مطالب مرتبط با کلیدواژه

استعاره عشق


۱.

تحلیل انتقادی استعاره عشق در ترانه های فارسی: رهیافتی پیکره ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استعاره عشق ترانه های فارسی تحلیل انتقادی تحلیل پیکره ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹۹ تعداد دانلود : ۷۴۴
پژوهش حاضر به تحلیلِ گفتمانِ استعاره مفهومیِ عشق، بر پایه رویکرد پیکره ایِ تحلیلِ انتقادیِ استعاره (Charteris-Black, 2004) در ترانه های فارسی، با مضامین عاشقانه و اجتماعی می پردازد. بر این مبنا، این مقاله می کوشد تا دریابد استعاره های مفهومی عشق در گفتمان ترانه های عاشقانه و اجتماعی چگونه طبقه بندی می شوند و مفهوم سازی استعاری عشق در گفتمان های عاشقانه و اجتماعی نیز چه تفاوت هایی با یکدیگر دارند. حجمِ نمونه، مشتمل بر 150 ترانه است (75 ترانه در هر ژانر) که با روش های پیکره ای و رایانه ای، از پیکره ترانه های فارسی معاصر -که شامل 1000 ترانه (177377 واژه) است، (Amiri, 2016) انتخاب شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در ۲۱۹ مورد کاربرد استعاری عشق، استعاره های هستی شناختی (۱۱۹ مورد)، ساختاری (۹۸ مورد) و جهتی (۲ مورد) به ترتیب بیشترین تا کمترین رخ داد را داشته اند. همچنین دو کلید مفهومیِ عشق وحدت است و عشق نیرو است شناسایی گردیدند. میزان رخ داد انواع استعاره های مفهومی عشق، در ترانه های عاشقانه در کلید استعاری عشق وحدت است، در تمامی موارد بیشتر از ترانه های اجتماعی به دست آمد. در کلید مفهومیِ عشق نیرو است، رخ داد استعاره های مفهومی [عشق انگیزه / عذاب / درمانگر است] در ترانه های اجتماعی بیشتر از ترانه های عاشقانه بود. یافته های به دست آمده از آزمونِ آماری یومان ویتنی بر داده های پژوهش، نشان داد که تفاوت رخ داد استعاره های عشقِ سوزاننده، انگیزه و سفر گیاه است و نیز کلید استعاریِ عشق وحدت است، در دو گفتمان در سطح P
۲.

بررسی شناختی استعاره احساسات عشق و غم در اشعار فضولی بغدادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان شناسی شناختی معنی شناسی شناختی استعاره غم استعاره عشق فضولی بغدادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۸ تعداد دانلود : ۳۱۰
پژوهش حاضر با نگاه میان رشته ای ادبیات و علوم شناختی به بررسی مفهوم سازی استعاری احساسات عشق و غم در دیوان اشعار فارسی ملامحمد فضولی بغدادی اختصاص دارد. در مورد ضرورت اتخاذ ماهیت میان رشته ای این پژوهش باید گفت تحلیل فهم متن از جنبه میان رشته ای، بررسی آن را بر اساس اصول علومی مانند زبان شناسی شناختی ممکن می سازد. تحقیق حاضر پژوهشی توصیفی-تحلیلی با رویکرد نظریه استعاره شناختی است. این پژوهش در پی پاسخ به این سؤالات است که کلان الگوهای استعاری فضولی در بیان احساسات عشق و غم در اشعارش کدامند و چه تفاوتی با حوزه های مبدأ استعاری از دید کوچش (2000) در باب حوزه های استعاری احساسات دارند؟ آیا مفهوم سازی استعاری احساسات در اشعار فضولی بغدادی با الگوی مفهوم سازی استعاری جهانی تطابق دارد یا مفهوم سازی احساسات به صورت فرهنگی و خاص است؟ با بررسی تعداد 5814 بیت شعر از دیوان فارسی فضولی مشخص شد 122 عنوان عبارت استعاری احساس غم و 107 عنوان عبارات استعاری در حوزه عشق را شامل می شوند و کلان الگوهای استعاری به ترتیب بسامد مشخص شدند. همچنین مشخص شد که احساسات عشق و غم در اشعار فضولی بغدادی با قلمروهای مبدأ استعاری کوچش (2000) شباهت ها و تفاوت هایی دارند. شباهت قلمروهای استعاری کوچش و فضولی در مفهوم سازی استعاری احساسات نشان از فرضیه جهانی استعاره های مفهومی است. این شباهت ها ناشی از حالات فیزیولوژیکی و رفتاری احساسات مذکور یا واکنش های ناشی از این احساسات است. تفاوت های قلمروهای مبدأ استعاری مورد نظر کوچش و فضولی هم ناشی از عقاید و باورهای فرهنگی گروه اجتماعی و فرهنگی خاص فضولی بغدادی است.
۳.

نگاشت های استعاری عشق در مثنوی غنایی همای و همایون خواجوی کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات غنایی استعاره مفهومی استعاره عشق خواجوی کرمانی همای و همایون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۴
استعاره مفهومی از نظریّه های زبان شناسی شناختی است و زبان شناسانی مانند جورج لیکاف و مارک جانسون استعاره را پدیده ای فقط زبانی نمی دانند، بلکه برای آن ماهیّتی ادراکی و مفهومی قائل هستند. عشق و ملزومات آن از مفاهیمی است که در مطالعات ادبی همواره از جنبه های گوناگون بررسی شده است. خواجوی کرمانی (689 تا 750) از شاعران ادب فارسی در سده هشتم هجری- قمری است که مثنوی عاشقانه همای و همایون را با ساختاری روایی به نظم درآورده است. جستار حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی نگاشت های استعاری عشق را در مثنوی همای و همایون بررسی کرده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد، ادبیات غنایی به عنوان بخشی از افکار و اعمال انسان ها رویکرد استعاری دارد. عشق نیز به عنوان بخشی از ادبیات غنایی در قالب نگاشت های مختلفی از جمله استعاره های هستومند، ملموس و محسوس شده است که آتش، می، گلستان، دریا و گیاه نمودهای شاخص نگاشت های استعاری هستومند در مثنوی همای و همایون خواجوی کرمانی هستند. افزون براین، نوع نگاشت های استعاری در این مثنوی، بیانگر آن است که شیوه بیانی خواجو در مجسم ساختن اندیشه های غنایی، تکراری است و تا حدود فراوانی بازگویی افکار و اندیشه های پیشینیان است.