واژه تحقیق در لغت به معنای رسیدگی کردن، بررسی، بازجویی (فرهنگ قریب)، وارسی واقعیت (فرهنگ نفیسی)، راست و درست کردن، به حقیقت امری رسیدگی کردن و بازجویی کردن (فرهنگ عمید و لغت نامه دهخدا) است. تعریف تحقیق، به عنوان یک فرایند پژوهشی، شکل خاصی از دانش آکادمیک است (به نقل از دلاور، 1374: 23). دست یابی به هدف های علم یا شناخت علمی میسر نخواهد بود، مگر زمانی که با روش شناسی درست صورت پذیرد. روش شناسی را می توان از چند دیدگاه مطمح نظر قرار داد: از دیدگاهی، روش شناسی مطالعه منتظم و منطقی اصولی است که تفحص علمی را راهبری می کند. از این دیدگاه، روش شناسی شاخه ای از منطق و یا حتّی فلسفه است. دیدگاه دیگر، روش شناسی را شاخه ای از علم می داند (ساروخانی، ۱۳۷۷: ۲۲). روش های پژوهش، ابزارها و شیوه هایی برای انجام پژوهش هستند. پژوهش، اصطلاحی است که آزادانه برای هر نوع از تحقیق استفاده می شود تا حقایق جدید یا جالب را کشف کند. مانند تمام فعالیت ها، دقتی که در انجام هر پژوهش انجام می گیرد، در کیفیت نتایج بازتاب خواهد داشت (ولیمن[1]، 2011: 1). در همه علوم، و ازجمله زبان شناسی، لازم است بدانیم چه ابزارهای مناسبی برای این حوزه وجود دارد و چگونه از آنها استفاده کنیم تا به بهترین نتیجه منجر شود. اولین گام، در هر حوزه ای، انتخاب روش پژوهش مناسب برای آن حوزه است. پل الدرسون[2]در این باره می گوید: «مشکلی را ندیده ام، هرچند پیچیده، که اگر از راه درست به آن نگاه کنید، باز هم پیچیده باشد». در هرکدام از زمینه های مختلف زبان شناسی، کتاب های روش شناسیِ متعددی به زبان انگلیسی وجود دارد، اما کتاب هایی که به بررسیِ روش پژوهش در تمام، یا دست کم بیشترِ، حوزه های زبان شناسی بپردازد، چندان فراوان نیست. دو کتابِ روش های پژوهش در زبان شناسی (رِی[3] و بلومر[4]، ۲۰۰۶) و (پودسوا[5] و شارما[6]، ۲۰۱3) از آن جمله اند.
این پژوهش به بررسی مفهوم سببی سازی در انگاره زبانشناسی شناختی (به طور خاص دستور شناختی) می پردازد. مفهوم سببیسازی نقش مهمی در شکل دهی تجربیات انسان ایفاء می نماید، به گونه ای که می توان آن را عضو جدایی ناپذیر شناخت بشر قلمداد نمود و یا بنابر اظهار لیکاف مفهومی دانست که در اندیشه هر انسانی وجود دارد. این مقاله از سویی مفهوم سببیت در زبان فارسی را در قالب دستورشناختی بررسی می کند و از دیگر سوی به بررسی میزان تعامل و ارتباط تحلیل شناختی سببیت با تبیین صورتگرایان می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد سببی سازی جزء جهانیهای ذهن انسان بوده و غالباً در دستور تمامی زبانها متجلی می شود. قائل شدن به مفهوم سببی سازی به عنوان نظامی جهانی ـ شناختی ویژگیهای مشترک فراوانی در میان زبانها نشان می دهد. آنچه که در رویکرد شناختی بیش از هرچیز خودنمایی می کند طریقه تفکر، تجربیات، نگرشها، هنجارهای فرهنگی و اجتماعی و در حقیقت شناخت بشر از محیط پیرامونش است که برداشتهای متفاوتی را از رویدادی واحد سبب می-شود. همین مهم سببی سازی را همان طور که دیوید لی ادعا می کند وابسته به فرایند انطباق در زبان می داند. دیگر اینکه اصولاً تحلیل شناختیون در بررسی سببی ها مکمل تبیین صورتگرایان است و نیز درک و تحلیل سببی ها حاصل عوامل معنایی و عملکردهای کلی ذهن بشر است. به واقع رویکرد شناختی از آنجا که موقعیت های جهان خارج را بدون توسل به ویژگی های عینی و تعریف شده آنها تعبیر و تفسیر می کند راه حلی نسبتاً ساده به مشکلاتی همچون ناکارآمدی های دستور حالت ارائه می دهد.
در زبان فارسی ، قاعده تضعیف ، همخوان سایشی /v/ را به ناسوده {w} تبدیل می کند . این فرآیند ، زمانی اتفاق می افتد که همخوان /v/ در پایانه هجا بعد از وا که /a/ قرار گیرد . همچنین فرآیند مذکور ، خود درون داد قاعده دیگری واقع می شود که وا که /a/ را به وا که {o} تبدیل می کند . برای مثال ، ستاک «رو» /rav/ در فعل می روم /mi-rav-am/ تغییر نمی کند ، اما در وجه امری «برو» {bo-row} قاعده ضعیف به کار رفته است . .....
داستان لنتس (Lenz) اثر گئورگ بوشنر (Georg Büchner) ترسیم گوشه ای از زندگی نویسنده بزرگ دوره توفان و طغیان آلمان یاکوب میشاییل راینهلد لنتس (1792- 1751) است که بر اثر تنهایی و افسردگی روحی از محیط خانوادگی و اجتماعی خود می گریزد و پس از قطع رابطه با گوته و طرد شدن از شهر وایمار، برای نجات خویش به کشیش اُبرلین (Oberlin) پناه می آورد. بوشنر اثر لنتس را زمانی نوشت که روشنفکران زیادی به دلیل معضلات اجتماعی که معلول نظام خودکامه نجبا بود منزوی، منفعل و دچار افسردگی شدید روحی بودند. بررسی دقیق زندگی قهرمان داستان، نمایانگرآثار ویرانگر این افسردگی روحی فردی و خمودی اجتماعی است که نتیجه آن جنون و خودکشی افرادی همچون لنتس بود. بنابراین این اثر نوشته ای است انتقادی از اوضاع نابسامان اجتماعی و سیاسی دوران حیات لنتس و خود نویسنده در عصر بیدر مایر (Biedermeier) که درآن توده مردم مایوس و جامعه خمود و بی روح بود. هدف بوشنر از نوشتن این اثر، نشان دادن سرنوشت غمبار یک فرد نبود، بلکه فرد در اینجا به عنوان نماینده جامعه ای بحران زده است که راه نجاتی نمی یابد. بنابراین بوشنر به دلیل تشابهات زیاد بین دو دوران تاریخی، در حقیقت سرنوشت خویش و مشکلات نیمه اول قرن نوزدهم میلادی را در این اثر مطرح می سازد
" هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی اثر بافت بر درک و یادآوری جملات انتزاعی و غیرانتزاعی در رابطه با رمزگذاری دوگانه و بافت آمادگی بوده است. بدین منظور، به یکصدوچهل دانشجوی رشته مترجمی دانشگاه آزاد اسلامی شیراز آزمون تعیین سطح آکسفورد داده شد. سپس دو گروه همگن، هر کدام متشکل از 30 دانشجو، انتخاب شدند. یک گروه متون غیرمنسجم انتزاعی و غیرانتزاعی را دریافت کرد و گروه دیگر متون منسجم انتزاعی و غیرانتزاعی را. متون منسجم به صورت پاراگراف بود ولی متون غیر منسجم جملات در هم ریخته ای را شامل می شد که تشکیل پاراگراف نمی دادند. شرکت کنندگان متون را می خواندند و آنچه را به یاد می آوردند در پاسخنامه که دو کلمه اول هر جمله را ارایه می نمودند می نوشتند. پاسخ ها براساس واحدهای معنایی نمره گذاری شد و به هر واحد معنایی یک نمره اختصاص داده شد. نتایج با استفاده از آزمون تی بررسی شد و معلوم شد بین جملات انتزاعی و غیر انتزاعی تفاوت معنادار وجود دارد. اما بافت تاثیری روی متون انتزاعی نداشت، یعنی شرکت کنندگان در خواندن و یادآوری متون انتزاعی منسجم و غیرمنسجم یکسان عمل کردند. در مورد متون غیرانتزاعی، بافت تاثیر منفی داشت، بدان معنی که دانشجویان در مورد متون غیرمنسجم غیرانتزاعی بهتر از متون منسجم غیرانتزاعی عمل کردند.
"
مقاله حاضر، نحوه پردازش واژه ها را در ذهن با ارائه یک مدل دسترسی واژگانی نشان می دهد. این مدل دسترسی بر پایه یک شبکه معنایی پیوندی مفهوم بنیاد استوار شده و مکانیسم دسترسی در آن به شیوه پردازشی فعال سازی تعاملی است. در تایید این مدل از آزمونهای تداعی معنایی و تصمیم گیری واژگانی استفاده شده است. یافته های تحقیق به کمک برخی عوامل موثر بر فرآیند دسترسی از قبیل بسامد، درخشندگی معنایی، تکرار درخشندگی و اثر وضعیت واژگانی، عملکرد این مدل را در رفع ابهام واژگانی در مورد واژه های هم نویسه تبیین می کند.
تئاتر روایی (Episches Theater) برشت نقد تماشاگر را از شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی حاکم برجهان می طلبد و او را به چالش با نظام حاکم و تعمق در باره چگونگی تغییر آن فرا می خواند. برشت با استفاده از فن بیگانه سازی، در پی آن است تا با ایجاد فاصله میان تماشاگر، موضوع و شخصیت های نمایشنامه، از همزاد پنداری تماشاگر جلوگیری و این انگیزه را در وی ایجاد کند که با تفکرات منتقدانه خود در زمینه تغییرات اجتماعی و سیاسی، اقدامات اساسی به عمل آورد. یکی از مهمترین آثار برشت که در خدمت تئاتر روایی قرار گرفته اند، نمایشنامه زندگی گالیله است. برشت در این نمایشنامه از منابع تاریخی برای بررسی یکی از مشکلات جامعه مدرن بهره گرفته و به نمایشنامه خود جلوه درامی تاریخی در خدمت تئاتر روایی بخشیده است و با کمک امکانات مختلف تآتر روایی، تماشاگران را در برابر این واقعیت قرار می دهد که علم در صورتی در خدمت اهداف انسانی قرار می گیرد که مسئولیت اجتماعی و سیاسی نیز بپذیرد. از نمایشنامه زندگی گالیله سه طرح وجود دارد و در طرح های دوم و سوم همسو با جریانات سیاسی روز تغییراتی اعمال شده اند. در حالی که شخصیت گالیله در طرح اولیه این نمایشنامه تحت تاثیر پیشرفت علمی در خدمت اهداف انسانی قرار دارد، در طرح های بعدی در این خوش بینی، نظر به اختراع بمب اتمی و سلاح های مخرب خلل ایجاد شده است.
تصاویر شعری، از عناصر اصلی شعر است و یکی از معیار های مهم نقد شعر نزد ناقدان ایرانی و عرب در همه دوره ها به شمار میرود. در دوره معاصر، توجه به این جنبه از زیباییشناختی شعر از سوی ناقدان دو زبان مورد بحث، بیشتر شد؛ تا جایی که برخی ناقدان برجسته فارسی و عربی، آثاری مستقل را در این حوزه، تألیف کردند. کمال ابو دیب و دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی، از جمله این ناقدان هستند که در آثار ارزنده خود، دیدگاه هایی جدید و روشن را در حوزه صور خیال، طرح کرده اند.
بررسی آثار ابو دیب درباره صور خیال شعری، بیانگر نگاه کلی ناقد به این پدیده زیبایی شناختی است و پژوهش او در واقع، کاوشی در ساختار زبانی اثر ادبی، به شمار می رود. این ناقد بر دیدگاه عبد القاهر جرجانی- که تصاویر شعری را از عناصر اصلی، بلکه زنده و پویا در خلق اثر هنری می داند- صحه گذاشته و تأکید کرده است. وی هماهنگی میان سطح معنایی و روان شناختی را از عوامل پویایی و غنای صور شعری، به شمار آورده و آن را از دستاورد های عبد القاهر جرجانی دانسته است و با تکیه بر دستاورد های جرجانی در این شکل از نقد کوشیده است تا غنای میراث ادبی خود را در این حوزه، اثبات کند.
اندیشه های شفیعی در کتاب صور خیال در شعر فارسی، ژرف اندیشی و نگاه نافذ او را به این جنبه از نقد شعر نشان می دهد. وی صور خیال را مجموعه ای از تصور های بیانی و مجازی دانسته و روش او در این حوزه از نقد،بر عکس شیوه ابو دیب، جزئی و تفصیلی است. این ناقد همچون ابو دیب، روش تطبیقی را انتخاب کرده و پس از شرح مسائل نظری در این حوزه، آنها را با نمونه های شعری، تطبیق داده است.
نگاهی انتقادی همراه با بیان اندیشه های نقد جدید درباره تصاویر شعری و تألیف کتاب مستقل در این حوزه، ما را بر آن داشت تا به بررسی و مقایسه دیدگاههای این دو ناقد در حوزه تصاویر شعری بپردازیم.
معنی شناسی قالب بنیاد نخستین بار از سوی چارلز فیلمور و پس از طرح مفهوم «قالب» از سوی او (1977الف، 1977ب، 1985، 1987) به مثابه نگرشی در چهارچوب معنی شناسی شناختی مطرح شد. فیلمور در این رویکرد واژگانی، اصطلاح «قالب» را به مثابه شیوه ای برای تحلیل های معنایی زبان طبیعی به کار می برد. نگارنده نوشته حاضر با استفاده از نمونه های متعددی از زبان فارسی معیار به ارزیابی میزان کارایی این نظریه در زبان فارسی می پردازد تا جامعیت آن را به کمک زبانی معلوم کند که مورد بحث و بررسی فیلمور نبوده است. نتیجه این ارزیابی نشان می دهد که فیلمور در طرح این نظریه اش برخلاف ادعای اصلی معنی شناسان شناختی به دنبال صوری سازی رفته است؛ آن هم به گونه ای که نه تنها در بسیاری از موارد، اغلب افعال زبان فارسی در قالب های فیلمور پیش بینی نشده اند، بلکه در موارد متعددی قالب ها در هم تلفیق می شوند. عدم کارایی مطلوب این نظریه، دست کم در مورد زبان فارسی، ناشی از نادیده گرفتن این واقعیت است که وقتی ما چیزی را در جهان خارج می بینیم، آن را با توجه به اینکه به چه شکل «درک»ا ش کرده ایم، وارد زبان می کنیم. نوع درک ما از صحنه های پیرامونمان، تعیین کننده نوع جملاتی است که به زبان می آوریم. اینکه ما صرفاً با توجه به چند عنصر موجود در یک صحنه بخواهیم به قالب مشخصی قائل شویم و به تبیین معنایی بپردازیم، چندان مطلوب و صحیح به نظر نمی رسد.
فرهنگ نگاری ریشه در تمدن بشری دارد . ایرانیان ، آشوریان و چینیها دارای سنت فرهنگ نویسی بوده اند . خاستگاه این سنت به حفظ زبان از بیم زوال باز می گردد . اما در میان ملت عرب علاوه بر این ، رویکردی دینی یافته است . پیشینه فرهنگ نگاری در میان این ملت به نگارش رساله های کوچکی باز می گردد که بیشتر از باب آفرینش انسان ، گیاهان و درختان بوده است . روش بنیانگذاران این سنت بیشتر شفاهی و به بادیه رفتن بود و به تدریج روشمند و به جهتی دو مکتب معناگرا و لفظ گرا و حتی بنا به شیوه و شخصیت صاحبان آن به مکتب خلیل ، مکتب ابوعبید ، مکتب جوهری و مکتب برمکی تقسیم شد .
تحلیل گفتمان انتقادی مفاهیمی همچون قدرت و ایدئولوژی را در تحلیل وارد می کند و با به کارگیری ساختارهای گفتمان مدار، بین ایدئولوژی و نحوه بیان آن ارتباط برقرار می کند. مسئلة اصلی این تحقیق یافتن شیوه های متفاوت بازنمایی کارگزاران اجتماعی مختلف در روایت «میان دیروز و فردا» اثر ابراهیم گلستان (1384) است. هدف این پژوهش کشف رابطة بین دیدگاه های فکری-اجتماعی (ایدئولوژیک) با ساختارهای گفتمان مدار در روایت مذکور است؛ بنابراین سعی کرده ایم با تحلیل کیفی گفتمان و به کارگیری مؤلفه های جامعه شناختی- معنایی ارائه شده توسط ون لیوون (1996) و انطباق آن ها با برش داستانی موردنظر، بین پیام نهفته در متن که بر پایه ایدئولوژی خاصی سامان یافته است و نحوه بیان آن ارتباط برقرار کنیم و توجیه لازم برای شکل گیری پیام نهفته در متن را ارائه دهیم. حاصل پژوهش نشان می دهد مؤلف به منظور تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب و شرایط سیاسی- اجتماعی پیرامون متن و دیدگاه های فکری- اجتماعی وی کارگزاران اجتماعی مختلف را به شیوه های متفاوتی بازنمایی کرده است.
در دهه های اخیر، «مجاز» بهعنوان مهمترین منبع غنی سازی قاموس واژگان زبان، توجه زبان شناسان روس را به خود جلب کرده است. زبان های روسی و فارسی تصاویر کم و بیش متفاوتی از حرکت را به دست می دهند، در عین حال وجوه مشترکی دارند که با توجه به تعلق آنان به دو خانواده زبانی مختلف، جالب به نظر می رسد. کارکرد فعل حرکتی در گروه واژه های پایدار فعلی- اسمی به علت کارایی گسترده در همهً سبک های زبان قابل بررسی است. از میان دستورنویسان فارسی، خسرو فرشیدورد این دسته از ترکیب واژه ها را تحت عنوان «افعال مرکب»، «ترکیبات فعلی» یا «گروه های فعلی ترجمه ای» بررسی کرده است. تکیـهً اصلی مقالهً حاضر، بررسی مقایسه ای نقش فعل حرکتی udmu-xodumb در معنای مجازی و در قالب ترکیب واژه های پایدار است.
در حال حاضر،درس زبان انگلیسی برای اهداف ویژه (ESP) در دانشگاههای کشور ما-اعم از دانشگاههای دولتی و آزاد- در بسیاری موارد توسط مدرس متخصص در همان رشته تدریس میشود و نه معلم زبان.این در حالی است که بسیاری از زبانشناسان کاربردی اظهار میدارند که بهطور کلی آموزش زبان انگلیسی-عمومی و تخصصی-را میتوان«زبان را برای اهداف ویژه» (ESP) نامید زیرا هدف نهایی،ارتقاء تواناییهای زبانی است و نه افزایش اطلاعات تخصصی(آلن دیویس 1990).به عبارت دیگر هدف نهایی در کلاسهای انگلیسی برای اهداف ویژه آموزش زبان انگلیسی از طریق متون تخصصی و نیمه تخصصی میباشد تا موجب تسهیل در فهم مطلب شود و از سوی دیگر انگیزه لازم جهت استمرار مطالعه زبان در فراگیر ایجاد گردد.بدین جهت یکی از دلایل رجحان معلم زبان به معلم تخصصی درس،آشنایی وی به مسایل زبانشاسی و تأثیر آن بر آموزش و همچنین تسلط به روشهای تدریس و آگاهی از نظریههای تدریس زبان است.
