ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۸۵۹ مورد.
۳۶۳.

تحلیل فرآیند نشانه- معناشناختی فرهاد در منظومه ی خسرو و شیرین نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل فرآیند نشانه پذیری معنایابی منظومه ی خسرو و شیرین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱۷ تعداد دانلود : ۱۰۵۹
نشانه- معناشناختی از جمله نظریه هایی است که موجب می شود نظام ایستا و مکانیکی نشانه شناسی ساخت گرا به نظامی سیّال تبدیل گردد. این نظریه برپایه ی اصول پدیدار شناختی و جریان یابی نشانه ها قرار دارد و می کوشد تا تبیین کند که چگونه نشانه ای با برخورداری از نظام های معنایی، در روند نشانه پذیری و معنایابی متکثّر قرار می گیرد. همچنین آشکار می سازد که عامل انسانی چطور و چگونه تأثیری را در رابطه سازی بین دال و مدلول به وجود می آورد. این مقاله از رهگذر این نظریه تلاش می کند تا پاسخ مناسب این پرسش ها را بیابد که: چگونه فرهاد در مسیر نشانه پذیری متکثّر و معنایابی های عمیق واقع می شود؟ و خسرو در این رویکرد چگونه شرایطی دارد؟ و چرا فرهاد پایگاهی مرجع و اسطوره ای می یابد؟ و خسرو به نشانه ای نازل و فرو کاسته تبدیل می شود؟
۳۶۹.

نگرش بهاء ولد به رابطه ذهن و زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰۷
نگارنده در نوشتار حاضر به بررسی رابطه ذهن و زبان در بینش کلامی- عرفانی بهاء ولد می پردازد. تنها اثری که از او به یادگار مانده، معارف نام دارد که از زبانی هنری و تصویری برخوردار است؛ بدین معنی که در آن از ابزارهای بلاغی صور خیال به فراوانی استفاده شده است. در اینجا کوشش بر آن بوده تا چگونگی تأثیر جهان بینی بهاء ولد در شکل گیری زبان هنری او بررسی شود و در مورد تبادل صورت و معنی با یکدیگر از دیدگاه آن عارف برجسته نیز سخن به میان آمده است.
۳۷۴.

تأمّلی بر کارکرد محتوایی رنگ در غزلیات مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رنگ شعر عرفانی غزل مولوی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه مولانا پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی کلاسیک نظم
تعداد بازدید : ۱۶۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۷۵
«رنگ» یکی از مؤثّرترین ابزارهای آفرینش هنری ادبی است. با آنکه نمود این عنصر در گذشتة ادبیات فارسی، گوناگونی امروزه را نداشت، امّا همواره نقشی مهم و تعیین کننده در القای مفاهیم به مخاطب و تصویرسازی های ادبی، به ویژه در حوزة شعر داشته است. بررسی میزان و نحوة کاربرد انواع رنگ در شعر کهن و معاصر، کوششی راهگشا برای ورود به دنیای عواطف و اندیشه های شاعران است. براساس همین اهمّیت، هدف مقالة حاضر، تحلیل کارکرد محتوایی انواع رنگ های به کار رفته در غزلیات مولوی است؛ چهره ای که پس از جریان سازی سنایی و پیشگامی عطّار، شعر عارفانه را به اوج معنا و ژرفا رسانید و بررسی غزل او از این منظر می تواند به شناسایی بخش مهم دیگری از ذهنیات، تجربه ها و ویژگی های شعریش بینجامد. یافته های این پژوهش نشان می دهند که در کل، مولوی انواع رنگ را در بافت موضوعی معنایی عرفان عاشقانه یا معانی تعلیمی به کار می برد. این کاربرد، البتّه شامل جزئیات بسیار و متنوّع است. پربسامدترین رنگ ها در غزل او نیز به ترتیب عبارتند از: سیاه، سرخ، زرد و سبز.
۳۷۵.

گونه شناسی کشف صوری در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مولوی مثنوی مکاشفه شهود،کشف صوری

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه مولانا پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه عرفان و تصوف در ادبیات بررسی مفاهیم عرفانی و اصطلاحات تصوف در ادبیات
تعداد بازدید : ۱۶۹۳ تعداد دانلود : ۹۱۶
کشف و شهود همچون بنیان شناخت های عرفانی به شمار می رود. عارفان از رهگذر کشف، رویارویی بی واسطه با حقیقت را تجربه می کنند؛ از همین رو پرداختن به گونه های کشف و اندازه توان معرفتی هر یک، همواره در کانون تأمل های عارفانه بوده است. جلال­الدین محمد مولوی به مثابه عارفی اندیشه­مند، برپایه آموزه های نظری صوفیانه به تبیین ادبی گونه های کشف در مثنوی پرداخته و به آراستگی به گونه ها، پیامدها و زمینه های هر یک توجه نشان داده است. به طور کلی عارفان از دو گونه کشف (صوری و معنوی) سخن گفته اند. این نوشتار با هدف تبیین «گونه های کشف صوری در مثنوی» و با الهام گرفتن از دسته بندی قیصری در مقدمه شرح فصوص­الحکم سامان یافته است. مثنوی افزون بر دربرداشتن همه گونه های کشف صوری (به جز کشف لمسی) با داده ها و آموزه های جزیی بسیاری درباره هریک از این گونه ها همراه است که در مقدمه قیصری و پیگیران دسته بندی او مانند سید حیدر آملی به چشم نمی خورد. به نظر می آید مولوی به کشف سمعی به دلیل گستردگی و چندگانگی آن، بیش از دیگر گونه های کشف صوری پرداخته است.
۳۷۸.

مبانی و رویکردهای واقع نمایی در مثنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های کلاسیک حکایت
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه مولانا پژوهی
تعداد بازدید : ۱۶۹۰ تعداد دانلود : ۱۲۰۸
موضوع واقع¬نمایی قصّه در مثنوی کوششی ا ست در تبیین کارکرد اجتماعی قصّه و کیفیّت کاربست واقعیّات جامعه در دنیای قصّه ها. در این نوشتار، ابتدا به تحلیل بازتاب شیوة رفتار و گفتار تودة مردم در قصّه های مثنوی و بررسی میزان اختلاط قصّه پرداز با طبقات مختلف مردم پرداخته ایم. سپس نوع پرداخت قصّه هایی با موضوع دین و مبانی دینی را مطرح کرده ایم؛ بعد از آن، حضور شخصیّت های گونه نما بهعنوان الگوهای ملموس اشخاص خارج از قصّه و محوری شاخص و جدّی در بازنمایی ساختار واقعیّت زندگی تحلیل شده است. بخش پایانی مقاله نیز به بررسی حضور سه ریخت کلّی ضرب¬المثل در قصّه های مثنوی به عنوان نمودی از پیوند قصّـه¬پرداز با واقعیّت مردم و تأمل در نوع ارتباطات مردم - که بر بستری از ساختـــار فرازبانی ضرب¬المثل و تمثیل بنا نهاده شده است- میپردازد.
۳۷۹.

فروریزی تقابل ها و اصالت نگرش نسبی در دستگاه فکری مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مولوی نسبیت مثنوی تقابل های دوگانه قطعیت تکثر معنا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۵۱
ساختار نامتعارف و نوآیین مثنوی ایجاب می کند که خواننده برای فهم عمیق تر و التذاذ هنری بیشتر از کلام مولوی با الگوهای مأنوس و متعارف زبانی و ذهنی خود با جهان متن مثنوی روبه رو نشود. شاکله معنایی مثنوی نیز در خوانش جزءنگرانه و بدون توجه به بسترهای معنایی و پیوند اندام وار پاره ها و اجزای متن، مغفول و پنهان می ماند. بر این اساس، پژوهش حاضر با توجه به یکی از رویکردهای معرفتی و هستی شناختی مولوی به تبیین چگونگی و چرایی فروریزی تقابل ها و اصالت نگرش نسبی و پیوستاری در مثنوی می پردازد. نگرش تقابلی، جریانی ریشه دار در تاریخ تفکر بشر است که همه امور و پدیده های هستی را در دو قطب مقابل هم طبقه بندی می کند؛ در ساختار سلسله مراتبی و در چینش تقابلی، مفاهیم، ارزش ها و ماحصل امور، ایستا و قطعی است و معنای از پیش تعیین شده و قطعی، جلوی تکثیر معنا را می گیرد. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی – انتقادی به چگونگی و نقش این نگرش در گفتمان فلسفی غرب و نیز فراروی از این تقابل ها، نشان می دهد که باوجود تقابل های دوگانه در مثنوی، چگونه مولانا از حصار بسته و تکراری این ساختار فراتر می رود. پرهیز از برداشت قطعی و پیوستاری دیدن مفاهیم، از اصول زیرساختی تفکر مولانا در سراسر مثنوی است که با عباراتی چون «از موضع»، «جهات مختلف»، «از نظرگه»، «در نسبت» و... به مخاطب انتقال می یابد. این مقاله با بازخوانی تعدادی از حکایت های مثنوی- که با همین اندیشه بنیادی طرح می شوند- نشان می دهد که چگونه مفاهیم به شکلی لغزنده و سیال در کلیت مثنوی به یکدیگر می پیوندند. همچنین با دقت در طرح چندباره برخی از مفاهیم، این موضوع برجسته می شود که در مثنوی هیچ مفهومی یک بار و برای همیشه معنا نمی شود بلکه هر مفهوم بارها -هر بار از موضع و زاویه ای خاص- طرح می گردد تا مخاطب هیچ معنایی را معنای نهایی نداند و منتظر جنبه ای دیگر از آن در بیتی، حکایتی یا دفتری دیگر باشد. پازل معنایی مثنوی در همین امتدادها، تکرارها و ارتباط ها به شیوه خاص خود شکل می گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان