فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۲٬۳۶۸ مورد.
پیوند تصوف با فتوت
حوزههای تخصصی:
نگارنده بر آن است که پیوند میان تصوف را با فتوت بیابد. و پیام جهانی این دو مکتب را بررسی نماید. اگرچه هر دو مکتب ریشه در ایران باستان دارند و با تصوف هندی ‘ بودایی ‘ مسیحیت و سایر ادیان و فلسفه ها گره خورده اند. و در اثبات فرضیه یی بکوشد که امروزه تحت عنوان (( تصوف اسلامی ایران )) در جهان مطرح است ‘ و بگوید که این گنجینه معرفت برگرفته از قرآن کریم است و احادیث پیامبر گرامی (ص) اسلام. و بدین نکته اشارت کند که شالوده فتوت اسلامی نیز سخنان بلند آیین رسول خدا و علی (ع) است . و بدین نتیجه دست یابد که این هر دو مکتب بر پایه دین مبین اسلام پی ریزی شده و ریشه در مبانی اسلام و تفکر اسلامی دارد و می تواند به عنوان دو مکتب حیات بخش و زندگی ساز اسلام به جهان معرفی گردد.
عرفان در متن زندگی
عطار در آیینه ی عشق و عرفان
حوزههای تخصصی:
ردیف و نسبت آن با تصویرگری (پژوهشی در شعر کمال الدین اسماعیل اصفهانی)
حوزههای تخصصی:
ردیف از عناصر اصلی موسیقی شعر است. آن گونه که پیداست، نمی توان ردیف را در حوزة علوم بلاغی دانست و آن را به عنوان یکی از عوامل تصویرساز مطالعه کرد، اما دقت در دیوان شاعران قرن ششم و هفتم نشان می دهد که ردیف، به ویژه ردیف غیرفعلی، در آفرینش صور خیال از راه هدایت ذهن شاعر به لایه های معینی از تصاویر، نقش کلیدی دارد. خاقانی، ابوالفرج رونی و کمال الدین اسماعیل اصفهانی بیش از دیگران به گسترش حوزة تصاویر از راه به کارگیری ردیف های غیرفعلی (و بیشتر اسمی) توجه داشته اند. بسامد بالای اسم ها، صفت ها و ضمیرهای به کار رفته در محل ردیف در دیوان شاعران یادشده، نشان دهندة این است که ردیف به عنوان ابزاری قدرتمند برای گسترش حوزة تصاویر عمل می کند. در این میان، اهتمام کمال الدین اسماعیل اصفهانی به ردیف های غیرفعلی بیش از دیگران بوده است. در این تحقیق به نقش هدایتگری ردیف در خلق تصاویر تازه و تسلط این شاعر بزرگ در بهره گیری از عناصر موسیقی شعر برای جلوه دادن به صور خیال، توجه شده است.
شناسایی و بررسی انواع منابعِ حاویِ خوارق عادات صوفیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خوارق عادات و کرامات از اصطلاحات و مفاهیم رایج در گستره عرفان و تصوف است که در بسیاری از متون عرفانی و منابع اهل تصوف از گذشته دور دربارة آن مباحثی مطرح بوده است. این مفاهیم همچنین در ادبیات فارسی بسیار به کار رفته است. از این رو شناخت مباحث مرتبط با آنها ضروری است. تحقق این شناخت منوط به مقدماتی است که منبع شناسی یکی از آنها است. در این مقاله با نظر به انواع متون عرفانی در دوران های مختلف، منابع حاوی خرق عادات و کرامات صوفیه در قالب سه گروه تقسیم بندی و بررسی شده است: گروه اول منابعی هستند که عمدتاً «مباحث نظری» خوارق عادت، در آنها مطرح شده است؛ گروه دوم اغلب مصادیق کرامات «عده ای» از بزرگان صوفیه را در خود دارند؛ و گروه سوم فقط حاوی انواع خوارق عادات «یکی» از مشایخ و سران صوفیه هستند.
نقش تأویل در گسترش زبان عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بحث از زبان عرفان در گرو ارایه ویژگی هایی است که آن را متمایز از دیگر گونه های زبانی معرفی کند. تأکید بر وجود اصطلاحات حوزه تصوف و یا حضور عناصر هنری- ادبی در این زبان، نشان از برخوردی غیرمسأله وار با مبحث زبان عرفان در اغلب پژوهش های پیشین دارد. مقاله حاضر بر آن است تا تأویل را به عنوان ویژگی و اصل اساسی شکل گیری و گسترش زبان عرفان معرفی کند. زبان عرفان در روند حرکتی خود با گذر از مفاهیم و ساختارهای زبانی موجود، در فرایندی تأویلی به ارائه مفاهیم و ساختارهایی نو می پردازد. اهمیت نقش تأویل گذشته از گونه های آشکار و مرسوم آن، در تولید ژرف ساخت هایی است که عامل اصلی گسترش معنایی و صوری زبان عرفان بوده اند. این نگاه، «ظاهر» و «باطن» را نیز با صرف نظر کردن از معانی مرسوم هستی شناختی یا معرفت شناختی آنها، با تعبیری زبان شناختی و براساس خروج از بافت پیشین و ورود به بافتی نو معرفی می کند. ژرف ساخت های تأویلی و نقش آن ها در حرکت باطنی معنا، موجب می شوند تا زبان عرفان بیش از محور همنشینی بر روی محور جانشینی گسترش یابد؛ عاملی که برجستگی وجه ادبی در متون عرفانی را نیز در پی دارد.
سماع اهل تصوف و رویکرد سعدی بدان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سماع اهل تصوف و عرفان از دو منظر قابل بررسی است: یکی سماع رسمی که دارای آداب و رسوم و ترتیباتی خاص است و موافقان و مخالفان آن فراوانند؛ دیگر سماعی که ناظر بر مراتب تکاملی و تبدّلات وجودی سالک است. یکی از عمده ترین دلایل مخالفان با مکتب تصوّف، سماع ترسّمی است. از اسرارالتوحید برمی آید که از زمان ابوسعید ابوالخیر این اختلاف نظرهای عقیدتی در مورد سماع فراوان بوده است. برخی از صاحب نظران آن را غذای روح دانسته، از آن بر حالت و صفت روحانی تعبیر می کنند و سماع این جهان را سایه ای از آن حقیقت مجرد فرض می کنند و برخی دیگر آن را آلت شیطان دانسته اند. سعدی سماع را خاص هر کسی نمی داند و معتقد است که از هزاران تن، سماع تنها در یک نفر (آشنایان راه) اثر خواهد کرد. در این مقاله کوشیده شده است ضمن بررسی این اختلاف نظرها، به بررسی سماع از دیدگاه اهل سماع و رویکرد سعدی بدان پرداخته شود.