیفیت مبلمان شهری و خوانایی محیط (قابلیت شناسایی مسیرها) و درنهایت به کارگیری نماهای جذاب و متنوع در ساختمان ها را به منظور بهبود وضعیت پیاده مداری در هر یک از محله ها ارائه نمود.
۲۸۹۱۵.

راهبردهای توسعه پایدار گردشگری در سکونتگاه های روستایی (مطالعه موردی: روستای ونایی شهرستان بروجرد)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۳۴۰
گردشگری امروزه در چارچوب طرح های آمایشی اعم از ملی، منطقه ای و محلی به عنوان یکی از ابزارها و مؤلفه های اثرگذار توسعه و محرومیت زدایی به شما می رود و ازمهم ترین عوامل عمران ناحیه ای است. فعالیتی متعادل کننده که موجب توسعه اقتصادی و اجتماعی در سطح منطقه ای شده و توزیع عادلانه درآمد و همچنین سطح اشتغال را به دنبال دارد. بنابراین گردشگری روستایی نیز جزئی از صنعت گردشگری به حساب می آید که می توان با برنامه ریزی اصولی و مناسب و شناسایی مزیت ها و محدودیت های آن، نقش مؤثری در توسعه محلی و درنتیجه توسعه ملی و تنوع بخشی به اقتصاد ملی بر عهده داشته باشد، ازاین رو در این پژوهش سؤال این است که پتانسیل ها و محدودیت های توسعه پایدار گردشگری در روستای ونایی کدام است؟ و چه راهبردها و راهکارهایی جهت توسعه پایدار گردشگری که منجر به توسعه روستایی و توسعه منطقه ای و ملی بشود وجود دارد؟ به این منظور پژوهش حاضر با استفاده از مطالعات میدانی و تعیین نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها به شیوه مدل برنامه ریزی راهبردی SWOT و ترکیب آن با AHP به ارائه و اولویت بندی استراتژی ها و راهبردها در جهت توسعه پایدار گردشگری در روستای ونایی پرداخته است. تجزیه وتحلیل های تجربی در روستای مورد مطالعه نشان می دهد که آستانه آسیب پذیری این روستا به علت گردشگری بودن بالاست و نیازمند ارائه سیاست های مناسب در جهت رفع محدودیت ها و استفاده از مزیت های نسبی موجود می باشد.
۲۸۹۱۶.

Investigating atmospheric instability indices coinciding with hails of moderate to severe size diameters: case study: Synoptic station in Bandar Abbas(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۶۵
Hail phenomenon is one of the hazardous weather phenomena that can make the highest amount of damage to farms, gardens, cars, rooftops, etc. in a very short time (a few minutes), depending on the diameter of the particles. One of the best ways to study this devastating climatic phenomenon is the use of atmospheric instability indices. The indices which are calculated with the help of radiosonde data give a fairly comprehensive vision regarding the occurrence of such phenomenon. In this study, the incidence of moderate to severe hail is investigated in the period of 1990-2010. First, the atmospheric codes related to hail phenomena were applied to extract the data, then radiosonde data in intended time were received and applying the RAOB software, the physical status of atmosphere was studied. In the studied period, two hail examples were reported on November 27, 2008 and December 5, 2008. In the first instance of hail that occurred on November 27, 2008, the status of some indicators was calculated and it was found that LCL was at an altitude of 284 meters, CCL at an altitude of 1582 meters, LFC at an altitude of 6230 meters, the ice surface at an altitude of 3278 meters, the LI index was -0.2, the K index was 25.7 ° C, and PWC was 28 mm. In the above mentioned conditions, there was a hail with a diameter of 25.4 mm. In the second instance of hail that occurred on December 5, 2008, the status of some indicators was calculated and the results showed that LCL was at an altitude of 280 meters, CCL at an altitude of 1762 meters, LFC at an altitude of 2271 meters, the ice surface at an altitude of 2771 meters, the LI index was -1.4, the K index was 27.1 ° C, and PWC was 23.6 mm. In the above mentioned conditions, there was a hail with a diameter of 3.6 mm. Given that in many ways, the status of most atmospheric indicators in the two above examples of hail were close to each other, it turns out that in similar circumstances, the greater the distance the ice level gets to the summit of cloud, the greater is the probability of hails larger in diameter. The value of this distance for November 27, 2008 was at approximately 6384 meters and for December 5, 2008, it was at about 5012 meters.
