فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۸۰۱ تا ۴٬۸۲۰ مورد از کل ۱۱٬۱۰۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
ویلیام مارکس در جستاری با نام وداع با ادبیات از بی اعتباری و مرگ ادبیات و پژوهش های ادبی در دوران هم روزگار سخن می گوید. او برای نشان دادن درستی داوری اش و گذار از دوران وداع با ادبیات به عصر ادبیات وداع، تاریخ ادبیات را از سدة هفدهم به این سو به سه دوره تقسیم می کند و سپس می کوشد بازتاب مرگ ادبیات و گسستن پیوندهای میان ادبیات، واقعیت و جامعه را در ادبیات بجوید. به باور او، خاستگاه بی ارزشی ادبیات را باید در پیدایش و بحث پیرامون انگاره هایی چون امر والا، گذرایی و ناگذرایی زبان و سرانجام اسارت در صورت جست. نوشتة پیش رو تلاشی است برای شناساندن و بررسی خوانش تاریخی مارکس به آنچه او «ادبیات» می خواند.
ده گفتار در زبانشناسی شناختی-اجتماعی - معرفی و نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب "ده گفتار در زبان شناسی شناختی-اجتماعی "[1] حاصل سخنرانی های پروفسور گیرارتز[2]درسال 2009 در همایش بین المللی زبان شناسی شناختی است که در کشور چین برگزار شده است. این کتاب در ده فصل تنظیم شده و در سال 2018 انتشار یافته است. نویسنده، استاد رشته زبان شناسی در دانشگاه لوون[3] است. عمده ترین علایق او به واژه شناسی، معنی شناسی، توجه به تنوعات زبانی در این دو حوزه، بهره گیری از تحلیل های پیکره بنیاد و فرهنگ نگاری است. از او تاکنون کتاب ها مقالات فراوانی به چاپ رسیده اند که از مهمترین آن ها می توان به ویرایش کتاب دستنامه آکسفورد در زبان شناسی شناختی [4] (2007) و پژوهش در زبا ن شناسی شناختی[5] (2006) اشاره کرد. همچنین از دیگر آثار این نویسنده می توان به پژوهش های پیشرو در جامعه شناسی زبان از دیدگاه شناختی [6] (2010) نیز اشاره داشت
ترتیب واژه در زبان سنگسری از دیدگاه رده شناسی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از تفاوت های مهمّ و شناخته شدهه زبان های بشری که در چند دههه اخیر در رده شناسی به عنوانِ معیار طبقه بندی زبان ها در یک خانوادهه زبانی به کار گرفته شده است، «ترتیب واژه» یا «آرایش سازه ای» است. «ترتیب واژه» عموماً به ترتیبِ قرارگرفتنِ عناصر موجود در بند یا گروه، مانند گروه های اسمی و فعلی، اطلاق می شود. یکی از زبان شناسانی که با بهره گیری از این ملاک مبادرت به رده بندیِ بسیاری از زبان های جهان کرد، درایر (1992) است. این پژوهش بر مبنای درایر (1992) و مؤلفه های ترتیب واژهه مطرح در آن شکل گرفته است و هدف از آن تعیین آرایش سازه ای بند و ردهه زبانیِ زبان سنگسری، یکی از زبان های ایرانی غربی، نسبت به گروه زبان های اروپا - آسیا و جهان است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که زبان سنگسری در مقایسه با گروه زبان های جهان از 15 مؤلفهه زبان های فعل پایانی قوی و 14 مؤلفهه زبان های فعل میانیِ قوی و در مقایسه با گروه زبان های اروپا – آسیا از 17 مؤلفه از مؤلفه های فعل پایانیِ قوی و 16 مؤلفه از مؤلفه های فعل میانیِ قوی برخوردار است. بنابراین، این زبان در حال حاضر به لحاظِ مؤلفه های رده شناختی به ردهه زبان های فعل پایانیِ قوی تعلق دارد، امّا از آنجایی که این زبان از مجموع 24 مؤلفهه زبان های فعل میانیِ قوی بیش از نیمی از آنها را نیز داراست، انتظار می رود که در آینده ای نه چندان دور شاهد تغییر وضعیت ردهه زبانی آن از ردهه زبان های فعل پایانیِ قوی به ردهه زبان های فعل میانی قوی باشیم
