حاکمیت شرکتی همسویی منافع بین مدیران و سهامداران و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی است. بر این اساس چهاراصل شامل انصاف، شفافیت، پاسخ گویی و مسئولیت پذیری معرف حاکمیت شرکتی مبتنی بر سهامداران و حفاظت از منافع سهامداران است. اخیراً و مبتنی بر متون اسلامی هدف حاکمیت شرکتی مبتنی بر رعایت حقوق تمامی ذی نفعان و رعایت اصولی توازن بین حقوق برابر سهامداران و سایر ذی نفعان مطرح است. بر این اساس و با توجه به آنکه بانک های ایران مبتنی بر شریعت اسلامی فعالیت می کنند، سطح استقرار حاکمیت شرکتی مبتنی بر سهامداران یا ذی نفعان در مقاله حاضر موردتوجه قرار گرفت و با استفاده از پرسشنامه و آزمون مقایسه میانگین چند جامعه سطح استقرار حاکمیت شرکتی مبتنی بر سهامداران یا ذی نفعان در گروه بانک های دولتی، بانک های خصوصی و مؤسسات مالی و اعتباری موردبررسی و تحلیل قرار گرفت. پرسشنامه های بررسی شده در مقاله با مطالعه ادبیات مسأله و منطبق با اصول حاکمیت شرکتی سازمان توسعه و همکاری اقتصادی طراحی و معیارها و زیر معیارهای تشکیل مدل به دست آمد. نتایج این بررسی حاکی از آن است که بانک های خصوصی در مقایسه با بانک های دولتی و مؤسسات مالی و اعتباری وضع مطلوب تری در پیاده سازی حاکمیت شرکتی داشته و بانک های خصوصی در سطح ذی نفعان اصول حاکمیت شرکتی را پیاده نموده و این در حالی است که سطح پیاده سازی حاکمیت شرکتی در بانک های دولتی و مؤسسات مالی و اعتباری در سطح سهامداران است.
ریسک و مدیریت آن یکی از مهم ترین نگرانی های بنگاه ها و صنایع مختلف است. یکی از نهادهای مهم در این زمینه، بیمه است. همچنین عنصر اطمینان، از مهم ترین و اساسی ترین ارکان بازار سرمایه است که صنعت بیمه می تواند به راحتی آن را برای فعالان این بازار فراهم کند. یکی از ابزارهای نوینی که در سال های اخیر توسط صنعت بیمه و بازار سرمایه به منظور مدیریت ریسک موردتوجه قرارگرفته است، اوراق بهادار بیمه ای است. همچنین معاوضات حوادث فاجعه آمیز یکی از ابزارهای اوراق بهادار بیمه ای است که برای انتقال ریسک دو طرف معامله جهت به کارگیری در صنعت بیمه و بازار سرمایه است. ایده معاوضات حوادث فاجعه آمیز می تواند به شکل گیری بازار معاوضات بیمه های غیرزندگی کمک زیادی بنماید. در مقاله پیش رو ضمن بررسی معاوضات حوادث فاجعه آمیز از دید تعریف ها، انواع، ویژگی ها، سازوکار، کاربردها، مزیت ها و معایب و... به روش تحقیق توصیفی – تحلیلی تلاش خواهد شد که طرح نهایی بازار معاوضات بیمه های غیرزندگی مشتمل بر بازیگران، ارکان و ابزارهای مورداستفاده در بازار که از حیث فقهی و مالی مورد تأیید است ارائه گردد.
هدف: امروزه در بازارهای مالی، حجم و سرعت معاملات افزایش چشمگیری یافته است و با تحلیل های سنتی، به سختی می توان هم گام با تغییرات بازار پیش رفت. در کنار کارایی روش های سنتی، سرعت کم این رویکردها را می توان مهم ترین کاستی آنها دانست؛ چرا که نمی توانند سرعت در معامله را برآورده کنند. برای رفع این کاستی، تکنیک های دادوستد الگوریتمی ارائه شده اند که در این میان، انتخاب برخط سبد سرمایه گذاری، بسیار با اهمیت است. هدف این پژوهش، ارائه الگوریتمی برای انتخاب سبد سرمایه گذاری است که به کسب بیشترین بازدهی تعدیل شده به ریسک منجر شود و سرعت را در انتخاب سبد سرمایه گذاری افزایش دهد. روش: در پژوهش پیش رو، الگوریتمی ارائه شده است که از اصل بازگشت به میانگین چند دوره ای که مبنای الگوریتم های تبعیت از بازنده است، استفاده می کند. در این الگوریتم، خبرگان (خبره ) مختلف، بردار نسبت قیمتی دوره آتی را پیش بینی می کنند، سپس، به کمک یکی از الگوریتم های نظریه پیش بینی با نظر خبرگان، وزن های تخصیصی به هریک از خبرگان تعیین می شود. سپس از یک تکنیک یادگیری برای بهینه سازی پرتفو استفاده می شود تا پرتفو دوره آتی مشخص شود. یافته ها: بر اساس یافته ها، الگوریتم های ارائه شده، در مقایسه با سایر الگوریتم های موجود در ادبیات، بر اساس سنجه های بازدهی و بازدهی تعدیل شده به ریسک عملکرد برتری دارند. نتیجه گیری: استفاده از بازگشت به میانگین چند دوره ای، بهتر می تواند مفهوم بازگشت به میانگین را منعکس کند. علاوه بر این، بهره مندی از خبرگان مختلف، دقت پیش بینی ها را افزایش داده و در نتیجه پرتفوهای بهتری پیشنهاد می شود. از سوی دیگر، بهره گیری از سیستم وزن دهی خبرگان، سبب استوار شدن مدل می شود؛ زیرا از وزن خبرگان با پیش بینی های ضعیف می کاهد و در مقابل، به وزن سایر خبرگان می افزاید.
موضوع و هدف مقاله: اخلاق در مطالعات پژوهش گران از جایگاه ویژه ای برخوردار شده است. مطالعه حاضر با بررسی تأثیر شاخصه های فردی، سازمانی، رهبری موثق و روانشناختی به معرفی الگویی برای توسعه اخلاقی و تقوا درحسابداری سلامت پرداخته است. روش پژوهش: برای این مطالعه از پرسشنامه استاندارد استفاده گردید. جامعه آماری، متمرکز بر مدیران مالی، بودجه و معاونان آنها و رؤسای امور مالی دانشگاه های علوم پزشکی (897=N) در سال 1397 می باشد که از این بین، 269 پرسشنامه گردآوری و از طریق مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS آزمون شدند. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان می دهد که شاخصه های فردی با سطح معنی داری (0.011) و شاخصه های رهبری موثق با سطح معنی داری (0.004) منتج به توسعه اخلاقی می شوند. همچنین شاخصه های رهبری موثق با سطح معنی داری (0.004) و شاخصه های روانشناختی (صفات چهارگانه تاریک شخصیت، صفات پنجگانه شخصیت (NEO)، هوش اخلاقی و جهت گیری مذهبی) با سطح معنی داری(0.000) منتج به تقوا می شوند. به علاوه شاخصه های سازمانی (رضایت شغلی، رابطه استخدامی، مسئولیت پذیری سازمانی، نوع خدمت) و شاخصه های روانشناختی به توسعه اخلاقی و شاخصه های فردی و سازمانی به تقوا منتج نمی شوند. نتیجه گیری، اصالت و افزوده آن به دانش: توجه به ویژگی های مدیریتی و روانشناختی، اتخاذ سازوکارهای اجرایی در جهت تعامل بین رهبری سازمان با کارکنان زیر مجموعه خود از یک طرف و همچنین تعامل کاری بین کارکنان، ضروری به نظر می رسد.
شناسایی و مدیریت ریسک، از رویکردهای جدیدی است که برای تقویت و ارتقای اثربخشی سازمان ها مورد استفاده قرار می گیرد. هدف از مدیریت ریسک شناسایی و ارزیابی ریسک و کاهش آن با استفاده از منابع اقتصادی در اختیار مدیر است. در مطالعه حاضر مدل ریسک شرکت برآورد و اثربخشی آن بر ویژگی های سود شرکت مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش شامل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد و نمونه پژوهش با اعمال شرایط متغیرهای پژوهش به تعداد 129 شرکت انتخاب شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از تکنیک آماری رگرسیون داده های تابلویی استفاده شده است. در این تحقیق جهت اندازه گیری ویژگی های سود از سه معیار پایداری سود، به موقع بودن سود و محافظه کاری سود بهره گرفته شده است. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، مدیریت ریسک سازمانی تأثیر معناداری بر ویژگی های سود ندارد.
Risk identification and management is a new approach used to strengthen and enhance the effectiveness of organizations. The purpose of risk management is to identify and assess the risk and reduce it using economic resources available to the administrator. In this study, Enterprise Risk Management model has been estimated and its effectiveness has been studied on the earnings attributes. Tehran stock exchange listed firms constitute statistical population of the research and the sample was selected imposing conditions of the research variables to 129 firms. Statistical technique of panel data regression was used to analyze data and test the hypotheses. The earnings attributes measures used are earnings persistence, earnings timeliness and earnings conservatism. According to the results, Enterprise Risk Management does not have a significant effect on the earnings attributes.
حسابرسی مالیات بر ارزش افزوده به عنوان بخش مرتبط با رسیدگی به پرونده های مالیاتی مودیان و مهمترین بخش در ارتباط با تحقق درآمد مالیاتی دولت در نظام مالیات بر ارزش افزوده امروزه با چالش هایی دست و پنجه نرم می کند که آن را از هدف نهایی یعنی دستیابی به کل درآمد مالیاتی بالقوه بازمی دارند؛ بنابراین این پژوهش با هدف شناسایی، بررسی چالش های حسابرسی مالیات بر ارزش افزوده سعی در برداشتن گامی جهت برداشتن این چالش ها و دستیابی به نظام مالیاتی کارآمدتر دارد. این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر ریسک حسابرسی در سیستم مالیات بر ارزش افزوده و نقش نسبت های سودآوری مودیان مالیاتی در سیستم حسابرسی مالیاتی مبتنی بر ریسک می پردازد. در این پژوهش برای تعیین نمونه آماری، از روش حذف سیستماتیک استفاده شده است و درنهایت نمونه ای شامل 80 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفت. برای آزمون فرضیه های پژوهش، از تحلیل رگرسیون چندگانه غیرخطی به روش لاجیت استفاده شده است. نتایج این پژوهش نشان داد، از بین عوامل مؤثر مورد بررسی در پژوهش بر ریسک حسابرسی (رسیدگی) مالیاتی مؤدی ارتباط بین ارائه اظهارنامه مالیاتی و دوره رسیدگی معاملات مؤدی با ریسک حسابرسی معکوس است اما ارتباط بین حجم معاملات مؤدی با ریسک حسابرسی مستقیم است و همچنین نتایج بیانگر عدم وجود رابطه بین عضویت شرکت مؤدی در بورس و نسبت های سودآوری مودیان (بازده سرمایه در گردش، بازده سهام، سود هر سهم) با ریسک حسابرسی مؤدی می باشد
The value added tax system as a fledgling tax system in Iran, faces numerous challenges and challenges in various sectors, based on previous studies and figures obtained from the operation of this tax system.VAT audit and auditing as part of dealing with taxpayers' tax cases and the most important part of realizing government tax revenue in this tax system today faces challenges that address it The ultimate means achieving total potential tax revenueTherefore, this research aims to identify, investigate the challenges of auditing and VAT audit to take a step to remove these challenges and achieve a more efficient tax system
This study aimed to investigate the necessity of auditing the value added tax system as well as the factors affecting the audit risk in the value added tax system and the role of profit tax ratios in the risk based tax audit system. In this research, systematic elimination method was used to determine the statistical sample and finally, a sample of 80 firms listed in Tehran Stock Exchange was studied. To test the research hypotheses, nonlinear multiple regression analysis using Logit method was used. The results of this study showed that among the factors considered in the research on audit risk, the relationship between the presentation of tax return and the period of taxpayer's transactions is significant with tax audit risk and inverse, but the relationship between the volume of taxpayer's transactions and the audit risk is significant. The results are also direct and there was no significant relationship between Taxpayer's membership of the stock market and Taxpayer's profitability ratios (ROI), return on equity, earnings per share with audit risk.
در این تحقیق به بررسی تأثیربدبینی مدیریت بر کفایت وجه نقدو دفعات پوشش هزینه بهره با توجه به میزان سود انباشته شرکت ها پرداخته شد برای رسیدن به این هدف چهار فرضیه مطرح گردیدند و برای آزمون فرضیات تحقیق داده های 93 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از روش نمونه گیری حذف سیستماتیک برگزیده شد. برای انجام آزمون آماری فرضیه های تحقیق رگرسیون چند متغیره مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاصله نشان می دهد بدبینی مدیریت بر کفایت وجه نقد و دفعات پوشش هزینه بهره در شرکت های با سود انباشته پایین تأثیر معنی داری معکوس دارد؛ اما بدبینی مدیریت بر کفایت وجه نقد و دفعات پوشش هزینه بهره در شرکت های با سود انباشته بالا تأثیر معنی داری ندارد.
This study examines the relationship between pessimism and frequency efficient management of cash interest expense coverage according to the company's retained earnings. To achieve this goal, four hypotheses was used and to test hypotheses, data from 93 firms listed in the Tehran Stock Exchange by using systematic sampling were selected. To perform multiple regression test hypotheses using software was used SPSS17. The results show that pessimism is that the efficient management of cash and frequency coverage of interest expense In companies with retained earnings down significantly as there is an inverse relationship.But the pessimism efficient management of cash and frequency coverage of interest expense in companies with high retained earnings, there is no relation.
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین رفتارهای فرصت طلبانه (جریان نقدی آزاد و نسبت سودآوری)، مکانیزم نظارت (نسبت اهرمی) و رفتارهای تحت فشار (درماندگی مالی) و مدیریت سود می باشد. بدین منظور اطلاعات 124 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران مورد بررسی قرار گرفته است. برای آزمون فرضیه ها از رگرسیون تلفیقی چند متغیره و روش حداقل مربعات معمولی (OLS) استفاده شده است. مدیریت سود از طریق مدل تعدیل شده جونز (1991) و درماندگی مالی از مدل Z آلتمن (1983) اندازه گیری شده است. یافته ها حاکی از وجود رابطه مثبت و معنی دار بین مدیریت سود و درماندگی مالی می باشد. همچنین بین نسبت بدهی (که متغیری برای اندازه گیری مکانیزم های نظارتی است) و مدیریت سود رابطه منفی و معنادار وجود دارد. از طرف دیگر بین هر دو پروکسی رفتارهای فرصت طلبانه (جریان نقد آزاد و نسبت سود آوری) و مدیریت سود رابطه معنادار یافت شد.نتایج این تحقیق می تواند به قانون گذاران در تدوین قوانین سخت گیرانه ای که به گسترش اعتماد عمومی نسبت به قابلیت اتکای گزارشگری مالی می انجامد، کمک نماید.
در این تحقیق، لزوم شناسایی مولفه های رویکرد رفتاری و تبیین اثررویکرد رفتاری (حسابرسان مستقل) بر کیفیت حسابرسی مورد بررسی قرار گرفت. هدف این پژوهش، ارائه مدل کیفیت حسابرسی مبتنی بر رویکرد رفتاری بر اساس تحلیل زمینه بنیان است. این، مطالعه بر اساس رویکرد رفتاری حسابرسان انجام شده است. جامعه آماری پژوهش 20 نفر از خبرگان حرفه حسابرسی هستندکه از طریق روش نمونه گیری نظری )گلوله برفی)انتخاب شده اند و بر اساس روششناسی کیفی از طریق تحلیل داده بنیان و با انجام مصاحبه عمیق دادههای لازم جمع آوری گردید و شناسایی مولفه های اصلی از طریق کد گذاری باز، انتخابی و محوری انجام گرفت و در نهایت مدل پژوهش بر اساس چارچوب نظری طراحی شد. نتایج پژوهش، هشت مولفه اصلی موثر برکیفیت حسابرسی از بعد رویکرد رفتاری است که با رعایت و پایبندی به آن در ارتقای کیفی موضوع پژوهش در راستای کسب مزیت رقابتی، پاسخ گویی و پاسخ خواهی مالی، اهمیت درک ذات انسان، برخورد محیط، روابط با جامعه، کنش دولت و موانع سیاسی می توان در جهت مطلوبیت هدف پژوهش، گام اساسی برداشت.
زمانی که رقابت شدیدتر میشود، قابلیت مقایسه هزینههای اختصاصی رقابت (استراتژی کسبوکار) افزایش مییابد؛ زیرا مدیران در فرمولبندی استراتژیهای رقابتی خود، بیشتر به اطلاعات گزارشهای مالی رقبای خود وابستهاند؛ درنتیجه، هرچه قابلیت مقایسه بیشتر باشد، ریسک نشاندادن اطلاعات اختصاصی ازطریق افشای اجباری صورتهای مالی تسریع مییابد. هدف پژوهش، بررسی تأثیر استراتژی کسبوکار بر قابلیت مقایسه صورتهای مالی با تأکید بر نقش عدم تقارن اطلاعاتی است. برای این منظور، 126 شرکت برای دوره زمانی 8 ساله بین 1389 تا 1396 انتخاب و دادههای مربوط به متغیرهای پژوهش با استفاده از نرمافزار آماری استاتا (نسخه 15) تجزیهوتحلیل شدند. نتایج آزمون فرضیههای پژوهش نشان دادند استراتژی کسبوکار (استراتژی تهاجمی و استراتژی تدافعی) بر قابلیت مقایسه صورتهای مالی بهترتیب تأثیر مثبت و منفی دارد. همچنین مشخص شد اثر تعاملی عدم تقارن اطلاعاتی با استراتژی کسبوکار (استراتژی تهاجمی و تدافعی) بر قابلیت مقایسه صورتهای مالی بهترتیب تأثیر منفی و مثبت معنیدار دارد.
یکی از عوامل مهم جهت حل مسائل اقتصادی کشورها، بسط و توسعه سرمایه گذاری است، اما این امر به تنهایی کافی نیست و با توجه به محدودیت منابع مالی، علاوه بر مسئله توسعه سرمایه گذاری، افزایش کارایی سرمایه گذاری نیز از جمله مسائل با اهمیت است. این مقاله پژوهش به بررسی تاثیر تاخیر در گزارش حسابرسی و ضعف کنترل های داخلی برکارایی سرمایه گذاری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بدین منظور تعداد 104 شرکت فعال در بورس اوراق بهادارتهران با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب گردیده است و سپس فرضیه های پژوهش، با استفاده از روش رگرسیون چند متغیره مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تاخیر درگزارش حسابرسی بر کارایی سرمایه گذاری تاثیر معناداری وجود ندارد. به عبارت دیگر تعداد روزهای سپری شده بین تاریخ امضای گزارش حسابرس و پایان سال مالی بر عدم کارایی سرمایه گذاری (سرمایه گذاری بیش از حد و سرمایه گذاری کمتر از حد) تاثیری ندارد. همچنین نتایج این پژوهش نشان می دهد که ضعف کنترل های داخلی بر کارایی سرمایه گذاری تاثیر معناداری دارد. به عبارت دیگر در صورت وجود ضعف کنترل های داخلی و یا افزایش تعداد ضعف کنترل های داخلی، عدم کارایی سرمایه گذاری ( سرمایه گذاری بیش از حد و سرمایه گذاری کمتر از حد) افزایش می یابد.
گزارشگری پایداری، گزارشی است که اطلاعاتی پیرامون عملکرد اقتصادی، زیست محیطی، اجتماعی و راهبری ارائه میدهد. متغیرهای مختلفی میتواند به عنوان محرک گزارشگری پایداری شرکتها در نظر گرفته شود. هدف این پژوهش شناسایی و رتبهبندی محرکها و شاخصهای گزارشگری پایداری است. این پژوهش، پژوهشی کیفی و اکتشافی است. برای رتبهبندی محرکها و شاخصها از روش تحلیل شبکه بهره گرفته شده است. جامعه آماری پاسخدهندگان به سوالات پرسشنامه، افراد خبره در حوزه مبانی نظری گزارشگری مالی و علوم اجتماعی، حوزه بازار سرمایه و حوزه سازمان حفاظت از محیط زیست بوده که در سال 1397 به 23 پرسشنامه پاسخ دادند. یافتههای پژوهش نشان داد که محرکهای گزارشگری پایداری در 5 گروه اصلی و 24 شاخص طبقهبندی میشود. در بین محرکها، محرکهای الزامات محیطی، ویژگیهای حاکمیت شرکتی و ویژگیهای ساختاری شرکت از نظر افراد خبره دارای بالاترین اهمیت بوده و همچنین رتبهبندی شاخصها نیز نشان داد که شاخصهای الزامات قانونی، استقلال اعضای هیئت مدیره و سودآوری دارای بالاترین رتبه میباشند. نتایج این پژوهش میتواند شناخت استفادهکنندگان از گزارشگری پایداری، محرکها و شاخصهای آن را افزایش دهد.
