در زبان فارسی ، قاعده تضعیف ، همخوان سایشی /v/ را به ناسوده {w} تبدیل می کند . این فرآیند ، زمانی اتفاق می افتد که همخوان /v/ در پایانه هجا بعد از وا که /a/ قرار گیرد . همچنین فرآیند مذکور ، خود درون داد قاعده دیگری واقع می شود که وا که /a/ را به وا که {o} تبدیل می کند . برای مثال ، ستاک «رو» /rav/ در فعل می روم /mi-rav-am/ تغییر نمی کند ، اما در وجه امری «برو» {bo-row} قاعده ضعیف به کار رفته است . .....
از زمانی که حکیم فردوسی شاهنامه را تقدیم سلطان محمود غزنوی کرد و محمود در حق آن ناسپاسی کرد، گوهرشناسان سخن سنج رنج سی ساله وی را ارج نهادند و ارزش واقعی این اثر ماندگار جهانی را دریافتند و این اثر سترگ به زودی در میان طبقات، از سلاطین و امرا گرفته تا قصه خوانان و معرکه گیران، شهرت و معروفیت تمام یافت و در دل مردم نشست و به سینه ها سپرده شد و نقل محافل گردید. نساخان، خوش نویسان، تذهیب کاران، نگارگران و کتاب آرایان نسخه های نفیس بی بدیل از آن پدید آوردند که زینت بخش کتاب خانه ها و موزه ها شد. سوداگران هر برگش را چون زر ناب خریدند و سلاطین به داشتن یک نسخه از آن فخر فروختند. در دوره تیموری توجه به هنر و تذهیب و ظریف کاری شدت یافت، خاصه در عصر شاهرخ و میرزا بایسنقر، با تجمع هنرمندان در هرات، مکتب هرات پدید آمد و خطاطان و تذهیب کارانی چون بهزاد و میرعماد آثاری بی نظیر آفریدند، که امروزه زینت بخش موزه های جهان است. در میان فراورده های هنری مکتب هرات، نسخه شاهنامه فردوسی درخشش دیگری یافت. این نسخه به دستور بایسنقر میرزا، که خود شاهزاده ای هنرمند هنرپرور بود، به خط جعفر بایسنقری تهیه شد که امروزه از شاهکارهای مسلم فن کتابت، تذهیب و نگارگری به شمار می رود. مشخصات این نسخه بی نظیر در فهرست آتابای چنین آمده است: قطع نیم ورقی در ابعاد 26×38 سانتی کاغذ خانبالغ نخودی رنگ، خط نستعلیق - کوفی تزئینی - ثلث - کتابت خفی بسیار خوش. صفحات: مجدول زرین زوج تحریر مشکی و لاجوردی، اشعار به وسیله پنج جدول زرین بند مشکی به شش مصرع تقسیم شده است. عناوین و سرحکایات در کتیبه های مستطیل شکل مذهب مرصع به اشکال و رنگ های گوناگون به خط ثلث به آب زر و برخی به سفیدآب با تحریر مشکی نگاشته شده است. در ظهر صفحه قبل از شروع شاهنامه یک شمسه مذهب مرصع ممتاز نقش است که در متن زرین آن به خط رقاع و به آب زر با تحریر مشکی اسم بایسنقر بهادرخان نوشته شده است و در بالای همین شمسه یک ترنج مدور دور کنگره مذهب متوسط است که به منظور پوشانیدن سجع مهر یا مطلبی نقاشی شده است. چهار صفحه از اول شروع شاهنامه و دو صفحه از پایان کتاب متن و حاشیه مذهب مرصع مزدوج ممتاز و بسیار دلفریب و زیبا نقش است که از بهترین نمونه های فن تذهیب و ترصیع به شمار می رود. نسخه جمعا 22 مجلس مینیاتور آب رنگ ممتاز به محتوای داستان های شاهنامه طرح و نقش است که به سبک مکتب هرات و در نهایت کمال استادی و دلربایی است. این نسخه دارای 700 صفحه که هر صفحه 31 سطر و صفحات مصور بین 4-6-10 سرکتابت دارد ...
انتشار ترجمه فارسی خمسه المتحیرین، به کوشش دوست گرامی مهدی فرهانی منفرد و به همت نامه فرهنگستان، خدمت فرهنگی ارزنده ای است که یکی از مهم ترین اسناد ادبی قرن نهم هجری را در اختیار اهل تحقیق گذاشته و یاد یکی از خادمان صادق فرهنگ و ادب این مرز و بوم، شادروان محمد نخجوانی، را زنده کرده است. طرفی از این اثر، به ویژه منظومات آن را از نظر گذراندم و اشتباهاتی دیدم که ذیلا به ذکر آنها می پردازم: - به تصریح مترجم و مصحح، این ترجمه در سال 1319 انجام یافته، اما بر روی جلد و صفحه عنوان 1320 آمده است. - مترجم، در مقدمه و موخره، تاریخ اسفند 1319 آورده که قید «اسفند» و نیز سال های حیات مرحوم نخجوانی، از شمسی بودن این تاریخ حکایت دارد، اما مصحح، در مقدمه، 1319 هجری قمری آورده است. - مصراع «کردم اصلاح آن من از خط خوش» (ص 17، بیت سوم)، به صورت «کردم اصلاح آن من از خط خویش» صحیح است. - در بیت «نی کلکت شکر معنی را کرده چو نیشکر از جوف برون» (ص 21، قطعه آخر)، «چون نیشکر» صحیح است. - در بیت «قصه کوته شب دراز مرا پاره پاره به روز آورده» (ص 22، بیت سوم)، اضافه «قصه» به کلمه بعد، به اقتضای وزن و معنی نادرست و نشانه اضافه زاید است.....
ابوالفرج اصفهانی (184-356 ه) از چهره های شناخته شده و مطرح در تاریخ علم و ادبیات عرب است . نام او تداعی بخش مجموعه بیست و چهار جلدی کتاب الاغانی است که به گفته خودش در تدوین و تالیف آن نیم قرن رنج برده است . اگر چه ابوالفرج به عنو ان «ناقد» و این دایر؟ة المعارف وی به عنوان «کتاب نقد» شهرت ندارند ، اما این اثر گرانبها ، آکنده از مباحث نغز و شیرین نقدی است . در این مقاله سعی شده به معرفی جنبه جدیدی از شخصیت ادبی ابوالفرج یعنی نقادی وی پرداخته شود .
تلقی ادبیات به عنوان هنری برآمده از کاربرد زیبایی شناختی زبان و موضوع تکرار پذیری اثر هنری همچنان به صورتهای مختلف مورد بحث مجامع دانشگاهی است, پیامد این تلقی, رواج نگرش ابهام آمیز نسبت به هنر است که در عین فقدان توجیه روشن درباره آن, خود تبدیل به عاملی می شود برای تفکیک و تمییز آنچه "هنر" است و ناشناخته, ابهام آمیز و متعالی از آنچه "غیر هنر" است و معلوم و کم ارج. در این تقسیم بندی گاه کل جهان هستی در برابر هنر قرار می گیرد و با نگاهی تحقیرآمیز بدان نگریسته می شود, این تلقی که در فرهنگ بشری پیشینه دیرینی دارد, به فراخور زمان نیازمند تأمل و تجدید نظر است. این مقاله درصدد چنین تأملی است و در ضمن آن, این نکته مورد بحث قرار می گیرد که برای این دیگر گونه دیدن رابطه جهان و هنر باید ابهام موجود در هنر به کل جهان هستی تعمیم داده شود.