ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۴۱ تا ۱٬۸۶۰ مورد از کل ۱٬۸۷۸ مورد.
۱۸۴۱.

تعیین تأثیر رهبری معنوی و رهبری اخلاقی بر عملکرد وظیفه ای، رفتارهای اشتراک گذاری دانش و رفتارهای نوآورانه کارکنان (مورد مطالعه: اداره کل گمرک تهران)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۶
هدف: هدف اصلی انجام پژوهش حاضر، تعیین تأثیر رهبری معنوی و رهبری اخلاقی بر عملکرد وظیفه ای، رفتارهای اشتراک گذاری دانش و رفتارهای نوآورانه کارکنان می باشد. روش پژوهش:  این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر اداره گمرک شهر تهران می باشد. در این پژوهش برای تعیین حجم نمونه از نرم افزار G*Power استفاده گردید. بر اساس نتایج این نرم افزار، حجم نمونه برابر با 201 نفر تعیین شد. تعداد 250 پرسشنامه در بین کارکنان اداره گمرک تهران توزیع شد که از میان آنها 218 پرسشنامه قابل قبول برای تجزیه وتحلیل در دست پژوهشگر قرار گرفت. از این رو، نرخ بازگشت پرسشنامه 87.2% است. برای انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است. جمع آوری داده ها به دو روش کتابخانه ای و میدانی انجام شد. برای تنظیم پرسشنامه از مقاله های معتبر، رهبری معنوی (فرای و همکاران، 2016)، رهبری اخلاقی (براون و همکاران، 2005)، عملکرد وظیفه ای (فن و ژنگ، 1997)، رفتارهای اشتراک گذاری دانش (روان، 1997)، رفتارهای نوآورانه (اسکات و بروس، 1994) استفاده گردید. روایی پرسشنامه در دو مرحله با کمک 7 نفر از خبرگان جامعه آماری بررسی شد. در مرحله اول با استفاده از شاخص روایی محتوایی (CVI [1] ) و در مرحله دوم با استفاده از ضریب نسبی روایی محتوا (CVR [2] ) به تحلیل پرسشنامه ها پرداخته شد و پرسشنامه نهایی تنظیم گردید. پایایی پرسشنامه با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ در یک مطالعه اولیه با مشارکت 30 نفر از جامعه آماری، بررسی و مورد پذیرش قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS26 (برای آمار توصیفی) و نرم افزار Smart-PLS3 استفاده شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد «رهبری معنوی» بر «عملکرد وظیفه ای کارکنان»، «رفتارهای اشتراک گذاری دانش کارکنان» و «رفتارهای نوآورانه کارکنان» تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین، «رهبری اخلاقی» بر «عملکرد وظیفه ای کارکنان»، «رفتارهای اشتراک گذاری دانش کارکنان» و «رفتارهای نوآورانه کارکنان» تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش تأکید می کند که پیاده سازی رهبری معنوی و اخلاقی می تواند به بهبود کارایی و خلاقیت کارکنان کمک کند و در نهایت به ارتقاء عملکرد کلی اداره گمرک تهران منجر شود. بنابراین، توجه به این نوع رهبری ها در فرآیندهای مدیریتی و توسعه منابع انسانی می تواند راه کار مؤثری برای بهبود عملکرد سازمانی باشد.
۱۸۴۲.

طراحی مدل هم آفرینی استراتژیک با استفاده از رسانه های اجتماعی در کسب و کارهای کوچک و متوسط صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۶
هدف پژوهش حاضر طراحی مدل هم آفرینی استراتژیک با استفاده از رسانه های اجتماعی در کسب و کارهای کوچک و متوسط صنعتی می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی و با استفاده از روش داده بنیاد می باشد. جامعه آماری شامل 8 نفر از خبرگان حیطه بازاریابی دیجیتال در بخش B2B می باشد که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری و روش داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA می باشد. براساس یافته های پژوهش پدیده محوری اثرپذیر از 60 شاخص یا عامل علی بوده و 11 شاخص یا عامل زمینه ای درکنار 18 عامل مداخله گر قادربه اثرگذاری بر راهبردهای هم آفرینی استراتژیک در محیط رسانه های اجتماعی می باشند. به علاوه نتایج منتج به شناسایی 14 راهبرد متنوع در این زمینه گردید که این راهبردها می توانند سهیم در دستیابی به 36 پیامد متنوع بکارگیری استراتژیک رسانه اجتماعی در اقدامات هم-آفرینی کسب و کارهای کوچک و متوسط صنعتی باشند. پدیده هم آفرینی استراتژیک در محیط رسانه های اجتماعی و مشتریان صنعتی وابسته به مجموعه عوامل و اتخاذ مجموعه راهبردهایی است که در میان این عوامل مجموعه ادراکات مشتریان به عنوان پرتکرارترین عامل علی و برونسپاری اقدامات مدیریت ارتباط با مشتریان به عنوان مهمترین راهبردها نشان از اهمیت و جایگاه این دو مسئله در حیطه افزایش اثربخشی پدیده محوری پژوهش دارد.
۱۸۴۳.

ارایه مدل مناسب بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک و متوسط ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۹
هدف این پژوهش ارایه مدل مناسب بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک ومتوسط ایران می باشد. روش پژوهش به صورت پژوهش آمیخته (کیفی- کمّی) انجام شده است. بر این اساس در بخش کیفی پژوهش به منظور طراحی مدلی جامع از بازاریابی دیجیتال، از روش پژوهشی کیفی فراترکیب (سندلوسکی و باروسو) استفاده شده است. در بخش کمی پژوهش نیز از روش پیمایشی استفاده شده است که تعداد 261 پرسشنامه بین کارکنان صنایع کوچک و متوسط سه استان آذربایجان-شرقی، غربی و اردبیل، که به صورت نمونه گیری طبقه ای انتخاب گردیده بودند، توزیع و با استفاده از روش تحلیل عاملی تأییدی، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان دهنده 6 بعد (شامل: استراتژی بازاریابی، بازاریابی محتوایی دیجیتال، ابزارهای دیجیتال مناسب، درگیرکردن مشتری، تبدیل بازدیدکننده به مشتری، تعامل با مشتریان هدف)، 18 مؤلفه و 54 شاخص است که تعیین کننده مدل بازاریابی دیجیتال در صنایع کوچک-ومتوسط ایران می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد که ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های استخراجی از روش فراترکیب (مدل پژوهش) مورد تأیید جامعه هدف قرار گرفت. همچنین در رتبه بندی بین ابعاد بازاریابی دیجیتال برای صنایع کوچک ومتوسط از بین ابعاد 6گانه؛ «دستیابی به مشتری هدف و تعامل با آنان» و «درگیرکردن مشتری» در رتبه اول و «تبدیل بازدیدکننده به مشتری»، «بازاریابی محتوای دیجیتال»، «ابزارهای دیجیتالی مناسب» در رتبه دوم و در نهایت «استراتژی بازاریابی» در رتبه سوم قرار دارد.
۱۸۴۴.

موفقیت در نوآوری مدل کسب وکاربین المللی شرکت های دانش بنیان: اهمیت نقش قابلیت های بازاریابی سازگار، همکاری دیجیتال و انعطاف پذیری استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۹
نوآوری مدل کسب وکار، به عنوان راهبردی کلیدی برای تضمین بقا و رقابت پذیری شرکت های دانش بنیان در بازارهای متلاطم بین المللی، نیازمند بازطراحی مستمر منطقِ خلق و ارائه ارزش و بهره گیری از رویکردهای پویا و انطباق پذیر در مواجهه با تغییرات محیطی است. هدف پژوهش حاضر موفقیت در نوآوری مدل کسب وکار بین المللی است که  در آن تأثیر قابلیت بازاریابی باز و آزمایش تطبیقی بازار بر نوآوری مدل کسب وکار و همچنین نقش میانجی همکاری دیجیتال و انعطاف پذیری استراتژیک در این روابط بررسی شده است. جامعه آماری پژوهش شرکت های دانش بنیان نوآور و فناور هستند که صادرات و یا فعالیت اقتصادی بین المللی دارند. نمونه آماری نیز 238 شرکت است که با استفاده از فرمول کوکران و از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه می باشد که پایایی آن با مقدار آلفای کرونباخ 839/0 تأیید شده است. همچنین تجزیه وتحلیل داده ها نیز با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس نسخه 2/3 صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان داد: 1) قابلیت بازاریابی باز با ضریب مسیر 599/0 تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری مدل کسب وکار دارد؛ 2) آزمایش تطبیقی بازار با ضریب مسیر 791/0 بر نوآوری مدل کسب وکار تأثیر مثبت و معناداری دارد؛ 3) همکاری دیجیتال با ضریب مسیر غیرمستقیم 182/0 نقش میانجی در رابطه بین قابلیت بازاریابی باز و نوآوری مدل کسب وکار ایفا می کند و 4) انعطاف پذیری استراتژیک با ضریب مسیر غیرمستقیم 168/0 نقش میانجی در رابطه بین آزمایش تطبیقی بازار و نوآوری مدل کسب وکار دارد. یافته های پژوهش بر اهمیت قابلیت بازاریابی باز و تعاملات دیجیتال، آزمایش تطبیقی در بازار و انعطاف پذیری استراتژیک جهت موفقیت در نوآوری مدل های کسب وکار بین المللی تأکید دارد.
۱۸۴۵.

ارزیابی حواس پنجگانه و ارزش ادراک شده جهت وفاداری مشتریان در صنعت بیمه با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۳
هدف این پژوهش ارزیابی حواس پنجگانه و ارزش ادراک شده جهت وفاداری مشتریان در صنعت بیمه با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) می باشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی و بر اساس نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی - پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 30 نفر از اساتید و متخصصان حوزه مدیریت بازاریابی بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد. اطلاعات و داده های مورد نیاز پژوهش از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید و برای تهیه پرسشنامه از تکنیک مقایسه زوجی استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی فازی استفاده گردید. نتایج تحلیل سلسله مراتبی فازی نشان داد که مهم ترین عوامل اثر گذار بر وفاداری مشتری، به ترتیب عبارتند از: ارزش ادراک شده، حواس پنج گانه است. همچنین نشان داد که مهم ترین ابعاد حواس پنج گانه در صنعت بیمه به ترتیب عبارتند از: حس بینایی، حس شنوایی، حس لمسی، حس بویایی و حس چشایی است و نتایج نشان داد که مهم ترین ابعاد ارزش ادراک شده در صنعت بیمه به ترتیب عبارتند از: ارزش اقتصادی، ارزش اجتماعی، ارزش ادراکی و ارزش احساسی است و مهم ترین ابعاد وفاداری مشتریان در صنعت بیمه به ترتیب عبارتند از: وفاداری رفتاری، وفاداری نگرشی و وفاداری عاطفی است. همچنین نتایج حاصل از تحلیل آماری نشان داد ارزش ادراک شده (ارزش اقتصادی، ارزش اجتماعی، ارزش ادراکی و ارزش احساسی) بر وفاداری مشتریان تأثیر مثبت و معناداری دارد.
۱۸۴۶.

