فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۴۰۱ تا ۶٬۴۲۰ مورد از کل ۱۱٬۵۵۸ مورد.
بررسی سبک نثر «قوانین دستگیری»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«قوانین دستگیری» اثری گرانبها در زمینه دستور زبان فارسی و معانی بیان است که به صورت نسخه خطی باقی مانده و در صورت تصحیح به شیوة علمی و دقیق، منبعی بسیار ارزشمند به میراث زبان و ادبیات فارسی خواهد افزود. این نسخه خطی متعلق به قرن سیزدهم و اوایل دوره قاجاریه است و به دست مولانا غلام دستگیر به منظور آموزش دستور زبان فارسی به غیرفارسی زبانان شبه قاره هند، نگاشته شده است. سبک نثر آن ویژگی های خاصی دارد که در این مقاله به بررسی و تحلیل آن در دو بخش «صوری» و «محتوایی» پرداخته ایم. در بخش صوری، ویژگی های زبانی از قبیل کاربرد افعال و ترکیبات و واژگان و مختصات ادبی چون آرایه های بدیعی و بیانی بررسی شده و در بخش محتوایی به خصوصیاتی چون استناد علمی و امانت داری، دقت در بیان مباحث و نگاه تحلیلی و انتقادی نویسنده اشاره شده است. ذوق سلیم و طبع ادیبانه نویسنده، از متن اثر به خوبی پیداست. از آنجا که این اثر در خارج از مرزهای ایران نگاشته شده است، سبک شناسی آن، موقعیت نثر فارسی دوره قاجار را در شبه قاره هند نشان می دهد.
شعر و قافیه- معنی شعر
منبع:
اخگر بهمن ۱۳۲۴ شماره ۴
حوزههای تخصصی:
بترون، بترای، برای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدسی در بحث از زبان مردم خراسان آن گاه که از زبان دو مرو، یعنی مرو رود و مرو شاهجان گفتگو می کند می گوید: «و لا باس بلسان المروین غیر ان فیه تحاملا و طولا و مدا فی اواخر الکلم. الا تری ان اهل نیسابور یقولون برای این و هم یقولون بترون این، یعنی من اجل هذا. فقد زادوا حرفا» (مقدسی 1906، ص 334). یعنی... در زبان دو مرو تکلف و درازی و کششی در آخر کلمات است. آیا نمی بینی که نیشابوریان می گویند برای این و مرویان می گویند بترون این، یعنی «برای این»، که حرفی به آن اضافه کرده اند. کلیه کسانی که این قسمت را نقل کرده اند بترون را به بترای تصحیح کرده اند، زیرا بترون را فاقد معنی دیده اند. این که مقدسی می گوید در اینجا، یعنی در بترون، یک حرف اضافه کرده اند نیز به این تصحیح کمک کرده است. از جمله این کسان اند مرحوم ملک الشعرا بهار (? بهار، ج 1، 1337، ص 246)؛ مرحوم دکتر ذبیح اله صفا (? صفا 1338، ص 159) و مرحوم دکتر پرویز ناتل خانلری که اصلا کلمه را به شکل بترای نقل کرده و متذکر اصل آن نشده است. (? خانلری 1353، ص 29) قبل از این که وارد بحث در کلمه بترون شویم به این نکته اشاره می کنیم که دو کلمه برای و بترون در مقدسی، بر عکس نام های جغرافیایی ایران و سایر کلمات ایرانی که در متن چاپی او آمده، هیچ گونه نسخه بدلی ندارد. کلمه بترای مرکب است از حرف اضافه بت >) پهلوی (pad > pad و را و ی میانجی و کسره اضافه. را در زبان پهلوی برای افاده معنی سببیت و برای نشان دادن بهره ور عمل فعل به کار می رود، مانند ?d r?y یعنی «برای این، به این سبب» (قس. چرا؟ محض ارا) و ??r?y «چرا»؟ یعنی «برای چه؟» این حرف با حرف اضافه pad به صورت نوعی حرف اضافه مرکب گسسته به شکل pad...r?y نیز به کار می رود و همین کاربرد است که در فارسی به صورت برای درآمده است، یعنی مدخول این حرف اضافه به جای آن که میان دو جز آن قرار بگیرد، بعد از آن آمده و در نتیجه یک کسره به پایان padr?y اضافه شده است. p بعدها به b بدل شده و بعد از حذف d کلمه به شکل برای در آمده است ...
