یکی از راههای شناخت دیدگاه افراد ‘ بررسی نگاه آنان به شخصیتهای مشهور تاریخ است. در مقاله ای دیگر با عنوان ((بانگ صغیر)) نویسنده‘به مقایسه ((دیدگاه مولوی درباره معاویه))با معارف قرآنی و روایی پرداخته است.در این نوشتار ‘ نگارنده دیدگاه مزبور را با واقعیتهای تاریخی می سنجد و آن را به نقد می کشد.
از آنجا که امثال و حکم، درگوش هوش مردمان، در بلنداى زمان و دوران، زبان گویاى حقائق روزگارانند. نگارنده بر آن شد که سلسله مقالاتى درباره امثال و حکم، در دیوان حکیم ابوالفتح بستى، شاعر توانا و ذولسانین دوران غزنوى، نگارد و بدست زمانه سپارد. تا به حول و قؤه مفیض دقایق وجود و ملهم رقائق خلود، تعلیم حقائق را به دو زبان عربى و فارسى، در پهنه ادب تطبیقى، بکار آید. از این رو، از آغاز دیوان آغازکارکرد و به نثر و نظم خویشتن شرح و تفسیر امثال و جکم را عرضه داشت. تا گواهى صادق، براى ایجاد علم و هنر معاصر نیز باشد. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
صفى الدین و عطار دو شاعر اسلامى اند که درباره پیامبر (ص) مدائح قابل توجهى دارند. مضامینى همچرن معراج، اخلاق پیامبر و کرامات آن حضرت برترى او بر دیگر پیامبران و طلب شفاعت، از جمله مواردى است که هر دو شاعر به آن پرداخته اند، عطار مطالب را به دوگونه مستقیم و غیر مستقیم ذکر می کند در حالى که صفى الدین معمولا صفات پیامبر (ص) را به صورت مستقیم ذکر می کند موارد غیر مستقیم عطار در خلال تصاویرى هنرى آمده است که خواننده را به خود جذب مى نماید، از سوى دیگر نگاه عطار به پیامبر (ص) و صفات و رفتار او نگاهی عرفانى و صوفیانه است، در برابر آن صفى الدین با نگاهی شاعرانه و زمینى پیامبر (ص) را مدح می کند و تاریخ را به نظم می کشد او پیوسته سعى دارد تا اصول بدیع را در قصیده بدیعیه خویش جاى دهد. با وجود اینکه صفى الدین شیعه و عطار سنى است ولی نگاه هر دو شاعر به مذاهب نگاهى معتدل وحدت آفرین است.
آثار ادبی مهم جهان نشان می دهد فرهنگ و ادبیات با همه تلقیات گوناگونی که دارند یکدیگر را تحت تاثیر قرار می دهند و تقویت می نمایند. از این جهت نگارنده بر آنست در این مقاله ضمن معرفی اجمالی عناصر اساسی فرهنگ، با در نظر گرفتن مهم ترین عنصر آن یعنی دین و مذهب، جنبه های مختلف این تاثیر را بر ادبیات، بخصوص ادبیات فارسی بررسی نماید و نشان دهد آثار برجسته ادبی ایران و جهان اعم از قدیم و یا معاصر تحت تاثیر عقاید فرهنگ دینی خلق شده اند و نویسندگان و شاعران بزرگ از فردوسی و حافظ و سعدی و نظامی و خیام و مولوی گرفته تا میلتون و هوگو و شکسپیر ودانته و تولستوی و تی اس الیوت وامثال آنها که تعدادشان کم نیست، همه بر اساس افکار و عقاید مذهبی و کتب آسمانی چون قرآن، تورات و انجیل آثار ارزشمند و معروف ادبی جهان را به وجود آورده اند.
آثار ادب ایرانی، قبل یا بعد از اسلام آنچه باقی مانده است، نشان می دهد همه در ارتباط با مقوله های دینی چون: توحید و معاد و عمل صالح است و متون دینی به عنوان اساسی ترین منابع همواره الهام بخش شاعران، نویسندگان و هنرمندان ایرانی ایرانی بوده است. بر این اساس تاثیر آیات و احادیث اسلامی بخصوص قرآن و احادیث نبوی در ادب فارسی بسیار عمیق و گسترده است و می توان اثر آن را از همان دوره های اول پیدایش زبان دری در نظم و نثر پارسی دید و شکوفاییش را در قرن های ششم، هفتم و هشتم که اوج گسترش فرهنگ اسلامی در ایران است، مشاهده کرد و دریافت ادبیات فارسی که از ابتدا در بستر فرهنگ اسلامی رشد نموده، توانسته است با بهره گیری از این فرهنگ غنی به تعالی و کمال چشمگیر دست یابد و در نهایت نتیجه گرفت: فرهتگ های پر بار و مبتنی بر ادیان الهی، بستر مناسب پیدایش عالی ترین آثار ادبی جهان است که باز خورد آنها موجب تقویت فرهنگ نیز می شود.
اگر بخواهیم روابط فرهنگی و ادبی هند و ایران را از ابتدا تاکنون مورد بحث قرار دهیم بسیار گسترده خواهد بود و به درازا خواهد کشید. بنابراین در مقاله ی حاضر فقط آن بخش از روابط را که مربوط به نیمه ی دوم قرن بیستم میلادی می شود، بررسی می کنیم تا یادآوری شود که این ارتباط ها تا چه اندازه عمیق و چقدر گسترده و در عین حال مفید است. اشاره به اقدامات فرهنگی دو جانبه ی بعضی رهبران و مقامات ایران و هند، بررسی جایگاه سفارتخانه ها و خانه های فرهنگی، و نقش مجلات و نشریات، اشاره به استادان زبان فارسی و آثار ترجمه شده ی فارسی به هندی و بالعکس، بررسی نقش محققان و دانشمندانی که علاقه مند به ارتباط عمیق فرهنگی میان هند و ایران بوده اند و بحث در مورد مراکز ایرانشناسی و هند شناسی و همچنین انجمن های علمی استادان زبان فارسی در هند و ایران موضوع کار این مقاله است.
به نظر میرسد پیشینة فرهنگ عامّه با تاریخ اجتماعی بشر برروی کرة خاکی ملازمت دارد؛ چرا که انسان از آغازحیات تاریخیخود، اسیر غم ها، شادیها، خوشیها و ناملایمات و فرازونشیب های مختلف زندگی بوده است و هست . با ملاحظة باورداشت ها و آیین هایی که سینه به سینه و از نسلی به نسل دیگر یا از ناحیه ای به ناحیة دیگر انتقال یافته است ، به این نتیجه میرسیم که ریشه و هویت تاریخی و اصالت ، درگروِ شناخت هرچه بیشتر این اعتقادها و باورداشت ها است .در این مقاله سعی شده است پیشینة تاریخی فرهنگ عامّه و عامّه پژوهان ایرانی و خارجی درطول سال ها درحدّ متعارف معرّفی شود. در بخش دوم مقاله هم، برای بهرة بیشتر خوانندگان، منابع و مآخذ فرهنگ عامّه در فارسی و کردی و ترکی که مناسبت های بسیاری با هم دارند، ارائه شده است.