تغییرات سریع فناوری اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در جهان امروز، جوامع معاصر را با چالش های بیسابقه ای رو به رو ساخته است که کشور ما هم از این نظر مستثنا نیست. قرن بیست و یکم در انتظار دنیایی است که راهبری آن را اطلاعات به عهده دارد. انسان در گذر تاریخی خویش سه مرحله اصلی را طی نموده است. دوره اول با توسعه کشاورزی و وسعت زمین های مزروعی، نظامهای قومی و عشیره ای به رشد و بالندگی رسیدند. هسته های اولیه مدنیت و نهادهای اجتماعی به خصوص مدارس شکل گرفت افراد تربیت شده این دوران که محصول تمدن روستاییاند افراد چند وجهی و علاقه مند بودند. با ظهور انقلاب صنعتی، انسان پای در دوره دوم یعنی عصر ماشین نهاد. در این دوره فناوری از تولید علم پیشی گرفت و علم را زیر مجموعه خود در آورد، علم پاسخگوی فناوری و نیازهای به وجود آمده در این دوران شده به تبع آن گرایش های مهندسی به شدت رشد کرد و قافله سالار این عصر، فناوری شد. در این دوره مدارس شکل خاصی گرفت و به مقاطع ابتدائی و متوسطه تقسیم شد. این تقسیم بندی در دانشگاه شدید تر شد به طوری که شاید بتوان گفت ما متخصص ناخن پای چپ یا مژه هفتم چشم راست داریم. در بطن عصر ماشین، سیل مهاجرت به شهرها، و انباشت اطلاعات حرکتی در حال تکوین بود که تولید نسلهای رایانه ای را به دنبال داشت و سبب پای نهادن انسان به دوره سوم یعنی عصر اطلاعات شد. رشد سریع فناوری اطلاعات و ارتباطات تأثیرات شگرف و همه جانبه ای بر تمامی شئونات جامعه دارد و به عنوان عامل اصلی باعث افزایش بهره وری میشود و سبب تغییر در نظام های موجود میگردد. برای بهتر زیستن در آینده آشنایی با زمینه های کاربرد فناوری اطلاعات ضروری است. اینترنت، اینترانت، اکسترانت، پست الکترونیکی، یادگیری الکترونیکی، مدارس مجازی، دانشگاه های اینترنتی، سواد اطلاعاتی، و جز آن نمونه هایی از کاربری فناوری اطلاعات است. در این مقاله سعی شده است به آموزش در عصر اطلاعات، آموزش الکترونیکی و نگاهی به رویکردهای سنتی و جدید آموزش داشته باشد.
با رشد و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات در کسب و کارها و همچنین استفاده روز افزون از اینترنت جهت سهولت در انجام کارها، دولت ها نیز به ارائه خدمات به شهروندان به صورت الکترونیک روی آوردنده اند. جهت توسعه ارائه خدمات الکترونیک به صورت کارا و اثر بخش و افزایش کیفیت ارائه خدمات الکترونیک، ارزیابی سطح بلوغ خدمات دولتی الکترونیک گامی ضروری در تحقق این هدف می باشد. در پژوهش پیش رو مدل های گوناگونی از بلوغ دولت الکترونیک شرح داده شده است. سپس سطح بلوغ ارائه خدمات الکترونیک در چند سازمان دولتی با استفاده از مدل مفهومی پژوهش ارزیابی گردیده است. بر اساس ارزیابی صورت گرفته سازمان های بررسی شده در سطح دوم از بلوغ خدمات الکترونک قرار دارند.
عملکرد هر سازمانی به اطلاعات تخصصیای که درون سازمان و در شبکه ارتباطات بین کارکنان در جریان است بستگی دارد . در بسیاری موارد تعاملات درون این شبکه ناشناخته و مدیریت نشده است. در این مطالعه موردی روشی که قابلیت پشتیبانی سیستماتیک مدیریت اطلاعات در شرکتهای مهندسی مشاور دارد معرفی می شود. تحلیل شبکه سازمانی برای آزمودن کاربرد این روش در پشتیبانی تصمیمگیری در یک شرکت مهندسی مشاور بهکار برده شده است. در این پژوهش از تحلیل شبکه سازمانی بهعنوان روشی برای مطالعه شبکه های ارتباطی استفاده شده است . هدف از کاربرد این روش، ارزیابی مطلوبیت آن برای پشتیبانی تصمیم گیری در شرک ت های طراحی و مهندسی مشاور در صنعت راه و پلسازی و همچنین تعیین رابطه بین استفاده از اطلاعات در شبکه ارتباطی و فرایندهای سازمان است. داده های ارتباطاتی بین کارکنان با استفاده از پرسشنامه ای با نرخ بازگشت 94 درصد گردآوری (N= شرکت ( 70 استفاده شده (ORA) شد. برای تحلیل داده ها از نرمافزار تحلیل ریسک سازمانی است. یافته های این پژوهش ساختار جریان ا طلاعات درون و بین واحدهای شرکت را نشان میدهد. یافته های پژوهش نشان داد ارتباطات بین بخشی بین کارمندان بهخصوص در سطح کارشناسان ضعیف و آگاهی مشترک از فرایندهای سازمانی در کل سازمان پایین است . با این حال سرعت گردش اطلاعات در شبکه مطلوب است. تحلیلهای انجامشده دید مدیران شرکت را نسبت به فرایندهای سازمانی به مدیران شرکت در جهت شناسایی مشکلات و بهرهبردای از نقاط قوت شبکه سازمانی بهبود میبخشد.
