فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
نوع متن، راهکارهای ترجمه را مشخص می کند؛ بنابراین برخورداری از نظامی که تعیین کننده نوع متن است، بسیار اهمیت دارد. رایس در الگوی خود از چهار نوع متن با نقش های: اطلاعاتی، بیانی، ترغیبی و نیز شنیداری- رسانه ای نام برده است. آثاری نظیر: الأیام که در ژانر زندگی نامه خودنوشت طبقه بندی شده اند، ترکیبی از نقش های: اطلاع رسانی، بیانی و ترغیبی هستند؛ بنابراین مترجم باید در ترجمه این آثار از راهکارهای متناسب با هر نقش استفاده کند؛ زیرا این نقش ها هستند که تعیین می کنند، مترجم چگونه و بر اساس چه راهکارهایی باید ترجمه کند. پس از شناخت نوع متن، دو سنجه عینی در اختیار تحلیلگر ترجمه است؛ نخست معیارهای زبانی و دوم معیارهای فرازبانی. معیارهای زبانی شامل: تعادل های معنایی، واژگانی، دستوری و سبکی است که در پژوهش حاضر، تنها تعادل معنایی مد نظر است و با الگوی بیکر در ارتباط با انواع معانی منطقی، القائی، پیش انگاشته و برانگیخته حمایت می شود. به منظور کاربست الگوی رایس و بیکر در معنی شناسی نقش گرا، ترجمه حسین خدیوجم، از کتاب الأیام طه حسین، انتخاب شده است. خدیوجم، کتاب یاد شده را با عنوان آن روزها به فارسی ترجمه کرده است. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که خدیوجم، الأیام را بر اساس نقش مسلط آن یعنی: اطلاع رسانی، ترجمه کرده است. مترجم، صرف نظر از برخی کاستی هایی که در ترجمه معانی تأکیدی دارد، توانسته، تعادل معنایی را بین متن مبدأ الأیام و متن مقصد آن (= آن روزها) در ابعاد منطقی، القائی، پیش انگاشته و برانگیخته برقرار سازد. ترجمه خدیوجم، از الأیام، بر اساس سنجه های معنی شناسی نقش گرا هم ارز با متن مبدأ است.
A Tailored Curriculum and Students’ General English Achievement across Gender(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۴۸, Spring ۲۰۲۴
117 - 132
حوزههای تخصصی:
The current study attempted to investigate the effect of a newly tailored curriculum on students’ general English achievement across gender as compared to the standard curriculum at Iranian tertiary education. The participants were 120 non-native undergraduate students of Pre-requisite General English course majoring in different disciplines at Ayandegan Institute of Higher Education in Tonekabon city. They were assigned into four groups including female control and experimental as well as male control and experimental. The experimental groups received teaching through the tailored curriculum and the control groups through the standard one. All the groups were given pretest and posttest on general English achievement. In order to analyze the data, a Kolmogrove-Smirnov test and an Independent Samples T-test were utilized. The findings of the study indicated female participant’s outperformance compared to the male ones, after being treated with tailored curriculum (TC) and standard curriculum (SC). However, the male participants experienced higher degree of progress after receiving TC as compared to SC, while such progress was not seen for the female.
پیشنهادی در باب وجه اشتقاق برخی از جاینام های منطقه ارسباران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نگارنده در این مقاله به بررسی برخی از اعلام جغرافیایی منطقه ارسباران از جمله جاینام هایی که در ساختار آنها جزء -dil، siγ-، -kalā و xū/ōy- وجود دارد، پرداخته و کوشیده است تا بر پایه داده های زبانی و اطّلاعات جغرافیایی وجه اشتقاقی برای این جاینام ها به دست دهد.
