نهمین قانون اساسی مصوب 1382 افغانستان طبق توافقنامه بن با رویکردی دموکراتیک به تدوین و تصویب رسید. این مقاله به بررسی اصول این قانون اساسی با دو مدل دموکراسی لیبرال (حمایتی و تکاملی) پرداخته است. در این سنجش پنج شاخص – انسان شناسی، مقوله حق، نظام سیاسی، دموکراسی، فرایندهای تحقق دموکراسی – به عنوان مبنای تحلیل قرار گرفته است. در این تحلیل قانون اساسی جدید افغانستان در پنج شاخص با هر دو مدل مذکور مطابقت داشت. همین قانون اساسی مصوب 1382 افغانستان طبق توافقنامه بن با رویکردی دموکراتیک به تدوین و تصویب رسید. این مقاله به بررسی اصول این قانون اساسی با دو مدل دموکراسی لیبرال پرداخته است. در این سنجش پنج شاخص – انسان شناسی، مقوله حق، نظام سیاسی، دموکراسی، فرایندهای تحقق دموکراسی – به عنوان مبنای تحلیل قرار گرفته است. در این تحلیل قانون اساسی جدید افغانستان در پنج شاخص با هر دو مدل مذکور مطابقت داشت.
بیش از سه دهه از بحران مزمن منطقه شاخ آفریقا می گذرد. مراکز پژوهشی و دانشگاهی درباره علل، روند و پیامدهای این بحران و نیز عناصر و مؤلفه های آن بررسی ها و کاوش هایی را در ابعاد مختلف انجام داده اند. شناخت اهداف و اولویت های تحرک منطقه ای اتیوپی در برابر تحولات سومالی در سطوح مختلف، ابزارهای لازم را برای آگاهی از اهداف راهبردی این کشور به عنوان بازیگر مهم منطقه ای در منطقه شاخ آفریقا فراهم می کند. تداوم فروپاشی سومالی به عنوان دولت- ملت و یک واحد سیاسی، استثنایی سیاسی- امنیتی در روابط بین الملل فرصتی طلایی برای ارتقای سطح قدرت و نفوذ اتیوپی در منطقه شاخ آفریقا فراهم کرد.آدیس ابابا به طور سنتی و تاریخی در جایگاه تمدنی منطقه ای، سعی دارد از مؤلفه های قدرت و شرایط منطقه و جهان به منظور پاسداری از جایگاه منطقه ای خود و گسترش آن به خوبی استفاده کند در این راستا سیاست مداخله گرایانه این کشور تأمین کننده هژمونی منطقه ای و بسیاری از نیازهای سیاسی و امنیتی بوده است. در این مقاله، سیر تاریخی تعامل و رفتار سیاستمداران اتیوپی را با عناصر و مؤلفه های بحران سومالی تحلیل شده است تا سازکارهای نهادهای سیاست گذاری و تصمیم گیری آدیس ابابا مشخص شود و از این رهگذر چگونگی اجرایی شدن مقاصد و سیاست های منطقه ای توسط ابزارهای ذی ربط اتیوپی ارائه گردد.
مالی یکی از کشورهای مسلمان نشین منطقة غرب آفریقاست که دین اسلام عمیق ترین تأثیر را در نهادهای مختلف اجتماعی و فرهنگی آن بر جای نهاده است. این کشور حاشیة صحرای بزرگ که به دلیل چهرة بیابانی از زیبایی خاصی برخوردار است، یکی از کشورهای اسلامی آفریقا به شمار می رود که تاریخ حضور اسلام در آن به صدها سال پیش بازمی گردد. اسلام از قرون اولیة میلادی توسط برخی بازرگانان و مبلغان شمال آفریقا وارد بخش های شمال مالی شد؛ ولی اوج شکوفایی تمدن اسلامی در این کشور به قرون میانة اسلامی بازمی گردد که طی آن چند پادشاهی بزرگ اسلامی در این سرزمین بنیان نهاده شدند. مالی در این دوره به ویژه در زمان پادشاهی مانسا موسی، امپراتور معروف، به شهرتی جهانی دست یافت و به عنوان کشوری اسلامی در سرتاسر قارة آفریقا معروف شد. همچنین طی این دوره، شهر تیمبوکتو به مرکز بزرگ علمی جهان اسلام مبدل شد و دانشگاه اسلامی سانکوره ـ که امروزه سه مسجد بزرگ این شهر از شکوه و عظمتش در آن عهد حکایت دارندـ دومین دانشگاه اسلامی بزرگ قارة آفریقا پس از دانشگاه الازهر به شمار می آمد. در این مقاله شهر تیمبوکتو، که در سال 2006م از سوی سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان پایتخت فرهنگی جهان اسلام معرفی شد، به اختصار فقط از نظر فرهنگی مورد بررسی قرار گرفته است؛ هرچند آن قدر گفتنی در مورد این شهر زیاد است که خلاصه کردن تیمبوکتو در چند صفحه به راستی مثال «گنجاندن بحری در کوزه است».
