"حضور سه مضمون خشونت? انتقام و جادوگری در داستان های کوتاه فرانسوا دو روسه که در مجموع تحت عنوان داستان های به یاد ماندنی و تراژیک عصر ما? در قرن هفدهم منتشر شد، نشانه ایست از علاقه نویسندگان و خوانندگان این دوره از تاریخ فرانسه و اروپا به بررسی ویژگی های این مضامین که در ادبیات قرن هفدهم و به ویژه ادبیات باروک، خودنمایی می کند بسیاری از آثار باروک نمایانگر نه تنها مضمون دگردیسی در ادبیات و هنر این دوره اند بلکه نشان از حضور بوطیقای خشونت? از زیباشناسی انتقام و از نمایش پی در پی نیروهای شوم و نماینده شیطان? دارند ظاهرا ترس از این نیروها و وحشت از صدمه ای که ممکن بود از جانب آنها به نظام اجتماعی? سیاسی و مذهبی وارد گردد باعث می شد که رمان نویسان و حتی نقاشان? مکرر به این مضامین اشاره کنند ولی چرا تا به این حد نویسندگان و هنرمندان قرن هفدهم و هیجدهم شیفته به تصویر کشیدن این مضامین در ادبیات بودند و چرا این مضامین در قرن های بعد از جمله در عصر ما نیز برای برخی از هنرمندان جذاب به نظر می رسد؟ این مقاله سعی دارد پاسخ گوی بخشی از این چراها باشد.
یکی از عوامل مهم در جذب مخاطب برای برنامه ها، عناوین برنامه هاست، زیرا مخاطب نخست در معرض عنوان برنامه قرار می گیرد. عوامل زیادی در انتخاب عنوان مناسب برای برنامه ها دخالت دارند که این عوامل را می تو[1]ان از نظر علم زبان شناسی شناسایی و طبقه بندی کرد. دور(Dor) (2003) عنصر بینامتنیت را مهمترین عنصر مناسب بودن معنا می داند و ایفانتیدو (Ifantidou)(2008) عنصر برجسته سازی را مهمترین عامل ساخت عنوان مناسب می داند. با بررسی عناوین برنامه های نمایشی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران در بازة زمانی شش ماهه، مشهود است که برنامه سازان ایرانی بیشتر توجه خود را معطوف به عنصر برجسته سازی می کنند و توجه چندانی به بینامتنیت عنوان انتخابی ندارند.
"آنچه معمولا به عنوان ""ادبیات فارسی"" شناخته می شود همان است که بعد از فتح ایران به دست اعراب در این سرزمین متداول شده است. همین ادب فارسی بعد از اسلام است که به انگلیسی ترجمه شده، و با معمول شدن در ادبیات انگلیسی برخی از ادیبان برجسته آن را به شدت تحت تاثیر قرار داده است. گرچه بیان مجدد تمام محسنات شعری اشعار فارسی در ترجمه انگلیسی امکان پذیر نیست اما انعکاس افکار و عقاید ادب فارسی در ادبیات انگلیسی نشانگر این حقیقت است که دانشمندان انگلیسی بسیاری عمیقا تحت تاثیر سروده های غزل سرایان نامی ایران به ویژه سعدی و حافظ شیرازی قرار گرفته اند.
مقاله حاضر تلاشی است در جهت تبیین موقعیت ترجمه شعر فارسی در ادبیات انگلیسی، و نیز بیان اینکه چگونه و چرا برخی از شرق شناسان نام آور بریتانیا، مانند سر ویلیام جونز و همکاران و پیروان وی، سعی کردند وسایل آشنایی با زبان و فرهنگ فارسی را برای کارکنان کمپانی هند شرقی فراهم کنند.
"
"ترجمه به عنوان یک موضوع مورد بحث در تدریس و یادگیری همیشه مطرح بوده است. اصطلاحات بخش جدانشدنی از زبان را تشکیل می دهند و ترجمه مناسب آنها امری بسیار ظریف بوده که نه تنها به ذوق و استعداد بلکه به داشتن اطلاعات نظری نیازمند است. مسئله مورد نظر ما در این تحقیق این است که آیا دانشجویان گروه انگلیسی از اصول و روشهای مناسب در ترجمه اصطلاحات استفاده می نمایند یا خیر. در این رابطه ابتد مبانی نظری اصطلاحات که می تواند، راهنمای مترجم باشد و نیز روشهای ترجمه که نشانگر امکانات مختلف در ترجمه اصطلاحات است, بررسی گردیده سپس دو گروه از دانشجویان که یک گروه دروس ترجمه را نگذرانده و گروه دیگر این دروس را گذرانده و با مبانی و روش های ترجمه آشنائی کافی داشتند، مقایسه شده اند. سی جمله حاوی اصطلاحات متداول در زبان انگلیسی جهت ترجمه از انگلیسی به زبان فارسی در اختیار دو گروه از دانشجویان قرار گرفت. بررسی ترجمه ها نشان داد که تعداد زیادی از دانشجویان معنی اصطلاحات انگلیسی را نمی دانستند. دانشجویانی که اصطلاح را از غیر اصطلاح تمیز داده بودند نیز در عمل از اصول نظری مربوط به ترجمه اصطلاحات پیروی ننموده بودند. مقایسه دو گروه نشان داد که عملکرد دانشجویان بعد از گذراندن دروس ترجمه برتر از گروهی بود که این دروس را نگذرانده بودند؛ اما هنوز هم فاصله زیادی بین ترجمه مناسب و مطابق با اهداف ترجمه اصطلاحات به صورتی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته و ترجمه دانشجویان، وجود دارد. نتایج این تحقیق می تواند در تدریس ترجمه اصطلاحات مورد استفاده قرار گیرد.
"
بشر از دیرباز در جست و جوی درک فرآیندهای ذهنی در استدلال، تصمیم گیری، یادگیری و سایر فعالیت های ذهنی بوده است؛ اما مطالعة علمی ذهن انسان از چند دهة قبل با پیدایش علوم شناختی آغاز شد. برخی علوم نیز برای به روزمانی و دستیابی به دستاوردهای جدید، به علوم شناختی گرایش پیدا کردند و پسوند شناختی در بسیاری از این علوم به کار رفت. آموزش زبان نیز به عنوان یک علم میان رشته ای باید از دستاوردهای علوم شناختی برای متحول و به روز شدن بیشتر بهره مند شود و درعمل از آن ها استفاده کند. پیوند مستقیم میان آموزش زبان و علوم شناختی اندکی مشکل به نظر می آید؛ به همین دلیل، به علومی مثل روان شناسی شناختی، زبان شناسی شناختی و علوم اعصاب شناختی نیاز است تا تعامل و تلفیق آموزش زبان و علوم شناختی ممکن شود. هدف این مقاله، طرح و بررسی مبانی نظری آموزش زبان با رویکرد شناختی با استفاده از علوم اعصاب شناختی و ارائة مبنایی برای انجام تحقیق میدانی در این زمینه است. در این پژوهش، درپی یافتن پاسخ برای دو پرسش هستیم؛ اینکه تا چه اندازه می توانیم علوم اعصاب شناختی را در آموزش زبان به کار بریم و رویکرد یاددهی یادگیری سازگار با مغز چه کاربردی در آموزش زبان دارد. براساس این پژوهش، علوم اعصاب شناختی که عملکردهای شناختی را با توجه به عملکرد و ساختار مغز مطالعه می کنند، مبنای نظری مناسبی برای آموزش زبان با رویکرد شناختی به شمار می روند و رویکردهای آن ها در آموزش زبان بسیار کاربرد دارد؛ مانند اصول یاددهی یادگیری سازگار با مغز که دانستن و کاربرد آن ها در فرآیند یاددهی و یادگیری زبان خارجی بسیار مفید و راهگشا است.
In this research, different English translations of Sa‘di’s Bustan were studied. An anecdote was selected randomly with its three English translations to identify whether or not the translators have managed to convey the messages of the original poem. The three selected translations were examined according to two of the criteria that Larson (1984) has proposed (accuracy and naturalness) for testing a translation. By accuracy, the researcher intended to see whether, the translators have been successful in rendering the SL text accurately and precisely without radical changes, omission and addition; and by naturalness, it was meant whether the translations sound natural or they contain strange and foreign words. The results of the study show that Edwards has been successful in understanding the main idea of the original poem and conveying it into prose. Clarke’s translation is word-for-word and being literal, the natural criterion has been breached in some instances. Wickens’s has attempted to transfer the exact meaning of the original to the target text. Among the three translations studied, that of Wickens is considered to be the most accurate one.
