فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۱٬۴۶۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
سده های چهارم و پنجم و اوایل قرن ششم، از دوره های تاریخی است که افکار فلسفی در آن نمود آشکاری دارد، رودکی سمرقندی، ابوشکور بلخی، فردوسی توسی و خیام نیشابوری از جمله شاعرانی هستند که در این دوران زندگی می کنند و رگه هایی از این تفکرات در آثارشان دیده می شود. شاهنامه نیز در میان این آثار از ویژگی خاصی برخوردار است. فردوسی به عنوان شاعری حکیم، اندیشه های فلسفی خود را در قالب خنده ای تلخ و گزنده مطرح کرده که از آن به "تلخند" یاد کرده ایم. تلخندهای او دیدگاه فلسفی و طرز نگرش وی را به جهان آفرینش نشان می دهد. در این پژوهش، گونه ای از طنز با عنوان طنز فلسفی مطرح شده و سپس تاملات فلسفی حکیم توس با آوردن مثالهایی از شاهنامه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. این گونه طنز در شاهنامه اندک نیست، اما با توجه به مطالعاتی که در زمینه شاهنامه شده است، به نظر می رسد این موضوع چنان که باید مورد توجه شاهنامه پژوهان واقع نگردیده است. در حالی که با توجه به تعاریف موجود از این گونه طنز، زمینه های مناسب آن در شاهنامه وجود دارد و فردوسی متناسب با دانش، فرهنگ و رعایت درک مخاطبان و فضای حماسی اثر با مهارتی کم نظیر در اثر خود از آن بهره گرفته است. با وجود این گونه افکار در شعر حکیم توس، نه تنها او به یاس فلسفی گرفتار نشده است، بلکه در کنار بیان این گونه اندیشه ها، خواننده را به تساهل دعوت و بدین وسیله تحمل رنج را بر خود و دیگران آسان می کند.
تقابل آزادگی و خودکامه گی
حوزههای تخصصی:
جانوسپار در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درشاهنامه فرزانه بزرگ، فردوسی توسی، ازنام کسان در داستان ها بسیار یادشده است، این نام ها گاه اشاره به سرزمین و گاهی ، تیره هایی از مردمان و زمانی اشاره به دوره هایی از تاریخ ایران و جهان باستان و یاجنبه های دیگر دارد.یکی از این نامها«جانوسپار» یا «جانوشیار»است که در داستان جنگ اسکندر به نام کشنده دارا از آن یاد شده است که در این جستار به آن می پردازیم.
نقد ادبی: خویشکاری فردوسی
حوزههای تخصصی:
شاه نامه این سند جاودانگی ایران
حوزههای تخصصی:
فردوسی پس از چهارصد سال
حوزههای تخصصی:
گناه بخت من است این گناه دریا نیست (بررسی قطعه ای منسوب به فردوسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شرح این ماجرا به این صورت در منابع مکتوب نخستین بار در مقدمه بایستغری (نیمه اول قرن نهم هجری) آمده و گویا تاکنون در منبع کهنه تری دیده نشده است. اما اشعاری که در این حکایت از فردوسی نقل شد، چنان که استاد ریاحی بدان اشاره کرده اند، در ماخذ کهنه تر از قرن نهم هم دیده می شود. نخستین کسی که از از انتساب این ابیات به فردوسی سخن گفت عباس اقبال بود. وی به شعر نظام الدین محمود قمر اصفهانی که قطعه مذکور را تضمین کرده اشاره دارد. اقبال عکس نسخه دیوان قمر را، که در مجموعه شش دیوان مورخ 714-713 هجری باقی مانده و در کتابخانه ایندیا آفیس (دیوان هند) نگهداری می شود و مرحوم قزوینی آن را تهیه کرده و به ایران فرستاده بود، در اختیار داشت. پس از اقبال، تقی بینش، بدون توجه به یادداشت اقبال، در چاپی که از دیوان قمر اصفهانی عرضه کرد، به منسوب بودن این شعر به فردوسی اشاره و ماخذ خود را در این باره مجمع الفصحای هدایت اعلام کرد.
نگاهی نو به دار جنگه
موی بر میان بستن (آیین ویژه سوگواری در شاهنامه و متون ایرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وامقی درباره «موی بریدن و بر میان بستن» «فریگیس» در این دو بیت نوشته است: «نکته ای که در اینجا آمده است به ظاهر باید رسم دیگری باشد که نمی دانم شواهد دیگری از آن می توان یافت و در اصل بازمانده است یا خیر؟» پرسش و تردید ایشان درباره ناآشنا بودن کاری که فریگیس انجام داده بجاست. تا جایی که نگارنده جستجو کرده، شواهد و نمونه های تقریبا همانند انگشت شماری در این باره وجود دارد که شاید مهم ترین و گویاترین آنها در کوش نامه و الهی نامه باشد. در منظومه کوش نامه، «کوش»، در سوگ همسرش، «نگارین»، بگسترد خاک و بر او بر نشست میان را به موی نگارین ببست در حکایت «زن صالحه» (الهی نامه عطار) نیز مادری که طفلش را شب هنگام در گهواره کشته اند فغانی و خروشی در جهان بست دو گیسو را بریده بر میان بست در داستان الحاقی سوگواری مادر «نوش زاد» بر فرزندش، که در یکی از نسخه های شاهنامه آمده، بیتی است که، طبق آن، همسر مسیحی انوشیروان هم، در عزای فرزند، موی بر میان می بندد: به فندق همی برگ گل را بخست به موی بریده میان را ببست
سازهای موسیقی در شاهنامه
حوزههای تخصصی:
نقد پیش درآمد داستان رستم و سهراب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
فردوسی معمولا سرآغاز پاره ای از داستانها را به گونه ای سروده است که خواننده از همان آغاز فضای کلی داستان را پیش چشم می آورد. چنین آغازی را که در شاهنامه تحت عنوان « خطبه داستان» یا «پیش درآمد» نام نهاده اند. به غیر از داستان رستم و سهراب، در داستانهای رستم و اسفندیار، سیاوش، فرود و ... نیز به چنین پیش درآمدهایی برخورد می کنیم که در هر یک، سرآینده به نوعی مسیر و محتوای کلی داستان را در ذهن خواننده مشخص می کند.شاعر حماسه پرداز در پیش درآمد داستانه بینش خود را نسبت به شخصیت های اصلی داستان بازگو می کند و آنها را در تراز وی نقد قرار می دهد تا خواننده با سر نخ هایی حکایت را پی گیری کند. بدیهی است که در این صورت خواننده از خالی الذهن بودن خارج می شود و با همان اطلاعات و با شوق و ذوق مضاعف داستان را به مطالعه می گیرد.ما در این مقاله به چگونگی حاکمیت تقدیر و شیوه ابهام سازی شاعر که از شگردهای داستان پردازی می باشد، پرداخته ایم.
گاو بر مایه، گرز گاو سر و ماه پیشانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گاو در فرهنگ هند و اروپایی اهمیت بسیار داشته و مرکز ثقل شئون گوناگون زندگی به شمار می آمده است. در زبان هند و اروپایی، ترکیبات متعددی برگرفته از واژه گاو *gWou برای نام گذاری افراد خانواده به کار می رفت. اوقات روز به «آغاز چرای گاوها»، «یوغ نهادن» بر آنها و «از یوغ رها کردن» آنها تقسیم می شد. حتی واحد اندازه گیری چاله های آب بر اساس رد سم گاو بود. فراوانی تعبیرهای مجازی که با واژه «گاو» ساخته شده در ریگ ودا چشمگیر است. در آن، ستاره ها چوپانان گله اند؛ گاو پرتو بامدادی و ابر بارانی است؛ آسمان و زمین نیز گاهی به شکل گاو نر و ماده نشان داده می شوند که خورشید از آنها عصاره درخشان می دوشد (?WEST 2007, pp. 184-185). ردپای این باورها در اوستا و متون فارسی میانه پیداست و، در آنها، توصیف گاو یکتا آفریده و گوشورون (روان گاو) یا تبارنامه فریدون شان گاو را نشان می دهند. در شاهنامه از گاوی در نقش دایه فریدون سخن رفته که فریدون، دور از مادر و پدر، در کوه دماوند، با شیر او پرورانده می شود. ویژگی این گاو رنگین بودن آن است که شاهنامه، برخلاف دیگر منابع عصر اسلامی، به روشنی بر آن انگشت می گذارد. این تصویر دلچسب از گاو به عنوان دایه، که در افسانه های پریان نیز آشناست، چه خاستگاهی دارد؟
توصیف یا تصویر
حوزههای تخصصی:
عقیده دینی فردوسی
حوزههای تخصصی:
فروهری خاموش بر فراز البرز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی: