فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸٬۳۲۱ تا ۸٬۳۴۰ مورد از کل ۱۱٬۳۹۱ مورد.
ریشه شناسی واژه هایی از گویش بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بختیاری از گویش های جنوب غربی ایران است و به همراه دیگر گویش های لری و فارسی، بازمانده فارسی میانه است که خود بازمانده فارسی باستان است. در این مقاله 44 واژه از گویش بختیاری ریشه شناسی شده است. در مورد هر واژه، نخست بر پایه شواهد موجود در خود گویش، ساخت اشتقاقی واژه و دگرگونی های آوایی انجام گرفته بر روی آن توضیح داده شده، سپس بر پایه برابر یا هم ریشه واژه در دیگر گویش ها و زبان های ایرانی و نیز زبان های هندواروپایی، به ریشه شناسی واژه و بازسازی صورت ایرانی باستان و هندواروپایی آغازین آن پرداخته شده است. واژه ها با تلفظ رایجشان در بختیاری گونه کوهرنگ آورده شده اند.
واژه بست های ضمیری در گویش رایجی (آران و بیدگل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جایگاه پی بست های ضمیری در فارسی باستان و میانه تا حدودی ثابت بوده است و آنها در جایگاه واکرناگل، یا جایگاه دوم، یعنی پس از اولین واژه، در جمله ظاهر می شدند. این پی بست ها در اکثر زبان های ایرانی دچار تحول شده و از حیث نقش و جایگاه تغییر کرده اند. در این مقاله توزیع و نقش های مختلف پی بست های ضمیری در گویش رایجی، یا گویش آران و بیدگل، از زبان های ایرانی نو شمال غربی، بررسی شده است و در ضمن مقایسه ای هم با کاربرد این واژه بست ها در برخی دیگر از زبان های ایرانی شده است. این پی بست ها در رایجی در نقش نشانه فاعل متعدی در زمان گذشته، ضمیر ملکی، مفعول مستقیم و غیرمستقیم و متمم حروف اضافه به کار می روند. در رایجی این واژه بست ها دیگر در جایگاه واکرناگل به کار نمی روند و از این حیث با زبان های ایرانی باستان و میانه متفاوت اند. این پی بست ها در اشاره به فاعل منطقی جمله در زمان گذشته به صورت شناور می توانند به سازه های مختلفی قبل از فعل اضافه شوند. این واژه بست ها در نقش های دیگر به هسته خود اضافه می شوند.
از بین بردن فسیل شدگی زبانی توسط بازخورد اصلاحی: آیا این امکان پذیر است؟ (Combating Fossilization through Feedback: Does it Work?)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دراین مطالعه شبه طولی از دو روش خطای معمول و بازخورد اصلاحی جهت بررسی ثبات غلط (فسیل شدگی) میان زبانی استفاده شد. خطاهای نوشتاری در مقالات استدلالی 76 زبان آموز ایرانی در سه سطح زبانی متفاوت با استفاده از مدل ارائه شده توسط گس و سلینکر(1994) شناسایی و طبقه بندی شدند. این خطاها برای باراول با بازخورد ضمنی و برای باردوم با بازخورد صریح تصحیح شدند تا بررسی شود که آیا این دو نوع بازخورد باعث بهبود درنوشتار می شوند، و آیا خطاهائی وجود دارند که در برابر تصحیح مقاومت کنند. نتایج نشان داد که خطاهای مربوط به ""انتخاب کلمه ، جمع، شکل کلمه و حرف تعریف the"" جزوشایع ترین خطاهای این زبان آموزان بودند، که ""انتخاب کلمه"" در صدرفهرست قرار دارد. نتایج همچنین نشان داد که اگرچه هر دو نوع بازخورد می تواند منجر به کاهش خطاها شود، ارائه بازخورد صریح ومستقیم برای فراگیران روشی موثر تر میباشد. با این حال نتایج آزمون تی نشان داد که تاثیر کوتاه مدت بازخورد نمی تواند در طول زمان پایداربماند و این تایید کننده گفته کسانی ازقبیل ترواسکات (2007) است که اثر تصحیح خطا را زیر سوال برده اند. علاوه بر این، یافته ها نشان می دهند که خطاهای مربوط به ""ضمیر، ترتیب کلمات، مجهول و مالکیت"" را احتمالآ می توان جزو خطاهائی برشمرد که فسیل شده اند، زیرا اگر چه برای تمام انواع خطاهای دیگر بازخورد ضمنی توانست مفید باشد، این چهار خطا در برابر تصحیح مقاومت نشان دادند و تنها بازخورد صریح توانست موجب کاهش معنادار آنها شود.
بررسی رابطه آگاهی فرا شناختی و دو بُعد دانش واژگانی (On the Relationship between Metacognitive Awareness and Two Aspects of Vocabulary Knowledge)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این تحقیق رابطه میان سطح آگاهی فراشناختی و دو بُعد دانش واژگانی) توانش مهارتی و بیانی) را در گروههای یادگیری «بیش آگاه» و »«کم آگاه» بررسی می نماید. همچنین عملکرد زبان آموزان را در هر یک از گروه های بیش آگاه و کم آگاه بلحاظ بِعد بیانی واژگان (که در قالب میزان سطح واژگان زبان آموزان عملیاتی گردیده) و ِبعد مهارتی واژگان (که در قالب میزان کاربرد تولیدی واژگان زبان آموزان عملیاتی گردیده) مقایسه می نماید. بدین منظورتعداد 80 نفراز دانشجویان رشته مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه پیام نور اصفهان و دانشگاه شهرکرد از طریق آزمون تعیین سطح آکسفورد انتخاب شدند. سپس از آزمون آگاهی فراشناختی ِشرو برای سنجش سطح آگاهی فراشناختیِ و صریح و از آزمون میزان سطح واژگان نِیشن و آزمون میزان سطح مهارت تولیدی واژگان نیشن و لوِفر جهت سنجش دو بعد دانش بیانی ومهارتی شرکت کنندگان استفاده گردید . نتایج حاصل از بررسی همبستگی، وجود یک ارتباط معنادارِ مثبت میان آگاهی فراشناختی زبان و بعد بیانی واژگان و یک رابطه منفیِ معنادار میان آگاهی فراشناختی و بعد مهارتی واژگان زبان بود. نتایج حاصل از آزمون تی نیز نشان داد که گروه بیش آگاه در بعد دانشِ بیانی واژگان عملکرد بهتری داشتند در حالیکه گروه کم آگاه در بعد مهارتیِ تولید واژگان عملکرد بهتری داشتند. نتایج تحقیق حاضر می تواند ابعاد شناختی- ذهنی یادگیری واژگان زبان را روشنتر سازد.
قابلیت تعمیم پذیری پژوهش های کمّی در رشتة آموزش زبان انگلیسی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی قابلیت تعمیم پذیری یافته های پژوهش های گذشته در رشتة آموزش زبان انگلیسی انجام شده است. بدین منظور، ویژگی های کلّی شرکت کنندگان در پژوهش های کمّی رشتة آموزش زبان انگلیسی طی ده سال گذشته تحلیل شد. بررسیهای اولیه نشان داد با درنظر گرفتن محیطهای آموزشی و سن افراد آزمودنی، افراد شرکتکننده در پژوهش های گذشته را می توان متعلق به یازده گروه دانست. سپس با تعیین سهم هریک از گروه های نام برده در تحقیقات گذشته مشخص شد بیش از 60 درصد از تمام پژوهش های قبلی در محیطهای دانشگاهی و بر روی دانشجویان انجام شده است. در 20 درصد از تحقیقات قبلی فراگیران زبان در مؤسسات خصوصی زبان به عنوان آزمودنی شرکت داشته اند. سهم زبان آموزان دوره های راهنمایی، دبیرستان و پیشدانشگاهی فقط 7 درصد از کل پژوهش های پیشین است. سپس با برشمردن پاره ای از دلایل احتمالی حضور و یا عدم حضور برخی از گروه ها در تحقیقات قبلی، قابلیت تعمیم پذیری نتایج یافتههای پژوهش های پیشین مورد بحث قرار گرفته است.
