سنایی، پدرِ ادبیات عرفانی فارسی است که برای نخستین بار مضامین عرفانی را با فرهنگ عامیانه و حکایتِ تمثیلی درآمیخته و منظومه های تعلیمی خَلق کرده و راهی نو گشوده است. او مبتکر شعرهای قلندری و عاشقانه و خراباتی بوده و اکثر آموزه های صوفیانه را با بیانی زیبا و آموزنده ارائه نموده است. در این مقاله مکتب عرفانی سنایی، طریقت عشق و جمال، معرفی می گردد و دلایل آن نیز آورده می شود. مطالعه ای درباره دین و مذهب سنایی و اندیشه های او در اخلاق اجتماعی و نوآوری در ادبیات زهد و تاثیر او در شاعران و عارفانِ پس از خود به ویژه عطار و مولوی بررسی شده و مثنوی معنوی را فرزند حدیقه الحقیقه و بلکه شرحی بر آن نشان داده است.
ارتباطات فرهنگی و ادبی دو کشور ایران و روسیه سبب شده است تا آثار نویسندگان ایرانی ، مانند : سعدی ، حافظ ، مولوی و خیام بر نویسندگان روسی تاثیر چشمگیری بگذارد . از میان نویسندگان روسی ایوان بونین بنا به اظهار خودش بشدت تحت تاثیر سعدی است . این دو نویسنده از بسیاری جهات همانند یکدیگرند . مهمترین شباهتهای آن دو این است که برای شناخت جهان بسیار سفر کرده اند . هر دو در آثار خود زراندوزی را سخت نکوهش می کنند و از نظر آن دو هدف اصلی زندگی در این دنیا کسب کمالات اخلاقی و بر گرفتن توشه برای جهان آخرت است . ایوان بونین ، آخرین نویسنده کلاسیک ادبیات روسیه در آثارش بارها از تاثیر پذیری خود از سعدی سخن می گوید . او زیبایی کلام خود را وامدار سخنان همچون مروارید سعدی می داند که بر کلام او تاثیر گذاشته است . بونین چه در نظم و چه در نثر با بهره گیری از سخنان شیخ سعدی گفته های خود را مستند می کند . علاقه به سفر که از ویژگیهای بارز بونین به شمار می آید ، از نظر نویسنده باعث شده تا او روح خود را قم زنی کند و به دیدگاه های جدید فلسفی دست یابد .
بشر، از دیرباز در جست و جویسرچشمه حیات خویش و مبدا آفرینش جهان بوده و با تعمق در عالم هستی، سعیدر گشودن راز دهر داشته است. پس از ظهور زرتشت در ایران و پیدایش آیین مزدایی، هم واره «اهورامزدا» و «اهریمن» به عنوان دو مبدا برایکاینات و آفریننده خیر و شر تلقیمیشدند. لیکن شواهد و مدارکیوجود دارد که نشان میدهد پیش از اعتقاد به ثنویت در میان ایرانیان، اندیشه یکتاپرستی(بر مبنایاصالت زمان) نیز ذهن ایرانیان وحدت طلب را مشغول داشته است. اعتقاد به «زروان» (خدایزمان) پیامدهاییبیشمار داشت که بیش از همه اعتقاد به سرنوشت، بخت و سهم از پیش تعیین شده، تا قرن ها اندیشه ایرانیرا تحت سلطه خود داشت. این تفکر در میان شاعران، اندیش مندان و نیز فلاسفه و متکلمان ایرانینفوذ کرد. از این میان، فردوسی، حماسه سرایبزرگ ایرانی، هم چون دیگران از این سرچشمه فکریمستثنینبوده است و فرض آن وجود دارد که جبرگراییدر شاه نامه فردوسیپیش از همه، ریشه در زروانیگریدارد. در این جستار ابتدا گذریخواهیم داشت بر اندیشه و فلسفه زروانیسم در ایران باستان و قبل و بعد از زرتشت، سپس با ذکر شواهدیاز اثر ماندگار حماسیایران - شاه نامه - به بن مایه هایفلسفه زروانیدر این اثر اشاره خواهیم کرد.