۲۸۹۱۷.

تدوین مدل مفهومی پدیده خانه های خالی: یک مرور سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۶۲
مقدمه در سطح جهانی، از زمان بحران مالی در سال 2008، سرمایه ای کردن و سفته بازی مسکن در جغرافیا گسترش یافته، در اقتصاد سیاسی تعمیم یافته و در سیستم نظارتی جا افتاده است [1]. اما وجود خانه های خالی از سکنه در کشورهای مختلف جهان و کشور ما در کنه طبیعت خود مسئله محسوب نمی شود. آنچه در این زمینه چالش برانگیز است، نرخ متوسط خانه های خالی در کشور و مقایسه آن با میانگین جهانی و نرخ طبیعی خانه های خالی است. با وجود اختلاف قابل توجه، فرضیه نگاه سرمایه ای به مسکن و احتکار مسکن در کشور مطرح می شود (نگارندگان، 1402). خانه های خالی به عنوان نشانه ای از کاهش جمعیت، اثرات منفی بر یک محله از نظر اقتصادی، امنیتی و مدیریت شهری دارند [2]. خانه های خالی بدون مراقبت می توانند مشکلات مختلفی را در یک محله ایجاد کنند، از جمله آسیب رساندن به چشم انداز، افزایش خطرات ریزش ساختمان، و آتش سوزی. آن ها همچنین می توانند منجر به بهداشت نامناسب ناشی از تخلیه غیرقانونی و حیوانات انگلی شوند و یا به محل پرورش جنایت تبدیل شوند، به ویژه در مناطق مسکونی با تراکم بالا این عوارض می تواند بسیار جدی باشد [5]. طبق گزارش مرکز آمار در سال ۱۳۹۵، 2/6 میلیون خانه خالی در کشور وجود داشته و بدون هیچ استفاده ای رها شده است [6]. عدم اطمینان به بازار سرمایه، کالای امن بودن مسکن، اعتقاد به عدم کاهش قیمت مسکن میان سرمایه گذاران، افزایش تحریم ها و رکود صنعت و عدم سرمایه گذاری در آن و از سویی، ورود بخشی از تسهیلات اعطایی در قالب طرح های زودبازده به بخش مسکن موجبات رونق سفته بازی و تبدیل شدن مسکن به کالایی سرمایه ای را فراهم کرده که از عوامل اصلی افزایش قیمت مسکن در ایران به شمار می رود [7]. زمینه های فکری، فرهنگی، اقتصادی به موضوع مسکن در جهان با نگاه به این مسئله در ایران تفاوت هایی دارد، که به این واسطه تحلیل دقیق مسائل مسکن خالی در کشور با نگاهی به ادبیات جهانی را لازم ساخته است. مواد و روش هاروش این تحقیق، مرور نظام مند ادبیات نظری در حوزه تحقیق است. تفاوت مرور نقلی (رایج در تحقیقات فعلی) با مرور نظام مند در این است که مرور سیستماتیک به بررسی تمامی نتایج به دست آمده (پس از اعمال فیلتر معین) از پایگاه داده مشخص شده در تحقیق می پردازد و بنابراین هیچ منبع مهمی در موضوع تحقیق فروگذار نمی شود. به این منظور، پایگاه گوگل اسکولار به عنوان پایگاه اطلاعاتی تحقیق و در دو زبان فارسی و انگلیسی تعیین شد. سپس با بررسی متون مختلف در حوزه خانه های خالی، کلمات کلیدی به شرح زیر انتخاب، و پس از جست وجو در پایگاه گوگل اسکولار، با استفاده از هر یک از کلید واژگانِ زیر تعداد نتایجِ زیر در حوزه منابع فارسی حاصل شد که به دلیل محدود بودن، همگی مورد بررسی قرار گرفتند. در زبان انگلیسی، در مرحله اول به علت تعدد نتایج و ابهام در میزان ارتباط آن ها با موضوع، منابع واجد حداقل 40 ارجاع (یعنی منابع مرجع و اصلی) انتخاب شدند. این امر امکان آشنایی با ادبیات تخصصی موضوع، واژگان کلیدی و مفاهیم اصلی در پژوهش های موجود را فراهم کرد. در مراحل بعدی معیار ورود منابع به فرایند تحلیل، تسهیل شد و تعداد نتایج بسط یافت. به طور کلی پیش از این هیچ مقاله ای در کشور به صورت سیستماتیک مبحث خانه های خالی را بررسی نکرده، لذا این نوشتار اولین در نوع خود است. یافته هااطلاعات منابع از چند جهت قابل جمع بندی و ارائه است:مکان و رویکردمنابع لاتین به ترتیب فراوانی در کشورهای چین، آمریکا، مکزیک، استرالیا، کره، نروژ، فنلاند، سوئد، ژاپن، کانادا، مالزی، فرانسه و آلمان انجام شده است. پس، کشورهای مختلف جهان در سطوح گوناگون با پدیده خانه خالی مواجه و درگیر موضوع هستند. کشورهایی که برنامه های تأمین مسکن گسترده تری داشته اند، با سطح بالاتری از احتکار مسکن و مسکن خالی مواجه بوده اند. از میان این کشورها تنها در آلمان تحقیقات بیانگر عدم شواهد احتکار و سوداگری مسکن (به دلیل نسبتِ پایین قیمت مسکن به درآمد متوسط) است و به پایش برای جلوگیری آتی از این امر توصیه شده است.محتوامحتوای منابع فارسی یا در صدد مشروعیت دادن به اخذ مالیات و جرم انگاری مساکن خالی هستند و یا به دنبال بررسی کمی میزان خانه های خالی و مقایسه آن با رده جهانی و استدلال بر غیر منطقی و ناعادلانه بودن آن هستند. منابع لاتین بر علل و پیامدها متمرکز هستند و راه حل ها را مبتنی بر زمینه خاص محلی، متفاوت می دانند و غالباً از ارائه نسخه واحد اجتناب دارند.علل اصلیمنابع فارسی، عوامل اصلی در بروز پدیده احتکار مسکن را در 3 حوزه تغییرات نقدینگی در کشور، نرخ ارز حقیقی و تغییر در سود سپرده تسهیلات مسکن می دانند و دولت را موظف به کنترل این عوامل هنگام بروز تغییر برای پیشگیری از تأثیر ثانوی بر بازار مسکن می دانند. علل اصلی از منظر منابع لاتین، اشکال در نحوه پرداخت وام های مسکن، سیاست ها و پروژه های دولتی، ضعف قانون گذاری و خلأ قانونی، و نیز انتظارات تورمی مبتنی بر افزایش گذشته قیمت مسکن بوده است.پیامدهای اصلیپیامدها در منابع فارسی بررسی نشده و پیامدها در منابع لاتین غالباً شامل افزایش قیمت مسکن، شتاب سریع قیمت مسکن در آینده، کاهش ارزش رهن مسکن در بانک ها، ورشکستگی بانک های محلی و رکود اقتصادی است. راه حل های اصلیراه حل کشورهای مختلف جهان در بحث خانه های خالی عموماً مبتنی بر رشد و توسعه ارائه خدمات شهری و در مقابل آن اخذ مالیات بر عایدی سرمایه و به تبع آن، مالیات بر خانه های خالی است که در این صورت افکار عمومی به دلیل جذب امکانات شهری به پرداخت مالیات اقناع، و با دولت همکاری بیشتری خواهد داشت. راه حل عمده دیگر، سامانه جامع املاک و اسکان همراه با ضمانت اجرایی است که در اقدام به آن شهرداری ها واجد صلاحیت بیشتری هستند. عمده راه حل های منابع لاتین شامل مدیریت توسط بانک های زمین، برنامه ریزی مسکن و اشتغال در مجاورت یکدیگر، عرضه برنامه ریزی شده زمین، پایش انتظارت تورمی گروه های مختلف جامعه و درنهایت، اخذ مالیات بر عایدی سرمایه و مالیات بر خانه خالی با شرایط خاص و اثربخش است، اما در کشور ما راه حل بخشیِ گرفتن مالیات از خانه های خالی بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. در قالب نتیجه عمده دیگر می توان تفاوت های میان منابع فارسی و لاتین را برشمرد:منابع فارسی غالباً بدون درگیری عمیق با علت های اصلی و پشت پرده خالی ماندن مسکن، دولت را در این امر به عنوان کاتالیزور اصلی مؤثر دانسته و بلافاصله به سمت راه حل های بخشی و یا را ه حل های مالی و تنبیهی رفته اند. در منابع فارسی پیامدهای مسکن خالی بررسی نشده، اما منابع لاتین غالباً به صورت تحلیلی و با ریشه یابی در حوزه علل و یا پیامدها سعی کرده اند راه هایی برای حرکت محلی در هر زمینه خاص به سمت راه حل زمینه گرا باز کنند.در برخی موارد مشاهده شده که منابع فارسی از اصطلاحات و عبارات تخصصی موضوع مانند اصطکاک بازار (عدم رسیدن عرضه به تقاضا)، دوره های رونق و رکود، مالیات بر عایدی سرمایه بدون توجه دادن به محتوای اصلی آن ها استفاده کرده و به این ترتیب ادبیات موضوع را به صورت پوسته ای به کشور انتقال کرده اند. نتیجه گیریدر زمینه علت های خالی ماندن خانه ها، منابع لاتین عمدتاً علت اصلی در زمینه مکانی خود را، برون یابی پذیری تغییرات قیمت مسکن نسبت به گذشته و انتظارات تورمی ناشی از آن [14، 16، 48، 63] و نیز سیستم معیوب و غیر پویای تخصیص وام های مسکن به صورتی که احتکار مسکن را ترغیب می کنند [13، 18، 50،70-71]، دانسته اند. اما در ایران نبود بازار مطمئن برای سرمایه گذاری و حفظ ارزش پول و امن بودن مسکن به صورت کالای سرمایه ای [7] در کنار عدم نظارت مکفی دولت بر مالکیت املاک [6] دلیل اصلی وجود احتکار مسکن و خانه های خالی است.با بررسی منابع به نظر می رسد که باید راه حل های ریشه ای تری نسبت به اخذ مالیات بر خانه خالی برای حل این معضل مورد توجه قرار گیرد:1. قبح فقهی و اسلامی احتکار مسکن باید با ابزارِ جامعه روحانیت و با همکاری رسانه های جمعی و وزارت راه و شهرسازی برای عموم مردم تأکید ویژه شود. 2. سرمایه های سرگردان به نحو احسن توسط دولت مدیریت شود که در مسیر احتکار مسکن قرار نگیرد.3. تکمیل اطلاعات در سامانه جامع املاک و اسکان کشور توسط افراد باید دارای ضمانت اجرایی و تشویق و تنبیه قابل توجه و تأثیرگذار باشد. 4. کمیسیون های مشترکی بین دستگاه های ذی نفوذ در این امر (از جمله سازمان امور مالیاتی، وزارت راه و شهرسازی، شهرداری، دادستانی کل کشور، سازمان تبلیغات اسلامی و...) تشکیل شود تا از موازی کاری و یا اهمال کاری دستگاه ها پیشگیری شود.5. خلأ پژوهشی در حوزه یافتن علل و پیامدهای خانه های خالی در شهرهای مختلف کشور وجود دارد. لازم است با پرداخت به آن ادبیات نظری مربوطه و سپس راه حل های عملی بومی سازی شود. 6. راه حل هایی مانند تأسیس بانک های زمین، تشکیل پایگاه داده جامع، همه جانبه و به روز از مساکن خالی، برنامه ریزی سکونت و اشتغال به صورت توأمان و با رعایت اختلاط آن ها، اخذ مالیات بر عایدی سرمایه، و شفافیت سیاست های دولت برای پیشگیری از رانت نگهداری مسکن، از جمله سیر تحولاتی است که می تواند در زمینه محلی شهرهای ایران امکان سنجی شود. 
۲۸۹۱۸.

ارزیابی تأثیر رخداد هم زمان فازهای نوسانات شبه دوسالانه با فازهای نوسان اطلس شمالی و نوسان شمالگان بر دمای زمستانه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۶۸
افت و خیز دما کم وبیش تحت تأثیر دورپیوندها می باشد. هدف از این مطالعه بررسی نقش هم زمان دورپیوندهای نوسان اطلس شمالی و نوسان شمالگان با نوسانات شبه دوسالانه بر دمای فصل زمستان در ایران است. بدین منظور از داده های دمایی 100 ایستگاه هواشناسی در دوره آماری 2019-1988 استفاده شد. ضرایب همبستگی میان داده های دورپیوندی QBO، NAO و AO با دمای ماهانه محاسبه شد. سپس حالات ممکن برای رخداد هم زمان الگوهای دورپیوند تعیین شد و بی هنجاری دمایی برای حالات تعیین شده با ترسیم نمودار و نقشه در محیط GIS تحلیل شد. نتایج نشان داد که ارتباط معکوس و معنی داری بین فازهای مثبت نوسانات شبه دوسالانه با دمای ماه فوریه در اغلب مناطق شمالی و غربی وجود دارد بطوریکه بیشترین ضریب همبستگی در ایستگاه ایلام به مقدار 81/0- محاسبه گردید. همچنین ارتباط معکوس و معنی داری بین دورپیوندهای NAO و به ویژه AO با دمای نیمه شمالی و غربی بخصوص در ماه های ژانویه و فوریه مشاهده گردید. هم زمانی رخداد فازهای منفی (مثبت) NAO و AO با فازهای منفی (مثبت) QBO موجب وقوع دمای بیشتر از نرمال (نرمال و کمتر از نرمال) در نیمه غربی (شرقی) می شود. بطوریکه گرم ترین زمستان های دوره ی آماری در هنگام رخداد هم زمان فازهای منفی NAO، AO و QBO اتفاق افتاده است. از طرفی رخداد هم زمان فازهای خنثای QBO با فازهای مثبت NAO و AO موجب وقوع دمای نرمال و کمتر از نرمال در اغلب مناطق به جز بخش های جنوبی و جنوب شرقی می شود در صورتیکه بر خلاف این حالت، هم زمانی فازهای خنثای QBO با فازهای منفی NAO و AO موجب عدم رخداد ناهنجاری شدید دمایی شده و احتمال وقوع دمای بیشتر از نرمال با شدت بالا بعید به نظر می رسد.
۲۸۹۱۹.

تعیین و تبیین راهبردهای توسعه روستایی در قلمرو کوچندگان (مورد مطالعه: شهرستان خلخال)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۶۲
مقدمه: در حال حاضر، روستاهای کشور ایران با توجه به ویژگی ها و استعدادهایشان از نارسایی هایی برخورداند که معلول فقدان شناسایی نقاط قوت و فرصت های موجود در سطح محلی می باشند، در این راستا، شهرستان خلخال نیز با داشتن درصد بالای روستانشینی و با توجه به پتانسیل های لازم را برای یک زندگی مطلوب روستایی با چالش های زیادی در ابعاد (اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، محیطی، کالبدی و نهادی-مدیریتی) مواجه است، که تاکنون برای آنها تدابیری اندیشیده نشده است.هدف پژوهش: هدف پژوهش حاضر، تعیین و تبیین راهبردهای توسعه روستایی در قلمرو کوچ نشینان شهرستان خلخال می باشد.روش شناسی تحقیق: پژوهش حاضر از نظر هدف جزء تحقیقات کاربردی محسوب می باشد، و از لحاظ روش جز روش های کیفی و کمی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دو بخش است، بخش اول کلیه سکونتگاه های روستایی در شهرستان خلخال می باشد. با توجه به ماهیت طرح و به منظور شناخت کامل، تمام شماری صورت گرفته است. بخش دوم: افراد متخصص در گروه (اساتید دانشگاه، متخصصان در حوزه توسعه روستایی)،  افراد مطلع و آگاه (اعضای شورای روستاها و دهیاران) می باشند، که بر اساس نمونه گیری هدفمند تعداد 30 نفر به عنوان جامعه نمونه در این بخش تعیین شدند.قلمروجغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی این پژوهش در قلمرو کوچ نشینان شهرستان خلخال مورد بررسی قرار گرفته است.یافته ها و بحث: در مجموع 50 نقطه قوت در روستاهای خلخال شناسایی شده است. در میان نقاط قوت عوامل اقتصادی و کالبدی-فضایی با 30 درصد تاثیر، موثرترین نقاط قوت و عامل نهادی-مدیریتی با 4 درصد کم اثرترین بوده است. همچنین تعداد 53 نقطه فرصت در سکونتگاه های روستایی این شهرستان شناسایی شد، در میان نقاط فرصت، عامل اجتماعی-فرهنگی با 19/30 درصد موثرترین و عامل نهادی-مدیریتی با 0 درصد، کم اثرترین بوده است. در نهایت نتایج نشان داد، از بین راهبردهای مطرح شده، توسعه کسب و کار های کوچک برای زنان روستایی با توجه به امکانات و توان روستاها بیشترین میزان اهمیت را در توسعه روستایی خلخال به خود اختصاص داده است.نتایج: بدون عنایت کافی به بررسی عرصه های روستایی در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، محیطی، کالبدی و نهادی-مدیریتی، آنچه اتفاق افتد، نه به نفع مراکز روستایی و نه یاور کانون قلمرو کوچ نشینان خلخال خواهد بود.