بررسی تطبیقی چشم دلدار در غزلیات حافظ و ترانه نامه پِترارکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غزل های حافظ و ترانه نامه پترارکا (1304-1374 م)، دست کم در سه ویژگی، زمینه ای مشترک دارند: (الف) از دیدگاه چونی، هر دو اثر اوج شعر غنایی عاشقانه قرون وسطی هستند: یکی در ادب پارسی، دیگری در ادب اروپایی؛ (ب) از دیدگاه ترتیب زمانی، هر دو دیوان در سده هشتم هجری (چهاردهم میلادی) سروده شده اند، و (ج) از دیدگاه چندی، غزل های حافظ به تصحیح دکتر خانلری 4092 بیت (یعنی، نزدیک 8184 مصرع) دارد، و ترانه نامه پترارکا کمی بیشتر از 7784 مصرع. بنابراین، هر دو اثر از نظر زمانی، تعداد برابر مصرع ها، در اوج بودن شعر غنایی قرون وسطی و کم و کیف طولی دوره زندگی دو شاعر قابل سنجش و بررسی است.
توصیف چشم یار یکی از دستمایه های اصلی شعر هر دو سراینده است: پترارکا 263 بار در ترانه نامه و حافظ 216 بار در غزلیات به چشم اشاره می کند. بعلاوه حافظ درباره «نرگس» — استعاره از چشم معشوق— در 44 بیت سخن می گوید. پرسش پژوهش این است: تصویر چشم دلدار در غزلیات حافظ و ترانه نامه پِترارکا چه شباهت ها و چه تفاوت هایی با هم دارند؟ این مقاله از روش تطبیقی برای نشان دادن ویژگی های مشترک و متفاوت تصویر پردازی چشمِ یار در شعر حافظ و پترارکا استفاده می کند.
تحلیل نظام بودشی گفتمان: بررسی موردی داستان داش آکل صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی بر آن است تا با بهره گیری از رویکرد تحلیلیِ نشانه معنا شناسی ادبیات، به بررسی نحوة حضورکنشگران و نوع بودش آن ها در جریان شکل گیری معنا بپردازیم. در این مطالعه، به بررسی داستان «داش آکل» از صادق هدایت خواهیم پرداخت. این داستان، حول محور شخصیت کانونی داش آکل و کنش های او در محیط پیرامونش شکل می گیرد. درواقع، کنشگر درطول داستان دچار بحران هایی می شود که ناگزیر به ترک وضعیت قبلی یا به عبارت دیگر، نفی آن وضعیت برای رسیدن به موقعیتی جدید می گردد. هدف اصلی از نگارش این مقاله، بررسی روند حضور و حرکت کنشگران اصلی داستان داش آکل براساس نظریة نشانه معنا شناسی بودشی است. در این نظریه، کنشگر به دلیل احساس خلأ در زندگی با خروج از دازاین (این بودگی)، وضعیت موجود را نفی می کند و درنتیجه، این نفی به سوی نوعی وضعیت ایجابی پیش می رود. هدف از انجام این پژوهش، بررسی کارکرد بودشی نفی و ایجاب در گفتمان داش آکل با هدف تبیین شرایط تولید معنا و عبور از بحران حضور است. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه نفی و ایجاب به عنوان دو عنصر مهم گفتمانی در شکل گیری فرایند بودشی گفتمان اثرگذار
اصطلاحات مربوط به کاربردِ زبان از دیدگاه بین زبانی (مقاله به زبان انگلیسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بعضی از اصطلاحات کاربردشناسی که خاص زبان انگلیسی محاوره ای هستند، معادل های آن ها در زبان- های دیگر و استفاده ی آن ها در زبان دوم اشاره شده است. در این مقاله خواهیم دید که این اصطلاحات یا به عبارت دیگر بسط دهنده های زبانی (مانند چیزی) با بیان گرهای کلامی تفاوت دارند. این تفاوت در شکل، عملکرد و تقسیم این بسط-دهنده ها در انواع انگلیسی ها و زبان های دیگر نیز مشهود است. در بافت زبان دوم، به این نتیجه می رسیم که فراگیرانِ زبان دوم هم از اصطلاحات کاربردی کمتر و هم از محدوده کمتری از اصطلاحات قابل تصور استفاده می کنند. به علاوه، فراگیران زبان دوم از اصطلاحاتی که بیشتر با زبان نوشتار و مکالمه رسمی مرتبط است (مانندand so on ) مانند معادل- های رسمی ترجمه شده از زبان اول که در انگلیسی استفاده نمی شوند (مانند and, and, and)، یا در بافت های محدودی استفاده می شوند (مانند or so) بیشتر استفاده کرده و اغلب درک نمی کنند که بعضی از این اصطلاحات ممکن است بار منفی داشته باشند (مانند and blah, blah, blah). در این مقاله، همچنین به بحث در مورد امکان ایجاد آگاهی کاربردشناسانه ی بهتر در میان فراگیران زبان دوم با تمرکز بین زبانی واضح بر شکل و عملکرد اصطلاحات مربوط به کاربردِ زبان نیز پرداخته شده است.
به سمت تعریفی از ""میزانِ مطلبِ یاد گرفته شده"" در آموزش زبان دوم (مقاله به زبان انگلیسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میزانِ مطلبِ یاد گرفته شده مفهومی است که همیشه محققان زبان دوم را مجذوب خود کرده زیرا که پنجره ای بر دو سطح مهم میانی دریافت و یادگیری باز می کند. فهم بهتر از این سطح میانی به ما کمک می کند تا بین دریافتی که صرفا برای اهداف اساسی (برای مثال: ارتباطی) مورد استفاده قرار می گیرد و دریافتی که برای فراگیری استفاده می شود تفاوت قائل شویم. در این مطالعه قسمت های متفاوتی که در آن میزانِ مطلبِ یاد گرفته شده مشخص می شود مورد بررسی قرار می- گیرد، تعاریف موجود از میزانِ مطلبِ یاد گرفته شده تحلیل شده و تعریف جامع تری از آن پیشنهاد می شود.
فراگیری زبان و فرهنگ زبانی در جهانِ در حال تغییر (مقاله به زبان انگلیسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای برقراری ارتباطی مؤثرتر،فراگیران زبان دوم باید هم در زبان وهم درفرهنگ زبان مقصد پیشرفت کنند. آگاهی داشتن از چهارچوب های اجتماعی- فرهنگی بدان معنا نیست که در نتیجه تدریس، زبان آموزان باید مانند ""بومیان"" باشند. بلکه آگاهی از قوانین فرهنگی زبان دوم به فراگیران اجازه می دهد که آگاهانه تصمیم بگیرند که چه گونه به یک کاربر زبانِ توانا و هوشیار تبدیل شوند. در این مقاله به رویکردها و تکنیک های عملی تدریس فرهنگ در کلاس همراه با تدریس مهارت های اصلی زبان اشاره خواهد شد. شایان ذکر است که این مقاله یک بازنگری مختصر از راه کارها و برنامه های تدریس و یادگیری بین فرهنگی می باشد و منابع دیگری از شیوه های تدریس در حال حاضر در دسترس است.
ویژگی های ساخت واژی، معنایی و نحوی حروف اضافه مرکب در زبان های فارسی و روسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعریف حروف اضافه مرکب، تعداد و حد و مرز آنها یکی از موضوع هایی است که در زبان فارسی و بین دستور نویسان و زبان شناسان سنتی و معاصر، بر سر آن اختلاف نظر وجود دارد. این موضوع به ساختار زبان فارسی و نیز ساختار ویژه خود حروف اضافه مرکب بر می گردد. از ترکیب برخی حروف اضافه مرکب فارسی می توان حروف اضافه ساده را بدون تغییر در معنای آن حذف کرد و برخی دیگر را می توان به کل، با یک حرف اضافه ساده و دارای همان معنا، در متن جای گزین کرد. پایه اصلی حروف اضافه مرکب فارسی، اسم است و این حروف، به ندرت از حرف و صفت تشکیل می شوند؛ گاه نیز دو حرف اضافه ساده، یک حرف اضافه مرکب را تشکیل می دهند. در زبان روسی، حروف اضافه ترکیبی از اسم، قید و فعل مشتق می شوند و ویژگی تصریفی این زبان، باعث می شود از یک سو، متمم در پی حالت های دستوری، از حروف اضافه تأثیر پذیرد و از سوی دیگر، گاه حروف اضافه سه کلمه ای در این زبان پدید آید. در این مقاله کوشیده ایم تا ضمن بیان نظر ها و تعریف های دستور نویسان درباره حروف اضافه مرکب، ویژگی های ساختاری، معنا شناختی و نحوی آنها را بررسی کنیم و در زبان های روسی و فارسی، برای مقاصد آموزشی، این حروف را با یکدیگر مقایسه کنیم. بدین منظور، از راه های تشخیص حروف اضافه مرکب از ترکیبات مشابه آنها هم سخن گفته ایم.
تحلیل فرایند های واجی فعل در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، با تحلیل فرایند های واجی ستاک گذشته در زبان فارسی بر حسب میزان پیچیدگی و تعداد قاعده هایی که برای تبدیل به ستاک گذشته، بر ستاک حال آنها انجام می شود، این فعل ها را به انواع تک قاعده ای، دو قاعده ای، سه قاعده ای و چهار قاعده ای تقسیم کرده ایم. در هر یک از این دسته ها، یک قاعده، از نوع ساخت واژی ستاک گذشته و بقیه، قاعده های آوایی هستند. پژوهش حاضر، بیانگر آن است که علاوه بر عناصر واج شناختی مانند محدودیت واجی، محدودیت واج آرایی در خوشه پایانی و محدودیت خوشه و هسته هجا، عنصر ساخت واژی نیز در شکل گیری ستاک گذشته، مؤثر است. این پژوهش، تعامل دو حوزه واج شناسی و ساخت واژه را نشان می دهد.
در این جستار، نشان داده ایم که ستاک گذشته نشان دار، با افزودن عامل ماضی ساز- که به صورت tنمود می یابد- به دست می آید. با فرض کردن tبه جای Dدر این پژوهش، در مواردی که ستاک حال به همخوان بی واک ختم می شود، از اِعمال قاعده های بیشتر، جلو گیری کرده ایم. فرض جلو گیری از اِعمال قاعده بیشتر، دارای توجیه اقتصادی است.
این مقاله نشان می دهد که تقسیم فعل های فارسی به دو دسته بی قاعده و با قاعده، نامعقول است، تشکیل ستاک فعلی در همه فعل های فارسی، نظام مند و دارای قاعده است و تفاوت این فعل ها در تعداد و نوع قواعدی است که بر آنها اعمال می شود.
بررسی شرایط تولید و دریافت معنا در ارتباط گفتمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مسئله که چه عواملی در شکل گیری و انتقال معنا نقش دارند و چگونه زبان مى تواند چهار چوب محدود خود را پشت سر گذارد و سبب تولید معنا هایی جدید و غیر منتظره شود، همواره پرسشی تازه است. نمی توان معنا را امری از پیش تعیین شده و ثابت دانست؛ زیرا شکل گیری معنا تابع جریانی زنده، فعال، باز و سیال است؛ به همین دلیل، هر گاه از معنا سخن گفته می شود، باید به فرایند معنا سازی توجه کرد. در واقع، معنا در چرخة تعامل، بر اساس موقعیت و طی فرایندی تحقق می یابد که در آن، شرکای گفتمانی (گفته پرداز و مخاطب) به طور فعال دخالت دارند. در این مقاله، در پی پاسخ این پرسشیم که تولید و دریافت معنا در ارتباط گفتمانی، تابع چه کارکرد هایی است.
هدف از نگارش این مقاله، علاوه بر پاسخ به پرسش بالا، بررسی این نکته مهم است که معنا فقط تولید نمی شود؛ بلکه دریافت و تفسیر نیز می شود و بر اساس همین دریافت و تفسیر، کنش ها و واکنش های معنایی، در ارتباط و تعامل با یکدیگر، به تولید معنا هایی جدید و کیفی منجر می شوند.
رویکردی به مبحث معنای معنا
حوزههای تخصصی:
بررسی و نقد کتاب دستور زبان فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب دستور زبان فرانسه حاصل ترجمه و تدوین محققی است که توانسته اثری در حد یک مرجع آموزشی، برای کسانی که با زبان فرانسه آشنایی دارند، پدید آورد. مترجمِ مؤلف، که وقوف کامل به موضوع دارد، ترتیبِ موزونی از فصول تحقیق خویش را ترسیم و، در طول بررسی هریک از آن ها، جملات فرانسه را با ترجمه های دقیق همراه کرده و اصطلاحات خاص آن ها را نیز به درستی ارائه داده است. در تمامی موارد، سعی بر این بوده که با جملات ساده منظور را بیان کند. از جمله کوشش های او، تأکید بر تلفظ الفبای فرانسه، جنس اسامی، اسامی حرف تعریف، جمع واژگان، افعال بی قاعده و افعال باقاعده، اسم مفعول و مطابقت آن بوده است. در بررسی حاضر، تأکید ما بر این است که نشان دهیم، به رغم منابع محدود این ترجمه و تحقیق، مترجمِ مؤلف توانسته دستوری شکیل و مفید فراهم کند و، در آن، با مثال های امروزی و توضیحات لازم، مباحث گوناگون دستور زبان فرانسه را برای علاقه مندان آن در سطح متوسطه ارائه کند. به همین دلیل هم، در ابتدای این بررسی، مبنا را مقایسة جایگاه فعلی این دستور زبان با دستورهای پیشین قرار داده ایم تا ارزش واقعی آن معلوم گردد.
On the Representation of Multiple Intelligence Types in the ILI Intermediate Coursebooks: A Coursebook Evaluation(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aims at evaluating the coursebooks taught at the intermediate level of adult and young adult departments of the Iran Language Institute in terms of multiple intelligence types introduced by Gardner (1983) to see to what extent such coursebooks represent the Multiple Intelligence Theory. To fulfill the objectives, a checklist developed by Botelho (2003) and localized by the researchers on the basis of this theory was used. The coursebooks were analyzed according to this checklist and the frequencies and percentages of occurrence of each type of intelligence were calculated. The results of the study showed that verbal/linguistic, logical/mathematical and visual/spatial types of intelligence were the most dominant intelligence types in the analyzed coursebooks. Naturalistic and bodily/kinesthetic types of intelligence were the least common types represented in the coursebooks. A comparison was also made between the coursebooks taught to adults and young adults at the Iran Language Institute and the results presented a significant difference between the percentage of occurrence of logical/mathematical, bodily/kinesthetic, visual/spatial, intrapersonal and musical types of intelligence between the two sets of coursebooks. On the other hand, the difference between the percentage of occurrence of verbal/linguistic, interpersonal and naturalistic types of intelligence was not significant.
مقاله به زبان انگلیسی: تأثیر روشهای آموزشی متفاوت برروی فراگیری مهارتهای ادب در زبان انگلیسی (The Effects of Different Instructional Methods on the Acquisition of English Politeness Strategies)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اکثر تحقیقات در زمینه کاربردشناسی زبان بینابینی بر روی انجام و یادگیری کارگفتها توسط غیربومی زبانان تمرکز کرده اند و ادب را تنها یک امر جانبی انگاشته اند. تحقیق حاضر مربوط به ادب زبانی می باشد و سعی دارد تأثیر روشهای آموزشی متفاوت را برروی فراگیری مهارتهای ادب در انگلیسی بررسی کند. هشت گروه دانشجویان سال اول و سال سوم رشته های زبان انگلیسی بطور تصادفی به سه گروه آزمایشی (مطالب تقویت شده، تدریس آشکارو ایفای نقش) و یک گروه کنترل (نمایش صرف) تقسیم شدند. شرکت کنندگان در امتحان تافل، امتحان پیش آزمون و پس از آموزش هفت هفته ای مجموعه ای از مهارتهای ادب در امتحان پس آزمون شرکت کردند. نتایج تحقیق نشان داد که آموزش تأثیر معنادار مثبتی بر روی یادگیری مهارتهای ادب دارد و تدریس آشکار موثرترین شیوه آموزشی می باشد. شیوه های ایفای نقش و مطالب تقویت شده در رتبه های دوم و سوم تأثیرگذاری قرار داشتند. همچنین نشان داده شد که اگرچه سطح مهارت عمومی زبان تاثیر معناداری بر روی دانش مهارتهای ادب (توانایی تشخیص مهارت ادب مناسب برای هر موقعیت اجتماعی ) دارد، ولی تأثیری بر روی فراگیری مهارتهای ادب ندارد. یافته ها دلالت بر آن دارند که آموزش مهارتهای ادب را می توان در سطح متوسط شروع کرد و تدریس آشکار به همراه فعالیتهای ایفای نقش برای زبان آموزان بسیارمفید خواهد بود.