در بررسی آراء عزیز نسفی یکی از مهم ترین موارد بررسی وجوه سیاسی در اندیشه عرفانی وی است. این مقاله به بررسی آراء شیخ عزیز نسفی (تولد احتمالی در 596 هـ .ق) یکی از عرفا و فلاسفه قرن هفتم هجری می پردازد که بسیار بر فکر فلسفی ایران مؤثر بود و به ویژه در تلفیق عرفان و فلسفه در ایران کوشید. این مقاله نشان می دهد که چگونه در ایران تفکر عزیز نسفی منجر به تأسیس اندیشه سیاسی بر مبنای اندیشه عرفانی شد. چنین می نماید که این جریان در ایران تداوم یافت و به جریانی مسلط تبدیل شد. اندیشه سیاسی نسفی را می توان اندیشه سیاسی عرفانی نامید و بدین ترتیب مقاله حاضر به بررسی وجوه تأثیرپذیری اندیشه سیاسی ایرانی از آراء عرفانی نسفی پیرامون امر سیاست می پردازد.
دغدغه اصلی مقاله این است که با هدف فهم میزان گرایش اسلام به جنگ و خشونت، جنگ های پیامبر اسلام را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. نگارنده بر این باور است که مراجعه مستقیم به قرآن و سنت و بازخوانی آنها، ضمن اینکه ما را از اشتباهات احتمالی که دانشمندان گذشته دچار آن بوده اند رها می کند، می تواند در حل مسایل امروزمان مفید باشد. در این مقاله، ابتدا به تبیین ماهیت جنگ های پیامبر اکرم (ص) پرداخته ایم که این مهم از طریق تحلیل شرایط اجتماعی و فرهنگی زمان پیامبر (ص)، تحلیل ساختاری و ماهوی جنگ های ایشان فراهم آمده است. مقاله دو بخش مهم دیگر نیز دارد: نخست تحلیل جنگ های مهم پیامبر با مشرکان و کفار و دوم تحلیل جنگ ها و برخوردهای پیامبر (ص) با یهودیان که به اجمال بدانها پرداخته شده است. در طول مقاله سعی شده از طرح مباحث توصیفی پرهیز شود.
در این مقاله دستوری-محتوائی، تلاش شده ضمن تحلیلی نقادانه از پژوهش مدرسی در ایران، مشکلات کار آموزشی-پژوهشی را ناشی از چهار مشکل (عدم مناسبت جامعه شناختی، عدم مناسبت فرهنگی، عدم صلابت منطقی و فقدان کارآمدی سیاسی) معرفی شود. نویسنده به اقتضای این معرفی تحلیلی و برساخته، یکی از مشکلات مبتلابه ایرانی را تحت عنوان "هیجانگرائی "رصد کرده است. فراتر از آن، او با تکیه بر رویکردی فراسوگرایانه از لحاظ شناختی، و نوعملگرایانه از لحاظ فلسفی ارائه دهد. در این تلاش، هم مسئله موضوعیت مشکلات واقعی ایران مد نظر قرار گرفته، و هم خشیه ظنی و غیر جزمی. ضمن آنکه، موضوع روش بهانه پرداخن به امر محتوائی شده، اما نکته در درون یک قال یکردهای متکثر، رویکرد کثرتگرای این نوشته ملازم با نوعی فراسوگرائی است که با محرکه اشراقی (حیات-فناگرائی) حرکت را آغاز، و با تدبیر علمی-فلسفی، چشمانداز فلسفی را برای نیل به جهان مجرد فرا-ضابطی-فراطبیعی تصویر میکند