فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۷۲۱ تا ۳٬۷۴۰ مورد از کل ۱۱٬۰۵۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
به تأثیرگذاری دوسویه انسان و جهان پیرامونش از دوران رمانتیسم آلمان توجه شد؛ ارتباطی که بر پایه تجربه حسی نویسنده و شاعر در جهان شکل می گیرد و وحدت سه گانه من، جهان و زبان را تشکیل می دهد. پدیدارشناسی موریس مرلوپونتی تن و جسم انسان را نقطه تلاقی درون و آگاهی انسان با جهان پیرامونش به شمار می آورد و بُعد فیزیکی زبان را که به ایده شکل و جسم می دهد بسیار مهم می داند. این بُعد فیزیکی همان سبک و سیاق هر نویسنده است که منحصربه فرد و بیانگر نوع ارتباطش با جهان است. میشل کولو الهام گرفتن از مرلوپونتی و مطرح کردن مسئله «منظره» در ادبیات بیان می کند که توصیف یک منظره همان قدر که به حالت روحی بستگی دارد، به حالات جسمی سوژه حاضر در منظره نیز وابسته است. او شعر غنایی را بهترین نوع ادبی می داند؛ زیرا به خوبی بیانگر ارتباط درون انسان و جهان پیرامونش است و در شعر است که با استفاده از آرایه های شعری مختلف و ترکیبات بدیع می توان ارتباط و در هم تنیدگی سوژه، جهان و زبان را بهتر بیان کرد. این مقاله سعی دارد نشان دهد که در رمان های ژولین گراک چگونه توصیف منظره که اصلی ترین عنصر تشکیل دهنده رمان های وی هست، با توسل به ابزارهای بلاغی مانند ریتم، تصویر و بیان غنایی زبان می تواند بیانگر این درهم تنیدگی باشد.
Vocabulary Lists for EAP and Conversation Students(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Iinternational Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۸, Issue ۲۹, Spring ۲۰۲۰
131-163
حوزههای تخصصی:
Despite the abundance of research investigating general and academic vocabularies and developing dozens of word lists, few studies have compared academic vocabulary with general service word lists such as conversation vocabulary. Many EAP researchers assume that university students need to know all the words in West’s (1953) General Service List (GSL) as a prerequisite to academic words (e.g., Coxhead’s, 2000) and teachers at language institutes recommend conversation students to learn words in Coxhead’s Academic Word List (AWL) as a follow-up to the GSL. The present study compared the academic and conversation vocabularies by exploring frequency and coverage of words in academic and conversation corpora. The GSL and AWL words were investigated in a conversation corpus and an academic corpus, each containing around 12 million running words. The analysis revealed that 1200 GSL word families were highly frequent in both corpora and 645 GSL word families were highly frequent in the conversation corpus but of low frequency in the academic texts. Also, a new academic word list of 700 word families was developed, which proved to be much more rigorous than Coxhead’s AWL. Further analysis indicated that the abovementioned 645 GSL words had a very low coverage of academic texts (0.7%), while they covered 4.05% of the conversation corpus. The new academic word list covered only 1.6% of the conversation corpus, whereas it had a high coverage of the academic texts (9.1%), much higher than that of the AWL (7.5%). The analysis of some other academic corpora revealed identical results.
Recognizing Stalactites and Stalagmites of ELT Vodcasting in Teacher Education Based on Activity Theory and Visual Thinking Strategies(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Iinternational Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۸, Issue ۳۰, (Special Issue) ۲۰۲۰
157-177
حوزههای تخصصی:
Teachers need to know new applications for developing online materials and then they should become aware of different ways to present them to online audience. This study tries to help ELT teachers to overcome challenges and difficulties of vodcasting by recognizing their social and biological motives (Activity Theory), and using Visual Thinking Strategies (VTS). It can alter teachers’ negative attitudes towards online materials development via providing useful tools and techniques to become better producers of their knowledge to survive professionally. This QUAL-quan inquiry initiated with 10 University professors of Islamic Azad University-South Tehran Branch. All these participants answered ‘Myers-Briggs Type Indicator (MBTI)’ questionnaire, ‘Personality Test and Job Satisfaction’, ‘Three-D Test’, and ‘Spatial Recognition Test’. The researcher conducted semi-structured interviews with those whose data were grounded and initiated from open coding, down to axial coding, and finalized with selective coding. Participants produced vodcasts as pre-test. Then, they received the treatments on an exclusively launched ‘MArt’ Telegram group in the form of the researcher-designed audios and videos and YouTube samples. As a post-test, each of the participants made another vodcast. Then, two experts who are ELT university lecturers evaluated the two sets of recorded data. Finally, all the interpretations and analyses were presented in different graphs and charts along with researcher’s interpretation based on theoretical frameworks. The results show that whether ELT teachers are capable of producing vodcasts or not. Besides, VTS help teachers to become much more visually literate and produce more successful vodcasts. Both treatments of the present study and the derived codes can be used in teacher education, and they can turn into a task-based digital or paper-based coursebooks benefiting M.A. TEFL students.
ارزیابی محتوای دستوری مجموعه کتاب های آموزش نوین زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۷
39 - 68
حوزههای تخصصی:
دستورِ آموزشی، بخشِ مهمی از آموزشِ زبان فارسی به غیر فارسی زبانان است که اصول و پیچیدگی های این رویکرد، همواره نقد و بررسی ویژه ای را در پی دارد. در همین راستا، پژوهش حاضر به ارزیابی و نقدِ محتوای دستوری کتاب های آموزش نوین زبان فارسی بر پایه رویکرد دستور آموزشی می پردازد. به این منظور، ابتدا مجموعه کتاب های یادشده، از جنبه محتوای دستوری توصیف شدند. سپس، محتوا، روش، شیوه ارائه مطالب، مخاطب و تمرین های دستوریِ کتاب بر مبنایِ مهمترین ویژگی های دستور آموزشی تحلیل گردیدند. این ویژگی ها، مشتمل بر همراهیِ آموزشِ دستور و واژه، بافت مداری، طرح دستوری و آموزشِ چرخه ای و تدریجی هستند. در پایان، نارسایی های دستوریِ مجموعه، در پنج حوزه نادرستی ها، نام گذاری اصطلاح های دستوری، جمله های نمونه و نگارش، ارزیابی و نقد شدند. یافته های پژوهش نشان داد قواعدِ دستورِ آموزشی، بازتابِ نافرجامی در این مجموعه دارد. همچنین، محتوای دستوری این کتاب ها غیر منطقی و نارسا است و صورتی چرخه ای و تدریجی ندارد. علاوه بر این، اساسِ محتوایی دستور در این مجموعه، فراتر از هر دیدگاه و رویکردی، از دستور زبانِ درستِ فارسی، دور شده و نیازمندِ ویرایش های اساسی است.
عوامل بازدارنده اعمال بازخورد بر متون دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته آموزش زبان انگلیسی در سطوح پیشرفته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۷
219 - 246
حوزههای تخصصی:
در نگاهِ پژوهشگرانِ زبانِ دوم، مشارکتِ دریافت کننده بازخوردِ متن که به شکلِ پیاده سازیِ آن در متن بازنویسی شده باشد، یکی از مسئله های مهمِ یادگیریِ نگارش، در زبان دوم است. بررسی و حذفِ عوامل بازدارنده بهره گیری از بازخوردها، می تواند به افزایشِ مشارکت دانشجویان و بهبود یادگیری آن ها منجر شود. پژوهش حاضر، با نگرشی کیفی، به بررسی علت های بازدارنده پیاده سازیِ بازخوردِ استادهای راهنما، به وسیله دانشجویان تحصیلات تکمیلی پرداخته است که پایان نامه یا رساله خود را به زبان دوم خود – زبان انگلیسی- می نویسند. این پژوهش، همچنین تفاوت میانِ دیدگاه های دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا را مورد بررسی قرار می دهد. با استفاده از مصاحبه برانگیخته، دلایلی که به وسیله 54 دانشجوی کارشناسی ارشد و دکترا در پیوند با نادیده گرفتن بازخوردِ استادهای راهنما ارائه شدند، مورد بررسی قرار گرفتند. با بهره گیری از روش طبقه بندی استنتاجی، دلیل های دانشجویان در چهار گروه معناییِ کلی بودن، ناواضح بودن، ناهمخوانیِ بازخورد با توانایی های دانشجویان و نگهداری از استقلال و مالکیت متن، گروه بندی شدند. یافته ها نشان دادند که هر دو گروه کارشناسی ارشد و دکترا، ناواضح بودن و کلی بودن را به عنوان عمده ترین عوامل به کار نبستن بازخوردها در متن بر شمردند. همچنین، یافته ها نشان دهنده تفاوت هایی میان دیدگاه های دانشجویان کارشناسی ارشد و دکترا بود. این گونه که دانشجویان دکترا به میزان معناداری بیش از دانشجویان کارشناسی ارشد برای نگهداری از استقلال فکری و مالکیت متن، بازخوردِ استاد راهنما را نادیده گرفتند. از سوی دیگر، دانشجویان کارشناسی ارشد، شمار بیشتری از بازخوردها را به سبب ناهمخوانی با توانایی های خود پیاده سازی نکردند
The Relationship between Graded and Tested Achievement: Do Gender and Proficiency Level Make a Difference?(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۹ , N. ۴ , ۲۰۲۰
477 - 502
حوزههای تخصصی:
