آقاى مهندس مرعشى، که از ابتداى انقلاب تا کنون از مدیران نظام جمهورى اسلامى بوده است، در این گفتوگو از تجربیات حوزهى مدیریتبعد از انقلاب سخن مىگوید . این گفتوگو شامل دو بخش است که در اینجا تنها بخش نظرى آن آمده است و علاقهمندان به بحثهاى عملى، و تحلیل دو دههى گذشتهى حوزهى مدیریت نظام را به اصل مقاله ارجاع مىدهیم . به نظر آقاى مرعشى، فقدان سازمان متکى به فهم جمعى، که بر اثر استعمار و استبداد پدید آمده، یکى از مشکلات اساسى مدیریت در کشور ماست . خودمدارى ایرانیان نیز میراث برجاىمانده از استبداد است که کماکان گریبانگیر فرهنگ ایرانیان است . آقاى مرعشى با مقایسهى دو فقه «ساختارگرا» و فقه «نظامگرا» به نقیصههاى فقه ساختارگرا و لزوم ایجاد و توسعهى فقه نظامگرا مىپردازد .
دین در دوره ای طولانی از تاریخ مغرب زمین نقشی محوری، تعیین کننده، و مشروعیت بخش در عرصه های مختلف حیات سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی آن دیار داشته است. بنابراین، در این پژوهش بر آنیم تا نشان دهیم عقب نشینی دین از بیش تر قلمروهای ذی نفوذ قبلی اش، به ویژه اجتناب از دخالت در حوزة سیاست، و ظهور آموزة سکولاریسم و نهادینه شدن آن، که با قرون جدید آغاز شد، حادثه ای صرفاً تاریخی نیست، بلکه زمینه های نظری یا همان الهیات مسیحیت بسترهای لازم را در پذیرش نهادمند سکولاریسم فراهم و تسهیل کرد. به عبارت بهتر، زمینه هایی از پیش مهیا در خوانش سکولاریستی از الهیات مسیحیت چنان مساعد بود که همة گروه های متداخل در جریان مذهبی ، اعم از ارتدوکس و اصلاح طلبان، به پذیرش آن، به مثابة برترین قرائت سیاسی از دین، مجاب شدند. البته، زمینه های اجتماعی را در استقبال از سکولاریسم نمی توان نادیده گرفت، که سزاوار کوششی جداگانه است