امروزه بخش قابل توجهی از مبادلات تجاری و کسب وکارها به صورت مجازی و با استفاده از اینترنت صورت می گیرد. در این فرایند، بانکداری الکترونیکی امکان پرداخت هزینه این خدمات و مبادلات را فراهم آورده است. شکل گیری شرکت های مجازی و اینترنتی، موجب رونق کسب و کار مجازی و سود آوری فضای مجازی برای کاربران و شاغلین در آن فراهم آورده است. قوانین حمایتی کشور، دارای کاستی های زیادی در حمایت از مشاغل مجازی و شاغلین این نوع از کسب وکارها می باشند. قانون تأمین اجتماعی به عنوان یک قانون قدیمی، همانند بسیاری از قوانین جاری کشور، در ارتباط با فضای کسب و کار مجازی حاوی مقررات خاصی نمی باشد. در حالی که زمینه و دلایل تشکیل بنیادی تحت عنوان تأمین اجتماعی، ایجاب می نماید که مشاغل مجازی نیز تحت شمول و حمایت مقررات تأمین اجتماعی قرار گیرند. در این مقاله زیرساخت ها، چالش ها و قوانین و مقررات مرتبط با تأمین اجتماعی برای مشاغل مجازی بررسی گردیده و لزوم پوشش بیمه های اجتماعی برای شاغلین مشاغل مجازی مورد تحلیل و تأکید قرار گرفته است.
هدف این پژوهش ارائه الگوی آنتروپی رفتاری در سازمان می باشد. پژوهش فوق در چارچوب رویکرد کیفی و با به کارگیری روش تحقیق داده بنیاد انجام گرفته است. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختار یافته بوده و به منظور گردآوری اطلاعات، با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند با 23 نفر از مدیران ارشد و میانی شهرداری اصفهان و خبرگان دانشگاهی آشنا به مسائل سازمانی و رفتارهای سازمانی، مصاحبه انجام شد. تجزیه و تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام گرفت. بر اساس آن، مدل کیفی پژوهش طراحی شد. در این مدل مهمترین عوامل علی شامل عوامل فردی، سازمانی و محیطی بودند. پدیده محوری در بروز آنتروپی رفتار بی عدالتی سازمانی بود. عوامل زمینه ساز نیز شامل عدم شفافیت سازمانی، اجتماعی سازی نامناسب، نبود شایسه سالاری و فرهنگ سازمانی بود. نتایج نشان داد که ضعف سیستم های ارتباطی، سکوت مدیران در برابر هنجارشکنی ها و رفتارهای منافقانه مدیران و کارکنان مهمترین عوامل مداخله گر می باشند. بر اساس نتایج توجیه کردن، قانون گریزی و عدم درگیری عاطفی – ذهنی راهبردهای افراد در آنتروپی رفتاری می باشد. در نهایت پیامدهای آنتروپی رفتار در قالب پنج پیامد فردی، سازمانی، گروهی، خانوادگی و محیطی طبقه بندی شدند.
مدیریت منابع انسانی امروزه بیش از هر زمانی با تنوع نیروی انسانی در سازمان مواجه است. یکی از عوامل این تنوع علاوه بر تفاوت های موجود، تفاوت بین نسل ها است. تفاوت میان نسل ها همواره مسئله ساز بوده است. هدف پژوهش حاضر شناسایی تفاوت های نسلی بین کارکنان سازمان های دولتی است. پژوهش حاضر از نظر رویکرد و استراتژی در دسته پژوهش های کیفی قرار می گیرد. همچنین پژوهش حاضر از لحاظ نوع از نوع توصیفی- اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش حاضر مدیران و معاونان سازمان ها و دستگاه های اجرایی و دولتی استان قزوین است که جهت شناسایی تفاوت ها با 19 نفر از مدیران و معاونان دستگاه های اجرایی و دولتی به عنوان افراد نمونه، مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انجام شد. بعد از گردآوری داده ها، به منظور تحلیل مصاحبه ها از شیوه تحلیل تم استفاده شد. نتایج نشان داد که کارکنان سازمان های مورد مطالعه را می توان در سه نسل جوان، میانسال و با تجربه طبقه بندی کرد. تفاوت های نسلی استخراج شده مرتبط با حوزه منابع انسانی در پنج بعد تفاوت های شغلی، شخصیتی، آموزشی، فنی و انگیزشی دسته بندی شد.