ماهیت ویژگی تدریجی بودن تغییرات مشخصه های جایگاه تولید واکه ها در بهینگی متوالی با تکیه بر شواهدی از سه زبان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در الگوی اولیه نظریه بهینگی که پرینس و اسمولنسکی (1993/2004) مطرح کرده اند، بخش مولد مجاز است بیش از یک فرایند را بر صورت درونداد اعمال کند. این نسخه از نظریه بهینگی که به بهینگی موازی شهرت دارد، قادر نیست اشتقاق و صورت های میانی را تشخیص دهد. ضرورت به رسمیت شناختن صورت های میانی زمینه را برای شکل گیری انگاره جدیدی با عنوان «بهینگی متوالی» فراهم کرد. در بهینگی متوالی، بخش مولد مجاز است که صرفاً یک فرایند را بر درونداد اعمال کند. در پژوهش حاضر تلاش می شود با تحلیل همگونی واکه پیش از غلت /w/ در کردی کلهری، کردی سورانی و لری بختیاری مشخص شود که آیا این فرایند باید یک مشخصه واجی را هدف قرار دهد یا کل گره جایگاه تولید را. داده های کردی در این مطالعه از مصاحبه با 10 گویشور کلهری و 10 گویشور سورانی و داده های لری بختیاری از پژوهش آنونبی و اسدی (2014) گرد آوری شده است. تحلیل های پژوهش حاضر نشان می دهد که برای تبیین همگونی در چارچوب بهینگی متوالی، بخش مولد حتماً باید گره هندسه مشخصه ها را هدف قرار دهد و صرفاً هر مشخصه واجی واحد را هدف قرار ندهد.
ویژگی های جمعیت شناختی و ترجیحات خوانندگان ایرانی در انتخاب داستان های هوادارساخته ترجمه شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دو دهه گذشته، حوزه مطالعات ترجمه به طرز روزافزونی از مطالعه مترجم به مخاطب ترجمه تغییرموضع داده است. پیشرفت های فناوری و ظهور نسل جدید وب، تولید محتوای کاربرساخته و محتوای ترجمه شده توسط کاربرها و مترجمان غیرحرفه ای را امکان پذیرساخته است. هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های جمعیت شناختی و ترجیحات خوانندگان ترجمه داستان های هوادارساخته به زبان فارسی است که در شبکه های اجتماعی منتشرمی شوند. با روش پیمایش کمّی و کیفی برخط ، پرسشنامه ای با 16 گویه تنظیم و به صورت گوگل فرم به 150 نفر از خوانندگان ارسال شد. تحلیل اطلاعات با روش تحلیل مضامین استنتاجی انجام شد. نتایج نشان دادند که خوانندگان داستان های هوادارساخته ترجمه شده در ایران غالبا دختران جوان و نوجوان دبیرستانی هستند که این داستان ها را در کانال های تلگرامی و واتپد می خوانند. خوانندگان با این داستان ها آشنایی چند ساله دارند و این آشنایی بیشتر بواسطه دوستان یا به دنبال مطالعه مطالب دیگر در پلتفرم های رسانه های اجتماعی بدست آمده است. غالبا خوانندگان این دسته از داستان ها با توجه به عناوین ترجمه شده و عناوین اصلی، جلد و بیش از همه با توجه به ژانر، داستان ها را انتخاب می کنند و محدودیت سنی داستان ها را نادیده می گیرند. همچنین خوانندگان به این امر که داستان ترجمه است یا تالیف توجه چندانی ندارند اما اکثر آنها می توانند چند نویسنده یا مترجم داستان های هوادارساخته را نام ببرند چراکه تقریبا نیمی از آنها باتوجه به نام نویسنده و مترجم داستان ها را می خوانند. شناخت ویژگی ها و ترجیحات خوانندگان نه تنها به ارتقای کیفیت ترجمه این دسته از داستان ها کمک می کند بلکه نقش بسزایی در تربیت مترجم و گسترش حوزه پژوهش در مطالعات ترجمه بویژه در عصر دیجیتال خواهد داشت.
حالت نمایی و نظام حالت در ترکی خلجی رایج در آبادی های استان قم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی موضوع نشانه گذاری حالت و نظام حالت با رویکرد رده شناختی در زبان ترکی خلجی می پردازد. پیکره پژوهش مستخرج از داده های موجود در سامانه اطلس زبانی ایران است که از طریق مصاحبه رو در رو با گویشوران توسط پرسشنامه اطلس گردآوری شده اند. در سامانه اطلس یاد شده داده های زبانی خلجی از 16 آبادی خلج زبان در استان قم در دسترس است. نتایج حاصل از تحلیل داده ها بر اساس چارچوب نظری پژوهش یعنی چگونگی نشانه گذاری حالت در زبان ها و رده بندی نظام حالت در آن ها، نشان می دهد که در زبان خلجی حالت های دستوری و معنایی با استفاده از پسوند های حالت و حروف اضافه نشانه گذاری می شوند. حالت فاعلی در زبان خلجی بدون نشانه است. نشانه های حالت در حالت های مفعولی (معرفه)، به/برایی (بهره ور/ مفعول غیرصریح) ، مکانی، ازی (مبدأ مکانی) و اضافی (ملکی) به صورت پسوند حالت هستند. اما در حالت همراهی و ابزاری پس اضافه وابسته /-lɑ/ و /-læ/ به صورت پی بست به گروه اسمی متصل می شوند. از سوی دیگر یافته های پژوهش حاکی از این است که نظام حالت در زبان خلجی از رده زبان های فاعلی-مفعولی است.
Pedagogical Content Knowledge (PCK) as an Evaluation Lens for Iranian EFL Teacher Education Programs: A Glocal Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study, contrary to the conventional research on PCK, which attempted to enhance the teachers’ PCK and single out its driving factors, aims to use PCK as an outcome-based lens for evaluating Iranian EFL teachers’ programs. To this end, two current EFL teacher-education programs (i.e., State and Islamic Azad universities on the one hand and Farhnagian Teacher Education University on the other), each with its specific approach to developing EFL teachers’ PCK, were selected. Along with administering a glocally developed and validated PCK questionnaire among 263 student-teachers, this study ran a one-on-one semi-structured interview with 80 student-teachers to capture a crystal-clear evaluation of the outcomes the programs were to cultivate. The results of running qualitative and MANOVA analysis methods showed the student-teachers trained in the program with a more finely-tuned PCK instruction, which was accompanied by four continuous courses of teaching internship, were more cognizant of the role of PCK in their professional development and enjoyed a statistically significant index of developed PCK. Although there existed some similarities between these programs in terms of reviewing high school English course books, evaluation and assessment, and applying technology in teaching English, student-teachers in both programs were not completely aware of different components of PCK, including curriculum design and materials development, language teachers’ technological knowledge, and professional development. The results imply that content knowledge, PCK, and internship should be fettered together. The findings suggest that EFL teachers’ PCK can be applied as an effective lens for delving deeply into teacher training programs.
نگرش مدرسان زبان نسبت به استفاده نوآورانه از فناوری: مطالعه موردی کشور هند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
507 - 524
حوزههای تخصصی:
استفاده از فناوری در آموزش و یادگیری در بسیاری از محافل آموزشی فراگیر شده است، اما این استفاده گسترده به معنای بهرمندی موثر مدرسان از فناوری نمی باشد. این مطالعه به بررسی نگرش مدرسان زبان نسبت به بکارگیری نوآوری های فناورانه می پردازد. موضوع مطالعه با استناد به خلاء پژوهشی پیرامون مهارت های فنی و آموزشی، ابزار فناورانه، اراده، تجربه و نوآوری مدرسان در پذیرش و بکارگیری فناوری طراحی شده است. الگویی بسط یافته، با عنوان WESTINN ، با استناد به مطالعات پیشین (الگوی WST نزک و کریستنسن، 2008، و الگوی WEST فارجون و همکاران، 2018) ارائه و مورد ارزیابی قرارگرفت. پرسش های پژوهش به شرح زیر می باشند: مدرسان زبان، اراده، تجربه، مهارت ، ابزارهای فناورانه و نوآوری های خود را چگونه ارزیابی می کنند؟ آیا الگوی پیشنهادی دربرگیرنده بکارگیری نوآورانه فناوری توسط مدرسان زبان می باشد؟ داده های پژوهش از 115 مدرس زبان در هند، از طریق پرسشنامه ای شامل 48 گویه جمع آوری، و بااستفاده از نرم افزار IBMSPSS v26 مورد تحلیل قرارگرفت. نتایج بیانگر آن بود که مدرسان نگرش مثبتی نسبت به پذیرش و اجرای فناوری های نوآورانه در کلاس دارند. بعلاوه، تحلیل همبستگی و رگرسیون بیانگر آن بود که الگوی WESTINN، الگویی قوی برای ارزیابی نگرش مدرسان نسبت به پذیرش و بکارگیری نوآوری های فناورانه و آموزشی می باشد. بدین سان، ابزارهای فناورانه و اراده در مرحله اول، و سپس مهارت و نوآوری در استفاده از فناوری بعنوان شاخص ترین مولفه ها شناخته شدند و تجربه نقش معناداری در پذیرش و بکارگیری فناوری ایفا نکرد. یافته های این پژوهش را می توان برای ارزیابی نگرش مدرسان پیرامون بکارگیری فناوری های نوین در کلاس های زبان مورد استفاده قرارداد.
Scrutinizing Applied Linguistics Professors, EFL Teachers, and Parents’ Perspectives on English Instruction at the Primary School Level(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۷, No.۳۴, Spring & Summer ۲۰۲۴
139 - 171
حوزههای تخصصی:
رهیافتی شناختی از جهان های متن رمان شعر کرسی اثر شیرکو بیکس بر اساس نظریۀ جهان های متن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهشِ حاضر، بررسی جهان متن رمان شعر کرسی اثر شیرکو بیکس (1394) بوده که براساس نظریه جهان های متن در رویکرد شعرشناسی شناختی انجام گرفته است. پژوهش پیشِ رو، مطالعه ای بینا رشته ای بین زبان شناسی شناختی و ادبیات قلمداد می شود. این تحلیل زبان شناختی، بررسی شناختیِ چگونگی بازنمایی ماهیت تجربه شعری شیرکو بیکس در رمان شعر کرسی و رمزگشایی از سازوکار شناختی اتخاذ شده وی برای ساخت تصویر ذهنی کامل در ذهن خواننده است. ماهیت روش شناختی این پژوهش توصیفی- تحلیلی است و داده های آن به روش کتابخانه ای از رمان شعر مذکور گردآوری شده است. یافته ها نشان داد که در آغاز گفتمان رمان شعر کرسی از جهان زیرشمول معرفتی-اشاره ای برای بیان تجربه شعری شاعر بهره گرفته شده است. همچنین از عناصر جهان ساز و گزاره های نقش گستر با ایجاد جهان های زیرشمول اشاره ای برای شکل گیری تصویر ذهنی کاملی در ذهن خواننده استفاده شده است.
بازنگری نظریه منطقه تقریبی رشد ویگوتسکی: بازتعریف نقش مشارکت والدین در یادگیری زبان انگلیسی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی مشارکت والدین در یادگیری و پیشرفت کودکان در زبان انگلیسی پرداخته است و با توجه به نظریه ویگوتسکی، درخصوص برخی مفاهیم مانند ویژگی های راهنمایی بزرگسالان پیشنهاداتی را ارائه می دهد. جامعه آماری شامل ۶۰ کودک ایرانی ۹ تا ۱۰ ساله بود که به طور تصادفی به سه گروه آزمایشی ۱، آزمایشی ۲ و کنترل تقسیم شدند. نتایج تحقیق نشان داد که یادگیری، مهارت آموزی، مشارکت والدین و فعالیت های مشترک بین کودکان و والدین در گروه آزمایشی ۱ و آزمایشی ۲ به طور معنی داری بیشتر از گروه کنترل است. همچنین بین مشارکت والدین و پیشرفت فرزندان در هر سه گروه همبستگی مثبت وجود داشت. علاوه بر این، نتایج نشان داد که درگیری آموزشی والدین و نیز مهارت های زبانی آنها بیشترین تأثیر را بر مشارکت والدین دارد و آموزش مشارکت به والدین بیشترین تأثیر را بر فعالیت های کودکان داشت. با توجه به اینکه ، فعالیت های کودکان و آموزش مهارت های زبانی به آنها بیشترین تأثیر را در یادگیری آنها داشت.
بررسی اهمیت بکارگیری طرح درس آموزشی، در ارائه متون ادبی، به منظور تکوین و بهبود مهارت خواندن و درک مطلب زبان آموزان زبان آلمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنچه در میانه راه آموزش، نقش پر رنگی را از خود نشان می دهد، مهارت خواندن و درک کردن مطلب خوانده شده، از سوی زبان آموز است. هدف از این پژوهش، ارزیابی درک مطلب دانشجویان کارشناسی فارسی زبان، آلمانی آموز، در بکارگیری متون ادبی طبقه بندی شده، در قالب طرح درسی با سطح زبانی «آ دو» است. در این پژوهش، با هدف تسهیل درک متون ادبی آلمان، داستان هایی از این ادبیات انتخاب و سعی گردید که با استفاده از یک طرح درس ویژه، برای بهبود مهارت های درک مطلب و خواندن، مورد مطالعه قرار گیرد. در این راستا، با روش پژوهش شبه آزمایشی، با طرح پیش آزمون و پس آزمون، بر جامعه آماری 40 دانشجوی مترجمی زبان آلمانی دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقیقات ایران، در مقطع کارشناسی، اثرات این طرح درس بر درک مهارت مطلب خوانی زبان آموزان آلمانی مورد مطالعه قرار گرفت و عملکرد آن در درک متون ادبی آلمانی، در دو گروه آزمایش و کنترل مقایسه گردید. نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که آموزش متون ادبی با کمک طرح درس می تواند مؤلفه درک مطلب را به طور معناداری بهبود بخشد (P‹0.01) و مقایسه عملکرد دو گروه، در پیش آزمون و پس آزمون بر اساس میزان درک مطلب، طی یک دوره آموزشی نشان داد که میان بکار بردن طرح درس بر پایه متون ادبی و میزان درک مطلب رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. بنابراین، بهره گیری از طرح درس، برای آموزش درک مطلب متون ادبی می تواند مورداستفاده مدرسان زبان آلمانی قرار گیرد.
ریخت شناسی طنز در کاریکاتورهای کرونایی عربی بر اساس نظریه ایوان فوناژی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاریکاتور اغلب به شکل طنزآمیز طراحی می شود تا همزمان با این که نقدی بر مسایل اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دارد، مخاطب را نیز به تفکر دعوت نماید. پس از همه گیری کرونا در جهان، کاریکاتوریست ها علاقه زیادی به طراحی کاریکاتورهایی با موضوعات مرتبط به کرونا، قرنطینه و دستورالعمل های بهداشتی پیدا کردند. از آن جا که ویژگی بارز کاریکاتور، انحراف از معیار و تبدیل نمودن ویژگی ها و رفتارهای افراد و پدیده ها به شکل های جالب و خنده دار است؛ کاریکاتورهای کرونایی عربی را می توان بر اساس شگردهای انحراف از معیار که نخستین بار توسط ایوان فوناژی مطرح شد، تحلیل نمود. بر این اساس در این پژوهش تلاش می شود با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی کاریکاتورهای کرونایی عربی بر اساس نظریه فوناژی تحلیل شود. نتایج نشان می دهد مهم ترین شگردهای به کار رفته در کاریکاتورهای مورد بحث عبارتند از اتصال کوتاه، گروتسک، تخریب حدس، غرابت صور خیال، انسان انگاری و جاندارانگاری. همچنین تعامل گسترده و خلاقانه ای در به کارگیری هر یک از این شگردها وجود دارد که گاه یک کاریکاتور را تبدیل به تلفیقی از چندین شگرد انحراف از معیار می کند. در نتیجه کاریکاتوریست های عرب تمام تلاش خود را به کار گرفته اند تا نتیجه کارشان شبیه به موضوع کرونا باشد، با این تفاوت که با اضافه شدن عنصر اغراق در متن و تصویر، نتیجه کار انتزاعی تر و منحصر به فردتر شده است.
برهم کنش استعاره و مجاز در ساخت معنی عبارات اصطلاحی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقش انواع الگوهای برهم کنش استعاره و مجاز (استجاز) در ساخت معنی عبارات اصطلاحی زبان فارسی می پردازد. به این منظور عبارات اصطلاحی دارای نام حیوانات از فرهنگ کنایات سخن استخراج و در چهارچوب انواع استجازهای مطرح شده توسط روئیس د مندوسا(۲۰۲۱) مطالعه شدند. نتایج نشان داد اولاٌ تیرگی معنایی این اصطلاحات تا حد زیادی نتیجه عملکرد استعاره و مجاز در قالب الگوهایی تکرارشونده است؛ به عبارتی حدود دو سوم از این عبارات اصطلاحی، از طریق استجاز شکل گرفته اندکه این امر نشان دهنده نقش مهم الگوهای برهم کنش استعاره و مجاز در ساخت عبارات اصطلاحی است. ثانیاً مشاهده شد که الگوهای استجاز در زبان فارسی با آنچه در مطالعات پیشین در سایر زبانها معرفی شده است تفاوت دارند. از سویی از بین الگوهای موجود، کاهش مجازی در مبدأ استعاره بیشترین سهم را داشت، در حالی که از بین داده ها هیچ کدام دارای گسترش مجازی در مقصد استعاره نبودند. این مسئله می تواند انعکاسی از کارکرد تسهیل گری استعاره در درک و نقش ارجاعی مجاز باشد.
تأثیر عوامل گفتمانی-کاربرد شناختی بر حذف مفعول در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
129 - 151
حوزههای تخصصی:
حذف مفعول، پدیده ای کاهنده ظرفیت فعل است که در خلال آن فعل دوظرفیتی تنها با موضوع فاعل خود در جمله نمایانده می شود. برخلاف دیگر فرآیندهای ظرفیت کاه، مفعول حذف شده در این ساخت، عنصری تهی یا حرکت داده شده نبوده و نمی توان رد آن را جای دیگری در متن یافت. حذف موردنظر در پژوهش حاضر نیز آن نوع حذف مفعولی است که برخلاف حذف به قرینه یا بافت محور، مرجع مفعول محذوف جایی در گفتمان آورده نشده و بافت تأثیری بر درک آن نداشته باشد. بااین حال، حذف موضوع خللی در انتقال پیام به مخاطب ایجاد نمی نماید. از آن جا که درک مفهومی که در جمله نمود آشکار ندارد را می توان به عوامل گفتمانی-کاربردشناختی و دانش زبانی طرفین گفت وگو مرتبط دانست، نگارندگان پژوهش حاضر کوشیده اند با بررسی نمونه های گوناگونی از ساخت حذف مفعول که از منبع های گوناگونی همچون فیلم، رمان، روزنامه و محاوره های روزمره گردآوری شده است، روشن سازند کدام عوامل گفتمانی-کاربردشناختی بر رخداد حذف مفعول تأثیر دارند و دلیل تأثیرگذاری آن ها چیست. به سبب نبود پیکره مناسب و سیال بودن مبحث های گفتمانی-کاربردشناختی، پژوهش حاضر آماری نبوده و به شیوه ای توصیفی-تحلیلی به ارائه مهم ترین عواملی می پردازد که احتمال حذف مفعول را بالا می برد. یافته ها نشان می دهد برخی از این عوامل به ویژگی های فعل، برخی به ویژگی های مفعول و برخی دیگر به ساختارهایی مربوطند که وجود هریک را می توان عاملی در ایجاد شرایطی درنظر گرفت که در آن احتمال رخداد حذف مفعول بیشتر خواهد بود.
الگوی فراگیری روابط مفهومی در کودکان/The Order of Acquiring Sense Relations in Children(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۰
83 - 112
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی معنی شناسانه الگوی فراگیری روابط مفهومی در کودکان 7 تا 12 ساله فارسی زبان و مقایسه آن با ترتیب کاربرد این روابط در کتاب های فارسی شش پایه دوره ابتدایی (1397) است. روش انجام پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و گردآوری داده ها به دو روش میدانی و کتابخانه ای انجام گرفته است. ازاین رو، شش آزمون چهارگزینه ای طراحی شده و به منظور دستیابی به الگوی فراگیری روابط مفهومی، 25 کودک از هر پایه و هر جنس به آنها پاسخ دادند. همچنین، با هدف مقایسه هر الگو با ترتیب کاربرد روابط در کتاب های مذکور، واژه های دارای هر یک از روابط مفهومی استخراج و ذخیره شد. یافته های پژوهش نشان می دهند که درک معنی واژه در کودکان از طریق درک معنی دایرهالمعارفی آن و بافت اتفاق می افتد و آنها از دانش پس زمینه برای درک انواع روابط مفهومی میان واژه ها بهره می برند. به علاوه، ترتیب کاربرد روابط مفهومی در کتاب های مذکور تفاوت های عمده ای با ترتیب فراگیری آنها توسط کودکان دارد و این مسئله می تواند دشواری در درک مفهوم واژه ها و روابط مفهومی حاکم میان آنها را سبب شود.
آیا مردان و زنان در پردازش نحوی متفاوت عمل می کنند؟ شواهد الکتروانسفالوگرافی از سخنگویان تک زبانه فارسی/Do Men and Women Differ in Syntactic Processing? Electroencephalographic Evidence from Persian Monolinguals(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۰
113 - 140
حوزههای تخصصی:
مردان و زنان زبان را به گونه ای متفاوت پردازش می کنند، اما نحوه عملکرد مغز برای پشتیبانی از این تفاوت هنوز بحث برانگیز است. ادعا شده است که کارکردهای زبانی به احتمال زیاد در مردان جانبی شده تر و در زنان هر دو نیمکره مغز را درگیر می کند، اما مطالعات فعلی برای اثبات این امر ناکافی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر جنسیّت بر پردازش نحوی با استفاده از تحلیل سیگنال های الکتروانسفالوگرافی اجرا شد. این رویکرد امکان شناسایی تفاوت بین زنان و مردان را در مؤلفه های ERP مرتبط با پردازش نحوی فراهم می کند. ازاین رو، 22 نفر سخنگوی تک زبانه فارسی (11 زن) با میزان بسندگی بالا در زبان فارسی به صورت هدفمند در این پژوهش شرکت کردند. پتانسیل های وابسته به رویداد با استفاده از الگوی شنیداری نقض نحوی در هجای پایانی جملات فارسی در نرم افزار متلب استخراج و مقادیر میانگین دامنه با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شد. یافته های الکتروانسفالوگرافی حاضر نشان داد گرچه زنان در مقایسه با مردان دامنه سیگنال بزرگتری را در محرک های نادستوری در مقایسه با محرک های دستوری در بازه زمانی 500 700 هزارم ثانیه نشان دادند، اما این اختلاف به لحاظ آماری معنادار نبود (05/0 p >). افزون براین، دامنه سیگنال در نواحی خلفی نیمکره چپ در مقایسه با نیمکره راست گسترده تر بود، اما تأثیر معنادار جنسیت مشاهده نشد. به طورکلی، بر اساس یافته های حاضر می توان نتیجه گرفت که پردازش نحوی در زنان و مردان با بسندگی زبانی بالا مستقل از متغیر جنسیت عمل می کند.
بررسی رابطه بین تفکر انتقادی، عزم یادگیری زبان خارجی، حل مسئله، و تاب آوری زبان آموزان سطح متوسط ایرانی: مدل سازی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های زبانشناختی در زبانهای خارجی دوره ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
385 - 401
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین تفکر انتقادی، عزم یادگیری زبان خارجی، حل مسئله و تاب آوری زبان آموزان ایرانی زبان انگلیسی و ایجاد یک مدل معادلات ساختاری انجام شد. در این تحقیق که از نوع توصیفی و از نظر ماهیت کمی بود، 382 زبان آموز با سطح مهارت متوسط با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس به عنوان شرکت کننده انتخاب شدند. همه شرکت کنندگان، دانش آموزان آموزشگاه های مختلف زبان شهرضا بودند. با تأیید مدیران آموزشگاه ها، جمع آوری داده ها در کلاس ها انجام شد و تکمیل پرسش نامه ها به طور متوسط 30 دقیقه زمان برد. از آنها خواسته شد به پرسش نامه هایی در زمینه تفکر انتقادی، عزم یادگیری زبان خارجی، حل مسئله و تاب آوری پاسخ دهند. مدل سازی معادلات ساختاری و تصویر بصری، مدل پیش فرض را تأیید کرد و تعاملی درونی و قوی بین متغییرهای تفکر انتقادی، عزم یادگیری، حل مسئله، و تاب آوری را نشان داد. با توجه به یافته ها، تفکر انتقادی باعث افزایش عزم یادگیری می شود و عزم یادگیری زبان خارجی باعث افزایش تاب آوری و حل مسئله می شود. علاوه بر این، این مطالعه نشان داد که عزم یادگیری زبان خارجی تأثیر بیشتری بر تاب آوری نسبت به حل مسئله دارد. نتایج این مطالعه دارای پیامدهای آموزشی برای مربیان و سیاست گذاران است.
مشخصه های مقوله گزینی در ساخت پوچ واژه: رویکردی کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پوچ واژه ها یا اصطلاحاً فاعل های بدلی، عناصری نحوی اند که سهمی در شکل گیری معنای گزاره ندارند و به همین دلیل، نزد بسیاری از زبان پژوهان، از مهم ترین شواهدی به شمار می روند که تصریح می کنند تولید گزاره برپایه یک فاعل و محمول از الزامات نحوی، و نه معنایی، جمله است. هرچند در زبان های ضمیرانداز که تصریف غنی دارند، فاعل های ارجاعی می توانند آزادانه آشکار یا تهی باشند، پوچ واژه ها در چنین زبان هایی غالباً ناملفوظ اند. در نحو زبان فارسی، وجود قاعده درج پوچ واژه موضوع کم وبیش مناقشه برانگیزی در میان زبان شناسان بوده است. برخی از تحلیلگران استدلال کرده اند که این ضمیر غیرارجاعی در نحو زبان فارسی یافت می شود، اما برخی دیگر مدعی شده اند که فارسی فاقد هر دو نوع پوچ واژه آشکار و پنهان است. در پژوهش حاضر در چارچوب برنامه کمینه گرا و براساس مشخصه های مقوله گزینی محمول ها، استدلال می کنیم که شاخص گروه زمان در فارسی باید با یک اسم یا ضمیر پر شود و لاجرم، در آن دسته از محمول های نامفعولی که یک گروه اسمی حامل نقش تتا وجود ندارد، درج پوچ واژه ضمیری الزامی است. اما مهم تر از این نکته، می کوشیم تا به جای ارائه فهرستی تفصیلی از ساخت های حاوی فاعل های بدلی، تعمیمی برپایه آموزه های نظری و شواهد تجربی به دست دهیم تا اعمال قاعده درج پوچ واژه را در ساخت های نحوی فارسی پیش بینی کند. طبق این تعمیم، جایگاه فاعل ساختاری محمول های نامفعولی با پوچ واژه ضمیری پر می شود، اگر و فقط اگر یک گروه اسمی با حالت بازبینی نشده در اشتقاق جمله در دسترس نباشد. در چنین ساختاری اگر پوچ واژه فاعلی ناملفوظ درج نشود، اشتقاق نحوی به دلیل تخطی از اصل فرافکن گسترده فرومی ریزد. این تحلیل که برپایه داده های آن، پوچ واژه ضمیری آشکار در فارسی یافت نشده است، توضیح می دهد که چرا در حالی که اسم های ارجاعی و پوچ واژه ضمیری در توزیع تکمیلی اند، در برخی از اشتقاق های نامفعولی و از جمله در ساخت های ارتقایی، یک گروه اسمی آشکار ظاهراً می تواند در جایگاهی بنشیند که متعلق به پوچ واژه ضمیری پنهان است.
Exploring Iranian EFL Teachers’ Critical Thinking Dispositions and Reflective Teaching(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
To effectively and reflectively impart knowledge to their students, Iranian EFL teachers should cultivate their critical thinking dispositions (CTDs). Therefore, the aim of this mixed-methods study is twofold: Firstly, to explore how CTDs and their role in reflective teaching (RT) are addressed and perceived among EFL teachers, and secondly, to explore the interplay between EFL teachers’ CTDs and RT. To do so, 303 Iranian EFL teachers participated in this study. The data collection instruments were two questionnaires, namely CT dispositions and RT questionnaires, and a semi-structured interview. Upon collecting the data, Pearson correlations and Structural Equation Modeling (SEM) using AMOS 20 were used to analyze the quantitative data. Moreover, the descriptive qualitative content analysis technique was used to analyze the qualitative data. The quantitative findings indicated that the largest statistically significant value, which identified the strength of the relationships between CTDs and RT, was attributed to integrity. This value showed that the integrity explains 13 percent of the variance in RT scores based on Regression Weights for RT and CTDs. The second significant variable was perseverance, which explained six percent of the variance in RT scores. Courage and humility variables also explain one percent of the variance in RT scores. Moreover, the qualitative results indicated that CTDs played a significant role in Iranian EFL teachers’ RT practices. The findings may have implications for the Iranian EFL stakeholders, EFL teachers, and EFL teacher training programs.