مقدمه: به دلیل این که بیمارستان ها ارایه دهندگان اصلی مراقبت سلامت هستند، برای به کار گرفتن سیستم های اطلاعاتی سلامت به عنوان مؤسسات هدف در نظر گرفته می شوند. بیمارستان ها برای مدیریت نیازمندی های رو به افزایش خود به سیستم اطلاعات بیمارستانی (Hospital information system یا HIS) اثربخش نیاز دارند. مطالعه ی حاضر اهمیت استفاده از HIS از دیدگاه کارکنان بخش مدارک پزشکی بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان را شناسایی نمود.
روش بررسی: در یک مطالعه ی توصیفی- مقطعی که نمونه ی آماری آن کارکنان بخش مدارک پزشکی بیمارستان های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان در بهار 1390 بودند، دیدگاه کارکنان با استفاده از یک پرسش نامه ی محقق ساخته جمع آوری گردید. روایی پرسش نامه از طریق روایی محتوی (بررسی منابع و گرفتن نظرات صاحب نظران) و پایایی آن با آزمون Cronbach¢s alpha (94/0) سنجیده شد. حجم نمونه با حجم جامعه (71 نفر) مساوی بود. داده ها با مراجعه ی حضوری جمع آوری و بعد از ورود به نرم افزار SPSS نسخه 19 با استفاده از آمار توصیفی و آزمون 2c مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: از دیدگاه کارکنان، اهمیت هر سه حیطه ی «معیارهای مختلف برای انتخاب HIS»، «اهمیت پیش نیازهای استقرار HIS» و «اهمیت استفاده از HIS» در حد زیاد تا خیلی زیاد (به ترتیب 4/91، 6/89 و 4/77 درصد) بود. بین افراد با تحصیلات بالاتر، استقرار پیش نیازهای HIS اهمیت بیشتری داشت. در بین افرادی که مدرک تحصیلی آن ها مرتبط با پست سازمانی بود، نیز اهمیت معیارهای انتخاب HIS بیشتر احساس می شد.
نتیجه گیری: کارکنان بخش مدارک پزشکی دیدگاه بسیار مثبتی نسبت به استقرار HIS داشتند. مدیران در راه توسعه و ارتقای سیستم ها، باید توجه ویژه ای به نظرات و تجربیات کاربران داشته باشند.
هدف از این پژوهش با توجه به اهمیت یافتن بحث جذب، پرورش و نگهداشت استعدادها در حوزه صنایع فناوری محور و نیز فقر نظری حوزه مدیریت استعداد، ارائه مدلی از مدیریت استعداد مبتنی بر وضعیت موجود آن در کشور است. برای انجام این مطالعه، یکی از اپراتورهای تلفن همراه در داخل کشور، به عنوان مورد مطالعه انتخاب شده است و با توجه به کمبود تحقیقات کیفی در حوزه مدیریت استعداد با استفاده از روش نظریه مبنایی نسخه 2015 کوربین و اشتراوس، مدل جاری مدیریت استعداد در این شرکت بر اساس مصاحبه با 25 نفر از ذینفعان سیستم مدیریت استعداد (استعدادها، مدیران و کارشناسان منابع انسانی) صورت پذیرفته است. مهمترین یافته این پژوهش پویایی فرایندهای متعدد مدیریت استعداد و قرارگیری آنها روی یک طیف، از نامطلوب ترین تا مطلوب ترین حالت می باشد. طراحی این مدل می تواند با نمایش وضعیت جاری مدیریت استعداد در سازمان، مسیر را برای حرکت به سمت وضعیت مطلوب مدیریت استعداد هموار نماید و بعلاوه، با توجه به ابعاد فردی، سازمانی و فرهنگی مدیریت استعداد، ادبیات این حوزه را غنا بخشد.
