فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۳۰۱ تا ۶٬۳۲۰ مورد از کل ۱۱٬۵۴۵ مورد.
مجموعه سازی پس از ربع رشیدی (یادداشتی درباره مجموعه سفینه گون ابوالمجد تبریزی)
حوزههای تخصصی:
خواندن هم چون ترجمه است
حوزههای تخصصی:
آغاز نقد ادبی
حوزههای تخصصی:
ققنوسی دیگر
حوزههای تخصصی:
نقد ادبی: ادراک «بی چه گونه» هنر (با یاد دوست فرزانه، شرف الدین خراسانی «شرف»)
منبع:
بخارا مهر ۱۳۸۳ شماره ۳۸
حوزههای تخصصی:
عبور از افق نیست انگاری (نقد رمان «در آفاق نفس»)
حوزههای تخصصی:
تخیل رئالیستی
حوزههای تخصصی:
عبور از افق نیست انگاری (حلقه نقد گروه ادبیات اندیشه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی) (قسمت آخر)
اختلاف در نسخه های حافظ
منبع:
حافظ تیر ۱۳۸۳ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
سیاسی: فرهنگ نامه ی سیاسی فلسفی مکتب های سیاسی (اتحاد سه گانه)
حوزههای تخصصی:
حشو در نوشته های امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازتاب تفکر یونانی، ایرانی و اسلامی در تاویل سهروردی از داستان رستم و اسفندیار
حوزههای تخصصی:
تفسیر و تأویل اساطیر در ادبیات کلاسیک ایران به دلایل زیادی از جمله کفرآمیز پنداری آنها چندان مورد توجه قرار نگرفته است . در کنار تأویلات اندک و از هم گسیخته سنایی، شاعر قرن پنجم، شیخ اشراق، عارف و فیلسوف بزرگ قرن ششم یکی از کسانی است که با جدّیت تمام در پی تفسیر و تأویل اساطیر ایران باستان برآمده است . شیخ اشراق با این تأویلات می خواهد پیوندی عمیق میان سه فرهنگ مجزّا از هم؛ یعنی فرهنگ اسلامی، حکمت ایران باستان و فلسفه یونان برقرار کند . زیرا وی از یک سو به عنوان مسلمان معتقد، با فرهنگ اسلامی و عناصر فرهنگی آن از جمله تصوّف به خوبی آشناست و از طرف دیگر به عنوان ایرانی نژاده و اصیل، میراث دار تمدن ایران قبل از اسلام است و نیز نمی تواند به فلسفه یونان که محصول با ارزش خرد و عقلانیت بشری است، بی اعتنا باشد. سهروردی با ژرف بینی خاص خود پی برده است کلّیت سه فرهنگ به ظاهر مخالف هم نه تنها تضادّی با یکدیگر ندارند، بلکه در صورت اتحاد و سازش میان آنها، می توان به تجربه ای گرانسنگ برای هدایت و رشد بشریت دست یافت . در این مقاله سعی شده است تلاش و کوشش این نابغه بزرگ در ایجاد پیوند و سازش جریان های تفکر بشری که در تأویل وی از داستا ن اسطوره ای رستم و اسفندیار منعکس شده است، تبیین و دلایل چنین تأویلی ضمن نشان دادن عناصر فرهنگ های مذکور باز نموده شود. پیداست که در دوره سهروردی این داستان و دیگر داستان های شاهنامه به اندازه ای مشهور شده بودند که به راحتی و جز برای اغراض ویژه ای در هم ریختن ساختمان آنها سهل و آسان نبود . اما شیخ اشراق با توجه به ذهنیت خاص خود از عهده این مهم بر آمده و این داستان را ساختارشکنی کرده است تا بتواند نظرات اشراقی خود را در لابه لای آن باز گوید.