بازنمایی کارکرد عناصر اقلیمی و معیشتی در ساخت طرحواره ای ضرب المثل های طالقان با رویکرد زبان شناسی اجتماعی- شناختی
منبع:
پازند سال ۱۴بهار و تابستان ۱۳۹۷ شماره ۵۲ و ۵۳
83 - 96
حوزههای تخصصی:
در هر جامعه زبانی، زبان و فرهنگ رابطه ای دو سویه و متقابل دارند. از یک سو زبان به عنوان ابزار برقراری ارتباط میان افراد بشر از پشتوانه فرهنگی برخوردار است و از سوی دیگر وسیله ای برای انعکاس فرهنگ است و عناصر معیشتی و اقلیمی یک جامعه در آیینه زبان آن جامعه بازنمایی می شود. عناصر و مقوله های زیادی وجود دارند که می توانند فرهنگ یک قوم را در زبان آن قوم منعکس کنند. یکی از این عناصر، ضرب المثل ها هستند که بخشی از ادبیات شفاهی یا عامه محسوب می شوند و آیینه ای تمام نما از تاریخ ، فرهنگ، اندیشه، حکمت، تجربه، عقاید، منش، مناسبات، و تمدن یک ملت به شمار می آیند. ضرب المثل ها بر اساس طرحواره ها و فضاهای ذهنی انسان شکل می گیرند و مفاهیم فرهنگی، اقلیمی و معیشتی نیز در شکل گیری محتوای ضرب المثل ها تاثیرگذار است. از این رو مطالعه ضرب المثل ها از دیدگاه اجتماعی- شناختی بسیار حائز اهمیت است. در پژوهش حاضر سعی بر این است تا تاثیر عناصر اقلیمی معیشتی طالقان و طرحواره های تصوری موجود در ضرب المثل های طالقان بر اساس رویکرد شناختی جانسون و لیکاف بررسی شود. به همین منظور حدود 865 ضرب المثل از کتاب در آ مدی بر فرهنگ و گویش طالقان انتخاب و پس از بررسی انواع طرحواره های آن، تاثیر عناصر اقلیمی و معیشتی طالقان در ساخت طرحواره ای این ضرب المثل ها بررسی می شود و نتیجه حاکی از این است که پر بسامدترین طرحواره به کار رفته در ساخت این ضرب المثل ها ، طرحواره حجمی است که مرتبط با عناصر اقلیمی و معیشتی نظیر مشاغل و آداب و رسوم منطقه است.
شبکه معنایی «عَلَی» در گفتمان قرآنی برمبنای نظریه پیش نمونه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حروف جارّه از واژگان چندمعنی و بسیار انعطاف پذیر در زبان قرآن به شمار می آیند و دارای مفاهیم گسترده ای هستند. خداوند از این ویژگی به بهترین وجه برای افاد ه مقصود خود کمک گرفته است. مسلماً کاربست نظری ه پیش نمونه در تحلیل معنیِ کانونی و معانی شعاعیِ این حروف می تواند شبک ه معنایی منسجمی برای هر یک از آن ها به دست دهد. بر این اساس، نوشتار حاضر سعی دارد تا با کاربست نظری ه پیش گفته و با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، معانی گوناگون حرف جر «علی» را در گفتمان قرآنی تبیین، و جهان بینی حاکم بر آن ها را استخراج کند. بررسی داده های قرآنی بر این نکته اذعان دارد که معنی کانونی حرف جرّ «علّی»، «استعلاء» است. این معنی، هسته مرکزی شبک ه معنایی منسجمی به شمار می رود که از دوازده معنی شعاعی در دو خوشه معنایی (توافقی و تقابلی) مبتنی بر معنای نخست تشکیل شده است. گفتنی است با استفاده از الگوی شناختی پیش نمونه، نیابت «علی» از حروف جاره «مِن»، «فی»، «باء» و «لام» در گفتمان قرآنی مخدوش شد.