توسعه صادرات کالاهای فناورمحور و فراورده هایی که سهم فناوری پیشرفته در ساخت آنها بالاست، یکی از اهداف مهم استراتژی بلندمدت توسعه صادرات کشور است. صادرات کالاها و خدمات فناورمحور به عنوان نقطه اوج فعالیت های علمی و فناوری است که می تواند منجر به ایجاد اشتغال پایدار، ارزش افزوده فراوان، اقتدار ملی و ثروت برای کشور شود. از این رو در این پژوهش شرکت های فناورمحور صادرکننده پارک فناوری پردیس که زیرمجموعه معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری می باشد، مورد مطالعه قرار گرفته اند. در این پژوهش با استفاده از روش آمیخته اکتشافی، عوامل تسهیل کننده مؤثر بر صادرات کالاهای فناورمحور با استفاده از پژوهشی کیفی از طریق روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار در پنج مقوله (اتاق بازرگانی، معاونت علمی فناوری ریاست جمهوری، دولت در سطح کلان، همکاران بین المللی و سطح شرکت) شناسایی شده و سپس در دو روش مدلسازی ساختاری تفسیری و روش دیمتل که از رویکردهای مدلسازی نرم هستند، پیاده سازی شده است که روابط علی و معلولی عوامل و همچنین مدل سطح بندی شده ساختاری تفسیری آنها استخراج شده و در نهایت نقش مؤثر دولت در توانمندسازی صادرات شرکت های فناورمحور تأیید شده است.
در سال های اخیر استفاده از فن آوریهای جدید و خدمات مرتبط با بانکداری در حال افزایش هستند. ظهور فن آوریهای جدید به شکل کامپیوتر و ارتباطات به طور کامل باعث تغییر در کسب وکار بانکها و نحوه ی انجام بانکداری شده است. این فن آوری ها، چشم اندازهایی جدید به شکل امکانات وفرصت های نو برای بخش بانکی در سراسرجهان به ارمغان آورده اند. هدف پژوهش حاضر نشان دادن ارتباط بین فن آوری اطلاعات و کارایی بانکها در کشور هند است. این تحلیل نشان می دهد که فن آوری اطلاعات تأثیر مثبتی بر کارایی سیستم بانکی در هند داشته و همچنین نتیجه ی تحقیق گویای این موضوع است که از میان بانکهای مورد مطالعه، بانک ICICI درهردومدل بازده ی ثابت و متغیر نسبت به مقیاس کاراترین بانک بوده و بانکهای Bank of India وState Bank of India در رتبه های بعد از آن قرار می گیرند.
براساس سند چشم انداز «ایران کشوری است دست یافته به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه آسیای جنوب غربی با تأکید بر جنبش نرم افزاری و تولید علم». با توجه به این که محور سند مذکور دانایی محوری است، در پژوهش حاضر برای محقق شدن این مهم، بخش علم و فناوری بر مبنای دانایی محوری، مورد پژوهش واقع شده و پژوهشگر به دنبال طراحی مدل استراتژیک دانایی محوری در بخش علم و فناوری در راستای سند چشم انداز 20 ساله جمهوری اسلامی ایران است. دانایی محوری متشکل از سه سطح انسان، سازمان و جامعه می باشد. هر یک از این سطوح دارای ابعاد جداگانه ای است. برای هر یک از این ابعاد، شاخص های سنجش پیشنهاد و برای شناسایی شاخص ها، طی فرآیندی، شش گام برداشته شده است. نخست شاخص های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، مالی در مجموع 2100 شاخص شناسایی شد. پس از تجزیه و تحلیل، تعداد 1178 شاخص استخراج شد، سپس این شاخص ها در20 گروه طبقه بندی و از بین این شاخص ها تعداد 313 شاخص بر اساس شیوه های تحلیلی متمرکز بر معنا مورد توجه قرار گرفت. در نهایت با روش گروه کانونی از بین شاخص های مورد نظر40 شاخص مربوط به دانایی محوری شناسایی و فراوانی هر یک اولویت بندی و بر اساس نتایج و یافته ها مدل پژوهش استوار شد.
روش استفاده شده در پژوهش حاضر، روش تحلیل محتوا، دلفی، مصاحبه و پرسشنامه است. پس از جمع آوری داده ها، نتایج آن مورد تجزیه تحلیل قرارگرفت. براساس نتایج به دست آمده از پژوهش، انسان دانا، سازمان دانا و جامعه دانا، ابعاد اصلى مدل پژوهش را تشکیل مى دهند.
