رشته مدیریت شهری چند سالی است که در دانشگاه های معتبر کشور ارائه می شود. هدف این رشته آماده کردن دانشجویان برای اداره و مدیریت شهرها به عنوان یک سیستم پیچیده و مشتمل بر مؤلفه ها و متغیرهای غیرمنتظره است. با وجود گذشت چند سال از برقراری رشته مدیریت شهری هنوز هم در میان برخی مجامع تخصصی و اجرایی ابهاماتی در مورد ضرورت و نیاز به این رشته وجود دارد. همچنین به نظر می رسد این رشته دانشگاهی، با وضعیت مطلوب یک میان رشته فاصله زیادی دارد و بسیاری از الزامات و ضرورت های رشته های میان رشته ای در آن رعایت نشده است. این مقاله سه هدف اصلی را دنبال می کند: اول شناسایی ماهیت رشته مدیریت شهری؛ دوم بررسی ضرورت ها و الزامات رشته مدیریت شهری به عنوان یک میان رشته و تبیین و آسیب شناسی وضعیت موجود آن؛ و سوم ارزیابی و تدوین چهارچوب تحلیلی فلسفه وجودی رشته مدیریت شهری در ایران.
از مشاهده، مطالعات نظری ـ تطبیقی، تدوین و توزیع پرسش نامه و مصاحبه با متخصصان و مدیران شهری کشور به عنوان روش های تحقیق استفاده شده است. نتیجة پژوهش بر ماهیت میان رشته ای مدیریت شهری و ضرورت توجه جدی به این ماهیت در دانشگاه های کشور تأکید دارد. همچنین طبق یافته ها، بسیاری از الزامات رشته های میان رشته ای مانند ویژگی های اساتید، شیوه های تدریس و برنامه درسی در رشته مدیریت شهری دانشگاه های کشور رعایت نمی شود و نیازمند تجدیدنظر و اصلاح در برخی امور است. فلسفه وجودی رشته مدیریت شهری طبق چهارچوب تدوین شده، بر چهار پایه نیاز نهادهای اصلی مدیریت شهری کشور به یک میان رشته جامع در زمینه مدیریت شهرها، امکان رفع بسیاری از مسائل و مشکلات شهری، عدم جامعیت رشته های دانشگاهی مرتبط با اداره و مدیریت شهرها در داخل و تجربه موفق برگزاری رشته مدیریت شهری در دانشگاه های خارجی استوار است که ضرورت و صدق همه موارد فوق مورد تأیید قرار گرفت.
سازمانهای پیچیده و مدرن بایستی بر اساس اندیشه های نو بنا شوند و برای ادامه موجودیت خود و نیز رشد و توسعه کمی و کیفی خود بیش از پیش بایستی خصوصیت جستجوگرانه و نوآورانه داشته باشند و بر روشهای نوین و بدیع تاکید نمایند. هدف از این تحقیق تعیین رابطه بین هوش هیجانی و نوآوری سازمانی در میان مدیران بخش دولتی و بخش خصوصی شهر تهران است. جامعه آماری تحقیق شامل مدیران سازمانهای دولتی شهر تهران و نیز مدیران بانکهای خصوصی و شرکتهای تجاری می باشد. تعداد 100 نفر از هر گروه به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به عنوان نمونه تحقیق شرکت نمودند. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه هوش هیجانی بار-آن و نوآوری سازمانی استفاده شده است. از آمار توصیفی و استنباطی برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان دهنده آن است بین خرده مقیاسهای جرات ورزی، مسولیت پذیری، حل مساله، انعطاف پذیری، تحمل فشار و استرس، استقلال طلبی، کنترل تکانه ها، خود شکوفایی، روابط بین فردی، همدلی و نوآوری سازمانی رابطه معنادار وجود دارد. اما در خرده مقیاسهای واقعیت طلبی و خوش بینی و نوآوری سازمانی رابطه معنادار گزارش نشده است.
بهره وری در مفهوم کلی عبارت است از انجام درست کارهای درست. بی شک، ارتقای بهره-روی در سطوح مختلف سازمانی، گروهی و فردی به عوامل مختلفی بستگی دارد.این پژوهش در پی دستیابی به مدلی است که عوامل مؤثر بر بهره وری کارکنان را در شرکت ماشین سازی تبریزشناسایی و روابط بین متغیرهای ذی ربط را در سطح فردی نشان دهد.یافته های پژوهش نشانگر آن است که عوامل مؤثر بر بهره وری نیروی انسانی عبارتند از: 1)عدالت سازمانی؛ 2)اعتماد سازمانی؛ 3)انگیزش؛ 4) تعهد سازمانی 5)حمایت سازمانی؛ 6) توانایی؛ 7) رفتار شهروند سازمانی؛ 8)شخصیت؛ و 9)وضعیت تأهل.مدل ساختاری روابط بین متغیرها نشانگرنقش تعیین کننده حمایت سازمانی، توانایی فردی، و اعتماد سازمانی در ارتقای بهره وری در سطح فردی هستند.
کارایی و اثربخشی مدیریت دولتی در گرو تحکیم حلقه¬های ضعیف آن است. یکی از این حلقه های ضعیف در سازمان دولت، نبود الگوی بومی مدیریت دولتی است که برای پیاده سازی چشم¬انداز 1404 از قابلیت¬های سازگار با شرایط وضعی کشور برخوردار باشد. کم توجهی به این نیاز کلیدی کارکرد الگوهای تقلیدی را در مقابل تغییرات محیطی کاهش می¬دهد.
طبق نظریه اقتضایی یک بهترین الگوی مدیریت دولتی وجود ندارد، از این رو، شناخت الگوی مدیریت دولتی مناسب تنها در پرتو همترازی آن با نیازهای اسناد بالادستی در سطوح حاکمیتی و شرایط وضعی کشور امکان پذیر است. در این پژوهش چهار الگوی مدیریت دولتی (اداره امور عمومی، مدیریت دولتی نوین، مدیریت ارزش¬های همگانی، و مدیریت ارزش¬های متعالی) برای تحقق حاکمیت تراز چشم¬انداز 1404 از دیدگاه خبرگان مورد بررسی قرار گرفتند. یافته¬های پژوهش نشان می¬دهد که اولاً حاکمیت مطلوب تراز چشم¬انداز با ویژگی¬های شش¬گانه عدالت¬گرایی، قانون¬گرایی، مشارکت جویی، ارزش¬گرایی، توسعه-گرایی، و پاسخگویی قابل تبیین است. ثانیاً از دیدگاه خبرگان مدیریت دولتی، ضروری است یک الگوی تلفیقی مدیریت دولتی برای پیاده¬سازی حاکمیت تراز چشم انداز بکار گرفته شود
اهمیت و نقش سرمایه اجتماعی در روند توسعه جوامع، در سالهای اخیر مورد توجه بسیاری از اقتصاددانان قرار گرفته است و یکی از شاخصهای توسعه در نظر گرفته میشود. با وجود این، هنوز در مورد تعاریف و مفاهیم نظری سرمایه اجتماعی و میزان تأثیر آن بر روند رشد و توسعه جوامع، اجماعی وجود ندارد. بدیهی است که برنامهریزی و سیاستگذاری در هر زمینهای، از جمله در سرمایه اجتماعی، به شاخص اندازهگیری نیاز دارد. ولی ساخت شاخص برای سرمایه اجتماعی پیچیده و دشوار است و از این رو، یکی از بزرگترین کاستیهای مفهوم سرمایه اجتماعی، فقدان اجماع درباره سنجش و اندازهگیری آن است . در پژوهش حاضر، تلاش شده است با توجه به محدودیتهای موجود، به جای سنجش و اندازهگیری شاخصهای سرمایه اجتماعی، با بررسی شواهد و آثار آن در جامعه، روند و وضعیت سرمایه اجتماعی در ایران طی سالهای گذشته بررسی شود. بدین ترتیب که ابتدا با استفاده از روش جایگزین فوکویاما، روند سرمایه اجتماعی از سال 1365 الی 1383 مورد بررسی قرار گرفت. طبق نتایج به دست آمده، برآورد میشود که سرمایه اجتماعی در ایران طی سالهای 1365-1381، کاهش و در سالهای 1381-1383 افزایش یافته است. سپس با استفاده از دادههای طرح پیمایش ایرانیان که دفتر طرحهای ملی وزارت فرهنگ و ارشاد در سال 1379 آن را اجرا کرده است، میزان سرمایه اجتماعی در سال 1379 مورد بررسی قرار گرفت. با در نظر گرفتن فرضهایی، سرمایه اجتماعی در این سال در حد متوسط برآورد شد. در نهایت با فرض اینکه نتایج به دست آمده در خصوص روند سرمایه اجتماعی صحیح است، میزان سرمایه اجتماعی در هر یک از سالهای 1365 الی 1381 نسبت به سال 1379 به دست آمد.
در پژوهش حاضر، با رویکرد تحلیلی تلاش شده است با شناخت رابطه عوامل و سازوکارهای مؤثر بر جذب مشارکت مردم در مراحل مختلف مدیریت سوانح طبیعی و به منظور کاهش خطر آنها، راهکارهایی به منظور جذب مشارکت و همکاری هدفمند مردم در مراحل مختلف مدیریت سوانح طبیعی بیان شود. پژوهش حاضر، با روش پیمایش انجام شده است و از نوع پژوهش های همبستگی است. جامعه آماری نیز 400 نفر از مردم شهر اسلام شهر از توابع استان تهران است. نتایج به دست آمده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون، رابطه آماری معنی داری را میان متغیرهای مستقل یعنی میزان همدلی اجتماعی، احساس ناتوانی و بی قدرتی فرد، کنش عقلایی، میزان آگاهی فرد از وقوع حادثه و پایگاه اجتماعی- اقتصادی با متغیر وابسته تمایل به مشارکت در کاهش خطرپذیری سوانح طبیعی نشان داده است. نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره و تحلیل مسیر نیز نشان داده است که مجموعه متغیر های میزان همدلی اجتماعی، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، کنش عقلایی، احساس ناتوانی و بی قدرتی فرد و میزان آگاهی و اطلاع وی از احتمال وقوع حادثه، تأثیر آماری معنی داری بر متغیر وابسته تمایل به مشارکت در کاهش خطر سوانح طبیعی داشته اند. در مجموع، با توجه به یافته های پژوهش، آموزش همگانی در همه سطوح جامعه و همه مراحل مدیریت بحران شامل آمادگی، کاهش خطر، مقابله و بازسازی و نیز ایجاد گروه های سازمان یافته و متشکل در قالب سازمان های غیردولتی، گروه های کوچک محلی، بسیج و سازمان های خیریه و تشکیل و ایجاد گروه هایی با عنوان مدیریت بحران محله، می تواند موجب بالفعل کردن انگیزه ها و توانایی های مردم و افزایش همدلی اجتماعی و در نتیجه افزایش مشارکت مردم در کاهش خطرپذیری سوانح طبیعی گردد.
سیاستگذاران و مدیران دولتی در فرایند تدوین خط مشی ها، طرح ها، برنامه ها و اقدامات ملی خود بر اساس دو دیدگاه کلی عمل می کنند. در دیدگاه نخست، طرح ها و برنامه ها بر اساس ایده های داخلی و بومی تدوین شده و مبتنی بر جهاد علمی- مدیریتی، نظریه پردازی بومی صورت می گیرد. ولی در دیدگاه دوم، برای ارتقای استراتژی های رقابتی کشور در عرصه بین المللی به آنچه در کشورهای دیگر رخ می دهد، توجه می شود و که بر اثر این فرایند پدیده درس آموزی مدیریتی ملی اتفاق می افتد. در این پژوهش سعی بر آن است که شرایط علی و عوامل تأثیرگذار بر این فرایند شناسایی و مورد آزمون قرار گیرند. هدف از انجام پژوهش حاضر طراحی و آزمون مدلی است که بر اساس آن درس آموزی مدیریتی ملی توسط خط مشی گذاران دولتی ایران تئوریزه و تبیین می شود. روش پژوهش نیز مبتنی بر پژوهش ترکیبی است که در آن از رویکرد اکتشافی و مدل تدوین نظریه و گونه شناسی این پژوهش ها استفاده می شود. در مرحله اول که به صورت «کیفی» انجام می شود، داده ها از طریق انجام مصاحبه های ساختاریافته با مسئولان و مدیران نظام اداری ایران گردآوری می شوند. در مرحله دوم «تم های کلیدی» استخراج شده و به مدل مربوط تبدیل می شوند. در مرحله آخر نیز «آزمون مدل» استخراج شده صورت می گیرد که این مرحله به صورت کمّی انجام می شود. نتایج حاصل مبین آن است که بر اساس دیدگاه دوم، خط مشی گذاران بخش دولتی در ایران بر اثر فشار حل مسائل و پاسخگویی به آنها در سریع ترین زمان ممکن به درس آموزی مدیریتی از سایر کشورهای خارجی پرداخته اند. تبیین وضع موجود نظام اداری ایران در قالب چنین مدل هایی می تواند در ارتقای توان نظریه پردازی در جهت حل مسائل آتی مدیریت دولتی کشور کمک شایانی نماید.
بازرسی شرکت هابه صورت درونی و یا برونی انجام می شود. درمورد نظام بازرسی
شرکت ها نظریاتی مطرح شده که بعضی از آن ها قابل انتقادند. بعضی اجرای ماده متروکه
144 ل. ا. را موجب تقویت نهاد بازرسی در شرکت های سهامی عام میدانند ولی این امر
غیرضروری منجر به دخالت دولت در امور شرکت ها، افزایش بوروکراسی در تشکیل و
فعالیت آن ها، تحمیل هزینه هایی به آن ها و در نتیجه به مصرف کنندگان و منجر به سرایت
اطلاعات تجاری در میان شرکت ها می شود. در این رابطه، علاوه بر حسابداران رسمی،
اشخاص حقوقی )مؤسسات حسابرسی( نیز می توانند بازرسی قانونی شرکت های دولتی و
عمومی را بعهده بگیرند ولی شرکت های خصوصی )غیر از تعاونی( فقط می توانند اشخاص
حقیقی را به عنوان بازرس انتخاب نمایند. قرارداد میان شرکت و بازرس ""قرارداد بازرسی""
است که مندرجات اساسنامه شرکت، مصوبات مجامع عمومی، مقررات خاص مربوط به
بازرسان و در نهایت مقررات عقد وکالت بر آن حاکم است. این قرارداد جایز است و
عزل بازرس منوط به اثبات تقصیر او نیست و نباید بشود. منعی در به کارگیری اختیاری
کارشناسانی جهت تحقیق در امور شرکت و اقدامات مدیران توسط مجامع عمومی نیست.
اگر چنین حقی برای دارندگان مقدار معینی از سهام، برای مثال دارندگان ده درصد سرمایه،در نظر گرفته میشد مشکل عدم امکان دخالت اقلیت سهامداران در نظارت بر امور شرکت
نیز تا حدی حل می شد. در حقوق کشور انگلستان، تاسیس بازرسی شرکت ها پیش بینی نشده
ولی وزارت تجارت و صنعت تحقیقات لازم را در صحت امور شرکت ها به عمل م یآورد.
در ایران اعمال این گونه کنترل نسبت به شرکت ها با مرجع ثبت، سازمان بورس اوراق بهادار
و مجامع امور صنفی و اتحادیه های آن ها است. ذینفع نیز از طریق دادگاه نظارت گسترده ای
را در امور شرکت اعمال می کند. نظارت برونی بر فعالیت شرکت های دولتی با سازمان
بازرسی کل کشور، دیوان محاسبات کشور و وزارت امور اقتصادی و دارایی است. سازمان
بازرسی به فعالیت شرک تهای عمومی نیز نظارت می کند. انتقادات قابل قبول انگشت شمار
وارد بر سیستم بازرسی شرکت ها در ایران با اصلاحات جزیی در قوانین قابل اعمال هستند.
صاحب نظران محترم ایرانی توجه نکرده اند که کشورهایی که نظارت برونی را به نحو خاص
پیش بینی کرده اند فاقد نهاد بازرسی درونی هستند. در نظر گرفتن بازرسی برونی به نحو خاص
در کنار بازرسی درونی معمول نیست و با توجه به هزینه های مالی و اداری ای که در بر دارد
وارد کردن آن در نظام حقوقی ایران به هیچ وجه توصیه نم یشود.
هر چند واژه آماد و پشتیبانی در سده های اخیر مصطلح شده، ولی بررسی ها نشان می دهدکه اجرای کارکردهای آماد و پشتیبانی ریشه در عمر بشر دارد. آماد و پشتیبانی ابزارهای تبدیل منابع ملی به قدرت نظامی را فراهم می سازد و نیروی انسانی، منابع طبیعی و ظرفیت های اقتصادی را به تسلیحات، تجهیزات، مهمات و اقلام مورد نیاز انفرادی و گروهی نیروهای نظا می تبدیل می کند. هر چه یک نظام آماد و پشتیبانی، بزرگ تر و پیچیده تر می شود، اهمیت و ابعاد مدیریتی آن نیز بیشتر روشن می گردد. هدایت آماد و پشتیبانی بزرگ و پیچیده، به مدیری با هوش و قوی نیاز دارد. مدیریت آماد و پشتیبانی باید توانایی شناخت عوامل تغییر در آماد و پشتیبانی و آنگاه توانایی ارائه و عملیاتی کردن اقدامات جهت اثر بخش کردن و در نتیجه، پاسخ گویی سریع به نیازها را داشته باشد. در این مقاله سعی شده علاوه بر تعاریف و مفهوم آماد و پشتیبانی به محیط، اجزا و فرآیندهای آماد و پشتیبانی در نظام دفاعی پرداخته شده و مقایسه کوتاهی در خصوص آماد و پشتیبانی در سازمان های نظامی و غیرنظامی مطرح و بررسی گردد.
VTS سامانه ای است که تردد (ترافیک) واحد های شناور را به خصوص در خطوط کشتی رانی کنترل و در ابعاد ایمنی و محیط زیست ساماندهی می نماید که البته درسال های اخیر، ابعاد نظامی آن هم مورد توجه قرارگرفته است. بی توجهی به رابطه بین انسان و تجهیزات و رعایت نکردن تعامل و تعادل بین این دو، در کارآیی و اثربخشی آن دسته از فعالیت ها که الزاما به کمک تجهیزات باید انجام شوند اثر سوء خواهد داشت. پیچیده بودن تصمیمات سیاسی و مسائل حقوقی و همچنین فن آوری های به کار گرفته شده از یک طرف و تفاوت در معلومات، ادراک، باورها، ارزش ها و نگرش انسان ها از طرف دیگر بر اثربخشی تصمیم گیری در سامانه های کنترل تردد دریایی تاثیرگذار می باشد. توسعه و گسترش قوانین در سال های اخیر در زمینه های ایمنی ، حفاظت از محیط زیست دریایی، امنیت دریانوردی و - در ابعاد ملی و بین المللی، به طور قابل ملاحظه ایی بر حجم کارهای ناوبری و افرادی که در مراکز کنترل تردد دریایی کار می کنند، اضافه نموده است. در همین راستا و به منظور رسیدن به حداکثر پتانسیل سامانه های اطلاعاتی کنترل تردد دریایی، مقوله نیروی انسانی از اهمیت ویژه برخوردار بوده و در این بین آموزش تخصصی در راس این اولویت است، لذا هدف آموزش باید منجر به درک مفاهیم مشابه و همکاری گروهی در بین کارکنان گردد. بنابراین، این پژوهش که به شیوه تحلیلی - توصیفی انجام می شود، نقش نیروی انسانی سامانه کنترل تردد دریایی در چارچوب مقررات بین المللی امنیتی کشتی ها و تسهیلات بندری (ISPS Code)، را در ارتقا امنیت دریانوردی در محدوده تحت پوشش خود ، مورد بررسی قرار می دهد.
امروزه جنگ و کشمکش به صورت خواسته یا ناخواسته با زندگی و حیات جوامع بشری آمیخته شده است و در بسیاری از موارد به نظر می رسد که هیچ راه گریزی از آن وجود ندارد. در عین حال روش ها، قواعد و اصول جنگ با توجه به ا مکانات و توانمندی ها و دانش موجود در هر جامعه و عوامل موثر دیگر دچار تغییر و تحول اساسی گردیده است. در شرایط کنونی پدافند غیرعامل جزء اصول جدایی ناپذیر جنگ ها محسوب شده به طوری که در جهان امروز، بسیاری از کشورها که در عرصه فناوری نظامی صاحب نام هستند (نمونه کشور سوئیس)، به موازات پیشبرد تحقیقات و تولیدات سامانه های هوشمند و پیشرفته نظامی، توجه ویژه ای به ا قدامات دفاع غیرعامل داشته و تلاش مستمری در اشاعه فرهنگ آن در جامعه داشته اند.با این توصیف اجرای پدافند غیرعامل و توجه به ا صول و اقدامات آن برای کشورهایی که دسترسی به فناوری ساخت جنگ افزارهای مدرن را نیز ندارند، اهمیتی مضاعف دارد. با عنایت به آ نچه که گذشت، «میزان نقش توسعه فرهنگ پدافندغیرعامل در سطح ملی در جامعه ا یران در مقایسه با کشور سوئیس» به عنوان موضوع مقاله تحقیقی حاضر، مورد بررسی و کنکاش قرار گرفت. هدف اصلی در این مقاله تحقیقی، تعیین میزان نقش فرهنگ پدافند غیرعامل در سطح کشور اسلامی ایران بوده و روش اجرایی آن از نوع توصیفی- مقایسه ا ی می باشد. نتیجه حاصل از تجزیه و تحلیل آماری نشان می دهد فرهنگ اجرای اقدامات پدافند غیر عامل و رعایت اصول و اقدامات اساسی آن در سطح کشور جمهوری اسلامی ایران هنوز در مراحل مقدماتی و در ابتدای راه می باشد.
به دنبال نظریه هاپژوهش های جدید در مدیریت، فرهنگ سازمانی دارای اهمیت روزافزونی شده و یکی از مباحث اصلی و کانونی مدیریت را تشکیل داده است. جمعیت شناسان، جامعه شناسان و به تازگی روان شناسان و حتی اقتصاددانان توجه خاصی به این مبحث نو و مهم در مدیریت مبذول داشته و در شناسایی نقش و اهمیت آن نظریه ها و پژوهش های زیادی را به وجود آورده و در حل مسایل و مشکلات مدیریت به کار گرفته اند.در این پژوهش فرهنگ سازمانی و رابطه آن با ابعاد مدیریت کیفیت فراگیربررسی شده است. پرسشنامه فرهنگ سازمانی مخصوص کارکنان از دو بخش اصلی تشکیل شده است که بخش اول شامل مشخصات شخصی است که از افراد خواسته شده اطلاعات مربوط به سن، میزان تحصیلات، جنسیت و سنوات خدمت خود را عنوان نمایند و بخش دوم که 28 سؤال دارد که با توجه به هدف های پژوهش تدوین شده است و پرسشنامه ابعاد مدیریت کیفیت شامل 49 سؤال است که توسط مسئولان واحدها پر شده است که آنالیزهای به کار رفته به وسیله ی آزمون های فریدمن و اسپیرمن و نرم افزار SPSS نشان می دهد بین فرهنگ سازمانی و ابعاد مدیریت کیفیت فراگیر ارتباط معناداری وجود دارد.
در سال های اخیر افزایش سریع جمعیت شهری و شهرنشینی، موجب افزایش تراکم مسکن و فشردگی فضاهای شهری و در نتیجه هویدایی نیاز بیشتر به هوای سالم و محیط سالم شده است و در شرایط رشد فزاینده بیماری های روحی و روانی، افزایش استرس و توسعه آلودگی های شهری، توجه و نیاز شهروندان به مکان های با طراوت سبز و تفرجگاهی توسعه یافته است. در چنین شرایطی، لزوم تحقیق، پرده گشایی و تحلیل وضعیت کاربری های سبزشهری، هرچه بیشتر مطرح می گردد. هدف این تحقیق، بررسی و تحلیل سیر تحول تاریخی ایجاد پارک و فضاهای تفرجگاهی در شهرهای استان آذربایجان شرقی در طی سده اخیر با استفاده از مدل تحلیلی ""گرانز"" است تا بیانگر تفاوت ها و مشابهت هایی بین اندیشه های تئوریک و اقدامات اجرایی در مقوله فضای سبز در شهرداری ها باشد. روش مورد استفاده در تحقیق روش مقایسه ای- تحلیلی است و بخش عمده اطلاعات مورد نیاز تحقیق از طریق تکمیل پرسشنامه ویژه تحقیق به دست آمده و بخش دیگری نیز با استفاده از آمارهای موجود و کتابخانه ای حاصل شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد: در نگرش شهرداری ها و مشاوران تهیه کننده طرح های شهری، به انواع فضاهای سبزشهری تفاوت های زیادی وجود دارد و این امر با اندازه جمعیتی و طبقه شهری در ارتباط بوده است. همچنین، مشابهت هایی در الگوی ترکیب پارک های شهری در ایران و جهان با توجه به مدل ""گرانز"" مشاهده نمی گردد و با توجه به موفقیت نسبتاّ ناچیز طرح های توسعه شهری در ایجاد فضاهای سبزشهری، با تحقق 8/26٪ پیشنهادهای طرح ها، لزوم تلاش بیشتر در ایجاد فضاهای سبزشهری، خصوصاّ ایجاد پارک هایی از نوع اول و پنجم مدل ""گرانز"" به عنوان بهترین راه کار، مطرح است.
این پژوهش با هدف دستیابی به مدل شایستگی مدیران دولتی ایران طراحی شد. بنابراین برای دستیابی به مدلی دقیق و علمی از آن، روش استراتژی نظریه داده بنیاد استفاده شده است. در جریان پژوهش با انتخاب 22 جلد متن صحیفه امام (ره)، به مثابه یکی از غنی ترین منابع موجود برای طراحی مدل شایستگی مدیران دولتی ایران مورد بررسی و پژوهش قرار گرفت. ابتدا بر اساس رویکرد استراتژی نظریه داده بنیاد در مرحله اول، یعنی کدگذاری باز، 22 جلد متن صحیفه امام (ره) کدگذاری شده است و در مرحله بعد، از طریق کدگذاری محوری پس از احصاء طبقات اصلی و فرعی، مدل شایستگی مدیران دولتی ایران بر اساس صحیفه امام (ره) ارایه شده است. پس از مراجعه به صاحبنظران و خبرگان متخصص در رشته های علمی گوناگون، ضمن اصلاح و تعدیل مدل گفته شده، مدل شایستگی مدیران دولتی ایران طراحی شد.
در این مقاله برآنیم تا از سرمایه اجتماعی که باعث به اشتراک گذاشتن بهتر دانش، ابقاء دانش سازمانی، ایجاد روابط مبتنی بر اعتماد و همکاری، روح تعاون، کمک به آموزش، افزایش فعالیت های مرتبط با ثبات سازمانی و درک مشترک می شود، در جهت افزایش آمادگی سازمانی برای استقرار مدیریت دانش استفاده نماییم. نتایج این پژوهش نشان داد، در این شرکت بین سرمایه اجتماعی و میزان آمادگی سازمانی برای استقرار مدیریت دانش رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. به عبارت واضح تر با افزایش سرمایه اجتماعی در سازمان میزان آمادگی برای استقرار مدیریت دانش در ابعاد فرهنگ سازمان، ساختار سازمان، زیرساخت سازمان، محتوای تغییر و پشتبیانی از تغییر افزایش یافته است.
استفاده از دانش یک راهبرد جدید و مؤثر بر روندهای کاری سازمان ها به خصوص سازمان های نظامی می باشد. دانش سازمانی یکی از سرچشمه های قدرت سازمانی بوده و برای رشد کمی و کیفی سازمان و دستیابی به اهداف استراتژیک باید امکان به اشتراک گذاری آن بین کارکنان و مدیران فراهم گردد. بعلاوه، دانش نظامی از جمله مواردی است که بدست آوردن آن به طور معمول هزینه زیادی در پی دارد بنابراین وجود راه کارهایی برای حفظ و مدیریت آن ضروری است. در این مقاله ضمن بررسی ویژگی ها و اهداف مدیریت دانش و سامانه های مربوطه، پس از معرفی مدل های مدیریت دانش در سازمان ها، برخی موارد مطالعاتی که عمدتاً سازمان های امنیتی و نظامی بوده اند به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است. نتایج کمی و کیفی مطالعات انجام شده نشان می دهد که در اثر استفاده از سامانه مدیریت دانش کارایی این قبیل سازمان ها در حوزه های مختلف از جمله تصمیم گیری، رویه ها و فرآیندهای کاری به صورت عملیاتی تغییر می یابد.