در قرن هفتم هجری (سیزدهم میلادی) قهستان در کنار الموت و شام یکی از سه مرکز بزرگ نزاریان به شمار می رفت و پس از حملهٔ مغول و پیش از یورش هولاکو گسترش و اهمیت چشمگیری یافت. از وضعیت اجتماعی و روابط درونی این جامعه کسی آگاهی چندانی نداشت. کسانی که بیرون از آن بودند با کینه و پیشداوری از نزاریان خبر دادند. معدود منابعی نیز که از درون جامعهٔ نزاری باقی ماند بیشتر کتاب ها و رساله های اخلاقی بود که خواجه نصیرالدین طوسی به سفارش رئیس نزاریان قهستان، محتشم ناصرالدین تألیف یا ترجمه کرد. در نبود منابع دیگر شاید بتوان از همین کتاب های اخلاقی به ویژه اخلاق محتشمی دربارهٔ درون جامعهٔ نزاری آگاهی های بیشتری یافت. فرض بر آن است که علاقه مندی ناصرالدین محتشم، رئیس و اندیشمند جامعه نزاری، سفارش دهندهٔ اصلی این گونه کتاب های اخلاقی نه از سر تفنن و سرگرمی ادیبانه، بلکه سودمندی آن را برای جامعهٔ نزاری معاصر خود در نظر داشت. او اخلاق محتشمی را آگاهانه گزینش کرد و ترجمه و تدوین آن را به خواجه نصیرالدین واگذارد. بنابراین، کتاب را باید همچون نسخهٔ پزشکی آشنا با بیماری های جامعهٔ نزاری قهستان دانست. اگر دردها از چشم بیرونیان پوشیده بود، داروهای شفا بخش در این کتاب آشکار است. این مقاله بر آن است تا کتاب اخلاق محتشمی را از راه نقد درونی و بیرونی تاریخی بازکاود و اوضاع اجتماعی نزاریان قهستان را در فاصلهٔ سال های 617 تا 654 هجری در مقایسه با آگاهی های پراکندهٔ بیرونیان بازنماید.
تفرق سیاسی به عنوان اصلی ترین چالش در اداره مناطق کلان شهری به معنی تعدد و تکثر نهادها و قلمروهای تصمیم گیری در عرصه منطقه کلان شهری و فقدان هماهنگی بین آنها، با راهبردهای مختلفی از سوی مناطق کلان شهری دنیا روبه رو شده است که به منطقه گرایی یا ایجاد نظام های حکومت یا حکمروایی کلان شهری معروف است.کلیه راهبردهای منطقه گرایی کلان شهری در پی ایجاد هماهنگی و همکاری بین نهادها و قلمروهای مستقل برنامه ریزی و مدیریت در این پهنه از سرزمین است. موضوع مقاله حاضر به طور خاص متمرکز بر راهبردهای منطقه گرایی کلان شهری در تهران به منظور کاستن از اثرات سوء تفرق سیاسی در آن است. در این مقاله از ارائه یک مدل حکومت منطقه ای مشخص به دلیل موانع اجرایی آن در زمینه قانونی و سازمانی کشور پرهیز شده و به جای آن مجموعه ای از راهبردهای گام به گام پیشنهاد شده است تا از این راه بتوان امکان تحقق منطقه گرایی در تهران را افزایش داد.
بررسی پایگاه اجتماعی نخبگان و رجال سیاسی از جمله مباحث مهم در حوزه جامعه شناسی سیاسی است. اهمیت این موضوع از آن جهت است که با مطالعه پایگاه اجتماعی رجال سیاسی می توان به ساخت قدرت سیاسی و موقعیت اجتماعی رجال و نخبگان سیاسی جامعه پی برد. از آنجایی که رجال سیاسی از نیروهای مؤثر در سیاست گذاری محسوب می شوند، این موضوع از اهمیت بیشتری برخوردار می شود. از طریق مطالعه سن، جنس، تحصیلات و امتیازات علمی، شغل، منابع درآمد و ... می توان پایگاه اجتماعی افراد را مورد بررسی قرار داد.
