فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۶۱ تا ۳٬۳۸۰ مورد از کل ۱۱٬۱۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
«متن کاوی» به فرایند رایانشی تحلیل متون بدون ساختار و استخراج لایه های زبانی پنهان و مضامین موجود در آن ها گفته می شود. این روش، اهمیت ویژه ای در تحلیل محتوا یا مضمون پژوهش های توصیفی و تفسیری دارد. در این فرایند، نخست متون ساده ساختارمند شده وسپس مفاهیم و انگاره های نهفته آن خلاصه سازی، طبقه بندی، مدل سازی، ارزیابی و تفسیر می شوند. نظر به اینکه این روش به ویژه در مطالعات گفتمان به منزله یک نو آوری میان رشته ای به شمار می آید، سزاوار است استفاده از آن در مطالعات دانشگاهی کشور با جدیت بیشتری دنبال شود. مع الوصف، به رغم گستردگی کمی و کیفی پژوهش های بین المللی در این حوزه، جای خالی این پژوهش ها در مقالات فارسی و انگلیسی داخل کشور بسیار احساس می شود. از این رو، این مقاله در نظر دارد از رهگذر کنکاش نظری و عملی روش های متن کاوی و ارزیابی ابزارها و روش های اصلی آن در زبان فارسی و انگلیسی، بستری مناسب برای بهره مندی از ظرفیت های این روش شناسی در مطالعات زبانی فراهم سازد.
زمان و نمود در دستور سنتی زبان ترکی آذربایجانی در مقایسه با رویکرد نظام دستور نقشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به این که منابع دستوری زبان ترکی آذربایجانی عموماً بر پایه دستور سنتی است و تمایزی بین عنصر زمان و نمود در این دستور صورت نگرفته است، بنابراین جستار حاضر به بررسی و مقایسه عنصر زمان و نمود در زبان ترکی و انگلیسی با رویکرد دستور نقشی هلیدی می پردازد. در مرحله نخست تحلیل داده ها، پیوندهای زمان در زبان ترکی و سپس ساختار وجه در قالب جملات انگلیسی با معادل های ترکی شان مقایسه و بررسی شدند که این نتایج به دست آمد: در تمامی منابع دستور سنتی ترکی آذربایجانی، پیوندهای -ir، ar/әr و –miş که بیانگر فرآیند وقوع فعل هستند، به عنوان پیوندهای زمان در نظر گرفته شدند. به بیان دیگر، در دستور سنتی با نوعی از آمیختگی زمان و نمود مواجه هستیم. از طرف دیگر، این تکواژها در رویکرد دستور نقشی در گروه زمان داری ها قرار نمی گیرند، بلکه در بخش باقی مانده، نقش اول محمول ها یعنی فرآیند زمانی وقوع فعل را بازی می کنند. همچنین مشخص شد که تکواژ زمان حال در ترکی- برخلاف نگرش دستور سنتی- با عدم حضور پیوند زمان گذشته (di-) نمود پیدا می کند؛ یعنی با تکواژ صفر و مطابق دستور نقشی در بخش «محمول» واقع می شود. برخلاف زبان انگلیسی که تکواژهای زمان داری در مواردی به شکل ادغام با فعل واژگانی نمود پیدا می کنند، این تکواژها در ترکی همیشه به شکل تکواژ وابسته، به پایه فعل واژگانی متصل می شوند.
ترجمه متون ادبی از نظریه تا عمل؛ بررسی ترجمه ای از زبان روسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم زبان سال هشتم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۳
283 - 304
حوزههای تخصصی:
ترجمه آثار ادبی، به عنوان یکی از دشوارترین و بحث برانگیزترین انواع ترجمه، همواره مورد بحث وبررسی زبان شناسان مطرح دنیا بوده است. به طوری که در بیشتر کتاب های مربوط به نظریه ترجمه، به طور جداگانه به ترجمه متون ادبی و ویژگی های آن پرداخته شده است. به همین دلیل، در مقاله حاضر سعی شده است تا با بررسی اجمالی نظریات تعدادی از نظریه پردازان حوزه ترجمه، به بررسی راهکارهای موجود جهت صحت و بهبود ترجمه متون ادبی پرداخته شود. سپس، با استفاده از نظریات مطرح شده و شیوه های پیشنهادی ترجمه پژوهان، ترجمه نمایشنامه جزیره سرخ از زبان روسی به فارسی مورد بررسی قرار گرفته تا به صورت مشخص، نحوه استفاده از نظریه های ترجمه در ترجمه متون ادبی مشخص شود. با توجه به مطالعات صورت گرفته، مشخص می شود که بسیاری از کاستی های موجود در ترجمه اثر نام برده ناشی از عدم توجه مترجم به نظریات ترجمه بوده و درواقع، یادآور جایگاه فراموش شده این نظریات در فرایند آموزش ترجمه است.
Developing and Assessing Intercultural Competence through Ethnographic Interviews in the Domestic Context of Teacher Education in Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Although the importance of intercultural competence (IC) training has been increasingly recognized in recent scholarly reviews, home-based approaches invite further investigation in this paradigm. This study aims to make a contribution by exposing a domestic context to assess IC development through using qualitative and quantitative methods. To do so, sixty two undergraduate EFL student-teachers were guided to conduct two either on-line or face to face reflective ethnographic interviews over a sixteen-week course of cross-cultural communication. The quantitative findings obtained from the Intercultural Development Inventory (IDI) questionnaire showed significant increase in participants’ Perceived Orientation (PO) and Developmental Orientation (DO) after the course. Qualitative findings also revealed significant growth, provoking some new perceptions, and emphasizing the student-teachers’ positive responses to both IDI assessment and the intercultural interactions. The exploratory analysis of the participants’ reports on the ethnographic interviews resulted in seven emerged themes which conceptually matched the traditional IC model. Therefore, the study shows that using reflective ethnographic interviews in a mixed methods design is helpful in developing and assessing student-teachers’ IC.
A Study on the Effect of Teachers’ Text Specific Comments and Rubber-Stamped Comments on Iranian EFL Learners’ Writing Ability(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
The Journal of English Language Pedagogy and Practice, Vol.۱۴, No.۲۹, Fall & Winter ۲۰۲۱
1 - 18
حوزههای تخصصی:
Written corrective feedback (WCF) refers to the feedback given by writing instructors and tutors on novice writers’ performances. Although extensive importance has been attached to the implications of WCF for improving writing skill in L2 writing studies, there is a paucity of research into research on whether student writers benefit differently from elaborated and evaluative feedback. Having this in mind, the aim of this research was to examine the effect of teacher’s text-specific and rubber-stamped comments on Iranian EFL learners’ writing ability at intermediate level. Quick Placement Test was employed to select 40 pre-intermediate EFL learners as the participants of this research. Then, they were randomly assigned into two experimental and control groups. Prior to the treatment, the participants of both groups were given a pretest to disclose their initial writing ability. After administering the rubber-stamped comments to the experimental group and text specific to the control group, a posttest was administered to seek the effect of two types of instruments. An independent samples t-test was used to see if the treatment was effective. Paired samples t-test was also employed to determine the amount of progression between pretest and posttest of the experimental group. The results of the study revealed that rubber-stamped comments improved the learners’ writing ability. Implicationally, instructors can use rubber-stamped comments to help learners improve their writing ability.
نمود در زبان فارسی از منظر دستور گفتمان نقش گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و زبان شناسی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۳۳
195 - 240
حوزههای تخصصی:
نمود از دیرباز در حوزه های مختلف علم ازجمله فلسفه، منطق، ادبیات و تدوین دستور و زبان شناسی موردتوجه و مطالعه بوده است. این مفهوم از ابتدای دستورنویسی برای زبان فارسی مورد توجه قرار نداشته است، باوجوداین، از مهم ترین خلط مبحث هایی که در این زمینه صورت گرفته است تمایز قائل نشدن بین زمان دستوری و نمود در بسیاری از این آثار (دستور سخن، دستور پنج استاد و ...) است. در این جستار با بهره گیری از مفاهیم و مفروضات موجود در دستور گفتمان نقش گرا (Hengeveld and Mackenzie, 2009) مقوله نمود در زبان فارسی با استفاده از شیوه ای توصیفی - تحلیلی بررسی می شود و تلاش می شود تا ابعاد جدیدی از رفتار زبان فارسی در ارتباط با این مقوله دستوری بحث شود. در این دستور که اساساً نظریه ای رده شناختی برای ساختار زبان است با معرفی ساختار چند لایه فرمول بندی و رمزگذاری، امکان مقایسه های قابل اتکاتری از نظام های زبانی فراهم می شود. نتایج نشان می دهد که در زبان فارسی در یک سطح نمود کمّی (شامل عادت، تکرری، تک وقوعی، بسامدی) و در سطح دیگر کیفی (تام و ناقص و مرحله ای) از یکدیگر متمایز می شوند. نمود های تام-ناقص و مرحله ای، به سازوکار درونی وضعیت مربوط هستند؛ این نمود ها در مقابل مفهوم نمود کمی قرار می گیرند که بسامد رخداد یک وضعیت را مشخص می کنند. نتایج بررسی ها نشان می دهد که در زبان فارسی عملگر اختصاصی برای نشان گذاری نمود کمی وجود ندارد و غالباً از واحدهای واژگانی و عبارت های قیدی برای این نوع نمودنمایی استفاده می شود. درحالی که در میان نمود های کیفی به جز در مورد نمود مرحله ای ممتد، تمامی موارد دارای ابزار دستوری ویژه ای برای نشان گذاری نمود هستند. به طورکلی، در چارچوب دستور گفتمان نقش گرا می توان توصیف جامعی از تمایز های نمودی و شیوه های مختلف نمودنمایی و سازماندهی آن ها در زبان فارسی ارائه کرد.