ارائه الگوی کارآفرینی استراتژیک در حوزه حکمرانی الکترونیک شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۷
هدف این پژوهش ارائه الگوی کارآفرینی استراتژیک در حوزه حکمرانی الکترونیک شهری می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، بنیادی – کاربردی و از نظر اجرا کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد می باشد. جامعه آماری این تحقیق شامل 12 نفر از خبرگان و کارآفرینان در حوزه فناوری اطلاعات و مدیریت شهری است که سابقه فعالیت کارآفرینانه در این حوزه ها را دارند و از نمونه گیری به روش نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش داده بنیاد استفاده شد. نتایج تحقیق نشان می دهد که توسعه کارآفرینی استراتژیک در حکمرانی الکترونیک نیازمند توجه همزمان به مؤلفه های سه سطح کسب وکار، ملی و بین المللی است. مؤلفه های سطح کسب وکار و ملی به عنوان زمینه ساز و تسهیل کننده مؤلفه های بین المللی عمل می کنند. به طور مشخص، ایجاد زیرساخت های سخت افزاری و نرم افزاری در سطح ملی و توجه به ثبات اقتصادی کلان، مزیت رقابتی در سطح بین المللی را تقویت می کند. همچنین رشد اقتصاد داخلی برای نفوذ در بازارهای بین المللی و شکل گیری بنگاه های بین المللی ضروری است.
۱۸۴۷.

طراحی الگوی برندسازی مشترک در صنعت بانکداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۴
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی برندسازی مشترک با استفاده از روش مدلسازی ساختاری-تفسیری است. روش تحقیق این مطالعه از لحاظ ماهیت اکتشافی با رویکرد آمیخته است. جهت گردآوری داده ها و شناسایی عوامل از روش تحلیل محتوا و مرور متون مربوطه و همچنین مصاحبه با ده نفر از خبرگان منتخب به روش غیرتصادفی و تکنیک گلوله برفی تاحصول به اشباع نظری استفاده گردید.برای دستیابی به یافته های تحقیق، پرسشنامه ماتریسی ساخت یافته برای تعیین ارتباطات بینابینی شاخص ها تدوین گردید. داده های حاصل از پرسشنامه با استفاده از مدلسازی ساختاری-تفسیری، تحلیل و در سه سطح در یک شبکه تعاملی ترسیم شد که در نتیجه عامل پویایی بانکداری در بالاترین سطح قرار گرفت. همچنین، قدر نفوذ ومیزان وابستگی این عوامل نسبت به هم در ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی، مورد بررسی قرار گرفت.که طبق نتایج حاصله، شاخص پویایی بانکداری و مشتریان هدف در ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی درناحیه وابسته یعنی بیشترین میزان وابستگی و کمترین نفوذ و عوامل ارزیابی خدمات، پویایی نیروی انسانی، توسعه سازمان، هنجار ذهنی در ناحیه متصل یعنی بیشترین قدرت نفوذ و بیشترین میان وابستگی قرار دارند.
۱۸۴۸.

ارائه مدل توسعه اعتماد شناختی کارکنان در هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۵
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل توسعه اعتماد شناختی کارکنان در هوش مصنوعی است. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران ارشد شرکت های استان تهران که به روش نمونه گیری هدفمند غیر احتمالی تعداد 17 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از گراندد تئوری انجام شد. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق استفاده شد و تحلیل داده ها با روش کدگذاری باز و محوری انجام گرفت. مصاحبه ها تا اشباع داده ها ادامه یافتند و سپس با استفاده از نرم افزار MAXQDA 2022 تحلیل شدند. نتایج نشان می دهند 16 مقوله فرعی در قالب طبقات شش گانه که عوامل علی شامل شفافیت، آموزش و آگاهی بخشی، انطباق اخلاقی و تعریف نقش ها و اهداف مشترک، از جمله عواملی هستند که به تقویت اعتماد کارکنان کمک می کنند. عوامل زمینه ای همچون فرهنگ سازمانی و منابع؛ عوامل مداخله گر مقاومت کارکنان و پیچیدگی سیستم است. راهبردها شامل آموزش و توانمندسازی کارکنان به عنوان ابزارهای کلیدی در بهبود تعاملات انسان و ماشین شناخته می شوند. در نهایت، پیامدها این فرایند شامل پذیرش هوش مصنوعی، بهبود تعاملات انسان و ماشین، و افزایش عملکرد سازمانی می باشد.نتایج این تحلیل بر اهمیت ایجاد شفافیت، کاهش پیچیدگی سیستم، و ارتقای درک کارکنان از سازوکارها و مزایای هوش مصنوعی برای افزایش اعتماد شناختی تأکید دارد.
۱۸۴۹.