بازنگری در تصریف زمان گذشته در زبان فارسی بر پایه نظریه صرف توزیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صرف توزیعی انگاره ای دستوری است که در دهه 90 میلادی به کوشش هله و مرنتز ( 1993 ، 1994 ) در بستر نظریه اصول و پارامترها بالیدن گرفته است. این نظریه که مجموعه فرض هایی در باب تعامل بخش های مختلف دستور و ازجمله صرف و نحو و واج شناسی فراهم می آورد، تصریح می کند که ساختار واژه ها نیز مانند گروه و جمله در نحو تولید می شود. بر پایه این رهیافتِ پادواژه گرا، در مقاله حاضر می کوشیم تا ویژگی های هسته های نقش نما مانند زمان و مطابقه را که جایگاه اتصال عناصر فعلی زبان فارسی هستند، بررسی کنیم و نشان دهیم که چگونه این عناصر وندهای زمان و شخص و شمار را جذب می کنند. برای این منظور، پس از معرفی اجمالی پیشینه پژوهش در باب وندهای گذشته زبان فارسی و تک واژگونگی ریشه های فعلی، به بررسی مبانی صرف توزیعی و به ویژه تمایزهای آن با کمینه گرایی واژه گرا می پردازیم. در ادامه، بر مبنای فرضیه حرکت فعل در محمول های بسیط و مرکب زبان فارسی، نشان می دهیم که فعل های واژگانی و دستوریِ درون گروه فعلی کوچک از طریق فرایند پسانحوی ادغام صرفی به هسته زمان حرکت می کنند تا از این رهگذر، وندهای زمان و مطابقه را جذب کنند. سرانجام، استدلال می کنیم که خلاف توصیف های سنتی، تنها وند گذشته در فارسی تناوب واجی و خودکار « د/ ت» است. طبق این تحلیل، عنصری به نام ستاک حال یا گذشته در زبان فارسی وجود ندارد؛ بلکه ریشه ای مانند « √ بین» دارای دو واژگونه «بین» و «دی » است که جایگاه تظاهر هر یک کاملاً تابع محیط واجی (و نه ساخت واژی) است؛ بدین صورت که واژگونه دوم در مجاورت هر وندی که با واج / d / آغاز شود، می آید (مانند: می دیدیم، دیدن، دیدار) و واژگونه نخست در هر جایگاه دیگری درج می شود (مانند: می بینیم، بینا، بینش).
طبقه بندی آشکار معانی غیرمعرفتی فعلهای وجهی توانستن، شدن و بایستن بر پایه ی الگوی معناشناختی-کاربردشناختی دپراتره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۲۸
115 - 148
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، ابتدا برخی دسته بندی های پژوهشگران از معانی غیرمعرفتی توانستن، شدن و بایستن به صورت مختصر بررسی شدند و مشاهده گردید بیشتر آن ها که از چارچوب پالمر پیروی کرده اند، معیارهای آشکاری برای تفکیک و طبقه بندی معانی غیرمعرفتی این فعل ها ارائه نکرده اند و با به کارگیری رویکردی کمابیش معنایی-نحوی، بیشتر به توصیف و ارائه نمونه برای نشان دادن معانی و توجیه دسته بندی خود روی آورده اند. پژوهش های محدودی هم که از چارچوب پالمر فاصله گرفته اند و کاربردشناسی را هم به صورت همزمان در نظر داشته اند، معیارهای معینی را برای تفکیک و دسته بندی معانی غیرمعرفتی افعال ارائه نکرده اند. با آگاهی از محدودیت های پژوهش های پیشین، الگوی معناشناختی-کاربردشناختی دپراتره (Depraetere, 2014)که متشکل از سه لایه (دو لایه معنایی و یک لایه کاربردی) است، معرفی شده و بر اساس آن معانی این افعال تفکیک و دسته بندی گردیدند. برتری اصلی این الگو آن است که، برخلاف دیگر الگوها، معیارهای آشکاری را برای استخراج معنای وابسته به بافتِ افعال وجهی، ارائه می دهد. با اعمال این الگو مشخص گردید که می توان از ساز و کارهای آن برای شناسایی، تفکیک و دسته بندی معانی غیرمعرفتی افعال وجهی فارسی استفاده کرد.
استخراج خودکار جملات هم تراز انگلیسی-فارسی از متون مقایسه ای با بهره برداری از اطلاعات نحوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیکره های موازی همواره از غنی ترین منابع در مباحث پردازش زبان طبیعی محسوب می شوند. این نوع پیکره ها شامل متون ترجمه شده دو یا چند زبان هستند که در سطوح مختلف کلمه، عبارت و یا جمله هم ترازشده اند. علیرغم کاربرد فراوان این نوع پیکره ها در مطالعات مختلف از جمله پژوهش های زبانی، ترجمه ماشینی آماری و سامانه های خودکار بازیابی اطلاعات میان زبانی، متأسفانه همواره پژوهشگران با کمبود پیکره های موازی مواجه بوده اند. در این راستا، در پژوهش حاضر سعی شده است به منظور تولید پیکره موازی با بهره گیری از اطلاعات نحوی، روشی خودکار برای استخراج جملات هم ترازانگلیسی/فارسی از متون مقایسه ای ارائه شود. در این روش، با ساخت بردار ویژگی با بهره گیری از اطلاعات نحوی جملات، یک مدل هم ترازی آموزش داده می شود. دقت مدل هم ترازی،در بهترین حالت، به شکل عملیاتی روی داده های آزمون (208 عدد جفت جمله) 77% و روی داده های آموزشی (830 عدد جفت جمله) 7/97 % محاسبه شد. از آنجایی که حجم داده های طلایی بسیار کوچک بود روش n-fold cross validation در مورد تمام الگوریتم های آموزش مورد استفاده قرار گرفت. به منظور افزایش دقت، از یک الگوریتم جست وجوی شباهت لغوی جملات نیز استفاده شد که دقت را روی داده های آزمون از 77% به 18/85% افزایش داد. پژوهش حاضر، با به کارگیری مدل هم ترازی به دست آمده، به تولید ابزار هم ترازی دانشگاه اصفهان منجر شد، که می تواند به منظور خودکفایی در تولید پیکره های موازی مورداستفاده محققین حوزه پردازش زبان فارسی قرار گیرد.
بررسی سپهر گفتمان در ترجمه بارکس از اشعار مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمه کلمن بارکس از آثار مولانا بیشترین سهم را در محبوبیت این آثار به ویژه در میان مخاطبان عام آمریکایی داشته است. از این رو، بررسی کیفیت بازنمایی آثار مولانا در زبان و فرهنگ مقصد از اهمیت بالایی برخوردار است. در این میان، رویکرد مترجم نسبت به سپهر گفتمان یک اثر ادبی در ارتباط با سپهر گفتمان مخاطب مقصد، نقش مهمی در چگونگی بازنمایی تصویر آن اثر و نیز رد یا پذیرش آن در جامعه مقصد دارد. بنابراین، پژوهش حاضر به بررسی این مسئله می پردازد که عناصر سپهر گفتمان اشعار مثنوی چگونه ترجمه شده اند و شیوه ترجمه این عناصر چه تأثیری بر عناصر بوطیقایی این اشعار داشته است. بررسی و تحلیل ترجمه بارکس از یک بخش از دفتر اول مثنوی نشان می دهد که بارکس بخش عمده ای از عناصر سپهر گفتمان اشعار را حذف کرده یا از بافت قرآنی، اسلامی و عرفانی آن خارج ساخته است و در برخی موارد با تلفیق مفاهیم تائوئیسم، سپهر گفتمان اشعار را به کلی تغییر داده است. همچنین، رویکرد بارکس نسبت به عناصر سپهر گفتمان موجب حذف برخی از عناصر بوطیقایی و تغییر محتوای برخی دیگر شده است. شیوه بارکس در ترجمه عناصر سپهر گفتمان را می توان در راستای تطبیق دادن این عناصر با تفکر عصر جدید و نیازهای معنوی طیف وسیعی از مخاطبان آمریکایی تفسیر نمود.
بازشناسی تمایز خیشومی-انسدادی در شرایط نامطلوب شنیداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دهم پاییز ۱۳۹۷ شماره ۲۹
45 - 60
حوزههای تخصصی:
برای بهبود بازشناسیِ خودکارِ تمایزهای واجی، می توان از سرنخ های درکی که شنوندگان برای بازشناسی طبیعی، آن ها را در موقعیت های نامطلوب شنیداری مانند گفتار تلفنی یا نوفه محیط به کار می برند، استفاده نمود. در این پژوهش، برای یافتن سرنخ های درکیِ مؤثر در بازشناسیِ طبیعیِ تمایز خیشومی-انسدادی در جفت رقم های «دو-نه» [do]-[noh] در شرایطِ نامطلوب گفتارِ تلفنی، از آزمون های درکی استفاده شد. بررسی سیگنال آکوستیکیِ [no] نشان می دهد که سرنخ های گذر واکه ای و زمزمه خیشومی، تحتِ تأثیر عوامل مختلفِ اختلالِ سیگنال قرار گرفته، از جنبه آکوستیکی کاهش پیدا می کنند و سبب ابهام در درک خیشومی [n] می شوند. در شرایط مطلوب شنیداری، دقت بازشناسی طبیعی [n] بر اساس تنها پارامتر زمزمه خیشومی، درحدود 40 درصد است. اما با افزودن 10 میلی ثانیه از ابتدای گذرهای واکه ای به آن، دقت بازشناسی به 96 درصد افزایش می یابد. در گفتار تلفنی، دقت بازشناسیِ طبیعی براساس زمزمه خیشومی 29 درصد و براساس هر دو پارامتر، فقط 48 درصد است. به نظر می رسد عدمِ قطعیت و ابهامِ واژگانی شنونده، به دلیل حذف یا کاهش اطلاعات آوایی در شرایط نامطلوب شنیداری از یک سو و گرایش درکی شنونده به سمت همخوان بی نشان [d] از سوی دیگر منجر به کاهش بازشناسی خیشومی [n] شده است. براساس یافته های پژوهش، پارامتر آکوستیکی زمزمه خیشومی، نقش مؤثری در بازشناسیِ طبیعیِ خیشومی در شرایط مطلوب یا نامطلوب شنیداری ندارد و فقط با افزودن اطلاعاتِ گذر های سازه ای است که بازشناسی به طور معناداری افزایش می یابد. بنابراین، برای بازشناسی خودکار این واژه ها، لازم است اطلاعات زمانی و طیفی واکه های مجاور و گذرهای آن ها به کار گرفته شود.
بررسی نشانه- معناشناسی تصاویر در بوف کور صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از خصوصیات بوف کور صادق هدایت که قابلیت تحلیل آن را از جنبه ای غیر از گفتمان نوشتاری فراهم می آورد، استفاده نویسنده از تصاویر در لایه های مختلف داستان است. تصاویری که با ویژگی های خاص خود در خدمت گسترش داستان هستند و بر ابهام آن می افزایند. واکاوی این تصاویر برای دستیابی به معنای نهفته آن ها، تحلیلی روشمند ایجاب می کند که قابلیت درک بار معنایی ضمنی تصاویر و رمزگان آن ها را داشته باشد. نشانه شناسی دیداری روشی کارآمد در رمزگشایی تصاویر بوف کور به نظر می آید. روشی که با تکیه بر رابطه میان دال و مدلول و بهره گیری از سازوکارهایی تخصصی تر در نشانه شناسی تصاویر که تصویر را به مثابه یک گفتمان در نظر می گیرد، تصاویر موجود در اثر هدایت را دستمایه مطالعه خود قرار می دهد. تجزیه دال های تصویری در بوف کور در مرحله نخست به بیان ویژگی های نظام های دیداری موجود در اثر می پردازد و در مرحله بعدی دلالت های ضمنی و رمزگانی آن ها را از خلال مطالعه موازی گفتمان دیداری و نوشتاری مورد واکاوی قرار می دهد. در نهایت، نیز نقش انعکاسی گفتمان دیداری جهت توضیح در تبانی یا رقابت بودن آن با گفتمان نوشتاری مورد بررسی قرار می گیرد.
بررسی تأثیر تدریس مبتنی بر الگوی هَیَجامَد بر هیجانات زبان آموزان فارسی زبان زن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای اجرای فرآیند زبان آموزی مطلوب، توجه به نقش هیجانات و حواس اهمیت ویژه ای دارد و مدرسان با ایجاد هیجان مطلوب و تأثیرگذاری بر حواس، توان یادگیری زبان آموزان را ارتقا می دهند. مفهوم «هَیَجامَد» تلفیقی از دو واژه (هیجان+ بسامد) است که به تأثیر هیجانات ناشی از استفاده حواس در یادگیری مفاهیم گوناگون اشاره می کند و از سه مرحله هیچ آگاهی (تهی)، برون آگاهی (شنیداری، دیداری، لمسی- حرکتی) و درون آگاهی (درونی و جامع) تشکیل شده است. در پژوهش حاضر، به منظور کیفیت بخشی روش تدریس زبان فارسی به غیرفارسی زبانان، با درنظر گرفتن این مفهوم و مؤلفه های سه گانه آن (هیجان، حواس و بسامد) و باتوجه به تأثیر هیجان های آموزشی بر یادگیری و پیشرفت زبان آموز، الگوی هَیَجامَد را در تدریس زبان فارسی به غیرفارسی زبانان پیشنهاد می دهیم و تأثیر تدریس مبتنی بر این الگو را بر هیجانات زبان آموزان غیرفارسی زبان زن در ایران با استفاده از پرسشنامه های هَیَجامَد و هیجان می سنجیم. بدین منظور، 60 زبان آموز زن غیرفارسی زبان از 16 کشور را با سطح زبان فارسی یکسان (سطح زبان فارسی کتاب هفتم) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب کردیم و آن ها را پس از طی 22 جلسه تدریس برای چهار گروه (هر گروه شامل 15 نفر) و در مدت شش هفته براساس الگوی هَیَجامَد ارزیابی نمودیم. نتایج پژوهش نشان داد که تدریس مبتنی بر الگوی هَیَجامَد بر ارتقای میزان هیجانات زبان آموزان غیرفارسی زبان زن تأثیر معنادار مثبت داشته است. به سخن دیگر، با درگیر کردن تعداد حواس بیشتر در فرآیند آموزش، میزان هَیَجامَد زبان آموز افزایش می یابد و هیجان مثبت تولید می شود. درنتیجه، با کاهش هیجانات منفی، زمینه تعامل بیشتر با مدرس فراهم می شود و یادگیری کارآمد رخ می دهد. با برجسته کردن نقش عوامل هیجانی و تعدد حواس در امر یادگیری، به نظر می رسد که امکان استفاده از این الگو درجهت بالا بردن و ارتقای هیجانات مثبت زبان آموزان در تدریس زبان فارسی وجود دارد و زمینه یادگیری موفق زبان آموز فراهم می شود.
