فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۴۱ تا ۲٬۴۶۰ مورد از کل ۳٬۳۲۶ مورد.
سکولاریسم
حوزههای تخصصی:
جدایى دین از دولت، تنها یکى از میوههاى فرعى سکولاریسم است. سکولاریسم در غرب انگیزهها و اندیشههاى آدمى را دچار تحولى اساسى کرده و انسانى دیگر پدید آورده است. سکولاریسم به ظاهر ضدمذهب نیست؛ اما از ضدیت با مذهب بدتر است؛ زیرا خود را جایگزین و بدیل دین قرار داده است؛ به طورى که مىتوان گفت دین و دیانت جدیدى ظهور کرده است. یکى از مهمترین پیامدهاى سکولاریسم، فقدان گذشت است که زندگى را به جهنم تبدیل کرده است.
نقد و بررسی کتاب: نقد تاریخ و سیاست در روزگار ایدئولوژیها
حوزههای تخصصی:
دین و دولت
حوزههای تخصصی:
بحث از مناسبات دین و دولت بیشتر در فرهنگ مسیحى و در شرایطى خاص اهمیت یافت. بر خلاف مسیحیت و بودیسم که به تمایز ساختى میان دین و دولت گرایش دارند، اسلام و هندوئیسم چنین تفکیکى را نمىپذیرند. در عین حال، اسلام و مسیحیت بیشتر گرایش این جهانى دارند؛ ولى در هندوئیسم و بودیسم گرایش آنجهانى غلبه دارد. مناسبات دین و دولت در این چهار دین بزرگ و مقایسه آنها با یکدیگر موضوع اصلى این مقاله است.
گفت و گو، عدالت، آزادی
حوزههای تخصصی:
ما همه مهاجر هستیم؛ ما از فرهنگ ها گذر می کنیم
حوزههای تخصصی:
روشنایى از غرب مىآید عنوان کتاب جدید داریوش شایگان است که اخیراً به زبان فرانسوى منتشر شده است. «لیبراسیون» به همین دلیل با وى مصاحبهاى انجام داده است که ترجمه آن را مىخوانید. کتاب و گفتوگوى حاضر نشان از گام جدیدى در تفکر شایگان دارد. به زعم وى، ما وارد دوره تفسیر شدهایم، بین خطا و واقعیت دیگر نورى وجود ندارد و هر کس حقیقت را آن طور که مایل است تفسیر مىکند. سنت همیشه هسته نژادى دارد. سنت چه هندو و چه اسلامى باشد، سنت باقى مىماند. دنیاى مدرنیسم به دیگران اجازه مىدهد که زندگى کنند. حتى بعضى محافل مذهبى در ایران اعتقاد دارند که باید اسلام را به عنوان یک دین خصوصى کرد؛ زیرا اسلام به عنوان یک سیستم سیاسى پاسخى براى مشغولیتهاى فکرى بشر قرن بیست و یکم ندارد.
اسلام و غرب؛ چالش یا گفت و گو
حوزههای تخصصی:
در این گفتوگو ضمن اشاره به پیشینه رابطه اسلام و غرب، در بستر شناساندن مؤلفههاى قدرت دو فرهنگ، به بررسى مشکلات گذشته و حال و نیز ارائه راه حلهایى جهت رفع این معضلات پرداخته شده است.
صورتی خاص برای تصوری خاص
سنت و تجدد
حوزههای تخصصی:
تجدد از نظر فلسفى ریشه در اندیشه روشنگرى و تقریر خاصى از عقلانیت و خرد خودبینانه دارد. مدرنیسم با اصلزدایى و متافیزیکزدایى، تمدن جدید را بنا مىنهد. در مقابل، سنت از نظر فلسفى اصلگرایى و خدامحورى است. اما از نظر جامعهشناختى آنچه از تقابل سنت و مدرنیسم مطرح مىشود، بیش از آنکه یک واقعیت معمولى و واقعى باشد، به علقهها و ارزشهاى ایدئولوژیکى باز مىگردد. هیچ تجددى نمىتواند به لحاظ اجتماعى با اصلگرایى یا سنتش بیگانه باشد.
وضعیت تفکر در ایران معاصر
حوزههای تخصصی:
در این گفتوگو آقاى ملکیان به سه عامل مؤثر در وضع اندیشگى ما اشاره مىکند: نخست، عدم میل به تغییر جهان؛ دوم، زیر سؤال رفتن مشروعیت حکومتها و توسل آنها به عالمان دینى؛ سوم، سرخوردگى حاصل از شکست در برابر مغول و تیمور. ایشان گرتهبردارى از فرهنگ غرب را امرى ممدوح مىداند و آن را راهى کم هزینه به حساب مىآورد.
مبانی رفتار سیاسی عالمان شیعی امامی در سده چهارم تا هفتم هجری
حوزههای تخصصی:
نویسنده سعى مىکند تفاوت رفتار سیاسى عالمان شیعه امامى را نسبت به زیدى و اسماعیلى ریشهیابى کند. وى بر خلاف کسانى که ریشه این تفاوت را به عوامل خارجى و بیرونى نسبت مىدهند و نیز آنان که این رفتار را نقشهاى حسابشده از ناحیه عالمان امامى مىدانند، سرّ اصلى این تفاوت را در نوع برداشت از نظریه امامت مىداند.
فلسفه سیاسی و امواج تجدد
حوزههای تخصصی:
با تغییر نظام ارزشگذارى و معرفتشناسى در دوران تجدد، علوم سیاسى نیز دچار تحول شدهاند. غرب جدید تاکنون سه موج تجدد (مدرنیته) را پشت سر گذاشته است. موج اول و دوم که توسط ماکیاولى و روسو به وجود آمد، به ظهور کمونیسم و لیبرال دموکراسى انجامید و موج سوم که نیچه پدید آورد به ظهور فاشیسم منجر شد.
نهاد مذهب در جهان اسلام
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسى سیر تاریخى نهاد مذهب در جوامع اسلامى از صدر اسلام تا کنون، بهویژه با تأکید بر تحولات این نهاد در دوران حاکمیت امپراتورى عثمانى مىپردازد. نویسنده در پى اثبات این مدعاست که نهاد مذهب و عالمان دینى در کشورهاى مختلف اسلامى و در خلال دو قرن اخیر، در حوزههاى مختلفى مانند مشارکت در حاکمیت سیاسى، تنظیم و اجراى قوانین و نیز آموزش، قدرت و اقتدار پیشین خود را از دست داده است.
عقل خود بنیاد دینی
حوزههای تخصصی:
طرح مفصل «مکتب تفکیک» در ویژهنامه کیهان فرهنگى در سال 1371 و سپس انتشار کتابى با همین عنوان از سوى جناب آقاى حکیمى، سبب شد که این موضوع بار دیگر در محافل فرهنگى کشور به عنوان یکى از مباحث جدى و قابل تأمل مطرح شود و گفتمان جدیدى را در حوزه اندیشه دینى وارد کند. یکى از بازتابهاى این موضوع، مقالهاى بود که در چند عنوان به تلخیص و جمعبندى اندیشههاى مکتب تفکیک پرداخته بود و آقاى حکیمى در مقاله بلند حاضر به شرح و بررسى آن عناوین همت گماشته است. هدف از این مقاله، چنان که ایشان خود گفته است، آشتى دادن میان دو طرز تفکر تفکیکى و غیرتفکیکى است و از این رو، به نقل قولهاى متعدد از بزرگان فلسفه و عرفان پرداخته و آنها را تأییدى بر مکتب تفکیک دانسته است. در تلخیص زیر تا حد امکان از نقل اقوال یادشده پرهیز کردهایم.