فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۲۱ تا ۱٬۶۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
منبع:
Issues in Language Teaching (ILT), Vol. ۱۲, No. ۱, June ۲۰۲۳
97 - 117
حوزههای تخصصی:
Much of the research on the comprehension of passive sentences has targeted healthy adults, L1 acquirers and people with aphasia. However, a topic that lacks evidence is the comprehension challenges of EFL learners facing different passive structure types. Consequently, this study investigated the comprehension difficulty of different passive structures by 186 intermediate EFL learners. The participants’ task was to read a sentence and choose a corresponding answer in a multiple-choice format via a software application designed for this study. The answers were analyzed in terms of the comprehension accuracy and the reaction time. Compared with the passive sentences, the participants needed less time comprehending active sentences and had a higher success rate. The results suggested that different passive verb types (i.e., regular/irregular, action/state, double-object/single-object, negative/affirmative, and question/statement) imposed different degrees of comprehension challenge to EFL learners; passives with regular verbs (PR) were the least challenging and passives with double-object verbs (PDO) were the most demanding structures. It was also revealed that the participants’ comprehension of different passive structures was significantly different based on their reaction times. The study’s findings may be of insight for EFL instructors and material developers to possibly invest more time for the more challenging passive structures.
مقایسه میزان اضطراب و عملکرد نوشتاری در بازخورد حضوری و برخط(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مطالعه، با تمرکز بر بازخورد اصلاحی به تحلیل تعامل پیچیده میان بازخورد، اضطراب و عملکرد نوشتاری در یادگیری زبان دوم پرداخته می شود. گرچه همچنان بحث ها در خصوص کارایی بازخورد ادامه دارد، پژوهش های پیشین بر تاثیر مثبت این نوع بازخورد بر جنبه های زبانی در نوشتار تاکید می کند. ویژگی پژوهش حاضر، بررسی تاثیر بازخورد حضوری و برخط بر کنش های عاطفی و نتایج یادگیری در زبان های کمتر تدریس شده مانند زبان ژاپنی است. این مطالعه مبتنی بر نظریه شناخت اجتماعی، چگونگی تعامل باورها و منابع بازخورد زبان آموزان با اضطراب را برای شکل دادن مهارت نوشتن بررسی و رابطه پیچیده بین بازخورد، اضطراب و عملکرد نوشتاری را در شرایط مختلف (بازخورد برخط و حضوری مدرس و هم کلاسی) را بررسی می کند. به این منظور، 84 زبان آموز زبان ژاپنی به نگارش انشای ژاپنی پرداخته و به پرسشنامه اضطراب پاسخ دادند که سطح اضطراب و عملکرد نوشتاری آنان در شرایط بازخورد برخط و حضوری از مدرس و هم کلاسی بررسی شد. نتایج نشان داد که ارتباط معنا داری بین کاهش اضطراب و بهبود انشا وجود دارد. این ارتباط در بازخورد همکلاسی قوی تر است. به علاوه، فارغ از شرایط بازخورد، زبان آموزانی که از هم کلاسی بازخورد دریافت می کنند، اضطراب کمتری را تجربه می کنند. هم چنین، بازخورد مدرس به صورت چشمگیری کیفیت انشا را افزایش داده و بر اضطراب غلبه می کند. این موضوع بر نقش کلیدی نگرش زبان آموزان در شکل دهی تجارب یادگیری تاکید می کند. پژوهش حاضر همچنین بر اهمیت راهبردهای آموزشی مناسب در بهینه سازی نتایج یادگیری زبان با در نظر گرفتن وضعیت عاطفی و ترجیحات زبان آموزان در طراحی بازخورد موثر تاکید می کند.