به رغم مطالعات بسیاری که با هدف توصیف مسائل زبان شناختی زبان های ایرانی انجام گرفته اند، مسائل معنی شناختی و مردم شناختی این زبان ها تا حدی مورد غفلت بوده است. این مسأله به ویژه در مورد زبان ها و گویش های غرب کشور مصداق پیدا می کند. مطالعه حاضر در پی آن است تا با بهره گیری از مفاهیم نظری موجود در معنی شناسی و انسان شناسی، به ویژه آرای مورداک، واژگان خویشاوندی و مفاهیم مرتبط با آن را در زبان هورامی، گونه ای که در شهر پاوه بدان تکلم می شود، مورد بررسی قرار دهد. در نتیجه این پژوهش تعداد 63 واژه خویشاوندی هورامی، شامل 27 واژه نسبی، 18 واژه سببی، 9 واژه ناتنی و 9 واژه خویشاوندی جمعی، استخراج شده و بر اساس معیارهای مورداک و ارزشهای چندگانه هر کدام طبقه بندی شدند.
یکی از کاربردهای کسره اضافه که طبق جستجو های نگارنده تاکنون به آن پرداخته نشده است، چسبیدن آن به نام کوچک هنگام تلفظ نام و نام خانوادگی است. به رغم این که کسره اضافه به هر اسمی در ساخت های اضافی یا وصفی می چسبد، به هر نام کوچکی افزوده نمی شود. براساس مطالعات قبلی، تکیة اسم بر هجای آخر واقع می شود. بنابراین، این گونه برداشت می شود که چون نام و نام خانوادگی از مقوله اسم اند، تکیه آنها نیز لزوماً بر هجای آخر قرار می گیرد. ولی در این پژوهش به این نتیجه رسیده ایم که تکیه نام و نام خانوادگی در مواردی بر هجای آخر قرار نمی گیرد. الگوی تکیه نام و نام خانوادگی و موارد افزودن و حذف کسره اضافه به نام کوچک به هم مرتبط اند و تابع محدودیت های زبان شناختی و فرازبان شناختی گوناگونی هستند. این موارد یک به یک در این مقاله مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته اند.
??? که در بیشتر متون مربوط به زبان شناسی روسی به «نمود» ترجمه شده است، یکی از ویژگی های دستوری فعل در زبان روسی است. انتخاب اصطلاح «نمود» در زبان فارسی، به عنوان معادل اصطلاح دستوری ??? با استناد به وجود چنین ماهیت دستوری، تحت عنوان aspect، در زبان هایی، همچون انگلیسی و فرانسه است. ??? یا «نمود» ویژگی دستوری غیر تغییر دهنده است که در نتیجه تقابل شکل های صرفی فعلی «نمود کامل» و «نمود غیر کامل» موجودیت می یابد و نحوه «جریان عمل» را به طور عمده از نقطه نظر «حصول نتیجه» یا «عدم حصول نتیجه»، «استمرار» یا «عدم استمرار» و برخی مفاهیم دستوری دیگر بیان می کند. ??? از نظر صورت به کمک یک سری ابزارهای صرفی از قبیل، پیشوندها، پسوندها، تبدیل تکواژها، تغییر محل تکیه واژه در درون شکل های صرفی افعال بیان می شود. در زبان روسی، ac?e?یک مقوله کاربردی - معنایی است که همچون ??? می تواند بیانگر «نحوه جریان عمل» باشد، اما از نظر صورت قادر است نه تنها به کمک ابزارهای صرفی، بلکه به واسطه ابزارهای زبانی دیگری، از قبیل واژه های غیر فعلی، ابزارهای نحوی و معنای لغوی بیان شود.
بررسی فرآیند گفتمان مدار شکل گیری انگیزش فراگیران زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی موضوعی پژوهشی نسبتاً نوین است. از این رو، مطالعات اندکی در مورد نقش گفتمان فراگیران زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در شکل گیری انگیزش آنان وجود دارد. مطالعه ی کنونی تلاش کرده است تا فرآیند گفتمان مدار شکل گیری انگیزش دو نفر (یک پسر و یک دختر) از دانشجویان ایرانی در دانشگاه شیراز، ایران، را بررسی کند. دراین مطالعه تحلیل داده ها با استفاده از چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف (۲۰۰۳) نشان داد که انگیزش فراگیران زبان انگلیسی تک بعدی و ثابت نیست بلکه پیچیده، چند بعدی و متغیر است که به طور گفتمان مدار در تعامل دایمی بین فرد و موقعیت اجتماعی شکل می گیرد. همچنین، نتایج نشان داد که فرآیند گفتمان مدار شکل گیری انگیزش مستلرم تعامل همزمان چندین لایه از روابط بین فردی فراگیران، خود ایده آل آنها، و عواملی در موقعیتهای سیاسی، فرهنگی، و اجتماعی پیرامون می باشد.