انقلاب اسلامی ایران زمانی به پیروزی رسید که قابلیت پذیرش استعمار و استبداد در میان مردم از میان رفت. این اتفاق در فضای فرهنگیای رخ داد که توسط سه تن از احیاگران و مجددان بزرگ معاصر شیعه، یعنی امام خمینی (ولایت فقیه)، علامه امینی (ولایت) و علامه طباطبایی (علوم قرآن) مهیا شده بود. ضمن آنکه حلقه احیاگران مذکور در کنار حلقه تقریب مذاهب اسلامی، فرهنگ اصلی انقلاب اسلامی ایران را شکل دادند. از منظر آسیب شناسی فرهنگی انقلاب، از دهة 1370، کوشش بسیاری در راستای محو آثار علامه امینی، علامه طباطبایی و امام خمینی از سوی مخالفان انقلاب به عمل آمده است. انقلاب اسلامی ایران تا زمانی در مسیر صحیح خود گام برمیدارد که از این بستر پربار فرهنگی فاصله نگیرد و پی در پی به غنای آن بیفزاید.
روابط بین الملل کلاسیک منافع ملی را هدایت کننده سیاست خارجی کشورها می داند. این ایده به علت ریشه داشتن در فلسفه ی سیاسی هابز و نظریه ی دولت- ملت، متضمن اصول و مقتضای کنش خاصی در سیاست خارجی است. اصالت مفهوم منافع ملی در سیاست خارجی کشورها موجب نهادینه شدن یک فردگرایی کلان در روابط واحدهای سیاسی و تشدید غیریت سازی و دشمن انگاری در تعاملات روزمره جهانی و هدایت حیات جمعی انسان به سمت تشکیل جزیره های جدای از هم و درنتیجه بی توجهی به سعادت یکدیگر می شود. این پژوهش در نظر دارد با نقد و بررسی ایده منافع ملی در ساحت اندیشه سیاسی اسلامی، اثبات نماید که مفهوم منافع ملی، چه به لحاظ ارکان و اجزای آن و چه از جهت غایت و کار ویژه اش، دارای تمایز بنیادین با اندیشه سیاسی اسلامی است و بر این اساس مبانی اندیشه دینی مبین رویکردی به مفهوم منافع در صورت بندی سیاست خارجی است که می توان آن را منافع انسانی نامید.
خواست و مطالبه آزادی در ایران معاصر با فراز و نشیب های بسیاری همراه بوده و بسیاری از جنبش ها و مبارزات سیاسی، پیرامون این خواست صورت بندی شده اند. در عین حال تاریخ آزادی خواهی ایرانیان علاوه بر فراز و نشیب، با انقطاع نیز دست به گریبان بوده و در مقاطعی از تاریخ معاصر این سرزمین، ساکنانش گریز از آزادی را بر خواست آن ترجیح داده اند. این مقاله در مقام تبیین و توضیح این انقطاع ها و فراز و نشیب هاست و این مهم را از خلال استعانت نظری از الگوی توسعه پایدار که چارچوب غالب فهم و توضیح مسائل انسانی و اجتماعی در دوره جدید است، میسر می داند. بر این اساس نویسنده مقاله بر آن است که مشخصه و ویژگی بارز آزادی خواهی در ایران جدید، ناپایداری است و راهبردی که می تواند آزادی خواهی پایدار را برای فردای ایرانیان به ارمغان آورد «عمومی سازی» است که آزادی «بیان خود» را ممکن می کند.