فصاحت و بلاغت ابن مقفع همواره مورد توجه و موضوع بحث مورخان وسخن شناسان متقدم و متأخر بوده است . راز فصاحت و بلاغت و منشأ تعلیمات وی موضوع این مقاله است که در مورد آن اشارات متفاوتی در کتب تاریخ به چشم می خورد . عموم محققان بر این عقیده اند که : - زبان فارسی را در فارس نزد پدرش آموخته است. - در بصره با زبان و ادب عربی آشنا شده و با علمای عصر خویش آمد و شد داشته. - درولاء ال اهتم به سر برده و این خاندان به علم و ادب شهرت داشته اند. - از ابوجاموس ثوری تعلیم گرفته. با عبدالحمید کاتب ارتباط داشته و از او تأثیر پذیرفته است . اگر چه هر یک از موارد فوق به نوبه خود در بلاغت ابن مقفع بی تأثیر نبوده ولی هیچیک را نمی توان علت اصلی بلاغت وی دانست. بلکه منشأ اصلی این امر آشنایی او با خطب و رسائل امام علی بن ابی طالب(ع) است. برای اثبات این مدعا استدلالهایی را آورده ایم از جمله: - تأکید برخی از محققان و صاحبنظران از متقدمان. - اعتراف خود ابن مقفع. - مقایسه آثار ابن مقفع با خطب و رسائل علی (ع) و دریافت وجوه مشابهت فراوان میان آنها از حیث اسلوب نگارش و اخذ و اقتباس ابن مقفع از علی (ع).
گفتگو مقولة پربرکت و میمونی است که در عرصةفرهنگ و تمدن کارکرد و نمود خاصی یافته است، لذا آشنایی با زیرساخت آن در عصر کنونی ضروری است. گفتـگو نـوعی ارتباط کـلامـی است با این شرط که دوسویه و تعاملی باشد. به زبان دیگر، گفتگو تبدیل اطلاعات ندانسته و مجهول به اطلاعات دانسته و معلوم و خروج از قوه به فعل است؛ این حرکت و ارتباط دوسویه در صورتی تعاملی و سالم خواهد بود که براساس شش عامل ارتباطی یاکوبسون، آمیزهای از نقشها را در برداشته باشد با این ویژگی از گفتگو،این مقاله بر آن است تا به این سؤال اساسی و مهم پاسخ دهد که آیا سفره گفتگو در عرصه و بستر فرهنگ، هنر و زیبایی پهن میشود یا در عرصه سیاست و علم گشاده میگردد و آنگاه براساس حکایتی از مثنوی به این گزاره میپردازد که نظریه گفتگو نباید ما را به گذشته بدون رویکرد به جهان کنونی سوق دهد و ضمن نقد دیدگاه فلاسفه چون افلاطون، بوبر، باختین در عرصه گفتگو "دیالوگ" به پیشینه حیات گفتگو میپردازد و در پایان به برخی از مؤلفههای گفتگوی فرهنگها و تمدنها نظیر آزادی، عدالت،اخلاق، تسامح و تساهل در ادبیات فارسی با تأکید بر مثنوی مولانا اشاره خواهد کرد.
عنصر الزمان هو الحجر الأساس فی الحیاه عامه وفی الحیاه الأدبیه خاصه ولطالما شغلت هذه القضیه أذهان الباحثین. ومن ثمّ فالروایه هی الزاخره بالأحداث والأفعال وهما عنصران لاینفصلان عن الزمن الروائی. فهنالک نقاشات قامت لتشید بجانب من جوانب هذا العنصر الحاسم. ومن الذین شمّروا عن سواعدهم لینالوا حظاً فی هذا المیدان هو جیرار جینت الذی اقترح نموذجاً لتحلیل الزمن الروائی فی کتابه «خطاب الحکایه» ومقترحه قام على أکتاف ثلاثه عناصر؛ هی: الترتیب، الاستمرار، والتواتر.
تقنیه الترتیب تقوم بدراسه الاسترجاعات والاستباقات فی النص السردی. والاسترجاعات هی الرجوع إلى الحادث الماضوی وإعادته لأهداف خاصه. استهدفت المقاله تبیین فاعلیه الاسترجاعات ومدى تأثیرها فی قصه یوسف النبی(ع) فی القرآن الکریم وبعد مقدمه فی تبین الترتیب الزمنی وأنواع الاسترجاعات درست المقاله توظیف الاسترجاعات فی القصه واختارت المنهج الوصفی التحلیلی أساساً للدراسه. وصلت المقاله أخیراً إلى أنّ الاسترجاعات المتواجده فی قصه النبی یوسف(ع) فی القرآن الکریم تؤدی إلى انسجام هذه القصه وتواشجها والاسترجاعات الداخلیه هی من أکثر أنواع الاسترجاعات تواتراً فی قصه یوسف النبی(ع) وهذا الأمر لعب دوراً هاماً فی تکوین السرد العنقودی لهذه الحکایه حیث إنّها تتمحور حول بؤره رئیسه هی رؤیا یوسف(ع) التی تبدأ من عهد الطفوله إلى أن تنتهی القصه بتأویلها فی المشهد الأخیر. المشهد الرابع هو أکثر المشاهد دینامیه وانفعالاً فی قصه یوسف النبی(ع) کما أنّه أوسع مجالاً قیاساً بالمشاهد الأخرى، والاسترجاعات فی هذا المشهد تبرز أشد البروز وتسهم إسهاماً کبیراً فی انفکاک العقد النهائیه للحکایه، حیث لا یمکن التغاضی عن دورها الجلی.
بعضی پژوهش گرانِ والامقام آثار رودکی او را «اَکمَه» یعنی کور مادرزاد دانسته اند. نگارنده این سطور می-خواهد این نکته را ابراز دارد که اگر او بنا بر تحقیق آنان کور مادرزاد بوده باشد، بنابر دلایل مستند باید یکی از بزرگترین نوابغ جهان باشد و این نبوغ و فراست او تا بدان پایه است که ارکان حکومت سامانی برای بازگردانیدن امیر بخارا به بخارا، از رودکی استمداد می کنند و او اجابت می کند و البته توفیق می یابد.
نگارنده در بخش دوم مقاله، موازین تربیتی رودکی را مورد بحث و مداقه قرار می دهد و باورهای رودکی را در این زمینه می کاود و بدانجا می رسد که «پدر شعر فارسی» چگونه می تواند به شایسته ترین صورت ممکن - همچون پدری مشفق و مهربان- تجربه های زندگی خود را از سر اخلاص و بی ریا به گونه ای استادانه به خوانندگان خود منتقل کند. اندرزهایی که تا دنیا باقی است ماندگار خواهد ماند.
سفینه تبریز یکی از با ارزش ترین مجموعه های خطّی موجود در زبان فارسی است. در این مجموعه حدود 209 کتاب و رساله متنوع در تاریخ، نجوم، لغت، حدیث، فقه، کلام، تصوّف و... و نیز دیوان های شعر بسیاری از شاعران نامی و بی نام گردآوری و کتابت شده است. همچنین ابیات پراکنده فراوانی از شاعران و نویسندگان مختلف در خلال دیگر آثار این مجموعه آمده است. یکی از دیوان های شعر این مجموعه، مربوط به ظهیرالدّین فاریابی از شاعران تأثیرگذار قرن ششم هجری است. دیوان موجود در این مجموعه، افزونی هایی نسبت به دیوان چاپی مصحَّح استاد امیرحسن یزدگردی در انواع شعر مانند قصیده، قطعه، رباعی و نیز ابیاتی در خلال شعرها دارد. این مقاله در پی مقابله سفینه تبریز و دیوان چاپی ظهیر و نیز معرفی این گونه اشعار است.