۲۸۹۲۰.

بررسی معیارهای مرتبط با تغییرات حجم مسافران حمل و نقل عمومی در دوران پاندمی کرونا در محدوده خط2قطارشهری مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۷ تعداد دانلود : ۲۳۶
اثرگذاری پاندمی ها(نظیرکرونا)برحمل ونقل عمومی یکسان نیست. بااین حال کمتر مطالعه ای به نقش معیارهای میانجی دراین اثرگذاری پرداخته است. براین اساس تحقیق حاضر برآن است در قالب روش توصیفی-تحلیلی، معیارهای مرتبط با تغییرات تعدادمسافران قطارشهری مشهد در دوران کرونا را بررسی کند. جامعه آماری شامل مسافران خط2قطارشهری به تفکیک ایستگاه دربازه زمانی 1397تا1398(قبل از کرونا) و 1399تا 06/1400(پس از کرونا) و کاربری های خدماتی 500متری پیرامون هرایستگاه و متغیرهای تحقیق نیز شامل تغییرات مسافران خط2قطارشهری بعدکرونا(متغیر وابسته)، تعدادجمعیت و درآمدساکنین و نوع کاربری های پیرامون هر ایستگاه(متغیر مستقل) می باشد. پس از مطالعات نظری و تدوین مدل مفهومی، باتشکیل پایگاه اطلاعات مکانی از موقعیت هرایستگاه، داده های مربوط به تعدادمسافر، جمعیت ساکن، درآمدافراد و کاربری های پیرامون هرایستگاه، در آن ثبت گردید. بهره گیری از روش های آمارتوصیفی و استنباطی، اساس کار در این زمینه بوده است. نتایج نشان داد،کرونا تاثیریکسانی برتغییرات مسافران در ایستگاه های خط2نداشته، به گونه ای که در33% ایستگاه ها پس از کرونا تعداد مسافران افزایش و در67%کاهش یافته است. استفاده از آزمون های "تی دونمونه ای مستقل"، "ترند" و "همبستگی" بیانگرآن بودکه متغیرهای جمعیت، درآمد وتنوع کاربری به عنوان متغیرهای میانجی ارتباطی با تغییرات مسافران ندارند. درحالی که سطح و عملکرد کاربری های خدماتی ارتباط معناداری را با این موضوع نشان داد. یافته های تکمیلی حاصل از روش "تحلیل تمایزی" نشان داد که دربین کاربری های خدماتی، نحوه آرایش کاربری های تجاری و کارگاهی مهمترین عامل در تمایز محدوده های با افزایش و کاهش تعداد مسافران است. انطباق کاربری های کوچک مقیاس تجاری و همجواری آنها با کاربری های کارگاهی-تولیدی در محدوده های با افزایش مسافر، قابلیت انعطاف پذیری این الگو در مقایسه با الگوهای بزرگ مقیاس را در مواجهه با پاندمی ها نشان داد که می تواند دستمایه خوبی برای مطالعات آتی باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان