این مقاله به بررسی زبان فارسی نوین که بعد از اسلام در ایران شکل گرفت و سعدی به عنوان یکی از گویندگان این زبان ، میپردازد. نویسنده مقاله زبان سعدی را بر اساس شواهد شعری و یافتههای خود و در مقایسه با شاعرانی چون مولانا، زبانی معیار و به دور از کاربردهای حوزهای میداند و اشاره میکند واژههایی که سعدی استفاده کرده از مقوله واژههای کم کاربرد یا نادر نیستند و به طور مکرر استفاده شدهاند.
نویسنده این مقاله همان نویسنده کتاب مگر این پنج روزه. است. وی پاسخی به نقدی داده که در مقاله پیش ارائه شده و آنها را درست ندانسته و باز بر نظریات خود پافشاری نموده و نظریاتی را که در نقد قبلی ارائه شده است را به کل رد نموده است.
موضوع حذف یک یا چند عضو از اعضای جمله های قرآنی، اهمیت ویژه ای دارد. چون از یک سو جنبة بلاغی دارد و از سوی دیگر موجب اختلاف در ترجمه ها گردیده است. ما در این گفتار کوشیدهایم به سؤالهای زیر پاسخ گوئیم: حذف یعنی چه؟ چگونه حذف می تواند در قرآن کاربرد بلاغی داشته باشد؟ به یاری چه معیارهایی می توان محذوف را تعیین نمود؟ آیا وظیفة مترجم هنگام مواجه شدن با مواضع حذف، ذکر است یا خیر؟ آیا در مواضع حذف، نوع حذف و تعیین محذوف اتفاق نظر وجود دارد؟ و آیا ذکر محذوف در ترجمه با مراد گوینده و شیوه های بیانی قرآن منافاتی ندارد؟