مدلسازی پیشران های تجاری سازی دانش مبتنی بر هوش مصنوعی در استارتاپ های هایتک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۸
مطالعه حاضر با هدف مدلسازی پیشران های تجاری سازی دانش مبتنی بر هوش مصنوعی در استارتاپ های هایتک انجام شد. این مطالعه از نظر هدف یک پژوهش پژوهش کاربردی-توسعه ای است و براساس نحوه گردآوری داده ها نیز یک پژوهش پیمایشی-مقطعی محسوب می شود. در راستای نیل به هدف پژوهش از طرح پژوهش آمیخته اکتشافی استفاده گردید. جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل خبرگان نظری (اساتید دانشگاهی) و خبرگان تجربی (مدیران استارتاپ های هایتک) است. برای نمونه گیری از روش هدفمند استفاده شد و پس از 17 مصاحبه، اشباع نظری حاصل گردید. جامعه آماری بخش کمی شامل کارشناسان بخش فنی استارتاپ های هایتک است. حجم نمونه با فرمول کوکران 132 نفر برآورد گردید و نمونه گیری با روش خوشه ای-تصادفی انجام شد. برای شناسایی مقوله های مدل از تحلیل کیفی مضمون استفاده شد. برای اعتبارسنجی الگو از روش حداقل مربعات جزئی استفاده گردید. تجزیه وتحلیل داده ها در فاز کیفی با نرم افزار Maxqda20 و در فاز کمی با نرم افزار Smart PLS انجام شد. براساس روش تحلیل مضمون مبتنی بر روش شش مرحله ای اترید-استرلینگ (2001)، در مرحله کدگذاری باز 201 کد شناسایی و از طریق کدگذاری محوری به 11 مضمون اصلی و 71 مضمون فرعی حاصل شد. نتایج نشان داد عوامل محیطی، شبکه سازی، عوامل فنی، عوامل مدیریتی، عوامل مشتری، عوامل دیجیتال، عوامل راهبردی، فرصت های فناورانه، دانش کارآفرینانه، هوشیاری کارآفرینانه، ویژگی های کارآفرینانه می باشند که بر تجاری سازی دانش مبتنی بر هوش مصنوعی در استارتاپ های هایتک تاثیر می گذارند. عوامل فنی، محیطی و شبکه سازی بیشترین نقش را در تجاری سازی دانش مبتنی بر هوش مصنوعی ایفا می کنند.
۱۸۵۰.

ارائه استراتژی بازاریابی بازگشتی با رویکرد تعیین اعتبار مشتری با استفاده از داده کاوی شبکه عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۵
پژوهش حاضر با هدف ارائه استراتژی بازاریابی بازگشتی با رویکرد تعیین اعتبار مشتری با استفاده از داده کاوی شبکه عصبی میباشد. روش این پژوهش برحسب هدف، کاربردی و از نظر اجرا از نوع آمیخته (کیفی- کمی) می باشد. ابتدا، با به کارگیری روش تحلیل مضمون، مؤلفه های کلیدی بازاریابی بازگشتی شناسایی و چارچوب اولیه بهینه سازی طراحی شد. سپس، از روش دلفی و مصاحبه های ساختارمند با خبرگان حوزه بازاریابی و مدیریت مشتری برای اعتبارسنجی شاخص ها استفاده گردید. در این پژوهش، از ترکیب الگوریتم خوشه بندی K-Means++ و مدل RFM برای بخش بندی مشتریان و شناسایی گروه های نیازمند مداخلات بازاریابی استفاده شده است. همچنین، با بهره گیری از درخت تصمیم و شبکه های عصبی مصنوعی، قواعد اعتبارسنجی مشتریان و دقت پیش بینی رفتار آن ها ارتقا یافته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این چارچوب ترکیبی نه تنها دقت خوشه بندی را بهبود می بخشد، بلکه امکان طراحی استراتژی های شخصی سازی شده برای هر گروه از مشتریان را فراهم می کند. نتایج حاکی از آن است که شاخص تازگی خرید (Recency) بیشترین تأثیر را در تعیین ارزش مشتری دارد و ادغام داده های تراکنشی با ویژگی های دموگرافیک و رفتاری، بینش های جامع تری را برای تصمیم گیری های بازاریابی ارائه می دهد. این پژوهش با پر کردن شکاف های موجود در تحقیقات پیشین، به ویژه در حوزه تفسیرپذیری و تعمیم پذیری مدل ها، گامی مؤثر در جهت توسعه دانش نظری و کاربردی بازاریابی بازگشتی برداشته است.
۱۸۵۱.

الگوی ساختاری تعیین ارزش استارتاپ با تمرکز بر استارتاپ های فینتک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۵
هدف از این پژوهش، ارائه الگویی برای تعیین ارزش استارتاپ ها با تمرکز بر استارتاپ های فینتک است. ادبیات موجود فاقد مدل هایی است که هر دو بُعد کمی و کیفی را برای فینتک ادغام کند که ضرورت انجام این پژوهش را برجسته می سازد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی و از نظر نوع، پژوهش آمیخته (کیفی-کمی) است. در بخش کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون و مصاحبه با 11 نفر از خبرگان سرمایه گذاری و ارزش گذاری استارتاپ ها که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، مضامین اصلی و فرعی با استفاده از نرم افزار MAXQDA استخراج شد. در بخش کمی، بر اساس مضامین شناسایی شده، پرسشنامه ای با 199 سوال طراحی و در جامعه آماری متشکل از 220 نفر از مدیران، کارشناسان، بنیان گذاران و مدیران استارتاپ های فینتک، به روش نمونه گیری در دسترس توزیع گردید. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی به روش حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Smart-PLS تجزیه و تحلیل شد. یافته های نهایی شامل 194 کد استخراجی در 24 مضمون فرعی و 6 مضمون اصلی بود که به ترتیب اهمیت عبارتنداز بنگاه کسب وکار، عوامل محیطی، فناوری و نوآوری، ریسک ها، تیم کسب وکار و صنعت مالی. از نتایج، مشخص شد ارزش گذاری استارتاپ ها در حوزه فینتک، برای ذینفعان مختلف اهمیت زیادی دارد. بنابراین، توسعه مدل های ارزش گذاری جامع که به طور خاص برای ویژگی های منحصر به فرد استارتاپ های فینتک طراحی شده اند، ضروری است. این مدل ها باید هم معیارهای کمی و هم عوامل کیفی را ادغام کنند تا یک ارزیابی جامع از ارزش استارتاپ ارائه کنند.
۱۸۵۲.

ارزیابی طراحی برنامه های کاربردی تلفن همراه بر مبنای تحلیل نیازهای مشتری با رویکرد ترکیبی کانو QFD و ایداس فازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۰
هدف: به منظور بقا در محیط به شدت رقابتی کسب و کارها، شرکت ها باید بهبود کیفیت خدمات را در اولویت قرار دهند. در این راستا طراحی محصول و خدمات باید به گونه ای باشد که نیازها و خواسته های مشتریان را به بهترین شکل ممکن تأمین نماید. هدف این مقاله انتخاب بهترین طرح برای توسعه و ایجاد یک برنامه کاربردی تلفن همراه با رویکرد ترکیبی کانو- QFD و ایداس فازی است. روش پژوهش: روش تحقیق از نظر فلسفه پژوهش پارادایم اثبات گرا، از نظر جهت گیری پژوهش کاربردی، از نظر روش شناسی کمی، از نظر نحوه جمع آوری داده ها میدانی، از نظر استراتژی پژوهش پیمایشی و از نظر هدف توصیفی است. به منظور انتخاب بهترین طرح محصول برای برنامه کاربردی تلفن همراه ابتدا مهمترین نیازمندی های مشتریان با استفاده از مدل کانو شناسایی و دسته بندی شده اند. در مرحله بعد به منظور اولویت بندی نیازهای مشتریان روش AHP استفاده شده است. سپس با استفاده از روش QFD نیازمندی های مشتریان به مشخصات فنی و الزامات عملکردی محصول تبدیل شده است و اولویت بندی الزامات فنی محصول انجام شده است. براساس الزامات فنی محصول مهندسان محصول سه طرح را برای برنامه کاربردی موبایل طراحی و پیشنهاد داده اند که در نهایت بهترین طرح با روش ایداس فازی انتخاب شده است. یافته ها: در کل 19 نیاز به عنوان نیازهای اصلی مشتریان شناسایی شده اند که این نیازها براساس مدل کانو در سه دسته عملکردی، اساسی و انگیزشی دسته بندی می شود. اولویت بندی نیازهای مشتریان نشان می دهد که امنیت، هزینه کم، درگاه پرداخت مطمئن و وجود دسته بندی منظم مهمترین نیازهای مشتریان می باشند و مهندسان محصول در هنگام طراحی و توسعه محصول باید این موارد را در نظر داشته باشند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که طراحی برنامه کاربردی تلفن همراه باید به گونه ای باشد که صفحه اصلی برنامه فاقد دسته بندی باشد و با کاربری هشتک سرچ در نظر گرفته شود ولی جهت سهولت کاربر برای کالاها و خدمات خاصی در قسمت مجزا دسته بندی در نظر گرفته شود.
۱۸۵۳.

اولویت بندی طرح های اسپانسرینگ ورزشی در کسب وکارهای ایرانی با استفاده از تکنیک بهترین- بدترین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۳
هدف : هدف از انجام این پژوهش، تعیین عوامل تاثیر گذار در فرآیند تصمیم گیری اسپانسرینگ ورزشی، ارزیابی اهمیت و اولویت بندی این عوامل و در نهایت ارائه یک چارچوب انتخاب موثر میان گزینه های مختلف حمایت مالی در حوزه ورزش از سوی شرکت های اسپانسر است. روش پژوهش :  این پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و از لحاظ شیوه جمع آوری اطلاعات از نوع تحقیقات توصیفی- پیمایشی می باشد. در این راستا به منظور درک کامل تر این فرآیند، ابتدا با مرور کاملی بر پیشینه تحقیق، شاخص های تاثیرگذار در انتخاب اسپانسرینگ ورزشی از سوی حامیان مالی استخراج و سپس مهم ترین آن ها براساس نظر کارشناسی خبرگان این حوزه تایید و انتخاب می شوند. پرسشنامه های تهیه شده در دو مرحله در اختیار جامعه آماری این تحقیق، متشکل از نمایندگان بازاریابی شرکت هایی که سابقه حمایت مالی در حوزه ورزش های عملکردی را داشته اند، قرار گرفت. پس از اعتبارسنجی معیارها توسط پاسخ دهندگان، معیارهای نهایی با استفاده از روش بهترین- بدترین از تکنیک های نوین تصمیم گیری چندمعیاره، وزن دهی و رتبه بندی گردید. یافته ها : عوامل تاثیرگذار در این زمینه، در ده گروه ملاحظات بودجه، عوامل محیطی، روابط عمومی، فرصت های تبلیغاتی، مدیریت رویداد، بازار هدف، عوامل داخلی، تناسب، نوع و وضعیت اسپانسرینگ طبقه بندی شدند. نتیجه گیری : با جمع آوری نظرات کارشناسان و تحلیل داده ها، وزن نهایی معیارها براساس میانگین نظرات کارشناسان تحقیق محاسبه شد. «عملکرد تیم » به طور منطقی و قابل فهمی به عنوان مهم ترین عامل تأثیرگذار در فرآیند بررسی و انتخاب برنامه های حمایت مالی ورزشی توسط شرکت های حامی انتخاب شده است. «بودجه درخواستی و قدرت مالی شرکت» دومین عامل مهمی است که حامیان مالی در تصمیم گیری خود در نظر می گیرند. «افزایش فروش» و «فرصت ایجاد مشتریان جدید» به عنوان عواملی که در نهایت اهداف مالی را پوشش می دهند، به عنوان اولویت های حامیان مالی در نظر گرفته می شوند.
۱۸۵۴.

تأثیر ویژگی های شخصیتی بر درجه تحمل ریسک مدیران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۱
هدف این پژوهش تأثیر ویژگی های شخصیتی بر درجه تحمل ریسک مدیران است، روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری کلیه مدیران شرکت های فعال در بورس تهران می باشد، حجم نمونه براساس جدول مورگان 139 نفر تعیین گردید، در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با سه روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ تر از 5/0 باشد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد که ویژگی های شخصیتی برون گرایی، گشودگی بر تجربه، توافق پذیری و مسئولیت پذیری بر درجه تحمل ریسک پذیری تأثیر مثبت و معناداری دارند، اما در مقابل ویژگی شخصیتی روان رنجوری بر درجه تحمل ریسک پذیری تأثیر معناداری ندارد.
۱۸۵۵.

واکاوی ابعاد ادراک از عدم اطمینان محیطی در صادرات با رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۰
این پژوهش با هدف شناسایی و تبیین ابعاد ادراک مدیران از عدم اطمینان محیطی در زمینه صادرات انجام شده است. با توجه به پیچیدگی فزاینده محیط بین الملل، شناخت دقیق این ابعاد برای تدوین راهبردهای اثربخش صادراتی یک الزام کلیدی محسوب می شود. تحقیق حاضر با رویکرد آمیخته انجام شد؛ در مرحله کیفی، از طریق ۱۵ مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و تحلیل مضمون (کدگذاری سه مرحله ای)، ۵ مقوله اصلی و ۱۳ مقوله فرعی شناسایی گردید. در مرحله کمی، برای غربال و اولویت بندی این ابعاد از روش دلفی فازی طی دو مرحله استفاده شد. یافته های بخش کمی نشان داد که «مشکلات مبادله ارز» با میانگین فازی قطعی ۸۶۹/۰ و «نوسانات نرخ ارز» با میانگین ۸۴۵/۰ بالاترین رتبه را در ایجاد ادراک عدم اطمینان دارند، در حالی که مؤلفه «تغییرات اقلیمی و آب وهوایی» در دور اول دلفی فازی حذف گردید. نتایج نهایی بیانگر آن است که درک دقیق این ابعاد به شرکت ها کمک می کند  تا در محیط های پرتلاطم، واکنش های سریع تر و استراتژی های سازگارتر اتخاذ کنند. در نهایت، پژوهش بر ضرورت تقویت یادگیری سازمانی و بهبود سازوکارهای تحلیل محیطی برای ارتقای عملکرد صادراتی تأکید دارد.
۱۸۵۶.

طراحی مدل تجاری سازی کالاهای دانش بنیان در صنعت داروسازی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۹
هدف این پژوهش طراحی مدل تجاری سازی کالاهای دانش بنیان در صنعت داروسازی کشور می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا آمیخته (کیفی-کمی) و از نوع تحلیل مضمون و از نظر ماهیت، از نوع تحقیق های اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل 12 نفر از خبرگان و نمونه گیری به روش غیراحتمالی با راهبرد چندگانه (شدت و گلوله برفی) و در بخش کمی شامل 151 نفر کارکنان شرکت های دانش بنیان انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از طریق کدگذاری و از نرم افزار MAXQDA و در بخش کمی از نرم افزار SPSS و PLS استفاده شد. نتایج نشان داد که شکل گیری مفهوم شاخص های تجاری سازی کالاهای دانش بنیان در صنعت داروسازی کشور شامل 67 مفهوم در قالب 9مفهوم عمده است. در طی روابط بررسی شده، مدل مفهومی تحقیق پیاده سازی شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که تأثیرگذاری بین مولفه ها در مطالعه کمی، از میزان لازم و مناسبی برخودار بوده است. نتیجه گیری اصلاحات تجاری سازی کالاهای دانش بنیان در صنعت داروسازی کشور ، اهمیت بسیاری در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها دارند. با بهبود تجاری سازی و اصلاحات مربوطه، می توان به ایجاد ارزش افزوده، توسعه پایدار و بهبود شایستگی های اجتماعی دست یافت.
۱۸۵۷.

ارائه الگوی عوامل موثر در جامعه پذیری فناوری های هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۹
هدف این پژوهش ارائه الگوی عوامل مؤثر در جامعه پذیری فناوری های هوش مصنوعی می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر اجرا کمی و از نظر ماهیت، از نوع تحقیق های توصیفی- پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش در روش سلسله مراتبی شامل 20 نفر از خبرگان اعضای هیات مدیره، مدیران مالی، حسابداران و حسابرسان و همچنین تهیه کنندگان صورت های مالی و مهندسان در رشته هوش مصنوعی و با روش نمونه گیری قضاوتی و هدفمند و در بخش معادلات ساختاری شامل 342 نفر از کلیه حسابداران شاغل و به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری پژوهش، پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از سلسله مراتبی از نرم افزار Expert Choice و معادلات ساختاری (PLS) استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل نشان داد که متغیرهای مستقل و متغیرهای وابسته به طور مستقیم تأثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین نتایج نشان داد که افزایش کارایی و بهره وری در اولویت اول، خلاقیت و نوآوری در اولویت دوم، صرفه جویی در زمان و هزینه در اولویت سوم، تحلیل داده های مالی در اولویت چهارم، همکاری و تعاون در اولویت پنجم، تطبیق تراکنش ها در اولویت ششم، شفافیت در اولویت هفتم، تعیین نیازهای آموزشی در اولویت هشتم، اعتماد به ابزارهای مالی در اولویت نهم، سهولت استفاده در اولویت دهم، ابزارهای کاربرپسند در اولویت یازدهم، اتوماسیون فرآیندهای تکراری، تحلیل مالی بی درنگ و حفاظت و امنیت مالی در اولویت دوازدهم، بهبود گزارشگری مالی در اولویت سیزدهم و آگاهی و دانش فنی و قابلیت ابزارهای مالی در اولویت چهاردهم قرار دارند.
۱۸۵۸.

بررسی وضعیت های مختلف ترجیحات انتخاب غذایی مشتریان در مراکز خرید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۸
هدف این تحقیق بررسی وضعیت های مختلف ترجیحات انتخاب غذایی مشتریان در مراکز خرید می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و اکتشافی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی و همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مصرف کنندگان مواد غذایی در فودکورت های مراکز خرید شهر تهران (ارگ، کوروش، پالادیوم، سانا و ایران مال), می باشد که با توجه به اینکه جامعه آماری پژوهش نامعین و گسترده می باشد، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود استفاده شد و تعداد 384 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی ساده در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزار SPSS و معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج نشان داد که هیجانات مثبت با ویژگی های خلق بالا (مانند تمایل به غذاهای رنگارنگ، گرم، معطر و خوش طعم) و هیجانات منفی با ویژگی های خلق پایین (مانند انتخاب غذاهای چرب یا شور) در انتخاب غذا ارتباط معنادار دارند. همچنین، اهداف مصرف تحت تأثیر این ویژگی های خلقی می توانند به افزایش هیجانات مثبت یا کاهش هیجانات منفی بینجامند. عوامل زمینه ای نظیر تجربه های گذشته، فرهنگ و دانش بهداشتی نیز در این فرآیند نقش میانجی دارند. این مطالعه با شناسایی الگوی مفهومی رفتار تغذیه ای در بستر هیجانی، می تواند مبنایی برای طراحی مداخلات سیاستی و بازاریابی غذایی در محیط های عمومی فراهم سازد. از مهم ترین پیشنهادهای کاربردی پژوهش، طراحی برنامه های تبلیغاتی مبتنی بر حالات هیجانی و تدوین دستورالعمل های تغذیه ای برای فضاهای تجاری مانند مال هاست.
۱۸۵۹.

طراحی مدل ارزش آفرینی برندسازی شهر سبز برای مقصد گردشگری استان گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۰
هدف این پژوهش طراحی مدل ارزش آفرینی برندسازی شهر سبز برای مقصد گردشگری استان گیلان (مطالعه موردی شهر کلاچای) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، بر مبنای روش تحلیل مضمون می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 12 نفر از مدیران ارشد شهر کلاچای، می باشد. حجم نمونه با روش نمونه گیری هدفمند انجام شد و مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه داشت. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک داده بنیاد و نرم افزار20 MAXQDA استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان از تاثیرگذاری هفت بُعد: عوامل علی شامل ارتقاء خدمات گردشگری (ویژگی های منحصر به فرد، تنوع فرهنگی و هنری، حفاظت از محیط زیست، خدمات گردشگری با کیفیت، مشارکت جوامع محلی) عوامل محوری شامل توسعه اقتصادی محلی و حفظ منابع طبیعی (ترویج گردشگری پایدار، توسعه فرهنگی هنر محلی، ایجاد تجربه ماندگار برای گردشگران)، عوامل مداخله گر شامل توسعه پایدار صنعت گردشگری و حفظ محیط زیست (دولت محلی و ملی، صنعت گردشگری، جوامع محلی، محیط زیست و سازمان های مرتبط)، عوامل زمینه ای شامل مقصد گردشگری (طبیعت زیبا و جاذبه های گردشگری، فرهنگ محلی آداب رسوم، توسعه پایدار و محیط زیستی)، عوامل پیامدی شامل مقصد گردشگری (افزایش تعداد گردشگران، توسعه اقتصادی محلی، حفظ منابع طبیعی زیست، ارتقاء شهر به عنوان مقصد گردشگر) بدست آمده است.
۱۸۶۰.

شناسایی و اولویت بندی عوامل کلیدی مؤثر بر بهبود خدمات توسعه کسب وکار در خوشه های صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه: کسب‌وکارهای کوچک و متوسط به‌عنوان بخش‌های حیاتی در توسعه پایدار و رشد اقتصادی شناخته می‌شوند. این کسب‌وکارها نقش مهمی در تولید ناخالص داخلی، ایجاد اشتغال، تولید درآمد و کاهش فقر، به‌ویژه در کشورهای درحال توسعه و نوظهور، ایفا می‌کنند. آن‌ها به‌عنوان محرک‌های اقتصادی، انعطاف‌پذیری و نوآوری را به‌همراه دارند و به توسعه محلی و منطقه‌ای کمک می‌کنند. خوشه‌های صنعتی که به‌عنوان گروه‌های متمرکز جغرافیایی از بنگاه‌های تجاری و غیرتجاری مرتبط تعریف می‌شوند، نقشی اساسی در تقویت توانمندی کسب‌وکارهای کوچک و متوسط دارند. این خوشه‌ها شامل شرکت‌هایی هستند که در تولید کالاها و خدمات مشابه یا مرتبط فعالیت می‌کنند. خوشه‌های صنعتی نیازمند حمایت هدفمند به‌صورت خدمات توسعه کسب‌وکار هستند. با توجه به اهمیت این خدمات، هدف این پژوهش، شناسایی و رتبه‌بندی عوامل کلیدی مؤثر بر بهبود خدمات توسعه کسب‌وکار در خوشه‌های صنعتی بود. روش‌شناسی: رویکرد این پژوهش آمیخته و از لحاظ هدف، توسعه‌ای بود. در ابتدا یک پژوهش کیفی انجام شد و سپس بر اساس نتایج مرحله کیفی، مرحله کمی صورت گرفت. در مرحله کیفی، برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل مضمون و در مرحله کمی از تکنیک غربال‌گری فازی و تحلیل اهمیت-عملکرد استفاده شد. جامعه مورد مطالعه بخش کیفی شامل خبرگان و صاحب‌نظران در زمینه خوشه‌های کسب‌وکار و مشاوران مستقر در مراکز خدمات مشاوره کسب‌وکار در سراسر کشور بودند که نمونه‌گیری از آن‌ها به‌صورت هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه ساختاریافته و منابع مکتوب گردآوری شد. اعتبارسنجی داده‌ها با نظرات مشارکت‌کنندگان و باز آزمون انجام شد و تحلیل داده‌ها با نرم‌افزار MAXQDA صورت گرفت. در مرحله کمی، با استفاده از تکنیک غربال‌گری فازی و نظرات نه نفر از خبرگان، عوامل غیرمؤثر حذف و عوامل کلیدی شناسایی شد. داده‌ها از طریق پرسشنامه‌ای مبتنی بر مقیاس فازی جمع‌آوری و سپس با تحلیل اهمیت-عملکرد بررسی شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار Excel استفاده شد. یافته‌ها: تجزیه‌وتحلیل داده‌ها منجر به شناسایی 40 شاخص در قالب هفت بعد اصلی عوامل کلیدی مؤثر بر بهبود خدمات توسعه کسب‌وکار در خوشه‌های صنعتی شد. این ابعاد عبارتند از زیرساخت‌ها و ساختارهای نهادی توسعه خدمات، سیاست‌ها و حمایت‌های کلان، موانع اقتصادی، تعاملات اجتماعی و فرهنگی در بهبود خدمات، قابلیت‌ها و توانمندی‌های ارائه دهندگان خدمات، آموزش و توسعه منابع انسانی و نیازها و میزان تمایل به خدمات توسعه کسب‌وکار در خوشه‌ها. نتیجه‌گیری / دستاوردها: نتایج پژوهش نشان می‌دهد که توسعه خدمات کسب‌وکار در خوشه‌های صنعتی تحت تأثیر عوامل کلیدی مانند توانمندی مالی بنگاه‌ها، نیاز و تمایل به استفاده از خدمات، قابلیت‌های نیروی انسانی ارائه دهندگان خدمات توسعه کسب‌وکار و تعاملات شبکه‌ای است. بسترسازی مناسب، حمایت‌های دولتی و اصلاح قوانین نیز برای بهبود این خدمات ضروری است. بهبود کیفیت و توانمندی تأمین‌کنندگان خدمات، اعتمادسازی و ارزیابی مستمر عملکرد ارائه دهندگان نقش مهمی در افزایش اثربخشی خدمات دارند. در نهایت، ایجاد شبکه‌های تخصصی، تسهیل همکاری‌های مشترک و به‌کارگیری مدل‌های ارزیابی و نظارت جامع می‌تواند به رشد و بهبود خوشه‌های صنعتی کمک کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان