سرزمین سند از قرن ششم ق.م تا قرن دوم میلادی پذیرای اقوام ایرانی و یونانی بود که این سرزمین حاصلخیز را یکی پس از دیگری به تصرف خود در آوردند. هر یک از این اقوام، سعی نمودند تا پس از استقرار در منطقه ی، مظاهر تمدنی و دینی خود را به نوعی در آنجا گسترش دهند. از بارزترین عناصر فرهنگی اقوام بیگانه در منطقه ی سند می توان به شهر باستانی تاکسیلا اشاره نمود که توسط یونانی ها و بر اساس سبک شهرسازی آنان بنیاد گذاشته شد. پس از یونانی ها، اقوام سکایی(هند و سکایی و هند و پارتی)این شهر را به عنوان پایتخت برگزیدند. سکاها ضمن پیروی از عناصر معماری، هنر و شهرسازی یونانیان، برخی از عناصر ایرانی را نیز به آن افزودند. چنان که معبد جندیال، واقع در دروازه ی شمالی تاکسیلا دارای شکلی ترکیبی از عناصر معماری یونانی و ایرانی گردید.
صهیونیسم در دهه آخر قرن نوزدهم توسط تئودور هرتزل با هدف انتقال یهودیان آواره جهان به فلسطین و تشکیل وطن ملی یهود به وجود آمد و برای رسیدن به اهداف خود استفاده از هر ابزاری را مباح شمرده است . هرتزل پس از نومیدی از موافقت سلطان عبدالحمید با مهاجرت یهودیها به فلسطین به انگلستان متوسل شد و آن کشور را وسیله ای موثر برای تشکیل وطن ملی یهود دانست . ...
می توان ادعا کرد که بخش سوخت و انرژی در توسعه کشورها و بهبود سطح زندگی مردم نقش حساسی داشته و از ارکان اصلی توسعه اقتصادی کشورها محسوب می شود. انرژی برق نیز در هر کشوری به عنوان زیر بنای توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به حساب می آید، به طوری که رشد انرژی الکتریکی به عنوان شاخصی جهت اندازه گیری رشد تولید ناخالص داخلی ارزیابی می شود. با توجه به اهمیت این موضوع باید گفت که منطقه آسیای مرکزی دارای ظرفیت های فراوان اقتصادی در بخش های گوناگون از جمله بخش انرژی الکتریکی است. این موضوع با توجه به موقعیت منحصر به فرد ایران در بحث اقتصاد منطقه ای می تواند زمینه شکل گیری یک گروه بندی تولید و توزیع انرژی را در منطقه آسیای جنوب غربی فراهم کند. بنابراین در این مقاله تلاش می شود ظرفیت ها و ظرفیت های کشورهای ترکمنستان، تاجیکستان و قرقیزستان در آسیای مرکزی و ج. ا. ایران در زمینه ظرفیت تولید و توزیع انرژی الکتریکی با توجه به موقعیعت ترانزیتی ایران و بازار مناسب کشورهای منطقه از جمله افغانستان و نیاز روزافزون کشورهای غرب و جنوب آسیا مورد بررسی قرار گیرد.
بررسی نقش راه های ارتباطی در پیوندهای فرهنگی/ تجاری به ویژه در منطقه ی شبه قاره با ایران، بر اساس داده های باستان شناختی، کوشش تازه ای است که این مقاله سعی دارد به آن بپردازد.
از آن جا که علم باستان شناسی علمی رو به رشد است که در حال کشف بقایای آثار انسان در طول تاریخ می باشد، بهترین مدرک برای فهم روابط انسانی است که همکاری نزدیک بین کشورهای همسایه را نشان می دهد.
تحقیق و تفحص در تاثیر و تاثر تمدن های سند و ایران با توجه به راه های ارتباطی و جریان مداوم داد و ستد در مسیر این راه ها، گره گشای بسیاری از مجهولاتی است که مردم این منطقه ی وسیع در توسعه ی روابط و مناسبات مختلف خود در پی آن هستند.
اینکه تا چه اندازه عناصر فرهنگی از طریق تجارت از شرق به غرب و یا از غرب به شرق رفته و خاستگاه اولیه و واقعی آن ها کجا بوده، پرسش هایی است که این مقاله تلاش می کند به آن ها پاسخ دهد. و سرانجام به این فرضیه پاسخ داده می شود که می توان با احیای مجدد راه های کهن به امنیتی قابل قبول برای ملت های ساکن در این گستره ی عظیم جغرافیایی رسید.
ایده اصلی مقاله حاضر این است که سرنوشت دموکراسی های تحمیلی در نهایت به شرایط داخلی و نه شرایط خارجی وابسته است. دموکراسی ها تنها زمانی ثبات می یابند که در کشور مربوطه منابع قدرت از لحاظ اقتصادی، فکری و سیاسی به شکل عمده ای توزیع شده باشند. به نحوی که هیچ گروهی نتواند رقبای خود را سرکوب کند یا سلطه خود را حفظ نماید. این بحث مستند به موارد تاریخی است که در آنها نشان داده می شود چگونه دموکراسی های تحمیلی عمدتا با شکست مواجه شده اند.در این مقاله به این سوال عمده پاسخ داده می شود که میزان اهمیت عوامل داخلی و خارجی در روند تحقق دموکراسی سازی چگونه است؟ آیا دلیل اصلی گسترش دموکراسی در جهان، فشارهای خارجی است یا نه دموکراسی ها تنها زمانی میسر می شوند که عوامل داخلی به شکل شایسته و بایسته ای به وجود آیند؟ در این ارتباط اهمیت نسبی هر کدام از عوامل داخلی و خارجی چه میزانی است؟ بسیاری از محققین به این موضوع پرداخته اند و به نظر می رسد این امر نیازمند مطالعه ای نظام مند و جامع می باشد.
از نظر راهبران روسیه، حوزه نفوذ سنتی اتحاد جماهیر شوروی به ویژه آسیای مرکزی و قفقاز نخستین سنگر پدافندی برای پاسداری از امنیت ملی روسیه است و رفتار مسکو بر سیاق دوران روسیه تزاری و شوروی سابق، باید به دنبال اعمال سلطه بر این منطقه باشد. با وجود این، روسیه در طول دو دهه اخیر، رویکردهای مختلفی در قبال آسیای مرکزی در پیش گرفته که در نگاه اول ممکن است تداعی کننده سردرگمی سران کاخ کرملین باشد؛ اما با بررسی دقیق علت اتخاذ چنین رویه ای، می توان دریافت که این رویکردها صرفا تاکتیکی، و به منظور تحقق راهبرد کلان روسیه در آسیای مرکزی بوده اند.آنچه که برای جمهوری اسلامی ایران اهمیت دارد، این است که روسیه در روند تحقق راهبرد و اعمال سلطه بلامنازع خود بر آسیای مرکزی، از چه منظرهایی نفوذ کشور ما را در این منطقه با محدودیت روبه رو می سازد. استدلال مقاله حاضر بر این است که علایق ژئوپلیتیکی ایران و روسیه در این منطقه در بسیاری از زمینه ها از جمله رژیم حقوقی دریای خزر، ترانزیت انرژی و رقابت های اقتصادی به طور طبیعی در تعارض با یکدیگر قرار دارد؛ چرا که اساسا هر اندازه نفوذ سیاسی– اقتصادی و فرهنگی ایران در این منطقه افزایش یابد، به طور طبیعی از دامنه فرصت های روسیه برای بهره برداری از موقعیت جغرافیایی خود کاسته خواهد شد.