بررسی واژه سازی واژه های مرکب وابسته در زبان اوستایی؛ بررسی متن مهریشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
واژه ها معرف زبان های گوناگون هستند و با از بین رفتن و کم شدن آن ها زبان ها نابود می شوند؛ واژه ها در اصل از عملکرد واژه سازی ساخته می شوند، مقصود از واژه سازی، سازوکاری فعال است که به صورت تکرارشونده بر تعداد واژه های زبان می افزاید و به روش های مختلفی واژه های زبان را تولید می کند. به بیانی دیگر، به ترکیب تکواژها و ساختن واژگان جدید، واژه سازی گویند زبان های ایرانی باستان، به ویژه اوستایی، در زمینه واژه سازی بسیار غنی و متنوع بوده است. مهریشت از یشت های مهم و کهن است که تمام ویژگی های خاص یشت ها را حفظ کرده و دومین یشت بلند اوستا است و به دلیل دارا بودن دایره واژگانی متنوع و وسیع، برای شناخت و ارزیابی این زبان ارزنده است. مطالعه دایره واژگانی وسیع و ارزنده می تواند ذهن را برای ساخت واژگان نو در فارسی امروز، روشن تر کند. در این مقاله نخست به شرح مختصر انواع روش های واژه سازی در زبان اوستایی پرداخته وسپس واژه سازی مرکب توضیح داده می شود و در نهایت واژگان مرکب متن مهریشت اوستا مورد بررسی قرار می گیرند.
پیشینه نمایش در ایران با تمرکز بر یسن 29 اوستا و شباهت های آن به تعزیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در توضیحات و معرفی یسن 29 اوستا که یکی از مهم ترین و پیچیده ترین بخش های گاهان به شمار می آید اشاراتی از سوی اوستاشناسان به نمایشی بودن این متن شده است اما درمورد ویژگی های نمایشی متن و این که به طور دقیق بر چه اساس این نظریه مطرح می شود یا با کدام نوع از گونه ها و سبک های نمایشی مطابقت می کند، تحقیق و توضیحات مفصلی وجود ندارد. آنچه مسلم است اینست که متن با توجه به موضوع و درون مایه آن نوعی تعزیه به شمار می آید که در این پژوهش سعی شده با پیگیری تعاریف نمایش به طور کلی و مروری بر پیشینه آن در ایران، ابتدا به احتمال وجود نمایش های آیینی از این دست در آن روزگار کهن پرداخته شود و سپس با بررسی تعزیه و ریشه های آن در فرهنگ، اسطوره و نمایش های آیینی ایران باستان و همچنین بررسی ویژگی های تعزیه در یسن 29 اوستا آن را نه تنها به عنوان یک متن دینی بلکه به عنوان یک نمایشنامه آیینی و دست مایه ای برای اجرای نوع خاصی از تعزیه متناسب با آنچه در آن روزگار مرسوم بوده است، بپذیریم.
بررسی ویژگی های فرد ویژه واکه های ساده زبان فارسی بر اساس نظریه منبع-صافی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با استفاده از ابزارهای آواشناسی آزمایشگاهی و براساس نظریه منبع-صافی به بررسی تغییرات بین-گوینده و درون-گوینده در واکه های ساده زبان فارسی می پردازد. این پژوهش در پیِ آن است تا مشخص کند کدام یک از واکه های ساده زبان فارسی اطلاعات فردویژه بیشتری را نشان می دهد و کدام پارامتر آکوستیکی بهتر می تواند گویندگان فارسی زبان را از هم متمایز سازد. به منظور بررسی تغییرات بین-گوینده و درون-گوینده، دو دسته پارامتر آکوستیکی یکی مربوط به حنجره یعنی فرکانس پایه و دیگری پارامترهای مربوط به دستگاه گفتار یعنی فرکانس های سازه انتخاب شد. فرکانس پایه و فرکانس سازه های اول، دوم، سوم و چهارم از منطقه ثبات واکه های تولیدشده توسط دوازده گویشور مرد فارسی زبان استخراج شد. نمونه های آوایی با استفاده از برنامه Praat ویرایش 34، 2، 5 مورد تجزیه و تحلیل آکوستیکی قرار گرفت و تحلیل آماری داده ها و مقادیر به دست آمده از بررسی آکوستیکی نمونه های آوایی با استفاده از نرم افزار SPSS ویرایش 0/21 و نرم افزار R ویرایش 3. 3. 3 انجام شد. نتایج نشان داد واکه پیشین افتاده /a/ در مقایسه با سایر واکه ها و فرکانس سازه سوم در مقایسه با سایر سازه ها اطلاعات فردویژه بیشتری را نشان می دهند. براساس نتایج، فرکانس پایه نسبت به فرکانس سازه ها پارامتر قدرتمندتری در نشان دادن تغییرات بین-گوینده است. همچنین، نتایج حاکی از این است که فرکانس پایه با فرکانس سازه اول همبستگی دارد که این موضوع به نوعی نشانگر رابطه متقابل میان بخش های منبع و صافی است.
فرایند درهم شدگی در دگرگونی واجی ستاک های گذشته با پایانه «- شت»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال دوازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۶
257 - 279
حوزههای تخصصی:
در بسیاری از زبان های ایرانی- از جمله فارسی- ستاکِ گذشته، در ریشه برخی فعل ها که پس از یک واکه، مختوم به /r/ هستند، در حالتی به /-št/ ختم می شود که /r/ از ساختمان آن ها حذف می گردد. با توجه به اینکه پایه بنیادین ستاک گذ شته ساز، تکواژ /t-/ است که طی فرایندهای واژ-واجی، به صورت تکواژگونه های مختلفی نمود می یابد، نگارنده بر آن شد تا روند ساختار این تکواژ ویژه را، که در پژوهش های پیشین نادیده گرفته شده و یا به درستی تبیین نشده بود، بررسی و تحلیل نماید. هدف نگارنده تحلیل و تبیین روند ساختار این تکواژ ویژه روی پایه بنیادین ستاک گذ شته ساز، تکواژ /t-/ است که در پژوهش های پیشین نادیده گرفته شده یا به درستی تبیین نشده بود. فرض پژوهش از این قرار است که در خوشه همخوانی نخستی که /rst / بوده، فرایند درهم شدگی [r] واکرفته در [s] صورت گرفته و به پدیدآیی صدای واج شده / š / انجامیده است. با بهره گیری از الگوی آواشناختی-محور در دگرگونی واجی شامل برنامه ریزی حرکتی در تولید گفتار، آیرودینامیک گفتار، ساز و کار حرکت بخش های دستگاه گفتاری و ادراک گفتار و به ویژه آواشناسی تعاملی، هر دو رویکرد درزمانی و هم زمانی مورد نیاز، چه برای تحلیل و چه برای استخراج شواهد به کار گرفته شده است. داده های پژوهش، همه ستاک های گذشته دارای این موضوعیت در زبان فارسی بوده اند. شواهد نظری و تجربی، هم در داده ها و هم در دیگر نمونه های تاریخی یا به روز، تأییدکننده درستی فرضیه در پیدایی واج /š/ در ستاک گذشته فعل و حذف /r/ از پایه آن به سبب درهم شدگی /rs/ بودند. یکی دیگر از یافته های پژوهش، این است که تکواژگونه زیرساختی این دسته از ستاک ها می بایست /st/ بوده باشد. پیشنهاد می شود این یافته در پژوهش های آینده، به صورت آزمایشگاهی نیز بررسی شود.
Investigating Foreign Language Enjoyment and Public Speaking Class Anxiety in the EFL Class: A Mixed Methods Study(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Teaching Language Skills (JTLS), Volume ۳۹, Issue ۱, Spring ۲۰۲۰
115 - 152
حوزههای تخصصی:
Foreign language enjoyment and speaking anxiety in the classroom are two potential emotion-inducing factors for foreign language learning. This sequential mixed methods study investigated whether and to what extent Iranian EFL students experienced foreign language enjoyment and public speaking anxiety in their English classrooms, and how they characterize the sources of the enjoyment and speaking anxiety in such a context. To these ends, 128 learners of English as a foreign language (EFL) from several English language institutes, selected based on convenience sampling, took part in this research. They completed Dewaele and MacIntyre’s (2014b) Foreign Language Enjoyment and Yaikhong and Usaha’s (2012) Public Speaking Class Anxiety questionnaires, and write down about an episode in which they had experienced enjoyment and speaking anxiety in the EFL classroom. Quantitative and qualitative statistical data analyses were applied to examine foreign language enjoyment and public speaking class anxiety. Descriptive data analysis showed that the learners had a medium-to-high foreign language degree of enjoyment and a low level of public speaking anxiety. Besides, they reported more enjoyment than public speaking anxiety in class. Further qualitative data analysis revealed 12 sub-themes and four main themes of Teacher, Learning, Class Activities, and Class Atmosphere in explaining their enjoyment, as well as eight sub-themes and four main themes of Exam Phobia, Reaction/Feedback, Personal Failure, and Lack of Self-Confidence for speaking anxiety. The findings provide implications for language teachers and policymakers to gain better insights into factors underlying enjoyment and speaking anxiety in the field of foreign language learning.
زباهنگ ناسزا در فارسی و معادل های ترجمه شده انگلیسی براساس الگوی هایمز؛ مطالعهموردی پیکره زبانی رمان دایی جان ناپلئون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زبان و ترجمه سال پنجاه و سوم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
31 - 59
حوزههای تخصصی:
این پژوهش مقوله ناسزا را بر مبنای داده های پیکره ای در زبان های فارسی و انگلیسی بررسی می کند. در اینجا از مفهوم زباهنگ برای اشاره به رابطه دو سویه زبان و فرهنگ استفاده می شود. بررسی ناسزا می تواند به روشن تر شدن رابطه میان زبان و فرهنگ کمک کند، خاصه اینکه در دو زبان بررسی شود. به منظور انجام چنین تحقیقی از داده های زبانی رمان دایی جان ناپلئون اثر ایرج پزشک زاد و ترجمه انگلیسی آن اثر دیک دیویس استفاده شده است. دلیل انتخاب ترجمه انگلیسی نیز این است که رفع و پرداختن به یکی از دغدغه های اصلی جامعه شناسان زبان بررسی تفاوت های فرهنگی جوامع است که ترجمه از یک زبان به زبان دیگر امکان این بررسی را فراهم می آورد؛ چراکه مترجم تا اشراف به مفاهیم فرهنگی در پس ناسزاها نداشته باشد به خوبی از عهده ترجمه بر نمی آید و بررسی تطبیقی دو نمونه زبانی نشان می دهد که چه تفاوت هایی در این زمینه قابل مشاهده است. در این پژوهش کمی و کیفی برای هر کدام از موارد، علاوه بر ارائه بسامد وقوع، تحلیلی فرهنگی به شیوه کیفی هم ارائه شده است. الگوی مورد نظر این پژوهش الگوی SPEAKING هایمز (1967) است که براساس آن انگیزه افراد برای ادای ناسزا با توجه به ملاحظات فرهنگی قابل توضیح است و تفاوت های زبانیِ ناشی از تفاوت های فرهنگی را تبیین می کند. این الگو انتخاب شده است تا به محقق این امکان را بدهد تا کارکردهای ناسزا را در زبان فارسی ارائه کند. این پژوهش می تواند به راهکارهایی برای ارائه معادل های ترجمه ای بهتر و دقیق تر از متون معاصر فارسی به زبان انگلیسی منجر شود. تحلیل داده های این پیکره نشان می دهد ناسزاها در برخی حوزه های مفهومی (حیوانات، ظواهر و اعضای بدن، صفات انسانی و ویژگی های شخصیتی، فهم و شعور و جنبه های عقلانی، آبرو و شرم و حیا، ناموس، اصل و نسب و پدر و مادر) شکل می گیرند و توهین های جنسی که پاکدامنی فرد یا کسانش را هدف می گیرد به دلایل فرهنگیِ قابل توضیح، پرکاربردترند. یافته های تحقیق نشان می دهند که هدف از زباهنگ ناسزا بیان تحقیر، بیان ترحم به گونه ای منفی، طعنه، پرخاش، عصبانیت و حتی آرزو و تمنای منفی است که با نفرین هم ارتباط دارد.
بررسی قالب های معنایی و روش های بیان جهت در فعل های حرکتی فارسی: آمدن و رفتن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، با تمرکز بر دو مسیر بالا و پایین و ترکیب این دو با فعل های حرکتی رفتن و آمدن، کوشیده است تا قالب های معنایی فعل های ساخته شده از این دو مسیر را در دو زبان فارسی و انگلیسی با یکدیگر مقایسه کند و به این ترتیب، کارایی پایگاه شبکه قالبی را برای توصیف زبان فارسی بررسی نماید. بدین منظور، تعداد (120) جمله شامل فعل های مسیرنمای پیش گفته از پیکره اصلی بی جن خان استخراج و سپس سعی شد با استفاده از پایگاه شبکه قالبی، قالب های معنایی هرکدام از این افعال با معادل انگلیسی آن مقایسه شود. درنهایت نگارندگان با مقایسه قالب ها به این نتیجه رسیدند که شبکه قالبی برای آن دسته از فعل های مسیرنمای فارسی که مسیر یا جهت را در قید پیشوندی فعل کدگذاری می کنند، قالب متفاوتی با معادل انگلیسی آن دارد؛ ازسوی دیگر، در نوشتار پیش رو به روابط استعاری این افعال با قالب های معنایی دیگر نیز اشاره شد و به طور کلّی این نتیجه به دست آمد که زبان ویژه بودن این نوع رابطه و همچنین بازنمود نحوی متفاوت افعال و کدگذاری مختلف جهت در آن ها، بیان گر لزوم درنظرگرفتن تفاوت های زبانی به منظور کارایی بیشتر شبکه قالبی برای توصیف زبان های دیگر است.
تحلیل شناخت سخنگویان فارسی زبان در قالب مقوله بندی؛ مقوله بندی رده ای یا موضوعی؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقوله بندی به مثابه سازمان بندی و قرار دادن چیزهای گوناگون، اعم از پدیده ها، اشیا، رخدادها و جز آن در گروه های مختلف، نوعی عملکرد شناختی در انسان است که بر حسب «رده» مشترک مقوله ها یا «روابط» موضوعی میان آن ها صورت می گیرد. پژوهش های انجام شده نشان می دهند که عملکرد شناخت غربی ها و آسیایی های شرقی به ویژه چینی ها در باب مقوله بندی کاملاً متفاوت است؛ بر این اساس، غربی ها بر مبنای «مقوله» (مقوله بندی رده ای) و آسیایی های شرقی بر حسب «رابطه» (مقوله بندی موضوعی) به دسته بندی چیزها می پردازند. پژوهش حاضر با انجام دو آزمون در قالب پرسش نامه های تصویری و زبانی درمورد 50 سخنگوی خانم و آقای فارسی زبان به ارزیابی و تحلیل عملکرد شناخت آنان پرداخته است. پرسش نامه تصویری نشان می دهد که از مجموع 50 شرکت کننده فارسی زبان، 70 درصد مقوله بندی را بر مبنای «رابطه» انجام داده اند؛ پرسش نامه زبانی نیز نتیجه آزمون تصویری را تأیید می کند و نشان دهنده آن است که 76 درصد از سخنگویان فارسی زبان در جریان مقوله بندی، معیار «رابطه» را درنظر گرفته اند و درواقع، روی محور هم نشینی عمل کرده اند. بر این اساس، می توان چنین نتیجه گیری کرد که اولاً عملکرد شناخت در تمامی انسان ها یکسان نیست و ثانیاً شناخت فارسی زبانان در زمینه مقوله بندی روی محور هم نشینی عمل می کند، برخلاف غربی ها که در جریان مقوله بندی، درواقع دست به «رده بندی» می زنند و روی محور جانشینی عمل می کنند.
مسأله محوری در اندیشه و شخصیت فردوسی بر پایه نطریه آبراهام مزلو
منبع:
رخسار زبان سال چهارم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۳
22-5
حوزههای تخصصی:
Intégration de la chanson francophone et accès à la culture étrangère en classe de 3ème année moyenne(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en langue française, Vol. ۱, N° ۲, Automne-Hiver ۲۰۲۰
141 - 155
حوزههای تخصصی:
Cette contribution poursuit un double objectif. D’une part, elle présente et analyse, les résultats d’une enquête par questionnaire menée auprès d’enseignants algériens du cycle moyen. Elle examine la place qu’ils accordent à la compétence interculturelle dans l’enseignement du français, et essentiellement l’usage de la chanson francophone comme moyen d’accès à la culture étrangère. D’autre part, elle vise à identifier les représentations des élèves de la 3ème année moyenne vis-à-vis de la langue française et de la culture qu’elle véhicule pour estimer enfin si l’intégration de la chanson francophone dans toute sa richesse musicale, artistique et socioculturelle pourrait amener ces jeunes apprenants à acquérir une compétence interculturelle susceptible à promouvoir l’altérité et l’esprit de la tolérance. D’un point de vue théorique, la présente recherche questionne la place accordée à la fomration interculturelle dans les nouveaux programmes en Algérie et définit la chanson comme étant un objet idéal de croisement des langues-cultures.
بسامد و امکانات دستوری نمود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصل بسامد زبانی یکی از عوامل درونزبانی است که بر اساس آن زبان تمایل به صرف کمترین انرژی برای تلفظ و بیان ساختهای مختلف زبانی دارد. فرضیههای مطرح در این زمینه که بر پایه دو دیدگاه تاریخی و همزمانی بررسی شدند، عبارتند از: افزایش و یا کاهش امکانات دستوری نمود در گذر زمان حاصل بسامد آن است، یعنی هرگاه هر یک از انواع نمود آغازی، مستمر و تکمیلی در گذر زمان بسامد بیشتری پیدا کرده، از امکانات بیانی و دستوری آن کاسته شدهاست و برعکس. فرضیه دوم نیز که در قالب نگاه همزمانی است بیان میکند، هر یک از انواع نمود در فارسی معاصر که بسامد بیشتری دارد، دارای امکانات دستوری و صوری کمتری است. لذا پیکرهای از متون فارسی نو متقدم و فارسی معاصر که شامل 8549 بند فعلی است، فراهم آوردیم. ابتدا امکانات بیانی هر یک از انواع نمود آغازی، مستمر و تکمیلی و سپس بسامد هر یک را شمردیم و دادههای بهدست آمده را در دو دوره مذکور مورد مقایسه قرار دادیم. نتایج بهدستآمده از تحلیل و بررسی پیکره پژوهش صحت هر دو فرضیه را تآیید میکند، یعنی بین کاهش یا افزایش تعداد امکانات دستوری نمود در گذر زمان و بسامد آنها رابطه معکوس وجود دارد. در مورد فرض دوم نیز وجود رابطه معکوس بین بسامد و تعداد هر یک از انواع نمود در مقایسه با دیگر انواع آن تأیید شد.
بررسی رده شناسی ترتیب سازه ها در گویش لری ممسنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ترتیب و چینش سازه ها در گویش لری ممسنی از زبان های ایرانی جنوب غربی از منظر رده شناسی براساس الگوی گرینبرگ (۱۹۶۳) و الگوی اصلاح شده درایر (۱۹۹۲) است. داده های پژوهش به صورت کمی و کیفی از طریق مصاحبه حضوری با ۴۵ نفر از گویشوران بومی، بدون در نظر گرفتن جنسیت در قالب ۶۵ ساعت گفتار آزاد و ۴۵ پرسشنامه گردآوری شد. تحلیل داده ها نشان داد که لری ممسنی در مقایسه با گروه زبان های اروپا-آسیا و همچنین در مقایسه با گروه زبان های جهان، به زبان های فعل میانی قوی گرایش بیشتری دارد. این گونه زبانی با وجود شباهت بسیار در الگوی کلی ترتیب واژه با فارسی معیار درخصوص حروف اضافه و عناصر نحوی و توالی قید حالت و فعل تفاوت هایی با فارسی معیار و سایر داده های رده ای جهانی دارد. برخی از حروف اضافه در لری ممسنی دارای تکواژگونه های مختلفی هستند که قبل و بعد اسم واقع می شوند. همچنین گروه حرف اضافه و قید حالت قبل و بعد از فعل واقع می شوند که مغایر با فارسی معیار است
خلق شخصیت نوظهور در متن زبانی با کمک آمیختگی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر سعی دارد با استناد به مفاهیم بنیادین نظریه آمیختگی مفهومی نشان دهد چگونه فرایندهای شناختی باعث شکل گیری و خلق شخصیت های خیالی "متفاوت" در داستان های مختلف می شوند. تببین های نظریه آمیختگی از جنبه های خلاقانه معناسازی، می تواند تفسیری چهارچوب مند از فرایندهای شناختی درگیر در خلق شخصیت در متن روایی به دست دهد. این مقاله در نظر دارد با بررسی آمیختگی های شخصیت های اصلی داستان های کتاب های "فارسی خوانداری" دوره ابتدایی (گروه سنی ب و ج) و بازنمایی شبکه آمیختگی برای هر شخصیت، چگونگی "خلاقیت و نوآوری" در خلق "شخصیت های نوظهور" هر پایه تحصیلی را شناسایی کرده و یک تحلیل شناختی روش مند از فرایند خلق شخصیت در داستان های مقطع دبستان به دست دهد و به این پرسش پاسخ دهد که با توجه به اصول حاکم آمیختگی، چه شخصیت های نوظهوری در داستان های هر پایه تحصیلی، نسبت به پایه های قبل و بعد، خلق شده اند و نویسندگان داستان های پایه های اول تا پنجم دبستان، برای این که بتوانند در خلق شخصیت های نوظهور خود، نسبت به پایه های قبل و بعد، نوآوری داشته باشند، از نظر شناختی چه ابزاری در اختیار داشته و چه انتخاب های متفاوتی انجام داده اند. فرض ما این است که شبکه های آمیختگی و معنای نوظهور برای شخصیت ها، در پایه های اول تا پنجم دبستان، تفاوت آشکاری دارد. یافته ها نشان می دهد نویسندگان متن کتاب های درسی برای خلق شخصیت های داستان های خود، فضاهای درونداد متفاوتی را برای هر پایه تحصیلی انتخاب کرده اند. همچنین با بالا رفتن پایه تحصیلی، فضاهای درونداد انتزاعی تر و شبکه های آمیختگی آن ها پیچیده تر شده است. نتایج این تحقیق می تواند چهارچوبی روش مند برای تحلیل شناختی فرایند خلق شخصیت در داستان های کودکان به دست دهد.
آسیب شناسی برنامه نوین آموزش زبان انگلیسی در نظام رسمی از منظر متخصصان برنامه درسی: چارچوب سیاست و برنامه ریزی آموزشی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به دنبال تصویب سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و اجرای برنامه درسی ملی، شاهد عملیاتی شدن برنامه آموزشی جدیدی درخصوص زبان انگلیسی در نظام آموزش و پرورش بوده ایم. این برنامه که با تغییر رویکرد و نیز با تهیه و تدوین کتاب های نونگاشت همراه بوده، تفاوت هایی اساسی با برنامه سنتی و ناکارآمد پیشین داشته است. حال با توجه به این موضوع که عملاً همه کتاب های دوره اول و دوم متوسطه تدوین و تدریس شده است، ضرورت ارزشیابی و آسیب شناسی این برنامه و توجه به نقاط قوت و ضعف آن از منظرهای مختلف ضرورتی اجتناب ناپذیر است. برای نیل به این هدف یعنی ارزشیابی و آسیب شناسی این برنامه جدید، در این مقاله، با بهره جویی از چارچوب سیاست و برنامه ریزی آموزش زبان، به نحوی کیفی و در قالب مصاحبه به سنجش و تحلیل موضوعی نگرش پنج تن از متخصصان حوزه برنامه ریزی آموزش زبان انگلیسی درباره این برنامه پرداخته شده است. یافته ها مبین آن است که برنامه جدید در کنار نقاط قوت خود، با کاستی هایی در بخش هایی چون تربیت معلم، ساعات درسی، و به ویژه ارزیابی فراگیران همراه است که عدم توجه به آن ها می تواند این برنامه را با چالش هایی جدی همراه سازد. در پایان مبتنی بر یافته های پژوهش، پیشنهادهایی در راستای کاستن از ضعف های بالقوه و بالفعل و نیز بهبود آن ارائه شده است.