از آنجایی که آموزش، بیش از هر موضوعی متاثر از تحولات فناوری است، بعنوان نهاد اصلی و رسمی جامعه، نیاز دارد خود را به فناوریهای جدید مجهز کند. در این مقاله دلایل اختلاف در انتخاب فناوری در زمینه آموزش حسابداری دو دوره کارشناسی ارشد و دکتری مورد بررسی قرار میگیرد. این یک تحقیق پیمایشی کاربردی بوده و از طریق انتخاب یازده فناوری مختلف و ارسال پرسش نامه به دوگروه از اساتید دوره کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاههای مختلف وتجزیه وتحلیل نتایج بدست آمده از این اطلاعات انجام شده است. ابزار اندازه گیری این تحقیق پرسش نامه بوده و روش آماری آن آزمون t می باشد. نتایج تحقیق بیانگر وجود تفاوت معنادار بین استفاده از موارد یاد شده در بین دو گروه از اساتید حسابداری دوره کارشناسی ارشد و دکتری دانشگاهها می باشد. راه حل عملی برای پوشش این فاصله، استفاده بیشتر از فناوری اطلاعات در آموزش حسابداری جهت افزایش کیفیت آموزش توسط اساتید و از طرفی تلاش دانشجویان جهت یادگیری فناوریهای نوین و استفاده عملی از آن می باشد.
هدف از این پژوهش تدوین الگویی برای بررسی چگونگی تاثیر زیرساخت های پویای مدیریت دانش بر ارتقاء بهره وری شرکت های دانش بنیان که در حوزه های مدیریت دانش فعال هستند، می باشد. روش تحقیق در این مقاله از نوع توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری تحقیق تعداد 724 نفر از مدیران و کارشناسان شاغل در شرکت های فعال در حوزه مدیریت دانش و سیستم های مدیریت دانش می باشد که در مجموعه پارک علم و فناوری تهران حضور دارند. در این تحقیق، با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای-نسبتی با در نظر گرفتن سطح خطای05/0 تعداد 293 نفر انتخاب گردیدند، که در نهایت، اطلاعات 286پرسشنامه صحیح بین مدیران و کارشناسان ارشد شرکت های مورد تحقیق توزیع و با استفاده از روش تجزیه و تحلیل عاملی تأییدی روایی پرسشنامه ها بررسی شد. مقدارپایایی ترکییی درمحدوده 88/0تا93/0و بالاتر از مقدار استاندارد 7/0 است مقادیرave در بازه 55/0 تا 77/0 و بالاتر از مقدار استاندارد 50/0 است این نتایج نشان می دهدکه مدل اندازه گیری دارای پایایی رضایت بخش است. همچنین، برای آزمون فرضیه های تحقیق از مدل معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد که قابلیت های مدیریت دانش از طریق دو متغیر میانجی ظرفیت جذب و زنجیره تأمین چابک بر ارتقاء بهره وری شرکت تأثیر دارند.
هدف پژوهش حاضر ارائه مدل علی پذیرش و به کارگیری یادگیری مجازی در کارکنان با تأکید بر نقش تناسب فناوری – شغل، خودکارآمدی و هنجار ذهنی در بین کارکنان صنعت نفت میباشد و تلاش شده است با بررسی عواملی مانند هنجارذهنی، خودکارآمدی رایانه، تناسب فناوری– شغل و اثرات آن ها با متغیرهای مدل پذیرش فناوری یعنی سودمندی ادراک شده، سهولت استفاده ادراک شده و تمایل و به کارگیری آموزش مجازی را مورد بررسی قرار دهد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است و از نظر نحوه گردآوری و تحلیل داده ها از نوع توصیفی – همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر کارکنان شرکت نفت که با آموزش مجازی آشنایی دارند (330 نفر) را شامل می شود. شرکت کنندگان چندین پرسشنامه مثل هنجارذهنی از پرسشنامه آژان و هارتشورن (2008)، فناوری - شغل از پرسشنامه واتاناساک داکول و همکاران(2010)، سهولت استفاده ادراک شده از پرسش نامه مون و کیم (2001)، سودمندی ادراک شده از پرسشنامه کیم و همکاران (2007)، تمایل استفاده یادگیری مجازی از پرسشنامه سامی ینتو (2009)، خودکارآمدی رایانه از پرسشنامه والترز، و داگرتی (2007) تکمیل نمودند. برای بررسی فرضیه های تحقیق از روش تحلیل مسیر استفاده شده است. نتایج نشان داد که متغیرهای تناسب فناوری – شغل، هنجارذهنی، خودکارآمدی رایانه به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق متغیرهای واسطه ای سهولت استفاده ادراک شده و سودمندی ادراک شده بر متغیر تمایل و به کارگیری یادگیری مجازی دربین کارکنان اثر معناداردارند. بیشترین اثر کل مربوط به متغیر تناسب فناوری – شغل و سهولت استفاده ادراک شده و کم ترین اثر کل مربوط به متغیر هنجار ذهنی بر تمایل و به کارگیری یادگیری مجازی میباشد.