نکته دیگر این که لغات تخصصی موجود در متن علمی درصد بسیار کمی را به خود اختصاص میدهند که به دلیل تکرار زیاد خودبهخود از بار معناییشان در متن کاسته میشود.و نتیجه آنکه این لغات تخصصی تأثیر منفی در روند آموزش زبان ایجاد نمیکنند. هدف از این مقاله بررسی بافتی و ساختاری متون انگلیسی عمومی و تخصصی و تعیین شباهتها و تفاوتهای میان آنها نیست بلکه هدف کلی دستیابی به یک قضاوت علمی است که چه کسی شایستگی تدریس انگلیسی برای اهداف ویژه را دارد:«معلم تخصصی درس یا معلم زبان؟»
مطالعه حاضر تاثیر ایدئولوژی جنسیتی مترجم را بر دو ترجمه فارسی از رمان بلندیهای بادگیر اثر امیلی برونته بررسی می کند. نتایج به دست آمده نشان می دهد که با وجود تشابه بسیار زیاد این دو متن در رعایت برخی اصول ترجمه، در ترجمه قسمتهایی از رمان که جهت گیری جنسیتی وجود دارد، در هر دو ترجمه ایدئولوژی جنسیتی مترجم نقش کلیدی بازی می کند. به طوریکه می توان گفت هر دو مترجم (زن و مرد) تحت تاثیر این عامل متن مبدا را تفسیر کرده و آن را به زبان مقصد (فارسی) ترجمه کرده اند.
این مقاله به بررسی روش و اهداف ربطی انواع جملات ساده در زبان های روسی و تاجیکی می پردازد. نمونه ها از کتاب معروف «کلیله و دمنه» برگرفته شده که یکی از بهترین آثار ادبیات فارسی و تاجیکی است، مطالعه این اثر ایده ای از زبان، فرهنگ و خصوصیات آن در سده ششم تاریخ مسلمانان را مشخص می کند. تجزیه و تحلیل جملات تاجیکی و روسی طرح های متنوعی از جملات ساده (خبری، پرسشی و امری) را نشان می دهد. در زبان روسی و تاجیکی در ساخت جملات خبری، پرسشی و امری هم لحن و هم نوع ربط، نقش بسزایی بازی می کند. چگونگی سیستم ادای کلمات و لحن در زبان های مورد مطالعه بعضاً متفاوت است. شیوه بیان جملات منفی در این زبان ها دارای تفاوت هایی است. زبان روسی در مقایسه با زبان تاجیکی برای بیان انگیزه فرصت های متنوع تری دارد.
زبان فارسی اگرچه ریشه دوهزار و پانصدساله در فارس دارد، نوع مسلمانی آن، که به ما رسیده، از خراسان برخاست و، در طول چندین قرن، رفته رفته به غرب و مرکز و جنوب فلات ایران سرایت کرد و شهرنشینان آن نواحی لهجه های محلی خود را، به سود فارسی دری، رها کردند. پیش از آن، از آذربایجان تا همدان تا اصفهان لهجه هایی خویشاوند بازمانده از زبان مادی رواج داشت که وسیله سرودن اشعار معروف به فهلویات است. در این گفتار، از روی آثار بازمانده از زبان قدیم شهر اصفهان و گویش های زنده در پیرامون شهر، مطرح می شود که فارسی در مقام زبان گفتار از چه زمانی در شهر ریشه گرفت و چگونه زبان مادی را تا دورترین بلوکات اطراف اصفهان به عقب نشینی واداشت.