این مقاله با روش توصیفی و تحلیل اطلاعات مربوط به هیات وزیران از قبیل سن، جنس، شغل و ... درصدد است، پایگاه اجتماعی اعضای کابینه های جمهوری اسلامی ایران در فاصله سال های 1388- 1368 را مورد بررسی قرار داده و به نتایجی در رابطه با پایگاه اجتماعی رجال و نخبگان سیاسی در سطح هیات وزیران جمهوری اسلامی ایران دست یابد. داده های پژوهش حاکی از آن است، پایگاه اجتماعی هیات وزیران ایران در فاصله سال های 1388- 1368 متعلق به طبقه متوسط جامعه بوده است. همچنین پایگاه اجتماعی اعضای کابینه های سه رئیس جمهور ایران (هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی، محمود احمدی نژاد) از لحاظ شاخص های مربوط به پایگاه اجتماعی و آمار ارقام مربوط به هر یک از این معیارها با یکدیگر دارای تفاوت بوده است.
با تحول گفتمان ژئواستراتژیک به گفتمان ژئواکونومیک در دهه های اخیر و ایفای نقش برتر اقتصاد در عرصه مناسبات جهانی، ژئوپلیتیک انرژی و امنیت آن ازجایگاه بالاتری در مناسبات بین المللی برخوردار شده است. در این عصر، مقوله انرژی بویژه نفت در امنیت انرژی ایجاد کشمکش های منطقه ای و بین المللی از نقش آفرینی بیشتری برخوردار شده است. از اینرو، مفاهیمی چون امنیت انرژی، ذخایر راهبردی، منابع نفتی، تولید کنندگان و مصرف کنندگان انرژی، خطوط انتقال نفت و گاز و امنیت این خطوط جایگاه خاص یافته است. در این عصر ایران از دو جنبه تولید و انتقال انرژی در کانون توجه و تعاملات بین المللی واقع شده است. ایران از یک طرف در مرکز بیضی استراتژیک انرژی هم از نظر نفت و هم گاز قرار داشته و از طرف دیگر در مسیر انتقال این انرژی به بازارهای بزرگ مصرف انرژی یعنی جنوب و شرق آسیا و اروپا قرار دارد. این ویژگی ها به طور بالقوه موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک ویژه ای به ایران داده است که با ید تلاش شود با به فعلیت در آوردن این ظرفیت ها نسبت به ارتقای جایگاه کشور در عرصه های منطقه ای و جهانی اقدام کرد
رویکردها و دیدگاه های مختلف و متعارضی در مورد امکان و امتناع نظریه اسلامی روابط بین الملل قابل طرح است. این اختلاف نظرها ناشی از رابطه علم و دین و به تبع آن انتظارات متفاوتی است که از دین اسلام در عرصه های اجتماعی و در زمینه علوم وجود دارد؛ ازاین رو، به رغم تلاش های فکری صورت گرفته هنوز نظریه منطقی، منسجم و ساختارمند اسلامیِ روابط بین الملل در دست نیست. در این مقاله استدلال می شود که امکان پردازش یک نظریه اسلامی روابط بین الملل بر مبنای پیش فرض های برخاسته از آموزه های اسلامی با کاربست منطق معتبر و موجه اسلامی و با ماهیتی تبیینی، تکوینی، انتقادی و هنجاری با هدف توصیف، تبیین، تفهم و تفسیر روابط بین المللِ موجود و توضیح چگونگی تکوین و تغییر آن و سپس تجویز نظم بین المللی مطلوب، امکان پذیر است.
توجه به ایجاد رابطه مناسب میان نظریه و پژوهش یکی از عوامل موجد پیشرفت رشته های علمی و تولید دانش در رشته های مختلف و از جمله علوم اجتماعی و به طور خاص روابط بین الملل است. یکی از حوزه های تولید علم در همه کشورهای جهان، رساله های دکتری تخصصی هستند که در آنها تلاش می شود دستاورد علمیِ درخوری حاصل شود؛ در نتیجه وجود رابطه مناسب میان چهارچوب های نظری و مطالعات تجربیِ رساله های دکتری از شرایط توفیق در تولید علم محسوب می شود. هدف از این پژوهش به عنوان تحقیقی کاوشی و توصیفی، دستیابی به تصویری کلی از وضعیت رابطه میان نظریه و پژوهش در رساله های دکتریِ رشته روابط بین الملل در سه دانشگاه مهم دولتیِ ارائه کننده برنامه های دکتری در این رشته است. یافته های پژوهش حاکی از وجود مشکلات جدی در فهم و برقراری عملیِ رابطه میان نظریه و پژوهش است. یافته های پژوهش نشان می دهد نه پژوهش به شکل مستقیم متکی بر گزاره ها و فرضیه های نظریه است و نه در جهت تکمیل نظریه گامی برداشته می شود، نه تعیین شرایط صدق و کذب نظریه ها مد نظر است، نه به محک زدن نظریه یا گزاره های خاصی در آن توجه می شود، و نه توجهی به نظریه پردازی زمینه مند (نیل به نظریه از طریق مطالعه تجربی) وجود دارد.
انقلاب اسلامی ایران به عنوان نقطه آغاز خیزش بیداری اسلامی در نیمه دوم قرن بیستم، نویدبخش دوره جدیدی از ظهور اسلام بود که سایر ملت های اسلامی از جمله شیعیان لبنان را به تکاپو وادشته و شیعیان این کشور و به خصوص جنبش حزب الله، به برکت انقلاب اسلامی، به تدریج نقش فزاینده ای را در تحولات سیاسی اجتماعی ایفا کرده اند.
انقلاب اسلامی ایران با تاثیرگذاری در عرصه فرهنگی (تقویت هویت شیعی)، سیاسی (سهم بیشتر در قدرت) و اجتماعی (بهینه شدن وضعیت شهروندی)، سهم بسزایی در رشد و پیشرفت و انجام اقدامات سیاسی ـ اجتماعی و کسب موفقیت های شیعیان لبنان به خصوص جنبش حزب الله داشته است.
تئوری نفرین منابع با توجه به تجربه کشورهای دارای منابع غنی بیان می دارد که درآمدهای ناشی از فروش منابع طبیعی نه تنها به رشد اقتصادی بیشتر منجر نشده، بلکه اثرات سوء اقتصادی برجای گذاشته است. این مقاله نشان می دهد که منابع طبیعی فی نفسه نمی تواند نفرین تلقی شود؛ بلکه نحوه مدیریت درآمدهای حاصله است که با اهمیت می باشد. تاسیس حساب ذخیره ارزی در ایران با هدف کنترل نوسانات ناشی از تغییرات قیمت نفت بود اما عملکرد حساب ذخیره ارزی به مرور از اهداف خود دور شد. در مقابل، کشور نروژ به عنوان الگویی موفق از چنین مکانیسمی شناخته می شود. این نوشتار مدیریت ذخیره ارزی در ایران و نروژ به روش مقایسه ای بر اساس سه شاخص مکانیسم، شفافیت و عمکرد را مورد بررسی قرار داده تا نشان دهد که اثر درآمدهای حاصل از منابع اولیه مانند نفت بر اقتصاد ملی مدیریت درآمدها بستگی دارد.
این مقاله سیاست های لایحه برنامه پنجم توسعه را از منظر تاثیر اجرای آنها بر فضای کسب و کار کشور بررسی میکند. در سیاست های کلی ناظر بر برنامه پنجم، بهبود محیط کسب و کار به عنوان راهبرد اساسی تحقق رشد مستمر و پرشتاب اقتصادی، گسترش عدالت اجتماعی و ارتقای استاندارد زندگی مردم قلمداد شده است. در لایحه برنامه پنجم توسعه، که قاعدتاً باید در چارچوب سیاست های کلی و معطوف به اهداف آن تنظیم شده باشد، نیز بر بهبود فضای کسب و کار به مثابه راهبردی مؤثر برای توانمندسازی مردم در برابر فقر، بیکاری و تورم و نیز برای شکوفایی بیشتر اقتصاد کشور تاکید شده است. در این مقاله، برخی از عمده ترین آسیب های لایحه برنامه پنجم از منظر راهبرد بهبود محیط کسب و کار بررسی و تحلیل شده است.
شناخت مشکلات دانشجویان که یک قشر اجتماعی مهم در جامعه و آینده سازان جامعه خویش اند از اهمیت خاصی برخوردار است. یکی از مشکلات اجتماعی دانشجویان بیگانگی است. بیگانگی به مثابه یک احساس عدم تعلق یا جدایی از جامعه وفرهنگ است. این تحقیق دو هدف دارد :1- تشخیص بیگانگی بی قدرتی ونا به هنجاری و 2 تعیین رابطه بین متغیرهای جنسیت، تاهل و وضعیت تحصیلی با بیگانگی. در این تحقیق از نظریه های روبرت مرتون، امیل دورکیم و سی من در مورد بیگانگی استفاده شده و با مقیاس دین و تکنیک لیکرت اندازه گیری شده است. این تحقیق موردی- پیمایشی است و از روش نمونه گیری تصادفی ساده از 118 نفر دانشجو ثبت نام شده مقطع کارشناسی رشته علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی – واحد کرج، نیمسال دوم سال تحصیلی 1389-1388 استفاده شده است. تکنیک جمع آوری داده ها پرسشنامه دست ساخت با سوالات بسته است. در تحلیل آماری، از مجذور خی جهت تعییین تفاوت فراوانی مشاهده شده و مورد انتظار و tc جهت تعیین همایندی معیارهای ناپیوسته بهره گرفته شده است. برای آزمون سطح فرضیات تحقیق، سطح اطمینان 05. انتخاب شده است. از تعداد 118 دانشجو، 60 زن، و 58 مرد، 110 مجرد و 8 متاهل و بالاخره 65 نفر با معدل بالا و 53 نفر با معدل پایین هستند. بیگانگی بی قدرتی و نا به هنجاری در میان دانشجوییان رشته علوم سیاسی مشاهده شد.تفاوت معناداری در بیگانگی بی قدرتی و نا به هنجاری دانشجوییان با معدل بالا و پایین مشاهده شد. در واقع دانشجوییان با معدل بالا بیش از دانشجویان با معدل پایین بیگانگی بی قدرتی و نابه هنجاری دارند. نشان دادن رابطه بین متغیرها در حد خیلی ضعیف، ضعیف و متوسط است.
در نظام اقتصاد سیاسی جهانی یکی از مهم ترین ابعاد امنیت انرژی، ثبات قیمت نفت است. عوامل مؤثری همچون میزان ظرفیت تولیدی اعضای اوپک و غیراوپک و میزان مصرف، قیمت نفت را تحت تأثیر قرار می دهند. تغییرات قیمت نفت در زمان افزایش و کاهش ناگهانی قیمت ها یا به عبارتی شوک قیمت نفت آثاری را برای هریک از بازیگران بازار جهانی نفت اعم از تولید کنندگان، مصرف کنندگان و شرکت های نفتی بین المللی به دنبال داشته باشد. اما به رغم وجود عوامل و بازیگران متعدد تأثیرگذار بر قیمت نفت، در این میان نقش امریکا به لحاظ دارا بودن بازار عرضه و نیز مصرف، ذخایر نفتی و به ویژه تحولات نرخ برابری دلار، از مهم ترین عوامل مؤثر بر تغییرات قیمت نفت به عنوان عوامل غیراوپک به ویژه از سال 2001 به بعد محسوب می شود. این مقاله در تلاش است تا با به کارگیری رویکرد اقتصاد سیاسی بین الملل به بررسی عوامل تغییرات قیمت نفت پس از سال 2001، نقش نوسانات نرخ برابری دلار بر تغییرات قیمت نفت و تغییر ظرفیت تولیدی و مصرف کشورهای غیراوپک به ویژه امریکا بپردازد.
در نگاه های استراتژیک ایران شرق بعنوان یک فاکتور تعیین کننده در نظر گرفته می شود. بویژه که جمهوری اسلامی ایران سالهای اخیر تلاش نموده از بستر همکاری با کشورهای همسایه در جهت تامین منابع ملی و گسترش صلح و امنیت در سطح منطقه سود برد. یکی از کانال های مورد توجه، کشورهای شرق آسیا و شبه قاره می باشد که با ایران دارای اشتراکات فرهنگی بسیاری بوده، از این روی در استراتژی نگاه به شرق می توان در مسیر همگرایی با این حوزه به موفقیت های زیادی نائل آمد بنابر اهمیت این موضوع، ایران تلاش کرده است تا از طرق مختلف روابط دوستانه اش را با این کشورها توسعه دهد. یکی از حوزه هایی که منافع مشترک دو طرف را بیشتر جلوه گر می سازد بحث همکاری در زمینه انرژی است. کشورهایی مانند هندوستان در جهت پیشبرد توسعه صنعتی خود بشدت نیازمند واردات انرژی می باشند. خط لوله صلح که از پاکستان به هندوستان و کشورهای دیگر شرق آسیا امتداد خواهد یافت، می تواند امنیت این کشورها را بیش از پیش به یکدیگر وابسته نماید و در حل و فصل منازعاتی مانند کشمکش های تاریخی پاکستان و هندوستان تاثیرگذار باشد و نقش مثبتی ایفا کند.