Grades represent one of the most common sources of evidence of student achievement in classrooms, though their relationship with test scores has remained understudied, particularly in settings such as in Iran, where English is taught as a foreign language. The purpose of this study was to investigate the relationship between graded and tested achievement with respect to gender and proficiency level differences. Teacher-assigned grades and standardized achievement test scores of 693 Iranian learners of English taught by 15 teachers were examined. Primary analyses focused on the validity of teacher grades and the subsequent Pearson correlation coefficients revealed that grades associated positively with externally-validated test scores obtained from reliable tests, an indication of the validity of teacher grading. Additionally, the results of independent-samples t-tests showed that female students outperformed male students on achievement tests, but with fluctuations across proficiency levels. Higher proficiency levels gave male participants an advantage over female participants in achievement tests. Moreover, male teachers were found to grade female participants more accurately than their female counterparts. Implications are discussed for informing teachers about the validation of their grading practices, as well as for teacher education programs and teachers’ professional development.
Foreign Language Education Policy (FLEP) in Iran: Unpacking State Mandates in Major National Policy Documents(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Teaching Language Skills (JTLS), Volume ۳۹, Issue ۳.۱, fall ۲۰۲۰
185 - 215
حوزههای تخصصی:
The worldwide spread of English as the dominant language of globalization has accelerated the development and implementation of Foreign Language Education Policy (FLEP) in many countries. However, Iranian macro policymakers seem to be reluctant to develop an overt FLEP due to ideologized agendas. This study employs document analysis to explore FLEP in eight major national policy documents in Iran including, inter alia, National Vision 2025, Comprehensive Scientific Roadmap, and National Document of Education. This analysis was based on Kaplan and Baldauf’s (1997, 2003) framework for language-in-education planning, which covers Access, Curriculum, Methods and Materials, Evaluation, Personnel, and Resourcing policy as its major components. The data, coded through MAXQDA Software, revealed that the documents relatively deal with almost all components of FLEP excluding the Resourcing policy. Curriculum policy and Methods and materials policy receive the highest attention. Further, some contradictions, conflicts of interest, and gaps are observed in the documents regarding FLEP. Although these documents deemed English necessary for the development of the country, there are worries that it may lead to Westernization. The findings also show that FLEP in Iran is top-down and hardly reflects the needs and attitudes of the community. This has resulted in the failure of ELT in public schools and, in turn, its boom in the private sectors.
بررسی ساخت هجا در گویش مشهدی بر اساس نظریه ی همخوان- واکه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی ساخت هجا در شناخت واجی یک گویش از اهمیت به سزایی برخوردار است. پژوهش حاضر در قالب طرحی میدانی به بررسی ساخت هجایی گویش مشهدی پرداخته و بر اساس نظریه ی همخوان- واکه به شیوه ی واج آرایی همخوان ها و همچنین تاثیر واکه ی هسته ی هجا در انتخاب خوشه های همخوانی می پردازد. داده های زبانی این پژوهش حاصل مصاحبه با ده گویشور ساکن مشهد شامل زن و مرد بین سنین 60 تا 80 سال و کم سواد است. در ضمن پژوهشگر خود نیز گویشور بومی می باشد. یافته های پژوهش نشانگر آن است که عنصر هجایی در گویش مشهدی هسته است که قبل از آن حداکثر دو همخوان و بعد از آن نیز حداکثر دو همخوان می توانند قرار گیرند. طی این بررسی مشاهده شد که تمایل گویش مشهدی بیشتر بر هجاهای کوتاه است به صورتی که در اغلب موارد در مقایسه با فارسی معیار درج واکه یا فرایند واج افزایی را شاهد می باشیم. واژه هایی مانند: بزرگ/bozor@/، ترش/ toroS/، سطل/s{tel/ نشانگر این فرایند می باشد. فرایند واج افزایی در این گویش به چهار دسته تقسیم می شود که در این پژوهش به تفصیل به آن پرداخته شد.
قواعد اعلال در افعال اجوف از منظر زبان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قواعد اعلال در صرف زبان عربی به تلفظ کلمات معتل (کلماتی که یک یا دو همخوان سه گانه ریشه آنها یک نیم واکه است) می پردازند و از منظر زبان شناسی بخشی از صرف واج شناسی زبان عربی محسوب می شوند. دستورهای سنتی در بحث تلفظ به حروف اشاره می کنند و چون نظام های نوشتاری همه ویژگی های تلفظی را بازنمایی نمی کنند، فهم و یادگیری قواعد تلفظی در شکل سنتی آنها دشوار است. تکیه نیز چون در خط بازنمایی ندارد، در دستورهای سنتی نادیده گرفته شده، حال آن که تکیه گذاری صحیح در قرائت به اندازه تلفظ صحیح همخوان ها و واکه ها مهم است. در این مقاله، به قواعد اعلال افعال اجوف (افعالی که همخوان دوم ریشه آنها نیم واکه است) از منظر زبان شناسی نگریسته ایم تا ضمن مشخص کردن سادگی فرایندهای واجی مورد اشاره در این قواعد، نقش تکیه را در تلفظ این دسته از افعال نشان دهیم. بدین منظور، پس از آوانویسی مثال های هر یک از قواعد، الگوی تکیه آنها را در چارچوب پارامترهای تکیه وزنی هیز (1995) تحلیل کرده ایم تا نشان دهیم قواعد اعلال افعال اجوف به چیزی بیش از حذف، کشش جبرانی و کشش ناشی از مقتضیات تکیه اشاره ندارند و می توان با تمرکز بر آواها به جای حروف از دشواری مباحث دستور سنتی کاست.
مقایسه به کارگیری عبارات احتیاط آمیز در بیماران اسکیزوفرن و افراد سالم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به مقایسه استفاده از عبارات احتیاط آمیز در روایت بیماران اسکیزوفرن و افراد سالم می پردازد. جهت استخراج روایت شرکت کنندگان از فیلم کوتاه شش دقیقه ای گلابی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از دو شیوه توصیفی و استنباطی بر روی 7 مورد عبارات احتیاط آمیز؛ شامل افعال وجهی معرفتی ممکن، تکرار شمارش، ساخت پرسشی، ساخت شخصی غیر ارتقایی، اصطلاحات وجهی، افعال تردید و ساخت منفی انجام گرفت. در روش آماری استنباطی به تجزیه و تحلیل و بررسی متغیرهای پژوهش با استفاده از آزمون تی و من-وتنی پرداخته شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که میان استفاده بیماران اسکیزوفرن و افراد سالم در به کارگیری انواع 7 مورد عبارات احتیاط آمیز مستخرج از داده های دو گروه، اختلاف معنی دار مشهود است؛ بدین معنا که افراد سالم از اصطلاحات وجهی و افعال تردید در روایت خود به صورت معنی داری بیشتر استفاده کرده اند. به نظر می رسد که اختلال در تئوری ذهن و به کارگیری قواعد کاربردشناختی بیماران اسکیزوفرن از دلایل اصلی این اختلاف معنی دار هستند.
Investigating the Effects of English Language Teachers’ Professional Identity and Autonomy in Their Success(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Because of the importance of instructor success in the adequacy of instruction and learning, this study aimed to explain the impact of two factors, namely language teachers’ professional identity and autonomy, with respect to their success. To this end, 190 Iranian EFL teachers, including university lecturers and language institute teachers, participated in this study. As for data collection, the Teacher Autonomy Questionnaire (TAQ), the Teacher Professional Identity Scale (TPIS), and the Characteristics of Successful Language Teachers Questionnaire (CSLTQ) were distributed among the respondents. Using Cronbach’s alpha estimates and correlational analyses, the reliability of the questionnaires and the associations among the TAQ, TPIS, and CSLTQ were examined, respectively. The results of Pearson correlations revealed that there were significant positive correlations among all three teacher factors. These findings were also confirmed by Structural Equation Modeling (SEM) results; teacher success was predicted positively and significantly by both professional identity and autonomy. Outcomes of this research suggest that teachers’ professional identity and autonomy are highly beneficial to their success. This study also outlined the elements of teachers’ professional identity that could be more useful for their success. In the end, relevant pedagogical implications are discussed.
مقایسه بازداری شناختی در دانش آموزان دو زبانه و یک زبانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در زبان شناسی شناختی، زبان بخشی از توانمندی های شناختی انسان تلقی می شود و هرگونه تحلیل زبانی با تحلیلی از توانایی های شناختی انسان همراه است. یکی از توانایی های شناختی انسان بازداری شناختی است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه بازداری شناختی در دانش آموزان دو زبانه و دانش آموزان یک زبانه انجام شد. روش این پژوهش عل ّ ی مقایسه ای بود. جامعه مورد مطالعه، دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر قزوین بودند که تعداد 82 دانش آموز (43 دانش آموز دو زبانه و 39 دانش آموز یک زبانه) با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار های پژوهشِ پرسش نامه دموگرافیک و آزمون رایانه ای استروپ عددی بود. دانش آموزان پس از پر کردن پرسش نامه دموگرافیک، به آزمون استروپ عددی پاسخ دادند. داده های حاصل از پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) تجزیه و تحلیل شد. یافته های آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که بین عملکرد دانش آموزان دو زبانه و یک زبانه در آزمون استروپ عددی تفاوت معناداری وجود دارد. بدین صورت که اثر استروپ عددی و اثر استروپ فیزیکی در دانش آموزان یک زبانه بیشتر از دانش آموزان دو زبانه است. با توجه به یافته های پژوهش می توان چنین نتیجه گرفت که دانش آموزان دو زبانه نسبت به دانش آموزان یک زبانه، عملکرد بهتری در بازداری شناختی دارند که سبب می شود در برخورد با مسائل شناختی، خطای کم تری داشته باشند و سریع تر پاسخ دهند. واژه های کلیدی: آزمون استروپ، بازداری شناختی، دانش آموزان، دو زبانه، یک زبانه.
تأثیر ارزیابی پویا و غیرپویا بر درک یادگیرندگان زبان انگلیسی سطح متوسط از کنش های گفتاری معذرت خواهی و درخواست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیروِ پیدایش رویکردها و روش های نوین در حوزه تدریس زبان انگلیسی، ارزیابی زبان دست خوش تغییرات بسیار اساسی شده است و روش های سنتی جای خود را به ارزیابی پویا داده اند. ارزیابی پویا مبتنی بر نظریه اجتماعی فرهنگی ویگوتسکی ( 1978 ) و منطقه مجاور رشد است. اگرچه رویکرد ارزیابی پویا برای بیشتر جنبه های یادگیری زبان دوم کاربرد دارد، اما به ندرت در جهت بررسی روند توسعه و تکامل منظورشناسی بین زبانی تحقیقی انجام نشده است. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ارزیابی پویا بر درک کنش های گفتاری معذرت خواهی و درخواست در میان زبان آموزان زبان انگلیسی سطح متوسط در ایران نگاشته شده است. در این راستا، تعداد 66 زبان آموز زبان انگلیسی سطح متوسط که در آموزشگاه زبان شکوه در شهرستان کلاله مشغول به تحصیل بوده اند، برحسب نمره هایشان در آزمون تعیین سطح آکسفورد انتخاب و سپس به سه گروه تقسیم شدند: گروه ارزیابی غیرپویا، گروه ارزیابی پویا و گروه شاهد. در این پژوهش از طرح پیش آزمون پس آزمون استفاده شده است. برای ارزیابی توانش منظورشناختی در این تحقیق، در دوران پیش و پس از مداخله، آزمون درک منظورشناسی شنیداری بیرجندی و درخشان ( 2014 ) اجرا شده است. اعضای شرکت کننده در این تحقیق، هشت جلسه آموزش 45 دقیقه ای را در قالب کلیپ های ویدئویی منتخب از فصل ها و بخش های مختلف 13 Reasons Why و Suits دریافت کردند. نتایج حاصل از آزمون تحلیل واریانس یک متغیره نشان داده که میان این سه گروه، تفاوت معنادار آماری وجود داشته است و نتایج به دست آمده از آزمون تعقیبی توکی نیز حاکی از آن بوده که گروه ارزیابی پویا، نسبت به دو گروه ارزیابی غیرپویا و شاهد، عملکرد بهتری داشته است. پژوهش حاضر کاربردهای قابل ملاحظه ای برای معلمان، زبان آموزان و طراحان مواد آموزشی خواهد داشت.
The Role of Corrective Feedback Timing in Task Engagement and Oral Performance(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Applied Research on English Language, V. ۹ , N. ۲ , ۲۰۲۰
229 - 252
حوزههای تخصصی:
: Corrective Feedback (CF) provision on performance involves calling attention to learners' erroneous utterances, which stimulates classroom language learning. Despite widespread research in this area, a controversy still exists as to the time of CF in communicative tasks especially when learners' task engagement is targeted. Employing 60 intermediate-level Iranian learners, a four-week study examined the effects of immediate versus delayed CF types on oral engagement, grammar gain as well as on Complexity, Accuracy and Fluency (CAF) in the context of a dictogloss task. The statistical analysis showed that despite statistically significant improvements in the case of Grammaticality Judgement Test (GJT) from the pre-test to the post-test, no statistically significant difference was found between the two groups with regard to their grammar gain, complexity, accuracy, fluency, as well as on their social and cognitive engagement. However, results in the case of behavioral and emotional engagement revealed that there were statistically significant differences between the two groups of immediate and delayed CFs. The findings of the present study call for more flexibility and confidence on the part of the teachers in providing either immediate or delayed CF whenever appropriate and without being concerned about the adverse effects of feedback
Learning L2 Idioms through Visual Mnemonics(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Due to the importance of idioms, many researchers and teachers have long sought to find ways of making idiom teaching and learning more effective. This study compared three visual mnemonic devices (pictures, mental imagery, and movie clips) in terms of their effect on EFL learners’ recognition and recall of English idioms. Ninety intermediate level EFL learners who were preparing themselves for IELTS participated in this study. They were in three groups of thirty members each. Each group was taught idioms using one of the afore-mentioned visual mnemonic devices. Receptive and productive tests of idioms were administered to all groups after the treatment. The one-way ANOVA procedure was used to analyze the collected data. The results revealed statistically significant differences among these devices, with pictures method being the most effective on both recognition and recall of idioms. The findings of the study can have significant theoretical as well as pedagogical implications for language researchers, textbook designers, curriculum developers, teachers, and language learners.
Gendered Language: Men’s vs Women’s Uses of Address Terms within New Interchange Series(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۳, No.۲۶, Spring & Summer ۲۰۲۰
182 - 204
حوزههای تخصصی:
This study set out to check the addressing behavior within men’s and women’s talk in the written conversations in English language textbook series titled ‘New Interchange book’ by Richards, Hull and Proctor, (1998) from Cambridge University Press. In line with this aim, the present researchers initially prepared descriptive tables for both formal and informal contexts in three theme categories (Social, Cultural & Economic) vis a vis four case appropriations (men*men, men*women, women*men, women*women). The distributions of interlocutors were coded through content analysis techniques. The major findings indicated that the highest percentage of detected address terms belonged to pronouns (67.7%). The proportions for gender appropriations between interlocutors for this address term showed that the case condition with women to men (52.3%) and men to women (36.4%) had the highest rates as compared with other cases. Then, in the final stage, the datasets were scrutinized in terms of theories on gender disparity in the instructional materials. This paper has some pedagogical implications in terms of addressing term inequality as mapped on gender status within ELT books, which might indirectly change the balance against full and rich contexts for effective learning to occur.
بررسی کاربرد واژگان پایه در کتب آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان و مقایسه آن با واژگان پایه فارسی آموزان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۶بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
135-154
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تطبیقیِ واژگان پایه در کتاب های آموزش زبان فارسی تألیف احمد صفارمقدم (1387) و آموزش فارسی به فارسی تألیف احمد زهرایی و همکاران (1392) با کتاب واژگان پایه فارسی از زبان کودکان ایرانی تألیف نعمت زاده و همکاران (1390) می پردازد. روش تحقیق از نوع توصیفی-تحلیلی است و برای گردآوری داده ها، واژه های موجود در جلدهای اول، دوم و سوم کتاب صفارمقدم و واژه های موجود در جلدهای اول، دوم و سوم کتاب زهرایی و همکاران استخراج و در نرم افزار اکسل تایپ و سپس به صورت الفبایی مرتب شد. در مرحله بعد، واژه های تکراری در هر دو مجموعه حذف شد. بررسی واژه های باقی مانده به این روش انجام شد که اگر واژه تایپ شده، در کتاب نعمت زاده و همکاران موجود بود، برای آن واژه کد (1) و در غیر این صورت کد (0) قید شد. سپس واژه ها براساس کدهای مربوطه مرتب شدند و تعداد واژه های موجود در هر سری از کتاب ها شمارش و با واژگان پایه تطبیق داده شد. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مجموعه جلدهای اول، دوم و سوم کتاب صفارمقدم با دارابودن 237 واژه پایه تنها 69/47 درصد واژگان پایه مبنا را پوشش می دهد، درحالی که، مجموعه جلدهای اول، دوم و سوم کتاب زهرایی و همکاران با دارابودن 422 واژه پایه، 9/84 درصد واژگان پایه را پوشش می دهد. واژگان مورد استفاده در مجموعه تألیفیِ زهرایی و همکاران نسبت به مجموعه تألیف صفارمقدم بهتر می تواند نیازهای اولیه واژگانی فارسی آموزان را برآورده کند. بنابراین، می توان بیان کرد که مجموعه جلدهای اول، دوم و سوم آموزش فارسی به فارسی تألیف زهرایی و همکاران (1392) نسبت به مجموعه جلدهای اول، دوم و سوم آموزش زبان فارسی تألیف صفارمقدم (1387) برای آموزش واژگان مناسب تر است.
مفهوم سازی فرهنگی در داستان های کودکان به زبان فارسی: رویکرد شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۷
297 - 317
حوزههای تخصصی:
هدفِ مقاله، بررسیِ شناختِ فرهنگیِ داستان های کودکانه نگارش شده به زبانِ فارسی بوده است. به این منظور، مفهوم سازی های فرهنگیِ این داستان ها، در چارچوب زبان شناسی فرهنگیِ موردِ پذیرش شریفیان (Sharifian, 2017) تحلیل شدند. نمونه آماریِ پژوهش، مشتمل بر صد داستانِ گروه های سنی الف و ب بودند. این نمونه ها، به روش هدفمند و از میانِ کتاب های منتشرشده سه ناشر ِمعتبرِ دولتی، مابینِ سال های 1377-1397 انتخاب شدند. طرح واره های فرهنگی زیربنایی موردِ استفاده این داستان ها، به عنوان بخشی از شناختِ فرهنگیِ جامعه فارسی زبانان استخراج گردیده و با روش تحلیل فراگفتمانی بررسی شدند. پس از قرار دادن تعامل های شخصیت های داستانی در چارچوبِ عملیِ زبان شناسیِ فرهنگی، چندین طرح واره خرد با مفاهیم اجتماعی گوناگون به دست آمد که در طرح واره های کلان درونه گیری شده بودند. سه طرح واره کلانِ همدلی، تعارف و پشیمانی، الگوهای تکرارشونده داشتند و با طرح واره های جانبیِ هم یاری، آزادی خواهی، مهمان نوازی، رودربایستی و شرمندگی ارتباط داشتند. «سکوت» در طرح واره های کلان، دارای نقش ِکاربردی بوده و برخی از تعامل های کلامیِ شخصیت های داستانی، تحت تأثیر این مفهوم قرار داشتند. طرح واره خردِ «تنهایی» نیز در طرح واره های کلانِ همدلی و پشیمانی، درونه گیری شده و بر روی کنش های کلامی و غیرکلامی شخصیت های داستانی تأثیرگذار بودند. هر چند، مفاهیمِ انزواطلبی و سکوت نقشِ کاربردیِ پسندیده ای در ادبیات بزرگسالان دارند. با این وجود، مفهوم های انزواطلبی و سکوت، در ادبیات کودکان طرح واره های منفیِ تردید، پنهان کاری، طرد نمودن یا طرد شدن از جامعه، دل تنگی، پشیمانی، مشکل و ناراحتی را ایجاد کرده بودند که نشانه ناهنجاری در روابط اجتماعی به شمار می آمدند. به سبب نمایان ساختنِ طرح واره های فرهنگی زبان فارسی در داستان های کودکان، یافته های پژوهش حاضر، علاوه بر حوزه ادبیات کودکان، می تواند در مطالعات جامعه شناسی و مردم شناسی نیز به کار آید.
تحلیل نشانگرهای کلامی و سبکی در گفتمان حقوقی دادگاه های انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی تأثیر عوامل کلامی و سبکی گفتمان حقوقی در انحراف از نشانگرهای کلامی و سبکی در دادگاه های انقلاب با رویکرد مک منامین است. داده های تحقیق، حاصل 15 جلسه ده دقیقه ای از دادگاه های انقلاب در ده سال اخیر بود که با روش نمونه گیری تصادفی منظم انتخاب گردید. داده ها به روش آمار توصیفی تجزیه و تحلیل شد و بسامد تغییر و انحراف از این نشانگرها با توجه به الگوهای گفتمانی دادگاه به سه دسته از هنجارهای تجویزی، توصیفی و آماری طبقه بندی شد. نتایج نشان داد که کاربرد نشانگرها نقشی تعیین کننده در جایگاه فردی و اجتماعی قاضی و متهم ایفا می کند. رعایت نکردن الگوهای گفتمانی توصیفی، تجویزی و آماری در متهمان بیشتر از قضات بود و تفاوت معنی داری بین قضات و متهمان در تغییر کلام معیار در هر سه الگوی گفتمانی وجود داشت، ولی در مقایسه با یکدیگر تفاوتی معنی دار در رعایت کلام معیار و انحراف از نشانگرهای کلامی و سبکی مشاهده نشد. انحراف از هنجارها در دو طرف مشاهده محسوسی نداشت. کاربرد این مطالعه از لحاظ زبان شناسی حقوقی به روند مؤثر فرایند دادرسی و تشخیص تأثیرگذاری کلام شرکت کنندگان در دادرسی کمک می کند. نیز یافته های این پژوهش در آموزش و تربیت قضات، وکلا و نمایندگان دادستان نیز مفید است.
Intercultural Learning in Moroccan Higher Education: A Comparison between Teachers’ Perceptions and Students’ Expectations
حوزههای تخصصی:
In light of the new millennium, there has been a growing need for learners who can live and act as intercultural speakers/intermediaries in such a globalized world. This need, therefore, has brought a new learning pedagogy called “Intercultural Learning”, aims to provide an ever-lasting learning process to prepare intercultural speakers for cross-cultural encounters. However, the way intercultural learning is perceived by the teachers would differ from the way it is perceived by the students, which may affect the learning outcomes. In this respect, the present study aims to compare teachers’ perceptions with students’ expectations regarding intercultural learning in Moroccan higher education. To this end, with a total sample of 51 participants (teachers “N=25” & students “N=26”), two Likert scale questionnaires were used. Based on descriptive and inferential statistics, the findings indicated that most of the teachers held positive perceptions by showing a high degree of agreement with different aspects of intercultural learning namely, the cultural aspects of language teaching, the cultural topics covered, the techniques and the assessment methods used in intercultural learning. Regardless of students’ disagreement with some aspects of intercultural learning, the results revealed that they showed positive and high expectations about most of the aspects. Furthermore, on the basis of independent samples t-test, the results indicated that the means of the two groups are not significantly different, and so there is no significant difference between teachers’ perceptions and learners’ expectations regarding intercultural learning. The study provides insightful implications for teachers and learners regarding intercultural learning.