مفهوم واژه ی پارسی باستان bāji-در منابع دوره ی هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقایسه ی ملل bāji- پرداز مندرج در کتیبه های هخامنشی، با فهرست هرودوت از شهربی های خراج گزار و نیز برداشت متاخر از مفهوم واژه ی باج/ باژ در فارسی میانه و نو، سبب شده که bāji-، غالبا در معنای خراج و گزیتی در نظر گرفته شود که به صورت موظفی پرداخت می شده است. با این حال، بررسی دقیق تر منابع دوره ی هخامنشی و به ویژه بند ششم از سنگ نبشته ی داریوش اول در نقش رستم DNb و رونوشت ایلامی آن و همین بند از کتیبه ی XPl، در پرتو نوشته های یونانیان و الواح ایلامی بارو و اسناد آرامی، اختیاری بودن bāji- را، حداقل در اوایل دوره ی هخامنشیان، پررنگتر می کند. آنچه که از کتیبه ی DNb برداشت می شود اینکه، bāji- در حد توان و استطاعت پرداخت می شده و غالبا با هدیه ای متقابل از سوی شاه همراه می شده است. فرایند ثبت و ضبط دقیق bāji- و هدیه، همچون صورت های الزام آور از خراج و مالیات، به تدریج تمایز این دو نوع پرداخت را از جهت وظیفه از میان برده است. با این حال، همین تمایز اولیه سبب شده است که حداقل بخشی از پرداخت های شهرب ها و طبقات فرادست به خزانه، در قالب کالاهای نفیس و هنرمندانه صورت گیرد که می توان آن را، یکی از عوامل گسترش هنرهای ایرانی در دوره ی هخامنشیان دانست.
Acquisition of L3 English Attributive Adjectives by Arabic-Persian and Persian-Arabic Bilinguals(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The goal of the present study was to realize whether L1 (first language) or L2 (second language) affects the third language (L3) learning. Three mirror-image groups learning English were compared, as early learners of sequential Persian-Arabic bilinguals. The first group used L1 Persian-L2 Arabic languages. The second and the third groups used L1 Arabic-L2 Persian languages. Moreover, the first and the second groups used Persian, and the third group used Arabic as a language of communication. The Oxford Quick Placement Test (OQPT) was administered to select initial L3 English learners. Sixty English learners participated in the study. The translation task and Grammaticality Judgment Test were administered to elicit English attributive adjectives. To compare the performances of the three groups, the non-parametric equivalent of One-Way ANOVA, which was the Kruskal-Wallis test, was used. Mann-Whitney U tests were applied to recognize the probably significant differences among groups. None of the Cumulative Enhancement Model (CEM), the L1 Factor Hypotheses, the L2 Status Factor, and the Typological Primacy Model was confirmed. However, the influence of the dominant language of communication on L3 learning supported data. Groups one and two had better performances in the comprehension and production of attributive adjectives. Group three obtained the lowest mean score. This study lets us determine the influence of earlier acquired languages, Persian and Arabic, on the initial stage of learning L3 English attributive adjectives. The results indicate that the language of communication has a substantial effect on transferring from the first and second languages into the L3 language.
Effect of Graphic Advance Organizers on Enhancing the Comprehension of German Texts by Adult GFL Learners: An Eye-Tracking Study(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۱, Issue ۴۴, Spring ۲۰۲۳
97 - 113
حوزههای تخصصی:
Utilizing graphic advance organizers before reading is to construct a mental model of the meaning of the text based on readers' formal prior knowledge of familiar rhetorical schemata, which enhances reading performance. The effectiveness of an animated matrix in improving reading comprehension was investigated in a computer-mediated reading environment. Eye-tracking was employed to examine the reading process of participants performing a German reading task. Two groups of participants (N = 21) were compared in terms of their reading performance quality, the number of main idea units recalled, and the verbatim recall memory. The use of a graphic advance organizer significantly improved reading comprehension quality (p < .05). Based on the eye-tracking results, the two groups of participants showed no significant difference, indicating equivalent exposure to the passage. There is evidence that the user-controlled sequential display of elements grants categorical reading of the matrix and provides minimal guidance to deepen the understanding of the passage, as metacognitive skills are not actively used in linking new material read to parts of the organizer.
زبان شناسی زیست محیطی: زبان، محیط زیست، و داستان هایی که با آنها زندگی می کنیم (ویراست دوم). آرن استیبی؛ لندن: راتلج، 2021؛ 260 صفحه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۷
303 - 318
حوزههای تخصصی:
کتاب زبان شناسی زیست محیطی: زبان، محیط زیست، و داستان هایی که با آن ها زندگی می کنیم، نوشته آرن استیبی، زبان شناس و بوم شناس بریتانیایی، ویراست دوم کتابی است که نخستین بار در سال 2015 توسط انتشارات راتلج به چاپ رسید و از برجسته ترین آثاری محسوب می شد که به طور متمرکز به این حوزه میان رشته ای نسبتاً نوظهور از زبان شناسی کاربردی پرداخته بود. ویراست دوم کتاب (استیبی، 2021) در قالب یازده فصل تنظیم شده است که به همراه پیوست منابع داده ها و واژه نامه اصطلاحات تخصصی انتهای کتاب مجموعاً شامل 260 صفحه می شود. این نوشتار ابتدا مرور کوتاهی خواهد داشت بر پیشینه اصطلاح «زبان شناسی زیست محیطی»، و مسیر شکل گیری این شاخه میان رشته ای جدید و گستره مطالعات آن؛ چرا که، همانطور که اغلب در مورد بسیاری از شاخه های علمی اتفاق می افتد، این اصطلاح پوششی و سایر اصطلاحات مرتبط با آن از آغاز شکل گیری این حوزه به معانی مختلفی کاربرد داشته اند. سپس در ادامه، به بررسی محتوای کتاب در ویراست دوم آن پرداخته خواهد شد.
بازنمایی گفتمانی کنشگران اجتماعی در غزل های عاشقانه اسپنسر و سیدنی از منظر رویکرد جامعه شناختی-معنایی ون لیوون (1996)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رنسانس به عنوان عصری پربار که در آن ادبیات و خصوصاً شعر شکوفا گردید، تا کنون موضوع مطالعات بسیاری بوده است. این دوره، که در بریتانیا دوره الیزابت نیز نامیده می شود، عصر طلایی غزل سرایانی نامی همچون سر فیلیپ سیدنی (1586-1554) و ادموند اسپنسر (1599-1552) است. جستار پیش رو، به تحلیل 16 غزل از غزلیات سیدنی و اسپنسر بر اساس نظریه جامعه شناختی-معنایی ون لیوون (1996) پرداخته است و رویکرد ایدئولوژیک این دو شاعر در بازنمایی کنش گران اجتماعی از خلال تعامل آن ها با ساختار قدرت مورد بررسی قرار گرفت. همچنین، یافته ها نشان داد که الگویی یکسان در بازنمایی شخصیت ها در این غزلیات وجود دارد؛ به گونه ای که شخصیت مردان صدای مسلط در متن ها هستند، اما شخصیت زنان به حاشیه رانده می شوند. این الگو بیانگر بستری ایدئولوژیک در متون مورد بررسی است. نتایج نشان داد که این الگو بازنمای ساختار قدرت در دوره الیزابت است که بر اساس آن کنشگران اجتماعی بر اساس مرز بندی های جنسیتی طبقه بندی می شوند.
تحلیل مقابله ای چندمعنایی ترکیبات "سر" در فارسی و انگلیسی: رویکردی ساختی-شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تحلیل مقابله ای چندمعناییِ ترکیبات "سر" در فارسی و انگلیسی و شناسایی طرحواره های ساختی ناظر بر ساخت این ترکیبات برمبنای ساختواژ ساختی بوی (2010) و در نهایت ارزیابی این انگاره در مواجه با داده های این دو زبان است. بدین منظور، تمام واژه های مرکب فارسی و انگلیسی که "سر" به عنوان سازه اول در آنها ظاهر می شود از منابع مختلف، از جمله فرهنگ سخن، فرهنگ زانسو، فرهنگ انگلیسی آکسفورد، فرهنگ های آنلاین مریوم وبستر، کمبریج و کولینز استخراج شدند. سپس به مقوله بندی معنایی و تحلیل تفاوت ها و شباهت های آنها پرداخته شد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و داده ها شامل 300 واژه مرکب است. یافته ها نشان داد که چندمعنایی ِ این ترکیبات، نه در سطح واژه های عینی، بلکه در سطح ساخت ها و طرح واره های انتزاعی قابل تبیین است و لذا آن را چندمعنایی ساختی انگاشتیم. همچنین، مشخص شد که اگرچه طرحواره ها و زیرطرحواره های ساختی مشابهی برای ترکیبات "سر" در هر دو زبان وجود دارد، اما تنوعات معنایی و تعداد زیرطرحوارهای فرعی این ترکیبات در فارسی بیشتر از انگلیسی است و این تفاوت حاکی از آن است که نظام طرحواره ای ساخت [Head-X] در فارسی نسبت به انگلیسی پیچیده تر و بسط معنایی آن گسترده تر است.
بازنمود گروه های اسمی پیچیده و مرکب زبان ترکی آذری بر پایه دستور نقش و ارجاع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش ساخت گروه اسمی ترکی آذری در قالب دستور نقش و ارجاع و بر پایه الگوی نظری ون ولین (2005) بررسی می شود. در این پژوهش تحلیلی توصیفی، داده های مورد استناد، از منایع نوشتاری و با گوش دادن به مکالمه های ساکنان آذری زبان استان آذربایجان شرقی انتخاب شده اند که به روش نمونه گیری هدفمند تنها جملاتِ حاوی گروه های اسمی پیچیده و مرکب انتخاب شده اند. تحلیل داده ها نشان داد که گروه اسمی پیچده شامل بندهای تحدیدی، بندهای غیرتحدیدی و متمم های اسمی است. ارتباط در گروه موصولی تحدیدی از نوع پیروسازی و پیوند از نوع هسته است. بندهای موصولی غیر تحدیدی چون برای تشخیص اسم به شنونده اطلاعات ضروری منتقل نمی کنند و از لحاظ معنایی رابطه نزدیک با هسته اسمی ندارند، ارتباط در این نوع گروه اسمی پیروسازی و پیوند از نوع مرکز اسمی می باشد. ساخت های حاوی متمم اسمی بندی به عنوان موضوع مرکز هسته اسم دارند. نوع ارتباط در این نوع گروه اسمی از نوع پیروسازی و پیوند از نوع مرکز هسته اسم می باشد. گروه اسمی مرکب شامل گروه های اسمی عطفی، درون مرکز، برون مرکز و بدل می باشد. همچنین، با بررسی ساخت گروه اسمی از منظر نقش و ارجاع می توان به نکاتی اشاره کرد که مختص این دستور بوده و در دیگر دستورهای............
Fairness in Classroom Language Assessment from EFL Teachers' Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The significance of fairness in assessment is not a subject of doubt for educationalists even with fundamentally contrastive perspectives, but the study of methodological means for safeguarding this concept in educational classroom contexts has only received the scant attention of the researchers and educationalists. On this basis, this study intended to conceptualize foreign language (FL) classroom assessment fairness from EFL teachers' perspective. For this purpose and as a part of a larger enterprise, the researchers first strived for the creation and validation of a Classroom Assessment Fairness Scale (CAFS). This process was informed by the related literature and applied a critical incident technique. To verify the scale's validity and reliability, it was first expert viewed and modified accordingly; next pilot-tested on a group of 250 teachers, and finally, the amassed data were subjected to exploratory and confirmatory factorial analyses and internal consistency measures. The validated scale was taken by 120 Iranian EFL teachers. Descriptive analyses indicated that the EFL teachers were familiar with fairness principles in classroom assessment practices. They were aware of the significance of the opportunity to learn, the opportunity to demonstrate learning, the no-harm principle, the constructive classroom environment, and transparency as the constructive elements of classroom assessment practices' fairness. However, the same familiarity and awareness were not guaranteed for the score pollution component. The results further demonstrated that the teachers' gender, educational degree, teaching experience, and teaching context led to statistically significant differences among EFL teachers' attitudes to classroom assessment fairness.
رابطه بین عواطف معلّم، نوازه گری و پیشرفت تحصیلی در دانشجویان مقطع کارشناسی رشته زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و ششم تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
71 - 107
حوزههای تخصصی:
بررسی حاضر، با به کارگیری طرح تحقیقاتی تلفیقی، به بررسی عوامل پیش بینی کننده پیشرفت تحصیلی در متغیرهای عواطف معلّم و نوازه گری برای یادگیرندگان زبان انگلیسی می پردازد. همچنین، این مطالعه نگرش دانشجویان درباره نقش عواطف معلّم و نوازه گری در پیشرفت تحصیلی شان را می کاود. در این راستا، 232 دانشجوی زبان انگلیسی بر اساس نمونه گیری در دسترس و شش دانشجو هم در مرحله کیفی بر اساس اشباع داده ها شرکت داشتند. برای سنجش عواطف معلّم و میزان نوازه ای که دانش آموزان در کلاس دریافت می کنند، از پرسشنامه های معتبر مربوطه استفاده شد. نتایج حاصل از ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که رابطه معناداری بین عواطف معلّم، نوازه گری و پیشرفت تحصیلی برای دانشجویان مقطع کارشناسی رشته زبان انگلیسی وجود دارد. همچنین، نتایج به دست آمده از رگرسیون چندگانه نشان داد که عواطف معلّم پیش بینی کننده بهتری برای پیشرفت تحصیلی است. همچنین، نتایج کیفی این پژوهش، پس از مشخص کردن توافق و پایایی درون موضوعیِ داده های به دست آمده از مصاحبه نیمه ساختاریافته، 11 مضمون مشترک به دست داد. نتایج نشان می دهد نوازه گری و نوازه شوندگی منجر به برقراری ارتباط مؤثرتر بین معلّم و زبان آموز می شود.
تحلیل نمود ایستایی و فعّالیتی در کردی کلهری (بر اساس رویکرد فازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر برپایه رویکرد فازی کرافت (2012) به واکاوی نمودهای ایستایی و فعّالیتی در کردی کلهری پرداخته است. باتوجه به طبقه بندی کرافت (2012) از انواع نمود، می توان چنین مطرح کرد که چهار نمود ایستایی گذرا، ایستایی ناگذرای ذاتی، ایستایی ناگذرای اکتسابی و نمود ایستایی نقطه ای نیز در کردی کلهری وجود دارد. همچنین در این زبان نمودهای فعّالیتی به دو نوع نمود فعّالیتی مستقیم و غیرمستقیم تقسیم می شوند. تحلیل داده ها نشان داد که وجه مشترک چهار نمود ایستایی در کردی کلهری نقطه ای بودن فاز نمایه شده آن ها در بُعد کیفی است و تفاوت این نمودها در بسط فاز نمایه شده آن ها در بُعد زمان است. فازهای نمایه شده نمودهای فعّالیتی در دو بُعد زمان و بُعد کیفی گسترش می یابد که ازاین نظر، آن ها با نمودهای ایستایی تفاوت دارند. علاوه براین، تحلیل فازی، تفاوت بین نمودهای فعّالیتی مستقیم و غیرمستقیم را این گونه مشخص کرد که در نمود فعّالیتی مستقیم یک تغییر مستقیم و پیوسته در امتداد بُعد کیفی وجود دارد؛ اما در نمود فعّالیتی غیرمستقیم شاهد چنین وضعیتی نیستیم. باتوجه به تحلیل داده ها نتیجه گرفته می شود که تحلیل فازی می تواند تبیینی مناسب از تفاوت ها و ویژگی های مقوله نمود واژگانی به ویژه دو نوع نمود ایستا و فعّالیتی در کردی کلهری به دست دهد.
An Exploration into EFL Learners’ Vocabulary Learning in Flipped Classrooms(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Linguistics Inquiry (ALI), Vol ۱, No ۱, Spring ۲۰۲۳
95 - 112
حوزههای تخصصی:
Utilizing a sequential exploratory mixed-methods design, this study investigated the effects of flipped classrooms on Iranian EFL learners’ vocabulary learning. Thirty Iranian EFL learners, who were enrolled in an upper-intermediate class at a private language school in Iran, were randomly divided into two groups: the experimental group (the flipped learning group) and the control group (the traditional learning group). Pre-tests and immediate post-tests were administered via the DIALANG online diagnostic test which was also utilized to assess the learners’ current vocabulary level to explore the effects of flipped classrooms on the learners’ vocabulary learning. Semi-structured interviews along with students’ weekly journals were used to collect the qualitative data. The results of paired- and independent-samples t-tests showed that the experimental group performed better in the post-test both compared to their pre-test and the control group’s post-test. Thematic analysis of the qualitative data indicated that the flipped classroom enhanced the experimental groups’ knowledge of vocabulary, class participation, interaction, and engagement, although some of the participants were not accustomed to such an instructional method and preferred being instructed by the teacher and do the activities individually in the classroom. The study implications will be discussed.
112 Years of Medical English: A Scientometric Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study addresses the science mapping and visualization of the 112 years of academic literature on medical English. The data for the present study was retrieved from the Web of Science database, which contains all English-only articles from 1912 to 2024. The scientometric techniques and analysis were done using VOSviewer. These methods of analysis include publication and citation patterns, co-authorship and co-occurrence networks, and bibliometric coupling of items. The findings indicated that the total number of articles published in Medical English from 1912 to 2024 was 10396. The publications surged from 1988 to 1992 and had a steady rise until its peak in 2023. Citations, however, differ from publication trends and have fluctuated during this time frame. Furthermore, authors, institutions, and the country's collaborative networks were examined to have a snapshot of the relationships across disciplines. The findings revealed a strong correlation between co-authorship and bibliometric coupling of countries, which shows that the USA, the UK, Australia, and Canada collaborate the most within the literature. Universities of San Francisco, Toronto, and Washington are considered among the leading research institutions in terms of output, while universities such as San Francisco, Harvard University, and Toronto rank among the top in terms of citations. Moving to author-level metrics, the output and citation patterns indicate that De Lusignan and Schillinger are the most prolific authors. At the same time, Shimada, Yoshida, and Grumbach have the most citations. Moreover, keyword co-occurrences showed that keywords such as "care," "impact," "healthcare," "health," and "quality" tended to appear most frequently in the literature.
Translation Assessment of Legal Discursive Structures in JCPOA(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Linguistics Inquiry (ALI), Vol ۱, No ۲, Fall ۲۰۲۳
133 - 142
حوزههای تخصصی:
This study aimed to examine the translation of legal discourse structures in the Joint Comprehensive Plan of Action (JCPOA) and their impact on the creation, maintenance, and alteration of power relations. The researchers used Fairclough's model for this study. The findings indicated that the Persian translated text (SL) contained some untranslated text, which was an omission strategy. Consequently, this omission resulted in translation errors. The discourse practice level error analysis revealed that the Persian translation had an error rate of 11%, which was statistically significant (P>0.05) for the Persian translation. On the other hand, the social practice level demonstrated that English terms and words were used in the Persian translation without explanation. However, according to Fairclough's model of CDA, there was a significant difference between the discourse knowledge produced by the Persian and English legal discourse structures of JCPOA. This variation was 6.00% for English verbs (30.8% English versus 24.8% Persian) and 1.6% for English adjectives/adverbs/nouns (13.8% English versus 12.2% Persian). The study discovered that there was a significant difference between the knowledge produced by English and Persian legal discourse in the official Persian translation of JCPOA, based on Fairclough's model (including genre, discourse, and style).
حافظ و سمبولیست های «باشنیا»ی پیتربورگ: بررسی کاربرد نمادها و واژگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سمبولیسم از مکاتب برجسته اوایل سده بیستم میلادی در ادبیات روسیه است که برخی از نمایندگان آن با الهام از عرفان و آموزه های شاعران سرزمین ایران کهن، از جمله حافظ آثار برجسته ای خلق کردند. ویچیسلاف ایو'انِف و میخائیل کوزمین، دو تن از نمایندگان این مکتب، از اعضای فعال انجمنی بودند که در سال 1905 توسط ایو'انِف و در آپارتمان او و به افتخار حافظ، با نام مریدان حافظ تأسیس شد. این محفل که به باشنیا (گنبد) معروف است، مهمترین مرکز ادبی و فلسفی دوره خود به حساب می آمد. اعضای انجمن از دوستداران حافظ بودند و آموزه های حافظ در این مکان منبع الهام اشعار عرفانی شد. هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی واحدهای زبانی و واژگانی است که ایو'انِف و کوزمین در ارتباط با اندیشه های حافظ و عرفانش در اشعار خود به کار برده اند. تلاش شد تا به این پرسش ها پاسخ داده شود: شاعران مکتب سمبولیسم روسی اشعار حافظ را چگونه درک می کردند؟ از کدامیک از عناصر زبانی حافظ برای بیان اندیشه های خود بهره جسته اند و از چه واحدهای زبانی و واژگان مشترک استفاده کرده اند؟ با بررسی اشعار ایو'انِف و کوزمین در ارتباط با موضوع مورد بحث، به این نتیجه دست می یابیم که علی رغم تفاوت های فرهنگی و زبانی، آنها در اشعارشان نمادهای شرقی و غربی را درهم آمیخته اند و مانند حافظ برای بیان اندیشه های هستی شناسی تلفیقی از واژگان زمینی و متافیزیکی، نماد، تضاد، استعاره، واژگان چندمعنایی و مفاهیم پارادوکسی را به کار گرفته اند. واژگان به کار رفته در اشعارشان نیز مانند اشعار حافظ، مفاهیم عشق، گفت و گو، دعوت به اتحاد میان ملل و ادیان، «دیگر ستایی» و همچنین درک زیبایی جهان هستی را دربرگرفته است.
بررسی کارکردهای پوشاک و زیورآلات در دیوان قانع بر اساس رویکرد نشانه شناسی اجتماعی پیر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیر گیرو ازجمله زبان شناسانی است که موضوع بررسی نشانه های اجتماعی برای فهم معنای پنهان و ضمنی متن را مطرح می کند. نشانه شناسی اجتماعی رویکردی است که به بررسی نشانه ها برای دریافت معنای پنهان در متون می پردازد. نشانه های اجتماعی آنگاه که در محور هم نشینی درکنار دیگر نشانه ها و واژه ها قرار می گیرند، معنایی فراتر از معنای صریح و ظاهری به مخاطب انتقال می دهند . پوشاک و زیورآلات به عنوان یکی از بارزترین پدیده های فرهنگی-اجتماعی در کلام و نوشته های نویسندگان و سرایندگان جایگاه ویژه ای دارد. سرایندگان کُردزبان نیز به پوشاک و زیورآلات محلّی خود به وفور توجه داشته اند و آن ها را با اهداف گوناگونی در سروده های خود به کار برده اند. قانع نیز در مقام یکی از سرایندگان نامدار کُرد در سروده های خود به پوشاک و زیورآلات بسیار اشاره کرده است؛ این اشارات او نیز کارکردهای مختلفی دارد. بررسی بازتاب پوشاک و زیورآلات محلّی در دیوان قانع ازدیدگاه نشانه شناسی اجتماعی پیر گیرو نشان می دهد هریک از انواع پوشاک و زیورآلات مردم کُرد در دیوان قانع نشانه ای است که با قرارگرفتن در محور هم نشینی درکنار دیگر واژه ها و در بافت متن به اوضاع اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، اخلاقی جامعه کردستان، وطن پرستی مردم کُرد و احوال روحی و روانی شاعر اشاره می کند.
تحلیل چند معنایی افعال مرکب با همکرد «دادن» در چارچوب معنی شناسی قالبی و صرف ساختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، به بررسی قالب های معنایی و طرح واره های ساختی افعال مرکب با همکرد «دادن» پرداخته شده تا چندمعنایی بین آن ها در چارچوب معنی شناسی قالبی (فیلمور، 1982) و صرف ساختی (بوی، 2010الف، 2010ب، 2018) مطالعه شود. داده های مورداستفاده شامل 382 فعل مرکب با همکرد «دادن» است که از منابعی همچون فرهنگ زانسو (کشانی، 1372)، فرهنگ بزرگ سخن (انوری، 1381)، فرهنگ ظرفیت نحوی افعال فارسی (رسولی و دیگران، 2011) و فرهنگ املایی خط فارسی (صادقی و زندی مقدم، 1394) گرد آوری شده اند. در دسته بندی معنایی داده ها از معنای افعال در فرهنگ بزرگ سخن (انوری، 1381) کمک گرفته شده است. طرح واره های ساختی هر دسته معنایی، الگوهایی برای ساخت افعال مرکب جدید را ارائه می دهند. ازطرفی، قالب های معنایی مواردی همچون ظرفیت نحوی، ساخت دستوری و نقش های دستوری را در جملاتی نشان می دهند. یافته ها نشان می دهد که با استفاده از مفاهیمی که در نظریه های معنی شناسی قالبی و صرف ساختی مطرح است، می توان بین طرح واره های ساختی و قالب های معنایی ارتباط برقرار کرد و چندمعنایی موجود بین افعال مرکب همراه با همکرد «دادن» را شناسایی و واکاوی کرد. این تحلیل به ساختار شبکه ای و پایگانی از طرح واره ها منجر می شود که حالت سلسله مراتبی دارد و تصویری گویا از چندمعنایی انتزاعی در سطح طرح واره ها را می نمایاند.
معرّفی آموزش های مبتنی بر چینش ذهنی و چینش مغزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و ششم زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴
71 - 95
حوزههای تخصصی:
با توجّه به پیشرفت سریع فنّاوری در حوزه های شناختی، رباتیک و هوش مصنوعی و تشدید نیازهای معیشتی و رفاهی انسان، همچنین در سایه فراوانی و دسترسی سهل مطالب آموزشی در فضای مجازی، به نظر می رسد آموزش کلاسیک و سنّتی دیگر پاسخگوی نیازهای واقعی جامعه نیست و آموزش غیررسمی با تأکید بر فن و مهارت و خودکارسازی یادگیری، بر آموزش رسمی غلبه پیدا کرده است. در این راستا، در نوشتار حاضر و برگرفته از نظرات برخی متخصصان آموزش، تلاش بر این است دو نوع از آموزش معرّفی و بررسی شود: الف: آموزش مبتنی بر چینش ذهنی (شامل دو نوع آموزش انباشت ذهنی و آموزشِ پرورش ذهنی) و ب: آموزش مبتنی بر چینش مغزی (شامل دو نوع آموزش مغزورزی و آموزش مغززایی). آموزش نوع نخست به اندیشیدن و اندیشه ها و آموزش نوع دوم به دانش و مهارت مرتبط است. درواقع، با وجود نظام های آموزشی هوشمند و فضای آنلاین حرکتی از سمت رویکردهای نرم، ذهنی، ارزشی و انسانی به سمت رویکردهای سخت، مغزی، معیشتی و ماشینی در حال رخ دادن است که باید در شرایط کنونی آموزش مورد توجّه متخصصان آموزشی، مدرّسان و مؤلفان کتاب های درسی قرار گیرد.
نشانه شناسی فرهنگی رمان رهش با تکیه بر رمزگان های بارت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۱
100 - 123
حوزههای تخصصی:
رهش آخرین رمان رضا امیرخانی است. او در این رمان به موضوع توسعه نامتوازن تهران پرداخته است. این رمان مانند سایر آثار امیرخانی به چاپ های متعدد رسید و جایزه ادبی جلال آل احمد را نیز نصیب خود کرد؛ نکته ای که ضرورت نقد و بررسی آن را نشان می دهد. از این رو، هدف مقاله حاضر این است که با استفاده از نظریه رمزگان بارت به تحلیل نشانه شناختی این رمان پرداخته شود. برای این کار ابتدا رمزگان های پنج گانه، با تأکید بر رمزگان های معنایی، نمادین و فرهنگی، در واحدهای خوانش برگزیده تحلیل و بررسی می شود. سپس به نقد این متنِ واسازی شده با نگاهی به مفهوم ایدئولوژی پرداخته می شود تا به حقیقت مادی پنهان در متن دست یازیم. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که روش بارت، در صورتی که با خوانشی فرامتنی همراه شود قادر است پرتوی بر زوایای پنهان و تاریک متن بیفکند. برای مثال، تقابلی تکرارشونده در رمان حول مضامین طبیعت/شهر، پاکی/آلودگی و سنت/تجدد از همان سطرهای نخستین رمان شکل می گیرد و تا پایان ادامه می یابد و تقویت می شود. تقابلی که بدیهی و طبیعی انگاشته می شود و تردید در آن روا نیست. نیز معلوم شد که راوی داستان با ایجاد تقابل های کاذب میان شخصیت های سیاه و سفید، سعی در پوشاندن بخشی از واقعیت و گاهی واژگونه نشان دادن آن دارد. ویژگی هایی که رهش را تبدیل به متنی ایدئولوژیک می کند.