روابط بین الملل از دهة شصت میلادی دستخوش تحولاتی عمیق شد. در تمام آفریقا مبارزة استقلال خواهی وجه برجستة مردم این قاره در این عصر قلمداد می شود و اندیشمندان آفریقایی از آن به «رنسانس آفریقایی» تعبیر می کنند. همچنین پس از سپری شدن یک دهه، تحولی شگرف در کل نظام بین المللی رخ داد و مکانیسم های نظامی رفته رفته به عنوان ابزاری کارا نقش خود را به کارکردهای اقتصادی و رهیافتی مرکانتالیستی تغییر دادند؛ بنابراین، بلوک بندی «شرق و غرب» در نظام بین المللی جای خود را به قطب بندی «شمال ـ جنوب» داد. در نتیجة کارکردهای اقتصادی نوین، که توسط نهادها و مؤسسات مالی بین المللی به جای ابزارهای نظامی و میلیتاریستی در عرصه بین المللی نقش آفرینی می کردند، پدیدة جهانی شدن از دل نظام سرمایه داری مبتنی بر اقتصاد لیبرالیستی ظهور کرد. بروز این پدیده در عصر حاضر، سبب واکنش های متفاوت دولت های مختلف در سطح بین الملل شد؛ ازجمله ملل آفریقا که در سالیان طولانی طعم تلخ استعمار و استثمار را چشیده بودند، در بارة پدیدة جهانی شدن واکنش فوری نشان دادند که می توان تشکیل اتحادیه های مختلف را ازجملة این واکنش ها شمرد. نگارنده در این مقالة تحقیقی، برای حفظ هویت کشورهای آفریقایی در مقابل پدیدة جهانی شدن، رویکرد پراتیک منطقه گرایی را پیشنهاد می کند که از راه های مناسب کشورهای جنوب و جهان سوم جهت توسعة مناسبات سیاسی و اقتصادی، تجاری و فرهنگی است. این رویکرد ضمن تدوین و توسعة فرصت های مناسب و برابر برای دو طرف، زمینة ظهور همگرایی منطقه ای و حتی فرامنطقه ای را فراهم خواهد ساخت. در سایة این همگرایی، کشورهای جنوب می توانند از حالت «وابستگی مطلق» نسبت به کشورهای شمال به «وابستگی متقابل» تغییر جهت دهند.
رژیم صهیونیستی به عنوان بازیگر اشغالگر در جنگ 22روزه، ابتدا هدف اصلی خود را نابودی حماس اعلام کرد؛ اما پس از مدت کمی، تحت تاثیر مقاومت در غزه، به تدریج با عدول اهداف اولیه، از بین بردن توان موشکی حماس را هدف خود دانست. این رژیم اهداف دیگری از قبیل تلاش برای تمدید آتش بس با جنبش حماس و احیای قدرت بازدارندگی خود پس از شکست در لبنان را نیز در سر می پروراند. بازیگران بین المللی از جمله آمریکا، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد نیز به دنبال تامین منافع خود و امنیت رژیم صهیونیستی و تثبیت جایگاه منطقه ای آن بودند. مهم ترین پیامد این جنگ، شکست رژیم صهیونیستی در یک نبرد نامتقارن و نابرابر از یک گروه کوچک چریکی بود. این نتیجه موجب ارتقای جایگاه حماس و مقاومت از یک سو و پایان افسانه شکست ناپذیری رژیم صهیونیستی از جانب دیگر شد. در سطح بین المللی هم افول قدرت آمریکا محرز و ضعف ابزارهای این کشور در منطقه برای تثبیت هژمونی آن آشکار شد. جنگ غزه کاهش اعتماد به نهادهای مدافع امنیت بین المللی را به دنبال داشت و مرز بین ادعا و واقعیت، در نحوه عملکرد این نهادها شفاف تر شد.
سازمان های غیردولتی آفریقایی با حمایت اتحادیه آفریقا و برخی سازمان های بین المللی تلاش خود را در دهه اخیر افزایش داده، درصددند در الگوی جدید توسعه، کارآیی و کارآمدی، پاسخگویی، شفافیت، نهادینه ساختن تنوع و تکثر و نظم را ارائه دهند و به تدریج مردم سالاری و شایسته پروری را در مردم نهادینه کنند. در دو دهه اخیر، جوامع آفریقایی با پذیرش شیوه تعدد احزاب و کاسته شدن از هیجان های قبیله گرایی اوایل دوران استقلال، غیرایدئولوژیک شدن جوامع و مسلط شدن گفتمان، ضرورت پیشرفت و توسعه، و جایگزینی تدریجی مردم سالاری، شاهد نوعی خردمحوری در امور دولتی، اقتصادی و سیاسی بوده است که راه را برای حضور نخبگان و افراد شایسته هموار می سازد. در دو دهه پس از نود، جوامع مدنی آفریقایی به رغم محدودیت ها و وجود کانون های مقاومت، از رشد، تنوع و پویایی نسبتاً چشمگیری برخوردار شده و راه پیشرفت را، به کندی اما پیوسته، طی کرده اند؛ اگرچه علی رغم شکل گرفتن و رشد سازمان های غیردولتی و جوامع مدنی در آفریقا، هنوز شهرنشینی و مردم سالاری نهادینه نشده و چه بسا آن آتش آگاهی به اندک باد مخالفی فرو کاسته، به سردی گراید. در این امر، علاوه بر بی مهری سیاستمداران، باید به بی توجهی و بی علاقگی روشنفکران آفریقایی به ارائه راه حل های موردی برای مشکلات و علاقه آن ها به مهاجرت از قاره، سستی در تولید ادبیات مناسب، نبود امکان دسترسی و مبادله آزاد اطلاعات در جوامع آفریقایی و ضعف تئوریک تلاشگران جوامع مدنی و برخی وابستگی ها به دنیای غرب اشاره کرد.