یکی از حوزه های مرتبط با اداره حکومت و جامعه، حاکمیت است که مسیر کلی حرکت یک جامعه را ریل گذاری می نماید و مسائل جامعه را مدیریت می کند و متضمن منافع عمومی است. از آنجا که داشتن الگوی حکومت داری و حاکمیت متناسب با ارزشهای هر جامعه، ضرورتی انکار ناپذیر است لازم است الگوی حاکمیت هر جامعه ای متناسب با ارزشها و فرهنگ آن جامعه مشخص گردد. در منابع اسلامی نیز به حکومت و حاکمیت توجه ویژه ای شده است. یکی از منابع اصیل در این زمینه سیره حضرت امیرالمومنین علیه السلام است که مورد توجه بسیاری از پژوهشگران و اندیشمندان قرار گرفته است. هدف این پژوهش شناسایی مولفه های حاکمیت اسلامی با تاکید بر سیره امام علی(ع) بر اساس پژوهشهای انجام شده در این زمینه است. روش پژوهش از نوع کیفی است که براساس روش فرا ترکیب انجام شده است. براساس پژوهشهای انجام شده در این زمینه یافته های این پژوهش نشان می دهد که عدالت، فقر زدایی و رفاه گرایی در حاکمیت اسلامی اهمیت بالایی دارد در صورتی که در حاکمیت غربی پاسخگویی و دخالت(مشارکت) از اهمیت بالایی برخوردار است. همین امر نشان می دهد که الگوی حاکمیت اسلامی تفاوت اساسی با حاکمیت غربی دارد.
صمیمیت در محل کار می تواند، به عنوان یک رابطه یا تعامل و برقراری ارتباط از طریق اشتراک گذاری خواسته های کاری با دیگر کارکنان است. به این صورت که کارکنان به درک عمیق و حساسیت به درک مشکلات کاری دست پیدا می کنند. این پژوهش با هدف فهم فرایند شکل گیری صمیمیت سازمانی اجرا شده است. روش تحقیق به صورت کیفی و مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد است. ﺑ ﺮای ﮔ ﺮدآوری اﻃﻼﻋ ﺎت از مصاحبه های ﻧیﻤﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎر یﺎﻓﺘﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﺷﺪ و ﺗﺤﻠی ﻞ اﻃﻼﻋ ﺎت از روش اﺷ ﺘﺮاوس و ک ﻮرﺑیﻦ و ﻣ ﺪل ﭘﺎرادایﻤی اﻧﺠﺎم ﮔﺮﻓ ﺖ. جامعه آماری پژوهش حاضر صاحب نظران سازمانی و مدیریت. نمونه گیری، به روش هدفمند به صورت گلوله برفی انجام شده که بر مبنای آن 17 مصاحبه با صاحب نظران سازمانی و مدیریت صورت گرفته. حاصل این مصاحبه ها، مجموعه های از مضامین اولیه بود که طی فرایند کدگذاری باز، گردآوری و از درون آنها مقوله هایی استخراج شد. سپس در مرحله کدگذاری محوری، پیوند میان مقوله ها برقرار و در ادامه مرحله کدگذاری انتخابی نیز صورت گرفت. در این پژوهش شرایط علّی صمیمیت سازمانی به عوامل عدالت سازمانی، رفاه کارکنان، استقلال کاری، مثبت اندیشی، شناخت متقابل، ارتقا، ویژگی های فردی دسته بندی می شود. در پدیده محوری به همدلی و همدردی مشترک اشاره شده است. کدهای شناسایی شده عوامل مداخله گر عبارت اند از: تقویت مشارکت پذیری، سیستم ارزیابی عملکرد. پیامد مثبت رضایتمندی کارکنان و پیامد منفی عدم مسئولیت پذیری در انجام امور.
امروزه محیط سازمان ها دارای پویایی های بسیاری است و عوامل زیادی عملکرد کارکنان و در نهایت عملکرد سازمان ها را متأثر می سازد. یکی از متغیرهای مهم سازمانی، طردشدگی کارکنان از سوی افراد و گروه های کاری است که بر رفتار سازمانی و در نهایت عملکرد شغلی آنان تأثیرخواهد داشت. ازآنجاکه این مفهوم در مبانی نظری رفتار سازمانی ایران مغفول واقع شده و مدل جامعی برای آن تدوین نشده است، این پژوهش بر آن شد تا با رویکردی اکتشافی، مدلی برای آن تدوین کند. ابتدا با مطالعه عمیق پژوهش های پیشین ابعاد مختلف این مفهوم بررسی شد و پس از طراحی راهنمای مصاحبه، نمونه ای هدفمند شامل 48 نفر از مدیران، کارشناسان مسئول و کارشناسان اداره های مرکزی دو بانک ایرانی «بانک ملت» و «بانک خاورمیانه» از طریق انجام مصاحبه های عمیق مطالعه شد. استراتژی نظریه داده بنیاد برای مدل سازی پژوهش انتخاب و مدل فرآیند طردشدگی بر مبنای آن طراحی شد. بر اساس این مدل، محرک هایی در دو دسته عوامل مربوط به طردشونده و طردکننده موجب وقوع طردشدگی می شود که ممکن است به صورت هدفمند و یا غیرعمدی باشد؛ بعد از وقوع پدیده طرد، با توجه به تعدادی عوامل زمینه ای و مداخله گر، واکنش های احساسی و منطقی در درون فرد شکل می گیرد که با توجه به آن پیامدهایی در سه سطح فرد، گروه و سازمان واقع می شود.
جنگ های ترکیبی، جنگ های مربوط به کشورهای جهان سوم و گروه های مسلح است که به دلیل ضعف در بسیاری از حوزه ها سعی می کنند با ترکیب توانایی های ملی راهی را به سوی رویارویی با قدرت های برتر بگشایند. در چنین شرایطی جنگ اطلاعاتی، جنگ نامتقارن، جنگ شبکه ای، جنگ سایبری، جنگ کلاسیک، جنگ بی قاعده و. . . . ازجمله حربه های اثرگذار در جنگ های ترکیبی مورد بهره برداری قرار می گیرد.با توجه به اینکه آجا از فضای سایبری در فناوری داده و اطلاعات بهره برداری وسیع به عمل می آورد، شناسایی و احصاء شیوه های کار و تمهیدات لازم می تواند کمک شایانی به ساماندهی و مدیریت آن در تولید و تبادل اطلاعات در محیط امن بنماید. محقق در این پژوهش عملیات پایش فضای سایبری ارتش جمهوری اسلامی ایران در جنگ ترکیبی را به عنوان متغیر تابع و عواملی چون شیوه های کار و تمهیدات را به عنوان عامل تأثیرگذار بر تابع اصلی مورد بررسی و پژوهش قرار می دهد. این تحقیق با استفاده از روش توصیفی و نوع کاربردی-توسعه ای اجرا و جامعه نمونه 103 نفر تعیین گردیده و به منظور جمع آوری اطلاعات از ابزارهایی مانند مصاحبه، پرسش نامه و مطالعه اسناد و مدارک استفاده به عمل آمده است. یافته های موجود با استفاده از تحلیل محتوا، تحلیل روند، آمار توصیفی و استنباطی و در انتها به صورت آمیخته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و نتایج فرضیه ها حاکی از تأثیر بسیار بالای عملیات پایش فضای سایبری آجا در جنگ ترکیبی است. همچنین پایش پورت های «تی.سی.پی» و «یو.دی.پی»، شناسایی آسیب پذیری های شبکه، استخدام افراد متخصص و متعهد، بومی سازی برنامه ها و نرم افزارهای کاربردی و ایمن سازی تجهیزات فعال و غیرفعال شبکه مواردی است که بیشترین تأثیر را در عملیات پایش آجا در جنگ ترکیبی دارند.
با پیشرفت های جدید شاهد نسل جدیدی از دانشگاه ها، تحت عنوان "دانشگاه هوشمند" خواهیم بود. بمنظور دستیابی به دانشگاه هوشمند، ضروری است دانشگاه با روشی هوشمندانه مدیریت شود و این مهم در سایه توجه به سرمایه های اجتماعی، شبکه دانش، محیط و زیرساخت هوشمند، محقق خواهد شد. از سوی دیگر مراجعه به نظام های بین المللی رتبه بندی دانشگاه ، یکی از روش های رایج برای شناخت اعتبار و جایگاه علمی یک دانشگاه می باشد و از این رو کسب رتبه های بالا و برنامه ریزی برای این منظور اهمیت بسزایی برای دانشگاه ها دارد. پایگاه استنادی علوم جهان اسلام، یکی از نظام های رتبه بندی است که پایش متوزان تری از کلیه ابعاد یک دانشگاه نسبت به سایرین ارائه می نماید. در پژوهش حاضر، ارتباط ابعاد دانشگاه هوشمند با شاخص های این نظام ارزیابی با استفاده از نظرسنجی خبرگان به روش دلفی فازی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج، تأثیر قابل ملاحظه ابعاد دانشگاه هوشمند به ترتیب بر محورهای ارزیابی پژوهش، آموزش و وجهه بین المللی را نشان می دهد. از سوی دیگر مدیریت هوشمند، شهروند هوشمند و شبکه دانش دارای بیشترین تأثیر در حوزه پژوهش (با اهمیت ترین شاخص رتبه بندی ISC) هستند. به این ترتیب درصورت محدودیت منابع میتوان پیاده سازی دانشگاه هوشمند را از ابعاد فوق آغاز نمود، تا نتایج قابل ملاحظه و چشمگیرتری در رتبه بندی های بین المللی دانشگاه حاصل شود. توجه و حرکت سریع دانشگاه ها به سمت تحقق دانشگاه هوشمند ضرورتی است که نتایج آن حتی در رتبه بندی های بین المللی نیز قابل ملاحظه خواهد بود.
در دانشگاه تهران اجرا شده است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی است. جامعه آماری این پژوهش دربرگیرنده کلیه دانشجویان دکترای دانشگاه تهران در پردیس های علوم انسانی، اجتماعی و رفتاری بود که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 301 دانشجو به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شد . جمع آوری داده ها با استفاده از دو روش کتابخانه ای و میدانی انجام و مولفه و گویه های شناسایی شده در مرحله مطالعه کتابخانه ای، مبنای طراحی چهار پرسشنامه؛ آمادگی و تمایل به بین روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تاییدی محاسبه شد. پایایی ابزارهای تحقیق نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ محاسبه و تایید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آماری توصیفی مثل فراوانی، درصد، میانگین، انحراف شد. یافته های پژوهش نشان داد دانشجویان نسبت به جریان یافتن روند بین المللی سازی در دانشگاه ها تمایل دارند. دانشجویان عوامل علمی مشوق های اقتصادی و فرهنگی اجتماعی را در الویت های بالاتر بین المللی سازی در دانشگاه ها قرار داده اند . در بین موانع سازمانی ضعیف، بروکراسی سنگین و عدم روان بودن برقراری ارتباطات بین المللی و سیاست زدگی دانشگاه ها و مانع شدن از همکاری بین المللی به بهانه سیاسی را به عنوان سه اولویت اول خود انتخاب کردند و در بین موانع بیرونی بین المللی سازی در دانشگاه ها، عدم در اولویت بودن بین المللی شدن آموزش عالی، محدودیت ویزا توسط کشورهای دیگر و ترس از هژمونی غربی و جهان تک فرهنگی را انتخاب کردند