تألیف یا ترجمه، کدام یک؟
حوزههای تخصصی:
نقطه عطف و تحول ژرف در فرهنگ نگاری فارسی
حوزههای تخصصی:
دراسه موقع الراوی وآلیاته فی روایه میرامار لنجیب محفوظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لما کانت المعرفه نسبیهً للبشرفإن راویاً واحداً،سواء أکان الکاتب أوشخصیه من شخصیات القصه، لا یلمّ بها من جوانبها کامله والراوی العالم بکل شیء فی الروایه لا یسیطر علی کل الجوانب المطلوبه لدی الشخصیات. فیستفید الکاتب من تقنیات السرد المختلفه؛ کتقنیه تعدد الرواه لیوظّف العوامل والرواه المختلفین للغور فی الأعماق البشریه ونیاتها وأعمالها. کان الرواه فی میرامار، وهم نفس الشخصیات المختلفه المشارب والمعارف التی تنقّلت فی أیدیولوجیاتها من التعقل والحکمه إلی التَّطرّف والجنون، ومن حبّ الخیر للآخر وإسداء النصائح له إلی الحقد علیه وکراهیته.ومن هنا تعددت وجهات النّظر فی الأحداث حسب الموقع الّذی یقف فیه الراوی لرصد العالم المحیط به،وقد یکون هذا الموقع أیدیولوجیاً أو دینیاً أوسوی ذلک. فتتبدّل صور الأشیاء بتبدّل المواقع ومخیله القارئ، وتتبدّل هذه الصور علی حسب الزاویه الّتی تُلتقط منها الصور وحسب المسافه الّتی تقع بین الراوی والأشیاء. الرواه فی هذه الروایه مشارکون فی صناعه الأحداث، بل کانوا أبطالها؛ ینتمون إلی المکان والزمان اللذین تنتمی إلیهما الشخصیات والأحداث وهم لا یحکون من الماضی فقط بل یسردون أیضاً الأحداث الّتی یعیشون فیها. فأهمیه هذه الروایه تکون فی الشهاده علی وقوع الحدث والمشارکه فیه من جهه ومعرفه وجهه نظر الراوی فی ما یبثه ویرویه من جهه أخری. تختلف صوره المکان فی هذه الروایه بین راو وآخر. للمعلومات والحوادث مصادر وآلیات مختلفه فی هذه الروایه؛کالتذکر، والحوار، والمونولوج، والمشاهده. فالروایه فی میرامار تقدم لنا عبر وعی الرواه عن طریق الحوار والمنولوج الداخلی وتیار الوعی. فمیرامار هوالمکان المرکز الّذی یضم هذه الشخصیات المتنافره ولکنه لا یجمع بینها؛ فهم لا یشکلون أسره یعرف أفرادها أشیاء کثیره ومعلومات جمه عن کل شخصیه. میرامار روایه ذات بنیه متعدده الأصوات لأحداث واحده؛ فلذلک تقوم علی التکرار فی کثیر من مفاصلها؛ لأن وجهات النّظر تکون مختلفه حول الحدث الواحد والصوره الّتی یرسمها الراوی لنفسه تکون غالباً أوضح من الصوره الّتی یرسمها لسواه والتی یرسمها سواه له.
انواع نقد ادبی (قسمت آخر)
حوزههای تخصصی:
وابستگی خاقانی با گنجه و سخنی چند در پیرامون سوانح زندگی شاعر
حوزههای تخصصی:
تبیین راهبرد امنیتی مقابله با فتنه گران در کلیله و دمنه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
فتنه، یکی از نا هنجاری های سیاسی-اجتماعی در جوامع بشری است که نه تنها نظام سیاسی حاکم در هر کشور، بلکه در سطوح پایین تر توده های مردم را نیز دچار چالش خطیری از جمله سلب امنیت می کند. کلیله و دمنه به عنوان یک اثر منثور کلاسیک که نظام سیاسی حاکم به شکل تمثیلی و شخصیت های آن را حیوانات تشکیل می دهد؛ به تبیین الگوهایی می پردازد که می توان در حوزه امنیت داخلی به عنوان راهبردی برای مقابله با فتنه گران مورد استفاده قرار داد. از جمله این الگوها: بصیرت، دشمن شناسی، مشورت، دور اندیشی و از همه مهم تر وجود یک رهبری مقتدر می باشد. این جستار در سدد ارائه الگوهای راهبردی در حوزه امنیت داخلی برای مقابله با فتنه گران با تأکید بر کتاب کلیله و دمنه است.
نقد «توت فرنگی های روی دیوار» مجموعه داستان/ محمد سرشار 1385
حوزههای تخصصی:
عناصر الإیقاع ودلالاتها فی ""قصیدة الانتفاضة"" لسمیح القاسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعتبر الموسیقی من أهم أداة بنائیة یقوم علیها البناء الشعری وهی عنصر من أبرز العناصر التی تمیّز الشعر من سائر الفنون الأدبیة. والعنصر الإیقاعی تکمن فیه الطاقة التعبیریة والدلالیة وله أهمیة بارزة فی خلق الجو العام للقصیدة وتماسک بنیتها. ستحاول هذه الدراسة أن تتلمس البنیة الإیقاعیة وعناصرها وآثارها فی ""قصیدة الانتفاضة"" للشاعر سمیح القاسم وهی قصیدة تتمیز بإیقاعات موسیقیة متنوعة تجعل المتلقی یستعذبها وتنقله إلی حالة الشاعر الشعوریة. وفی هذه الدراسة ندرس تشکیل البنیة الإیقاعیة فی القصیدة من خلال رصد بعض الظواهر الإیقاعیة مثل الوزن العروضی والزحافات والعلل، القافیة وما یتعلق بها، والظواهر الإیقاعیة الأخری؛ مثل التدویر، والسطر الشعری، والتضاد، والتوازی، والتکرار، وقد اتبع البحث منهجاً وصفیاً تحلیلیاً إحصائیاً وذلک باستقراء القصیدة وتفکیک عناصرها الإیقاعیة لاستخراج قیمها الدلالیة والجمالیة. وقد تبین من خلال هذه الدراسة؛ أنّ الشاعر یحاول فی تشکیل البنیة الإیقاعیة لقصیدته، الإفادة من أصغر الجزئیات وأدقها من أجل توظیفها واستثمار مکوناتها بغیة إثراء النغمة المؤثرة المنبعثة من الإیقاعات الخارجیة والداخلیة وإثراء دلالات النص. وأن العنصر الإیقاعی بکافة أشکاله له دور واضح فی إثراء البنیة الإیقاعیة والبنیة الدلالیة للقصیدة وتماسک بنیتها وکسر رتابتها واکتساب القصیدة درجة موسیقیة ملموسة، وأنه یؤدی دوراً دلالیاً وجمالیاً لإثارة المتلقی وإثراء القصیدة.
مبانی و شرایط استفاده از تصویر در فرهنگ (تحلیل فرهنگ فارسی معین و آکسفورد)(مقاله علمی وزارت علوم)
فعل مجهول و جایگاه نحوی آن
حوزههای تخصصی: