فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۰۱ تا ۷۲۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با اتخاذ رویکردی رده شناختی، به بررسی تطبیقی واژگان مرتبط با اعضای بدن در زبان های فارسی و انگلیسی می پردازد. هدف این پژوهش، بررسی وجوه اشتراک و افتراق این دو زبان در نام گذاری و طبقه بندی اندام های تحتانی بدن انسان و همچنین ارزیابی اعتبار جهانی های زبان در این حوزه است. یافته ها حاکی از آن است که زبان های فارسی و انگلیسی، علی رغم تفاوت های زبانی و فرهنگی، در طبقه بندی کلی اندام های تحتانی بدن انسان اشتراکات قابل توجهی دارند. در هر دو زبان، شش بخش اصلی برای این اندام ها شناسایی می شود، اما در جزئیات نام گذاری و طبقه بندی تفاوت هایی مشاهده می گردد. این تفاوت ها می تواند نشانگر تأثیر فرهنگ و جهان بینی هر زبان بر درک و توصیف بدن باشد. همچنین، بررسی جهانی های زبان نشان می دهد اکثر جهانی ها در هر دو زبان صدق می کنند، اما نام گذاری مجزای انگشتان دست وپا، در زبان فارسی صدق نمی کند. این یافته ها مؤید این نکته است که زبان ها، در عین داشتن اشتراکات، می توانند نظام های معنایی متفاوتی برای توصیف بدن انسان داشته باشند.
A Study of Hybridity in Persian Translations of Mohsin Hamid’s Novels
حوزههای تخصصی:
This study explores the complexities and variations in translating Mohsin Hamid’s novels – Exit West , The Reluctant Fundamentalist , and How to Get Filthy Rich in Rising Asia – from English into Persian within a hybridized space. Using Mollanazar and Parham’s (2009) analytical framework, the research examines the attributes of hybrid texts in translations by Hossein Hassani, Maryam Ahmadi, and Ahmad Al-Ahmad. Through micro- and macro-level analysis, the study addresses key questions: How do translations adhering to Mollanazar and Parham’s model (2009) reflect the first level of hybridity? Are the findings consistent with existing hybrid perspectives in translation studies? The results indicate that contemporary translations, influenced by factors such as censorship and cultural invasion, alter the narrative’s interpretation. This conclusion contributes to translation studies by highlighting the challenges of translating hybrid texts and their broader implications.
Conceptualisation de la collocation lexique verbal auprès des apprenants iraniens du FLE(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La conceptualisation change l’enseignement de la grammaire et des exercices de conceptualisation peuvent susciter chez les apprenants une réflexion personnelle et collective sur les structures de la langue. Dans la présente étude, notre objectif est de savoir comment nous pouvons conceptualiser la collocation lexique verbal. Ce travail suit la théorie de Besse en matière de la conception des exercices de conceptualisation. Pour ce faire, deux groupes de 30 apprenants ont participé à l’expérience : un groupe « expérimental » composé des étudiants de niveau avancé avec lesquels nous avons conceptualisé la collocation lexique verbal et un groupe « contrôle » composé des étudiants de même niveau d’un institut de langue à Téhéran qui ont étudié ces collocations dans le manuel et à l'aide d'exercices d’une façon ordinaire. Les résultats ont démontré que la conceptualisation de la collocation lexique verbal s’est avérée efficace dans l’usage de ces collocations.
La traduction des métaphores politiques dans le discours diplomatique des hommes d’états iraniens durant la période de pré-PAGC et post-PAGC(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره ۱۵ مرداد و شهریور ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۸۱)
301 - 333
حوزههای تخصصی:
Cet article s’interroge sur la traduction des métaphores politiques dans le discours diplomatique des hommes d’Etat iraniens au cours des deux périodes qui précédent et suivent le PAGC. En optant le modèle de la traduction des métaphores proposées par Hagström, cette étude vise à découvrir les méthodes et les stratégies de traduction que les traducteurs utilisent lorsqu’ils sont confrontés à des métaphores politiques venant des cartes conceptuelles éloignées.
Il en ressort que pour les sphères sociolinguistiques éloignées (Iran vs pays occidentaux) tout un large éventail des stratégies est utilisé afin de restituer les allusions métaphoriques. En outre, il paraît que les stratégies de la traduction des métaphores politiques sont plus variées dans la période de Pré-PAGC, alors que durant la période de Post-PAGC les stratégies sont moins variées et elles se contentent de restituer une traduction littérale (reprise de la même métaphore de la culture source et sa restitution dans la langue-culture cible), réclamant ainsi une lecture plus active de la part des destinataires
نشانه - معناشناسی گفتمان عاطفی در داستان «اللص و الکلاب» اثر نجیب محفوظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام عاطفی ازجمله گفتمان هایی است که در چارچوب الگوی نشانه معناشناسی مورد بررسی قرار می گیرد. در این نظام، جریان تولید معنی با شرایط ادراکی حسی شوشگر پیوند می خورد و نشانه معناها به گونه های پویا، متکثر و چندبعدی تبدیل می شوند که با کنترل نظامی خاص و طی یک فرایند گفتمانی بروز می یابند. در این راستا هدف از انجام پژوهش حاضر آن است که بر مبنای روش نشانه معناشناسی گفتمانی ضمن تبیین فرایند عاطفی داستان «اللص و الکلاب»، نقش این فرایند در نوع حضور شوشگر و تحول شرایط گفتمانی شرح داده شود. یافته های پژوهش نشان می دهد نظام عاطفی این داستان مبتنی بر شوش است. احساسات و شوش های حاکم بر رمان که خشم و ناامیدی از برجسته ترین آن به شمار می رود، طی جریانی معنادار، نظام عاطفی گفتمان را ایجاد کرده اند. وقوع دو رخداد غیرمنتظره، یعنی خیانت نزدیکان و شکست در انتقام از خیانتکاران، منجر به آن شده که در باورها و عواطف شوشگر تغییراتی صورت گیرد. با تغییر حالات عاطفی سوژه، در ارزش های حاکم بر متن نیز دگرگونی های اساسی ایجاد شده است. در بخش های آغازین روایت، عاطفه خشم ضمن آنکه حضور مستمر و پویای شوشگر را درپی داشته، موجب شکل گیری ارزش انتقام در گفتمان شده است و در بخش های پایانی، احساس ناامیدی سبب گوشه نشینی و غیاب گفته پرداز از صحنه رویدادها شده و کارکرد ارزشی متن را از انتقام به تسلیم و ناتوانی تبدیل کرده است.
بعضی ویژگی های تمایزبخش مهم گویش های خراسانی زبان فارسی از گویش های گروه افغانی و تاجیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی پنج ویژگی گروه گویش های فارسی خراسانی می پردازد که آن را از گروه افعانی-تاجیکی متمایز می کند. این ویژگی ها که از دو ویژگی آوایی و دو ویژگی صرفی و همچنین یکی مربوط به حروف اضافه تشکیل شده ، علی رغم اینکه همه وجوه تمایز بین گروه ها را نشان نمی دهد، توسط مؤلف به عنوان پایدارترین ویژگی ها مشخص شده است. مقاله مبتنی بر طیف گسترده ای است از منابع، که شامل تحقیقات میدانی مؤلف و آثار متعدد پژوهشگران روسی، غربی، ایرانی، تاجیکی و افغانی است. متون (افسانه ها و داستان ها راجع به مسائل روزمره) به لهجه هراتی که در نتیجه کار میدانی مؤلف در افغانستان به دست آمده اند از گویندگان بی سواد و کم سواد لهجه مذکور جمع آوری شده اند. این افراد به خاطر عدم تحصیل، تحت تأثیر لهجه کابلی یا زبان ادبی قرار نگرفته، لهجه بومی خود را به خالص ترین شکل حفظ کرده بودند. پژوهش حاضر ثابت می کند ویژگی های موردبحث جزء ویژگی های اصلی متمایزکننده گروه گویش های فارسی خراسانی از گروه افغانی- تاجیکی است.
Typology of Negation in the Ardalani Variety of Sorani Kurdish(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study aims to explore negation patterns in Ardalani, a variety of central Kurdish (Sorani) spoken mainly in Sanandaj, within the typological framework proposed by Miestamo (2005). This framework explains the main negation patterns found in the languages of the world as symmetric, asymmetric, and symmetric-asymmetric. Although Miestamo applied this stypological framework to analyze a wide range of languages, none of the Kurdish dialects are represented in his study. The data used in the present study comprises 263 negative sentences with their affirmative counterparts, which were obtained from the spoken Sorani material broadcast on Kurdistan Radio and Television. The results indicate that Ardalani follows a symmetric-asymmetric pattern. It reveals a symmetric pattern in the past tense with perfective and imperfective habitual aspect but displays an asymmetric pattern in the imperfective continuous aspect and modal structures. For the sentences in the imperfective continuous aspect, the speakers apply either A/Fin/Neg-LV or A/Cat/ATM. In the former, the verb loses finiteness and the features move to the available copula in the structure. In the latter, the aspect changes from continuous to habitual, a more common strategy. Modal structures also follow A/Cat/ATM, in which the modal marker is removed and replaced with the negation marker. However, the modal content remains semantically the same as its affirmative counterpart.
نقش خر در فرهنگ مردم لای زنگانِ داراب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
75 - 112
حوزههای تخصصی:
لای زنگان روستایی کوهستانی از توابع شهرستان داراب، واقع در استان فارس است که شغل اهالی آن تا دو سه ده پیش به دام داری و باغ داری محدود می شد و خر در این دو حوزه نقشی کلیدی داشت. رابطه ی تنگاتنگ مردم لای زنگان با این حیوان ارزشمند موجب شده است که این حیوان نقشی اساسی و مهم در میان مردم این روستا داشته باشد. با توجه به اهمیت این موضوع، پژوهشِ حاضر به بررسی جایگاه خر در فرهنگ مردم لای زنگان اختصاص یافت. روش پژوهش این جستار تحلیل محتوا با رویکرد تحلیلی-توصیفی بوده است. در این پژوهش واژه ها و اصطلاحاتِ مربوط به خر، گردآوری و طبقه بندی گردید. بیماری های رایجی که خرها بدان مبتلا می شدند مورد بررسی قرار گرفت و شیوه ی درمان هر یک از آن ها بیان شد. با بررسی ضرب المثل ها و کنایاتِ لای زنگانی مشخص شد که می توان خر را نمادی از حماقت، بی عرضگی، نامنظم بودن، قدرناشناسی، مناسب برای بیگاری و نظیر آن دانست.
تدوین و اعتبارسنجی آزمون تعیین سطح آنلاین زبان فارسی براساس مجموعه آموزشی «فراز فارسی»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۵
159 - 129
حوزههای تخصصی:
آزمون تعیین سطح، آزمونی است با هدف فراهم کردن اطلاعات که با توجه به توانایی های زبان آموزان، سطح مناسب آن ها را در یک دوره آموزشی مشخص می کند. با توجه به پیشرفت سریع فناوری و کاربرد آن در حوزه آموزش، رویکرد آزمون سازی از آزمون مبتنی بر قلم و کاغذ به آزمون مبتنی بر رایانه تغییر یافته است. هدف پژوهش حاضر طراحی آزمون تعیین سطح آنلاینی است که از اعتبار لازم برای تعیین سطح مناسب فارسی آموزان در مراکز آموزشی و همچنین وب- اپلیکیشن در دست طراحی (برای آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان) برخوردار باشد. این آزمون براساس محتوای مجموعه دوازده جلدی آموزشی «فراز فارسی» (میردهقان فراشاه و همکاران، 1402) و برای سه زیرمهارت واژه، دستور و کارکرد تهیه و به صورت آزمایشی اجرا شده است. برای اجرای آزمون، از میان محیط های آزمون ساز آنلاین موردبررسی، «دیجی فرم» با توجه به ویژگی های برتر ازجمله امکان نمایش تصویر آزمون دهنده و امنیت بالاتر انتخاب شد. به منظور تعیین پایایی، لینک شرکت در آزمون از طریق یک گروه تلگرامی در اختیار 178 نفر از فارسی آموزان غیرفارسی زبان مرکز آزفای دانشگاه شهید بهشتی قرار گرفت. تحلیل داده های حاصل، با استفاده از فرمول 20 کودر و ریچاردسون پایایی 0.93 آزمون را نشان داد. در تعیین روایی محتوایی آزمون، پرسشنامه 10 گویه ای تهیه شده در اختیار 20 نفر از مدرسان (18 زن و 2 مرد) مجموعه آموزشی فراز قرار داده شد. همه مدرسان دارای مدرک کارشناسی ارشد یا دانشجوی دکتری آزفا و با سابقه تدریس بیش از پنج سال بودند. نتایج این پرسشنامه نمایانگر روایی محتوایی مطلوب آزمون می باشد.
تبیین مرکب های گروهی در فارسی در چارچوب صرف توزیعی و رویکرد هارلی (2008) و صدیقی (2009)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
50 - 25
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به مرکب های گروهیِ زبان فارسی در چارچوپ صرف توزیعی و رویکرد هارلی ( 2008) و صدیقی( 2009) پرداخته است. هدف این جستار مشخص کردن وجود یا نبود این عناصر در زبان فارسی و توصیف و تبیین شیوه ساخته شدن آنها بر اساس ساخت و کار موجود در نظریه مذکور بوده است. بررسی داده ها نشان می دهد که در این زبان دو نوع مرکب دیده می شود که مرکب نوع اول دارای ساخت های دارای N/A [N/A + NP] و N[S + NP] و مرکب نوع دوم دارای ساخت N/A[N/A + PP] است. در ساخت هایی مانند «بادمجان دور قاب چین» و «دست از جان شسته» مشخص شد که در این زبان یک مرکب گروهی در جایگاه غیر هسته مرکب گروهی دیگری واقع می شود که تایید کننده نظر پفل(2017) است. همچنین نتایج نشان می دهد که ساخت مرکب های گروهی در فارسی به روش اشتقاق سطح صفرِ هارلی(2008) است، به این صورت که یک هسته نقشیِ اسم ساز یا صفت ساز از طریق وند افزایی به گروه نحوی ضمیمه می شود و از طریق قانون درونداد- بروندادِ پفل(2015-2017) در درون بافت به اسم یا صفت تبدیل می شود. بر اساس این مشخص شده است که مرکب های گروهیِ فارسی دارای ساخت NN و AN هستند. داده های این پژوهش که برگرفته از شّمِ زبانیِ نویسندگان و طباطبایی (1387) است و تحلیلی که برای آنها ارائه شد موید این باور زیربنایی موجود در صرف توزیعی است که صرف ساختِ متناسبی از نحو است که در چارچوب برنامه کمینه گرا شکل می گیرد. به بیانی دیگر، در صرف توزیعی توصیف صریحی از ساخت واژه ارائه می شود.
دستوری شدگی ساخت آینده در برخی زبان های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۳ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۸۹) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
43 - 69
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل درونی دگرگونی های زبانی فرایند دستوری شدگی است و منظور از آن اعطای ماهیت یا نقشی دستوری به واژه ای است که پیش تر آزاد و مستقل بوده است. بررسی های تاریخی بیانگر آن است که اکثر فعل های کمکی در بسیاری از زبان های دنیا قبلاً فعل واژگانی بوده اند و کاربرد ثانوی آنها در نقش فعل کمکی نتیجه موردی از دستوری شدگی با عنوان معین شدگی است. این مقاله با بررسی شواهد و نمونه هایی از برخی از زبان های ایرانی میانه و نو، به ویژه زبان ها و گویش های مرکزی ایران، مشخص می سازد که به موازات و مشابه با آنچه در تحولِ زبان فارسی میانه به نو رخ داد و فعل واژگانی «خواستن» با تبدیل شدن به فعل کمکی برای بازنمایی مفهوم آینده مورد استفاده قرار گرفت، در این زبان ها نیز فعل جعلی «کامیدن» دستخوش تغییر شده و به فعل کمکی آینده ساز تغییر یافته است. ولی با این تفاوت اساسی که در این زبان ها فعل مذکور با از دست دادن کاربرد واژگانی خود به عنوان یک واژه مستقل، به طور کامل به فعلی کمکی یا در مواردی حتی به ادات کمکی تبدیل شده است.
شبه وندها: شواهدی از زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۳
151 - 171
حوزههای تخصصی:
شواهد و نمونه هایی در زبان فارسی مشاهده می شود که می توان این سازه ها را شبه وند یا نیمه وند و یا وندواره نامید. در حالی که این سازه ها در فارسی به تنهایی نیز به کار می روند و کاربرد مستقل دارند در الصاق به واژه های دیگر مانند وندهای اشتقاقی عمل می کنند و تغییر معنایی حاصل می شود. این شبه وندها به هر پایه ای الصاق نمی شوند و پایه به لحاظ معنایی لازم است واجد شرایطی باشد که پذیرای شبه وند باشد. این شبه وندها زمانی که به عنوان تکواژ آزاد یا واژه ای مستقل در جملات و عبارات به کار می روند بسامد بیشتری دارند و محدودیت فوق در سطح گروه و جمله اعمال نمی شود. تعدادی از شبه وندهای پرکاربرد فارسی در این مقاله بررسی می شود اما این پژوهش شامل همه شبه وندهای موجود در فارسی امروزی نیست. پژوهش حاضر از نوع همزمانی است و تغییرات تاریخی را بررسی نمی کند با این پیش فرض که محتمل است این شبه وندها در مسیر تغییرات زبانی مبدل به وند شوند. نمونه های این مقاله غالباً از فارسی گفتاری هستند و شامل هر دو پیش شبه وندها و پس شبه وندها می شوند. و در واقع در فارسی هر دو نوع مشاهده می شوند. پژوهش حاضر وجود شبه وندها را با ویژگی های مختص به خود در فارسی امروزی مانند برخی از زبان های دنیا به اثبات می رساند سازه هایی که جایگاه بینابینی واژه از یکسو و وند از سوی دیگر دارند در حالی که هر دوی آنها را شامل می شوند.
تحلیل گفتمان انتقادی مجموعه کتب زبان انگلیسی پراسپکت و ویژن برمبنای خوانش فوکویی از مفهوم سن زدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در میان ایرانیان، همواره پیران همچون نماد حکمت و حرمت تلقی شده و جوانان را به تلمذ از خزائن تجربه زیسته شان سفارش کرده اند. در اینجا عنصر «سن» در بازنمایی هویتی ارزشی مثبت دارد و بر غنای معرفت/ تجربه دلالت می کند. در همین راستا، هدف پژوهش حاضر پاسخی بر نحوه بازنمایی مفهوم سن به عنوان یکی از عناصر هویت بخشی وبه تبع آن سالمندی یا به تعبیر دقیق تر سن زدگی، در کتب زبان انگلیسی مدارس است. همانگونه که فوکو تصریح می کند سن، نه یک انگاره صرفاً بیولوژیک، بلکه برساخته ای تاریخی گفتمانی است که در شبکه روابط قدرت بازتولید می شود. به طور خاص، در این پژوهش تحلیل محتوای داده های کتب زبان انگلیسی متوسطه اول و دوم (مجموعه پراسپکت و ویژن) براساس روش تحلیل گفتمان انتقادی لاکلاو و موفه (با خوانش فوکویی) صورت گرفت. تحلیل تکرار شواهد و داده ها نوعی غیریت سازی را به عنوان گفتمان غالب از مفهوم سن زدگی نشان داد. سالمندان در سایر تمرینات، در اکثر فعالیت های روزمره و حوزه عمومی غایب هستند؛ در هنگام حضور نیز یا شکل بیمارگون یا صرفاً کارکرد نمایشی/انفعالی داشته اند و در حالت «تعویق نامحدود» به سر می برند. در این مجموعه دسترسی سالمندان به گفتمان مسلط کتب آموزشی قطع شده و نوجوانان و میان سالان جایگاه سوژه گفتمانی را اشغال کرده اند، به نحوی که دوقطبی حاشیه مرکز تشدید شده است. ضرورت دارد برنامه ریزان کتب درسی به تعریف روشنی از مفهوم سن و گفتمان سالمندان دست یابند تا آنان را در مسیر تبدیل به سوژه های کنش گر و مساوات طلبانه (مورد تأکید سند تحول بنیادین) درنیل رسیدن به آرمان عدالت آموزشی یاری رساند.
The Effectiveness of Blended Feedback in EFL Learners' Essay Writing and Their Perceptions
حوزههای تخصصی:
Vygotsky's Sociocultural Theory (SCT) emphasizes the crucial role of social interaction in cognitive development, including second language acquisition (Vygotsky & Cole, 1978). Grounded in this theory, the present quasi-experimental study investigates the effectiveness of the Blended Feedback Approach in enhancing English as a Foreign Language (EFL) learners' essay-writing skills. Sixty university students were divided into two groups: an experimental group receiving BFA, which integrated online peer reviews, teacher feedback, and iterative revisions, and a control group receiving traditional teacher feedback. Pre-test and post-test assessments were conducted to evaluate improvements in coherence, grammatical accuracy, vocabulary, and overall structure. Additionally, end-of-semester interviews captured learners' perceptions of the feedback approach. Results indicated that the experimental group showed significantly greater improvements in writing proficiency, critical thinking, and collaboration skills than the control group. Moreover, BFA was found to reduce writing anxiety and foster student engagement. These findings suggest that BFA offers valuable enhancements to feedback methods, reinforcing the role of integrated feedback in language education and providing insights for future pedagogical practices.
ضمیر مشترک «خود»، کاربردها و معانی متنوع آن (مطالعه موردی: دیوان شرف الدین شفروة اصفهانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخی از انواعِ کلمه در زبان فارسی، مانندِ ضمایر مشترک گاه کاربردها و معانی متنوعی دارند که اغلب چندان توجهی به آنها نشده است. ازجمله این ضمایر در دیوان شرف الدین شفروه اصفهانی، شاعر زیسته در قرن ششم هجری، ضمیر مشترک «خود» است. این ضمیر ظاهرا از تکیه کلام های گفتاری این شاعر است که به زبان شعر وی نیز راه یافته است. معانی متنوع «خود»، کاربردهای آن و نقشی که در تصحیح متن دیوان دارد، قابل توجه است. در این مقاله، به معانی متنوع این ضمیر و نقش های آن می پردازیم و سپس نقش ضمیر «خود» را در تصحیح متن، به عنوانِ عنصری درون متنی، با ذکر نمونه هایی بررسی می کنیم.
تحلیل نشانه معناشناختی تاثیر استارتاپ ها بر سبک زندگی : زبان شناسی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استارتاپ ها نهادهایی هستند که به منظور ایجاد خدمات جدید، جهت مرتفع کردن نیازهای جوامع به وجود می آیند. استارتاپ ها بسترهای فرازمانی و فرامکانی هستند و درون بسترهای گفتمانی حرکت می کنند. ورود این فن آوری ها ها به جریان زندگی انسان ها، منجر به تغییراتی در سبک زندگی افراد جامعه می گردد. سبک زندگی تولید شده با ساختارهای زبانی گره خورده و از طریق نشانه-معناها روابط انسان ها را درون بسترهای اجتماعی تنظیم می کنند. مساله اصلی این پژوهش این است که نظام های گفتمانی استارتاپ ها چه تاثیر و رابطه ای بر روی سبک زندگی درون روابط اجتماعی دارند. با تمرکز بر رویکرد نشانه-معناشناسی و با استفاده از روش تحلیل کیفی تلاش می کنیم تا نشان دهیم دستاوردهای فن آوری دنیای مدرن، تغییر الگوی مصرف و دگرگونی الگوی مصرف را به دنبال داشته است. نتایج حاکی است که نظام های گفتمانی استارتاپ ها در سال های اخیر توانسته اند فضای اجتماعی را ایجاد کنند که در آن کنش گران، با اعتماد، مشارکت و روابط متقابل سبک زندگی جدیدی را تولید کنند.
Translating Islamic Religious Terms for Non-Muslim Audience: A Comparative Study of Three Translator Groups
حوزههای تخصصی:
The translation of Islamic religious terms is of critical importance, as these terms play a vital role in conveying Islamic concepts. Errors in translating such sensitive content may lead to distortions in meaning. This study investigates the strategies employed by three distinct groups of translators when rendering Islamic religious texts for non-Muslim audiences: 1) experienced translators with seminary knowledge, 2) experienced translators without seminary knowledge, and 3) inexperienced translators. Employing a descriptive research design, data were collected through a task-based method and a questionnaire. Participants were asked to translate ten Persian sentences containing key religious terms into English. The translated outputs were analyzed using Larson’s (1984) classification for translating non-equivalent terms. Statistical evaluation, including Mean, ANOVA, and LSD tests, was conducted to assess the findings. The results indicate that experienced translators with seminary knowledge predominantly utilized loanwords with explanatory additions. Furthermore, a significant difference was observed between this group and the other two in terms of translation strategies.
Applying the Conceptual Blending Theory to Persian Translation of English Neologisms: Investigating a Translation of the Harry Potter Series
حوزههای تخصصی:
There are more and more neologisms to the vocabulary of human language due to the progress of globalization, development in social life, and advancement of new technology. The object of this study is to survey the applicability of the conceptual blending theory in the analysis of neologisms in the Harry Potter series and will answer the question of which type of blended networks can be used in the new translation of neologisms. The theoretical part of this study described conceptual blending theory, and its networks and described making the meaning process based on these networks. This theory is a developing area of research in cognitive linguistics. So, those who work in the field of literary or translation analysis must be familiar with its basic operations and networks. The nature of this study is descriptive and content analysis. Data analysis will involve quantitative analysis. To address the objectives of the present study, the researcher selected 83 translated neologisms in the series of the novel. The paper mainly studies the process of conceptual blending theory (CBT) when translating those English neologisms whose Persian counterparts cannot be found. In the network of this theory, English takes up one input space and Persian takes up another. From both inputs, frameworks, and elements plan out the blend, where they are dynamically integrated. Then, the planned framework and elements construct a novel structure (translation).
Iranian EFL Teachers' Perception of Formulaic-Oriented Witten Corrective Feedback Practices(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۴۸, Spring ۲۰۲۴
11 - 25
حوزههای تخصصی:
Although there is an increasing amount of research examining the efficacy of Witten Corrective Feedback (WCF) in enhancing the grammatical accuracy of EFL learners, only a few studies have explored the perspectives of EFL teachers regarding Formulaic-oriented Witten Corrective Feedback (FWCF) in EFL settings. Using a mixed-method approach, this interpretive exploratory study sought to understand the attitudes of Iranian EFL teachers toward FWCF. The analyses were based on quantitative data from a 13-item anonymous bespoke online survey, qualitative data from semi-structured interviews, and an open-ended question at the end of the survey. EFL teachers (n =137) responded to the online survey, and 7 participants participated in semi-structured interviews. The findings indicated that female teachers' favorable opinions about the effectiveness of WCF for improving EFL learners' writing performance resulted from their belief that the learners' capacity to use more formal and courteous language in their writing assignments was positively impacted by using these formulaic sequences. Moreover, the findings demonstrated that EFL teachers preferred direct WCF methods over indirect tactics. The most essential component that affected teachers' practices in the classroom was training designed to change their perspective of the valuelessness of WCF. The teachers' lack of satisfactory understanding of formulaic sequences stemmed from their lack of information. In addition, teachers' hesitancy to use them in the lower proficiency levels emanated from their misconceptions of their uselessness in the language learners' writing tasks.
بررسی مؤلفه های برنامه درسی «ترجمه رسانه ای» در رشته زبان و ادبیات آلمانی در مقطع کارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر جهانی شدن و سلطه رسانه های جهت دار بر اطلاعات، نیاز به متخصصان زبان در حوزه ترجمه رسانه ای به شدت احساس می شود. این نیاز از رشد پیوسته و تکامل صنعت رسانه ای ناشی می شود که تقاضای بیشتری برای تربیت مترجمان ایجاد می کند. اما با بررسی جوانب مختلف آموزش ترجمه متون رسانه ای در ایران، این گونه نتیجه گیری می شود که به دلیل درنظر نگرفتن ساختار رسانه ها و کارکرد این نوع ترجمه، اهداف آموزشی محقق نمی شوند. هدف در این جستار این است که با تکیه بر چهارچوب نظریه اسکپوس و همچنین نظریه های ترجمه از جمله «ترجمه کارکردی»، «نظریه مطالعات توصیفی ترجمه» و دیگر نظریه های غالب بر علم ترجمه، «سرفصل نویسی» درس ترجمه رسانه ای در مقطع کارشناسی رشته زبان و ادبیات آلمانی را در دانشگاه های ارائه دهنده نیز بررسی کند. این پژوهش توصیفی به بررسی داده های سرفصل این درس مصوب وزارت علوم می پردازد و برای این منظور تحلیل های کیفی ارائه می کند. در این تحقیق پس از تحلیل نقاط ضعف و قوت سرفصل درس، راهکارهایی علمی و عملی برای پردازش و انتقال مهارت ترجمه رسانه ای به دانشجویان ارائه می شود و در این خصوص بر اساس تحلیل علمی، راه حل هایی در جهت برطرف کردن نقاط ضعف پیشنهاد می شود. نتیجه این مقاله نشان می دهد نیاز به ارائه درس تکمیلی یا حتی ارائه یک دوره تخصصی در ترجمه رسانه ها وجود دارد.