وضعیت سازه بودگی زنجیره های شبه خرده جمله در گونه موکریانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خرده جمله سازه ای با ساختار [NP XP] است که متمم افعال خاصی همچون «پنداشتن» و دیگر افعال هم معنی آن واقع می شود. زنجیره مذکور در برخی زبان ها همچون سوئدی، انگلیسی، عربی، فرانسوی و فارسی سازه ای تحت عنوان «بند کوچک» یا «خرده جمله» تشکیل می دهد. در توصیف این بندها، خرده جمله ها بندی فاقد فعل خودایستا، متمّم ساز و تصریف معرّفی می شوند که ساختار آنها به صورت [NP XP] است. (XP) در این بندها می تواند گروه اسمی، گروه صفتی و یا گروه حرف اضافه باشد. به لحاظ معنایی نیز خرده جمله ها دارای معنای گزاره ای هستند که معنای یک جمله کامل را در خود دارند. پژوهش حاضر در چارچوب نظریه حاکمیت و مرجع گزینی و به منظور بررسی سازه بودگی زنجیره [NP XP] در زبان کردی، گویش سورانی، گونه موکریانی انجام شده است. در این راستا، با استناد به شواهدی از زبان کردی که به صورت میدانی گردآوری شده اند، به بررسی داده ها می پردازیم. یافته های حاصل از پژوهش نشان می دهد زنجیره [NP XP] به عنوان متمم افعالی همچونfærz» «kerden ʼفرض کردنʻ، «zanin» ʼدانستنʻ، «bæ hesew henan» ʼبه حساب آوردنʻ، «new nenan» ʼنامیدنʻ، و bæ» «næzær haten ʼبه نظرآمدنʻ به تمامی آزمون ها پاسخِ سازه ای می دهد. همچنین استدلال های ارائه شده نیز سازه بودن زنجیره را اثبات می کنند. در نتیجه، زنجیره [NP XP] در این گونه از زبان کردی یک سازه تشکیل می دهد؛ سازه حاصل خرده جمله است.
توصیف برخی هنجارهای زبانی مترجمان ادبی ایران از آغاز مشروطه تا کنون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه ترجمه بالنفسه دارای ماهیت تاریخی است، پژوهش درباره جنبه های تاریخی آن یا به عبارتی «تاریخ نگاری» ترجمه بحثی نسبتاً جدید است و تاکنون در این زمینه نسبت به دیگر حوزه های پژوهشی ترجمه کار چندانی صورت نگرفته است تا حدی که می توان گفت وضعیت تاریخ ترجمه قابل قیاس با تاریخ نگاری در سایر رشته ها نیست. این پژوهش، در چارچوب مطالعات توصیفی ترجمه یعنی نظریه توری در مورد هنجارها و قوانین ترجمه، اون زهر در باب رپرتوای فرهنگی و مطالعات پیکره ای در ترجمه انجام شده است. هدف این پژوهش توصیف هنجارهای زبانی سه نسل از مترجمان ادبی ایران است. در این پژوهش هفت هنجار زبانی، ترکیب قید و صفت، واژگان عربی، گرته برداری نحوی، تنوع قیود توصیف کننده افعال ناقل، تنوع فعل ناقل، نقطه ویرگول و خط تیره در سه پیکره از سه نسل مترجم ادبی پس از مشروطه انتخاب و بررسی شد. یافته های این پژوهش نشان داد که با گذشت زمان، بسامد ترکیب قید و صفت، واژگان عربی، قیود توصیف کننده افعال ناقل، افعال ناقل غیر از «گفت»، گرته برداری نحوی، نقطه ویرگول و خط تیره بیشتر شده است. یافته ها براساس سنت ترجمه، امکانات زبان فارسی و توانمندی های مترجمان سه دوره واکاوی شد.
A Qualitative Lnquiry into Perceptions and Practices of High and Low EFL Achievers towards the Limitations and Benefits of Code-Switching(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Teaching Language Skills (JTLS), Volume ۳۷, Issue ۴, winter ۲۰۱۹
109 - 139
حوزههای تخصصی:
In English as a Foreign Language (EFL) and bilingual language classrooms, code-switching is widespread among teacher-student and student-student interactions; however, there seem to be few or no studies tracking the perceptions and practices of EFL learners toward code-switching. Therefore, the aim of this study was to identify the perceptions and practices of high and low achievers toward teacher code-switching with focus on the possible limitations and benefits that it might have in language classrooms. For this purpose, the researchers used a qualitative design in the form of grounded theory. Accordingly, 11 high and 13 low achievers were interviewed individually and in focus groups. Further, the elicited responses were transcribed and codified using Straus and Corbin’s (1998) constant comparative method. In addition, for the purpose of validation, real observations of 10 university classes in different English courses were made. The findings revealed 4 major themes and 26 categories for high and low achievers. Consequently, the findings implicated that code-switching was an advantageous tool at the disposal of English teachers.
بررسی تغییرات معنایی چند واژه از تاریخ بیهقی
منبع:
رخسار زبان سال دوم تابستان ۱۳۹۷ شماره ۵
۸۲ – ۶۵
حوزههای تخصصی:
زبان در طول سالیان متمادی دستخوش تغییرات می شود. تغییرات معنایی در واژه ها از رایج ترینِ این تغییرات است. در مطالعات انجام شده درباره تغییرات معنایی به سه دسته مختلف از مفاهیم اشاره شده است: انواع تغییرات معنایی، دلایل تغییرات معنایی و مکانیزم یا ساز و کارهای تغییرات معنایی. وقتی از انواع تغییرات معنایی حرف می زنیم مقصودمان نتایجی است که این تغییرات به همراه دارند؛ برای مثال تغییر مدلول واژه یا حذف آن از زبان. زبان شناسان مکانیزم هایی را برای انجام تغییرات معنایی پیش بینی کرده اند؛ مجاز و استعاره دو مکانیزم اصلی هستند. به طور مشخص، ما در این نوشته تغییرات معنایی چند واژه از کتاب تاریخ بیهقی را که از متون نثر باقیمانده از قرن پنجم هجری قمری است، بررسی می کنیم. پرسش پیش رو این است که آیا با مکانیزم های معرفی شده می توان تغییرات معنایی این کلمات را توضیح داد و آیا شواهدی تاریخی برای تأیید این مدعا وجود دارد یا خیر. نتیجه این مطالعه نشان می دهد که تغییرات معنایی غالب واژه های بررسی شده با فرایند مجاز تبیین می شوند و می توان از شواهد تاریخی نیز برای تبیین این ادعا سود برد.
Impact of Using Web-quests on Learning Vocabulary by Iranian Pre-university Students(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۶, Issue ۲۲, Summer ۲۰۱۸
33 - 46
حوزههای تخصصی:
Web-quests are internet-based technology applications in which groups of students follow a specific set of steps toward the completion of a final project on a specific subject or a multi-disciplinary subject. The present study aimed to investigate the impacts of using web-quests on learning vocabulary by Iranian pre-university students. The sample of the study consisted of 72 students assigned into two groups. One of the groups represented the control group, and included 23 students; the other group represented the experimental group and comprised 49 students. The two groups were chosen from a population of pre-university students in Chadegan, Isfahan, Iran. The web-quest strategy was used in teaching the experimental group, while the traditional method was used with the control group in the second term of the school year 2015-2016. An Oxford Placement Test (OPT), a vocabulary pretest, a vocabulary posttest, and an attitude questionnaire were the data elicitation tools employed in this study. The collected data were analyzed using independent-samples t test, which was used to determine the existence of possible significant differences between the groups both before and after the instruction. The results indicated that there were statistically significant differences between both groups in favor of the experimental group. The conclusion, thus, could be that the students in the experimental group, who used the web-quest resources for learning vocabulary, performed significantly better than the students in the control group, who learnt vocabulary through traditional method of learning vocabulary. Finally, questionnaire data analyzed via one-sample t test indicated that the experimental group learners had a positive attitude towards the treatment they experienced in the experiment.
Integrating Interactive Whiteboards in EFL Learners' Learning and Retention of Non-congruent Collocations(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۶, Issue ۲۳, Autumn ۲۰۱۸
115 - 128
حوزههای تخصصی:
Drawing on the assumptions of socio-cognitive linguistics, focusing on the effective role of interaction in terms of reducing the cognitive burden in the process of learning, this quasi-experimental study aimed at investigating the effect of the Interactive Whiteboard (IWB) usage on the learning and retention of non-congruent collocations among 60 homogenized Iranian EFL learners, aged 18 to 24 years old. To this end, the sample selection procedure yielded two intact groups: the experimental group (N=30) who experienced learning collocations through the IWB and the control group (N=30) who learned them through the use of conventional board. The t-test results of the comparison between the two groups on both the immediate and delayed post-tests indicate that the experimental group outperformed the control group, suggesting the effectiveness of the IWB for the purpose of learning (Sig. value = 0.01; Eta squared = 0.10) and retention (Sig. value = 0.04; Eta squared = 0.06) of non-congruent collocations, thus providing support for the interactive function of instructional materials, such as IWB. The procedure and promising findings may provide insights for considering the integration of IWB into Iranian EFL learning settings.
بررسی نیازهای آموزشی زبان انگلیسی تخصصی دانشجویان رشته طراحی فرش دانشگاه هنر اسلامی تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به شناسایی نیازهای زبان تخصصی دانشجویان رشته طراحی فرش در دانشگاه هنر اسلامی تبریز می پردازد. جامعه پژوهش شامل سه گروه اساتید تخصصی (دو نفر)، فارغ التحصیلان (چهار نفر) و دانشجویان کارشناسی (47 نفر) می باشد. اطلاعات از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته و پرسشنامه گردآوری گردید. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که زبان انگلیسی در تحصیل و شغل آینده دانشجویان دارای اهمیت زیادی بوده و دانشجویان برای برقراری ارتباط با بازارهای جهانی فرش و همچنین متخصصین این رشته، نیاز به تقویت مهارت گفتاری خود دارند. در حالیکه هر چهار مهارت یادگیری زبان انگلیسی در موفقیت تحصیلی آنها مهم ارزیابی گردیده، مهارت های خواندن و گفتاری به عنوان مهمترین مهارت ها و دو مهارت گفتاری و نوشتاری به عنوان ضعیف ترین مهارت ها معرفی گردیدند. اکثر دانشجویان معتقد بودند که ساعت و تعداد واحد اختصاص یافته به این ماده درسی کافی نمی باشد. نتایج حاصل از این پژوهش می تواند در تهیه محتوای درسی زبان تخصصی این گروه از دانشجویان سهم شایانی داشته باشد.
تدوین مدل مفهومی نشانه شناسی بازار سنتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازار ایرانی یکی از عناصر مهم و تأثیرگذار در شهرهای ایرانی است و عملکردهای متعدد اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، کالبدی و فرهنگی دارد. امکان بررسی معنا و کارکرد این بازار درقالب رویکردهای تحلیل متن، مانند زبان شناسی و نشانه شناسی، وجود دارد. متن بازار ایرانی دارای ویژگی های دلالتی است. به عبارت دیگر، خود متن و عوامل سازنده آن همگی دارای قابلیت تداعی معنا هستند. حال با توجه به اینکه هدف این پژوهش تدوین مدل مفهومی برای خوانش مناسب و بررسی مؤلفه های اثرگذار در ایجاد معنا در بازار ایرانی به مثابه یک متن و به عنوان برشی از شهر با چارچوب نشانه شناسی لایه ای است، باید لایه های آن شناسایی و نمود عینی شبکه رمزگان در یک کنش ارتباطی مشخص شود. بنابراین، پس از تبیین مفاهیم پایه و تشریح ضرورت های نظری حوزه نشانه شناسی معماری، لایه های دخیل در این خوانش شناسایی و با رویکرد نشانه شناسی لایه ای به طور دقیق واکاوی خواهند شد. روش نشانه شناسی نظریه بنیاد درقالب یک شیوه تحلیلی به محقق کمک می کند که با شناسایی نشانه ها و کدهای موجود در معماری ایرانی، ضمن بررسی نشانه ها و تغییر نوع آن ها، لایه های موجود در بازار ایرانی را شناسایی و عوامل مؤثر بر خوانش مطلوب و رمزگشایی مناسب در آن را بررسی کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که بازار متنی است که لایه های متعدد آن بر یکدیگر لغزیده و مناسبات انحصارطلبانه و جدایی طلبانه عناصر بنا به مناسبات هم پوشانی و نفوذ تبدیل شده است . لایه های کالبدی، کارکردی، محیطی، زمانی و معنایی با هم آمیخته و یگانه شده اند و یک کلیت نظام مند به نام بازار را به وجود آورده اند. درواقع، مجموعه های لایه های هم نشین و نظام های درگیر در این بنا پشتیبانی کننده یکدیگر و انسجام آفرین هستند و خوانش مناسب بازار ایرانی باتوجه به حمایتگری لایه های کالبدی ، کارکردی ، معنایی ، محیطی و زمانی امکان پذیر است؛ به گونه ای که خوانش این مجتمع همبافته نشانه ای، بر احساس مخاطب در حرکت درون رمزگان کالبدی و فراکالبدی بازار ایرانی متکی است.