فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۵۶۱ تا ۴٬۵۸۰ مورد از کل ۱۱٬۲۰۵ مورد.
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۰
203 - 226
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، در حوزه گسترده زبان شناسی اجتماعی صورت گرفته است تا از زاویه گونه گونگی زبانی و با به کارگیری شیوه ای توصیفی و تحلیلی به بررسی گوشه ای از رفتار زبانی یکی از قشرهای برجسته جامعه ایرانی، یعنی استادهای دانشگاه، بپردازد. تمرکز این مقاله، از میانِ متغیرهای زبانی ممکن، بر مرحله های نگارش چکیده های مقاله هاییاست که از جامعه گفتمانی مقاله نویس ها استخراج شده است. داده های پژوهش مشتمل بر 60 چکیده از مقاله های چاپ شده مستخرج از طرح های پژوهشی است که در فاصله سال های 1375 تا 1393 به وسیله اعضاء هیئت علمی دانشکده های علوم انسانی و علوم پایه/پزشکیِ دانشگاه آزاد اسلامی به نگارش درآمده اند. به منظور مشخص نمودن نوع مرحله ها و فراوانیِ آن ها در چکیده مقاله ها از مدل دادلی-ایوانز (Dudley-Evans, 1989) استفاده شده است. یافته های پژوهش،نشان می دهد که بیشترین گونه گونگی در چکیده های مورد بررسی مربوط به زیرمرحله های دوم و سوم از مرحله ششم بوده و تفاوت معناداری در دیگر مرحله های چکیده های مورد اشاره وجود ندارد.
Definitional Clarifications in the Introductions of PhD theses: A Genre-Based Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
PhD thesis introductions help student writers to discuss the significance of their study and establish how their study relates to and draws on previous research. The present study used a genre-based approach to examine one subsection in introductions of applied linguistics PhD theses. To that end, Iranian PhD thesis introductions were textually analysed. A researcher-made questionnaire, grounded on the responses from a semi-structured interview, was administered to Iranian applied linguists and PhD students to seek their opinions regarding how the subsection should be written. Frequency counts and statistical tests were used to analyse the data using SPSS (version 22). Results of genre analysis showed varying lengths, non-alphabetic ordering of the terms, and frequent uses of indirect quotations to organise the subsection. Results of textual analysis also revealed significant overlap between the terms in introductions and keywords in abstracts. The terms primarily derived from research questions. Results of questionnaire response analyses showed no statistically significant differences between the attitudes of applied linguists and PhD students. Implications of the study for PhD introduction thesis writing are discussed.
تأثیر گفتمان فرهنگی سیاسی غالب بر شبکه نشر ادبیات داستانی: موردپژوهی نتایج تأثیر گفتمان اصلاحات بر شبکه نشر رمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حوزه نشر رمان همواره با تغییرات ناشی از تحولات اجتماعی همراه بوده است. مقاله حاضر در پی تحلیل تغییرات بازار نشر رمان بر مبنای تغییرات در ساختارهای سیاسی و اجتماعی اواسط دهه 1370 است. بازه زمانی مدنظر سال های 1376 و 1377 شمسی، همزمان با روی کارآمدن دولت اصلاحات است. با توجه به ماهیت میان رشته ای این پژوهش، از دو چارچوب نظری «نظام های چندگانه» ایوِن-زُهَر و «ساختمندی» گیدنز استفاده شده است. برای بررسی تغییرات حوزه نشر رمان در دو بعد تألیف و ترجمه از تحلیل شبکه استفاده شده است. همچنین برای درک عوامل ساختاری و عاملیتی مؤثر بر تغییرات نشر رمان در این دوره با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ناشران، سعی شده است تغییرات این دوره بررسی شود. نتایج پژوهش نشان می دهد که ساختار نشر رمان در این دو سال، دچار تغییرات کمّی و کیفی زیادی شده است که در این میان تأثیر ساختاری سیاسی و به تبع آن وضعیت در حوزه اجتماعی باعث تقویت یا محدودسازی قدرت کنشگری ناشران و مؤلفان/مترجمان شده است.
رویکرد نظریه بهینگی به «دوگان سازی ناقص پیشوندی» در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«دوگان سازی» یکی از فرایندهای زایا در حوزه صرف است که در زبان فارسی مشتمل بر دوگونه کامل و ناقص است. در گونه ناقص آن، که به دو دسته پیشوندی و پسوندی قابل دسته بندی است، بخش «وند» نه تنها هویت مستقل آوایی ندارد، بلکه فاقد معناست. همچنین وند مفاهیمی مانند شدت، تأکید و یا مقوله سازی را به معنای پایه می افزاید. از آن جائی که این وند، تکرار بخشی از پایه است، آن را «وند مکرر» می نامند. هدف مقاله حاضر، نیز بررسی «دوگان سازی ناقص پیشوندی» در چارچوب گونه معیار نظریه بهینگی مشهور به «نظریه تناظر» است. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا می توان در چارچوب نظریه موردِ اشاره دوگان های ناقص پیشوندی در زبان فارسی را تبیین کرد یا خیر؟ برای پاسخ گویی، ابتدا با بهره گیری از روش کتابخانه ای و استفاده از منبع هایی مانند فرهنگ فشرده سخن (Anvari, 2003) و پژوهش های مرتبط، 71 نمونه از دوگان های اشاره شده گرد آوری گردید. سپس، با توجه به تعریف ها و بررسی های انجام گرفته در این حوزه، داده ها به سه گروه تقسیم شدند. در ادامه، با معرفی چارچوب نظری، به وسیله ارائه تابلوهای بهینگی در مورد نمونه هایی از هر گروه صورت تحلیل شدند. در پایان، یافته ها نشان دهنده آن بود که هر یک از نمونه ها در قالب اولویت بندی مشخصی از محدودیت ها قابل توصیف است.
Exploring Phrasal Complexity Features in Graduate Students’ Data Commentaries and Research Articles(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study aimed at exploring phrasal complexity features in data commentaries produced by graduate students and in research articles written by expert writers. To this end, 25 empirical RAs in the field of Applied Linguistics and 158 data commentaries generated by graduate students of English Language Teaching were comparatively examined. The results revealed that students approximated expert writers in terms of producing two linguistic features (i.e., N+N structures and nominalizations). However, they differed significantly from expert writers in generating four linguistic elements (i.e., attributive adjectives, appositive structures, of -genitives, and PPs as noun post-modifiers). The results also revealed that expert writers’ texts comprise varied presence of exceedingly complex patterns of pre-modification, triple/quadruple/quintuple (pre)modification, a hybrid of novel appositive structures, and multiword hyphenated adjectives. Conversely, graduate students’ language could be characterized by less variety, single/dual (pre)modification, a far less extensive range of noun-participle compounds functioning as nominal pre-modifiers, linguistically limited complex modifications, and minimally multifarious patterns of use associated with N+N formulations. Overall, the findings can give fresh insights into the needs of the L2 student writers in developing an academic text.
Perceptual Learning Styles Preferences: A Comparison between Language Learners in Second and Foreign Language Settings(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of the present research is to investigate the perceptual learning style preferences of 131 learners who studied Persian as a second language (from 17 nationalities) in Iran and 97 learners of Persian as a foreign Language in 28 other countries, taking into account predominant perceptual learning style preferences and demographic variables including age, gender, etc. for the first time. The Perceptual Learning Style Preference Questionnaire (PLSPQ) was administered. The descriptive statistics of the learning styles preferences showed that tactile, kinesthetic and auditory are respectively the first three learning style preferences among the learners of Persian as a second language, while the other learners of Persian as a foreign language preferred kinesthetic, tactile and auditory learning styles. The data analysis showed that there were no significant differences between the style scores of the two groups. Also, the findings revealed a significant difference in preference between foreign and second language learners of Persian using group styles. Foreign Persian language learners exhibited a high preference for the group learning style. In addition, the correlation was significant between geographic region (to be or not to be Asian) and different learning styles.
The Combined Effects of Pre-task and Careful Online Planning on EFL Learners' Written Discourse
حوزههای تخصصی:
The present study aimed at examining the combined effects of pre-task and online planning time on complexity, accuracy, and fluency in narrative-based texts produced by Iranian intermediate EFL learners. Overall, the implemented studies in this regard point to the facilitative impacts for both pre-task and careful online planning on complexity, accuracy, and fluency with some recorded trade-off effects. Using a between-groups design, sixty homogeneous participants were randomly assigned to four performance conditions: no planning (NP), careful online planning (OLP), pre-task planning (PTP), and both pre-task and careful online planning (POLP). The findings revealed that pre-task and careful online planning don’t have any significant effects on the level of complexity. The results also suggested that whereas the provision of abundant online planning time increases the accuracy level, the opportunity to plan prior to performance leads them to generate more fluent written discourse. In addition, compared with the NP condition, pre-task in tandem with careful online planning time enable the participants to produce more accurate, and fluent written discourse that lend support to the Dual-Mode system and Limited Attentional Capacity Model. The findings are of pedagogical significance in that they speak of the efficacy of planning as an important metacognitive learning strategy capable of helping teachers achieve the desirable pedagogical objective of enhanced complexity, accuracy, and fluency of learners’ task-based production. Theoretically, the results underscore the effectiveness of planning time in helping language learners overcome the limitation of their attentional capacity and direct them towards aspects of form and meaning.
خطاهای آوایی در یادگیری زبان فرانسه: خوشه های دو-همخوانی [pʀ] و [tʀ](مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای زبانی دوره دهم آذر و دی ۱۳۹۸ شماره ۵ (پیاپی ۵۳)
183-207
حوزههای تخصصی:
خوشه های دو همخوانی که ترکیبی از /R/ و همخوانی دیگر است؛ از جمله ویژگی های آوایی زبان فرانسه هستند. در فرایند یادگیری زبان فرانسه، زبان آموزان همواره در مراحل اولیه و گاهی تا سال ها بعد در تولید آوایی درست خوشه های دو همخوانی دچار مشکل هستند. با وجود اینکه در زبان مادری فراگیران فارسی زبان ساختار هجایی CC در جایگاه پایانی واژه وجود دارد؛ اما در آغازه حضور ندارد. در این پژوهش، با به کارگیری آواشناسی فیزیکی، ساختار فیزیکی خوشه های دو همخوانی [pR] و [tR] در چند واژه ، هدف بررسی شد . با فرض بر اینکه، زبان آموزان به ویژه در مراحل اولیه یادگیری در باز تولید خوشه دو همخوانی در آغازه نسبت به پایانه واژه های هدف، در زبان فرانسه دچار خطای آوایی می شوند. تولیدات آوایی 6 نفر از دانشجویان ترم اول کارشناسی زبان و ادبیات فرانسه دانشگاه اصفهان، با در نظر گرفتن سازه اول، دوم و سوم و همچنین، میزان انرژی بسامد ها، مطالعه و خطایابی آوایی شدند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده های به دست آمده، بیانگر این نکته است که میزان خطای زبان آموزان مورد مطالعه در باز تولید خوشه های همخوانی [pR] و [tR] در آغازه و پایانه با میزان نشان دار بودن خوشه های دو همخوانی، رابطه معنا داری دارد و خوشه دو همخوانی نشان دار در آغازه و پایانه واژه های هدف، خطای آوایی ایجاد می کند.
طراحی و اعتبار بخشی آزمون استاندارد زبان فارسی (بر پایه چهار مهارت زبانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، طراحی آزمون مهارت (بسندگی) زبان فارسی بر پایه چهار مهارت زبانی درک شنیداری، درک خوانداری، صحبت کردن و نگارش است. فرضیه این پژوهش بر این اصل استوار است که این آزمون به لحاظ تجزیه و تحلیل آزمون سازی دارای پایایی و روایی لازم ، دارای سودمندی لازم ، قابل اجرا و کاربردی است و در نهایت منطبق با معیارهای استاندارد شده، طراحی شده است. جامعه آماری این پژوهش، فارسی آموزان مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) بودند و 130 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند که این زبان آموزان حداقل 4 ماه و حداکثر 12 ماه در این مرکز مشغول یادگیری زبان فارسی بوده اند. به منظور استاندارد سازی آزمون، پرسش های آزمون به صورت پیش آزمون در آزمون های پایان ترم بهار 94 و تابستان 94 مرکز آموزش زبان فارسی دانشگاه بین المللی امام خمینی (ره) استفاده و بعد از آسیب شناسی پرسش ها و تجزیه و تحلیل، برای این آزمون انتخاب شده است. پرسش های آزمون پس از اجرا تحلیل شدند و پایایی و روایی آزمون، دو مشخصه مهم آزمون استاندارد، اندازه گیری شدند. پس از بررسی آزمون طراحی شده، نتایج آماری نشان دهنده این موضوع بوده اند که این آزمون، ضریب دشواری و ضریب تمیز بهینه ای دارد و دارای پایایی و روایی قابل قبولی نیز است و پیش بینی می شود که این آزمون سودمند و دارای کاربردی نیز است.
The Impact of Pre-Speaking Activities on Iranian Intermediate EFL Learners’ Oral Performance
حوزههای تخصصی:
This study aimed to investigate the impact of pre-speaking activities on Iranian intermediate English as a Foreign Language (EFL) learners’ oral performance. The study followed a quasi-experimental design in which subjects of the study were non-randomly selected. Oxford Placement Test (OPT) was used to select 100 intermediate EFL learners as the main sample. Then they were divided randomly into two experimental and control groups. Prior to the treatment, participants of both groups were given a pre-test of speaking to ensure their speaking ability. After a treatment of pre-speaking activities to members of the experimental group, a post-test of speaking was administered to seek the effect of it. A t-test was run to examine the difference between the mean scores of each group in post-tests. It was found that there was a statistically significant difference between the experimental and the control group. That is, the experimental group outperformed the control group in oral performance.
تحلیل انتقادی استعاره عشق در ترانه های فارسی: رهیافتی پیکره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۰
73 - 98
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحلیلِ گفتمانِ استعاره مفهومیِ عشق، بر پایه رویکرد پیکره ایِ تحلیلِ انتقادیِ استعاره (Charteris-Black, 2004) در ترانه های فارسی، با مضامین عاشقانه و اجتماعی می پردازد. بر این مبنا، این مقاله می کوشد تا دریابد استعاره های مفهومی عشق در گفتمان ترانه های عاشقانه و اجتماعی چگونه طبقه بندی می شوند و مفهوم سازی استعاری عشق در گفتمان های عاشقانه و اجتماعی نیز چه تفاوت هایی با یکدیگر دارند. حجمِ نمونه، مشتمل بر 150 ترانه است (75 ترانه در هر ژانر) که با روش های پیکره ای و رایانه ای، از پیکره ترانه های فارسی معاصر -که شامل 1000 ترانه (177377 واژه) است، (Amiri, 2016) انتخاب شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در ۲۱۹ مورد کاربرد استعاری عشق، استعاره های هستی شناختی (۱۱۹ مورد)، ساختاری (۹۸ مورد) و جهتی (۲ مورد) به ترتیب بیشترین تا کمترین رخ داد را داشته اند. همچنین دو کلید مفهومیِ عشق وحدت است و عشق نیرو است شناسایی گردیدند. میزان رخ داد انواع استعاره های مفهومی عشق، در ترانه های عاشقانه در کلید استعاری عشق وحدت است، در تمامی موارد بیشتر از ترانه های اجتماعی به دست آمد. در کلید مفهومیِ عشق نیرو است، رخ داد استعاره های مفهومی [عشق انگیزه / عذاب / درمانگر است] در ترانه های اجتماعی بیشتر از ترانه های عاشقانه بود. یافته های به دست آمده از آزمونِ آماری یومان ویتنی بر داده های پژوهش، نشان داد که تفاوت رخ داد استعاره های عشقِ سوزاننده، انگیزه و سفر گیاه است و نیز کلید استعاریِ عشق وحدت است، در دو گفتمان در سطح P
چارچوب های نحویِ و کارکردهای کلامی تقابل واژگانی در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۳۰
149 - 177
حوزههای تخصصی:
در انگاره نظری جونز (Jones, 2002)، کارکردهای کلامی گوناگونی برای تقابل واژگانی در نظر گرفته شده و پژوهش در زبان های مختلف و از جمله زبان فارسی نمایان گر آن است که با وجود برخی تفاوت ها، بیشترِ زبان ها در پیاده سازی الگوهای کلامی تقابل از الگوهای کم و بیش مشابهی بهره می گیرند. پیکره پژوهش، مشتمل بر 4000 جمله فارسی است که جفت واژه های متقابل دارند. این جمله ها از متن های نوشتاری، گفتاری و همچنین متن های موجود در فضای مجازی استخراج شده اند. یافته ها نشان می دهد که کارکرد کلامی هم پایه، بیشترین سهم را در میان کارکردهای کلامی دارد و کارکردهای کلامیِ منفی ساز، انتقالی، اصطلاحی، کمکی و تفضیلی در جایگاه های بعدی قرار دارند. همچنین مشخص شد که میان برخی چارچوب های نحوی و کارکردهای کلامی نوعی ارتباط معنی دار وجود دارد، برای نمونه، چارچوب نحوی X و Y در الگوی کلامی هم پایه از بسامد بسیار بالایی برخودار است. از سوی دیگر، مشخص شد که میان ماهیت معنایی برخی جفت واژه ها با بسامد آن ها در برخی ژانرها ارتباط وجود دارد. برای مثال، در پیکره مطالعه حاضر مشاهده شد که جفت واژه متقابلِ «واقعی-مجازی» صرفاً در متون مجازی به کار رفته است. این گونه یافته ها، به پژوهشگران زبان شناسی پیکره ای، کمک می کنند تا بتوانند با تکیه بر برخی جفت واژه های متقابل، ژانر پیکره های مختلف را پیش بینی کنند.
ترجمه زبان مخفی در رمان های خاطرات یک بچه چلمن و دنیای معرکه تام گیتس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زبان مخفی، زبانی غیر رسمی است که در بین گروه های مختلف اجتماعی رواج یافته و به حوزه ادبیات نیز وارد شده است. با توجه به محدودیت های زبانی و فرهنگی مترجم در ترجمه زبان مخفی، پژوهش حاضر به بررسی ترجمه این گونه زبانی در دو رمان کودک و نوجوان خاطرات یک بچه چلمن ودنیای معرکه تام گیتس می پردازد. همچنین این مقاله بر آن است تا علاوه بر بیان انواع زبان مخفی و راهکارهای ترجمه آن، میزان موفقیت مترجم ها را بررسی کند. داده های پژوهش کیفی-توصیفی حاضر با استفاده از نظریه پارتریج (Partridge, 1971) درباره انواع زبان مخفی ونظریه بیکر درباره راهکارهای ترجمه این گونه زبانی گرد آوری شدند. پس از بررسی مشخص شد که در رمان اول سه گونه زبان مخفی مدرسه ای و دانشگاهی، اجتماعی و کارگری و در رمان دوم گونه های زبان مخفی اجتماعی، مدرسه ای و دانشگاهی و هنری وجود دارد. به منظور ترجمه آن ها در رمان اولاز هشت راهکار و در رمان دوم از شش راهکار استفاده شده است. در رمان اول ترجمه به واژه های عام تر و در رمان دوم جایگزینی فرهنگی و استفاده از واژه های نامرتبط بیشترین کاربرد را داشتند. مترجم رمان اول با کاربرد بیشتر راهکار ترجمه به واژه های عام تر به دلیل بیان روشن معنا با واژه های معمول، مانع از انتقال معنای واژه های مخفی و ایجاد تأثیر یکسان در زبان مقصد شده است. این امر میزان موفقیت مترجم را در انتقال زبان مخفی کاهش داده است. این در حالی است که مترجم رمان دوم با کاربرد فراوان راهکار جایگزینی فرهنگی و یافتن معادل مناسب برای واژه های مخفی در فرهنگ زبان مقصد موفق به ایجاد تأثیر مشابه در زبان مقصد شده است.
Non-native English Speaking Teachers’ Pragmatic Criteria in the Holistic and Analytic Rating of the Agreement Speech Act Productions of Iranian EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Pragmatic rating is considered one of the novel and crucial aspects of second language education which has not been maneuvered upon in the literature. To address this gap, the current study aimed to inspect the matches and mismatches, to explore rating variations, and to assess the rater consistency between the holistic and analytic rating methods of the speech act of agreement in L2 by non-native English teachers. In this regard, 12 discourse completion tests (DCTs) for agreement accompanied by EFL learners’ responses to each situation were rated by 50 non-native English teachers. Initially, they were asked to rate it holistically, and the content analysis of raters’ comments revealed twelve agreement criteria. Grammatical structure was the prominent criterion which suggested that the raters were predominantly concerned with pragmalinguistics. In particular, the results of descriptive statistics demonstrated that there was a degree of divergence in the frequency of the criteria applied. Additionally, the teachers were asked to rate the pragmatic outputs analytically which showed that the raters were more consistent in the analytic phase. Finally, the findings indicated that there was a convergence between the two rating methods. The results of the present study implicated the necessity of rater training with regard to the rubric-based pragmatic rating. This study offers crucial pedagogical implications for syllabus designers, materials developers, language testers, and some suggestions for further research studies.
مقایسه ساخت واژه های مشتق پربسامد در زبان فارسی ازمنظر صرف واژه بنیاد و صرف تکواژ بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دو نگرش مطرح به ساختواژه همواره مورد توجه پژوهشگران حوزه صرف زبان بوده است؛ رویکرد تکواژبنیاد که مورد نظر پژوهشگرانی چون سلکرک (1982) و لیبر (1992) بوده و رویکرد واژه بنیاد که مورد نظر پژوهشگرانی همچون آرونف (1976) و باکنر (1993) بوده است. از دیدگاه آرونف یک واژه جدید با اعمال قاعده به یک واژه موجود منفرد ساخته می شود و درنتیجه، واژه جدید و واژه ای که قبلاً وجود داشته است از اعضای طبقه واژگانی اصلی است. اما در رویکردِ تکواژبنیاد، تکواژها نقشی اساسی در شکل گیریِ واژه ها دارند. ساخت واژه در رویکرد تکواژبنیاد روی محور هم نشینی و در رویکرد واژه بنیاد روی محور جانشینی صورت می گیرد. هدف اصلیِ پژوهشِ حاضر، بررسی ساختار واژه های پربسامدِ مشتق در زبان فارسی براساس نظریه واژه بنیادِ آرونف (1976) و تکواژبنیادِ لیبر (1992) بوده است. بدین منظور، 1000 واژه نخست از واژه های پربسامدِ مشتقِ زبانِ فارسی از پایگاه داده های زبان فارسی استخراج شد و سپس ساختِ هر واژه، براساس هر دو رویکرد مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد 78/0درصد از واژه ها تنها با رویکرد واژه بنیاد، 67/0 درصد تنها با رویکرد تکواژبنیاد و 55/98 درصد از واژه های مشتق زبان فارسی با هر دو رویکرد سازگار است.
The Role of Social Goals in Iranian Undergraduate Students' Cognitive, Emotional, and Behavioral Engagement(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۸ , N. ۱ , ۲۰۱۹
115 - 138
حوزههای تخصصی:
Learning in every context is influenced by the social factors such as the people with whom the learners are communicating in that specific learning environment. As the role that social factors can potentially play in the process of education seems not to have been explored comprehensively in the field of English language teaching, in general, and in the Iranian educational context, in particular, the purpose of the present study was to investigate the impact of both social goals and achievement goals on emotional, behavioral, and cognitive engagement, in an academic context. The participants of the study consisted of 302 undergraduate students (88 females, 206 males, 8 unspecified), majoring in English literature at two state universities and two private universities in Iran. The data were collected through one questionnaire consisting of items relating to different types of social goals and various types of engagement. Confirmatory Factor Analysis (CFA) and Regression Analysis were conducted to analyze the data. The results of CFA confirmed the validity of such goals in our context. Also, regression analysis showed that mastery goals, social status goals, and social concern goals predicted variance in different facets of engagement.
تحلیل منظومه ی غنایی شوق نامه بر اساس تنها نسخه موجود آن
منبع:
رخسار زبان سال سوم بهار ۱۳۹۸ شماره ۸
۷۶-۵۷
حوزههای تخصصی:
تحلیل ساختار روایی دو داستان «در ظهور آهوها» و«کپرهای جن زده» بهرام حیدری بر اساس نظریه ی ژرار ژنت
منبع:
رخسار زبان سال سوم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۹
۴۵-۲۳
حوزههای تخصصی:
بررسی متون توصیه ای در گفتمان پزشکی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۸ شماره ۳۲
127 - 158
حوزههای تخصصی:
توصیه های پزشکی فارسی، به عنوان یکی از حوزه های گفتمان غیرروایی، تاکنون مورد توجه پژوهشگران قرار نگرفته اند. از این رو، پژوهش حاضر به بررسی و مقایسه کاربرد ابزارهای «پیش فرض»، «تقویت» و «تضعیف»توصیه با درنظر گرفتن شدت نسبی این ابزارها در کتاب های نسخه نویسی پزشکی فارسی و مجله های برخط پزشکی فارسی می پردازد. به این منظور از الگوی لوینسون (Levinsohn, 2015) در بررسی متون غیرروایی بهره گرفته شده است. داده های پژوهش، از 100 متن کتاب های نسخه نویسی پزشکی فارسی و 100 متن مجله های برخط پزشکی فارسی گردآوری و گزینش شدند. همچنین نرم افزار آماری اس. پی. اس. اس برای تحلیل داده ها به کار برده شد. بر پایه یافته های پژوهش، نتایجی به دست آمد. نخست اینکه، «دستورالعمل های بدون فعل» و «صورت های امری» از ابزارهای پیش فرض بودند. همچنین «باید» و «بهتر است» به ترتیب در میان صورت های «تقویت» و «تضعیف» توصیه در کتاب های نسخه نویسی پزشکی فارسی و مجلات برخط پزشکی فارسی به شمار می آیند. دوم اینکه، با توجه به توزیع ابزارهای «پیش فرض»، صورت های «تقویت» و «تضعیف» توصیه در دو پیکره پژوهش تفاوت معناداری مشاهده گردید. در نهایت، عواملی مانند «برتری دانش پزشک»، «نوع متون توصیه» و «جایگاه توصیه ها در متن» بر انتخاب نوع توصیه ها در متون پزشکی فارسی تاثیرگذار است.
سیر تغییرات ساخت های سببی صرفی و نحوی در فارسی نو؛ پژوهشی پیکره بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر برای نخستین بار، ساخت های سببی صرفی و نحوی زبان فارسی نو را براساس رده شناسی دیکسون (2012) بررسی پیکره بنیاد کرده است ؛ ازآنجاکه تاکنون پژوهشی که در گذر زمان و براساس پیکره، به این ساخت ها توجّه کرده باشد، صورت نگرفته است، برآن شدیم تا در نوشتار پیش رو، درزمانی ساخت های سببی زبان فارسی نو را بررسی کنیم. برای این منظور، سی کتاب و از هر کتاب به طور تقریبی ده هزار واژه از قرون چهارم تا هفتم و همچنین دو قرن اخیر انتخاب شد؛ سپس ساخت های سببی صرفی و نحوی آن ها استخراج و براساس چارچوب یادشده، ازنظر صوری تحلیل شده و قرن های مختلف نیز ازنظر نوع فعل سببی و بسامد وقوع با یکدیگر مقایسه شده اند. پیکر ه این پژوهش شامل 772 ساخت سببی صرفی و نحوی بوده است. نتایج تحلیل پیکره نشان داد که کاربرد سازوکار نحوی محدود به قرن های اخیر است و در قرون اوّلیه، نمونه ای از این نوع ساخت یافت نشد. این مسئله با سیر تغییر زبان فارسی از زبانی ترکیبی به زبانی تحلیلی هم سو است. نتیجه دیگر پژوهش آن است که کاربرد ساخت هایسببی از ابتدای فارسی نو به بعد کمابیش با سیر نزولی همراه بوده است به طوری که در قرن سیزدهم به کمترین میزان خود می رسد و سپس دوباره در قرن اخیر، افزایش می یابد؛ همچنین نتایج تحلیل داده ها نشان می دهد کهبرخلاف ساخت های سببی نحوی که با افزایش بسامد روبه رو بوده اند، از شمار سببی های صرفی کاسته شده است؛ به طوری که در فارسی نو متأخّر فعل هایی نظیر میراندن، آگاهاندن، شنواندن، گنداندن، فسراندن، پزاندن، بُراندن و فراموشاندن که در قرون اوّلیه کاربرد داشته اند، کنار گذاشته شده اند.