از آنجا که حسابداران مدیریت از طریق تهیه گزارش-های عملکرد که در آن نتایج واقعی با نتایج برنامه-ریزی شده برای هریک از مراکز مسئولیت مقایسه میشود، به فرآیند کنترل کمک میکنند ،لذا ایجاد حس اعتماد بین این گروه از حسابداران که نقش کلیدی در موفقیت بلندمدت واحد تجاری دارند و مدیران شرکت یکی از مسائل مهم سازمانی به شمار میرود. در تحقیق پیش رو با استفاده از روش تحقیق کیفی و رویکرد نظریهپردازی زمینه بنیان، به عوامل و شرایطی که منجر به بهبود حس اعتماد میان مدیران و حسابداران مدیریت می-گردد، دست یافته و بر این اساس مدل مربوطه تدوین گردیده است. از این رو، برای پاسخگویی به سوالات این پژوهش با 16 نفر از خبرگان در این زمینه مصاحبه انجام شد که در مصاحبه 12، در یافتهها به نقطه اشباع رسیدیم. پس از کدگذاری اولیه مصاحبهها، دستهبندی کدهای مختلف در قالب مضمونهای اولیه، دستیابی به مفاهیم و مقولهها حول پدیده مورد مطالعه و تجزیه و تحلیل مفاهیم در نرمافزار مکس کیو دی ای، به مجموعهای از شرایط علی فردی نظیر شایستگی، وفاداری و ویژگیهای شخصیتی، شرایط علی سازمانی نظیر مدیریت تیمی، تناسب حرف با عمل، عوامل زمینهای مانند عزت نفس سازمانی، فرهنگ سازمانی، شرایط مداخلهگر از جمله تاثیر شرایط مکان و زمان بر تصمیمات، عوامل فرهنگی-اجتماعی و عوامل اقتصادی-سیاسی و راهبردهای شفاف سازی، وفاداری، صداقت، دگرخواهی و ایجاد امنیت کاری دست یافتیم. افزون بر این موارد این نتیجه حاصل شد که روحیه بالا، تعلق کاری، رضایت شغلی و افزایش بهرهوری از جمله پیامدهای بهبود اعتماد میان مدیران و حسابداران مدیریت خواهد بود. در نهایت با استفاده از این یافتهها موفق به تدوین مدل اعتماد مدیر و حسابدار مدیریت گشتیم.
با توجه به اهمیت نگهداشت وجوه نقد و مقایسه پذیری صورت های مالی در بازار سرمایه، این تحقیق در پی بررسی تاثیر ویژگی های شرکت بر رابطه بین قابلیت مقایسه صورتهای مالی نگهداشت وجوه نقد شرکتها صورت گرفته است. ویژگی های شرکت شامل محدودیت تآمین مالی،کیفیت گزارشگری مالی و تمرکز مالکیت می باشد. در این راستا برای رسیدن به اهداف تحقیق ،دوره زمانی 1391 تا 1395 مورد آزمون قرار گرفته شد. در این تحقیق از رگرسیون خطی چند گانه به روش داده های تابلویی استفاده شده است. نتایج نشان دهنده این است که ارتباط معناداری بین قابلیت مقایسه صورت های مالی و نگهداشت وجوه نقد وجود دارد. بر أساس یافته ها، ارتباط منفی و معناداری ناشی از تمرکز مالکیت و کیفیت گزارشگری مالی بر رابطه بین قابلیت مقایسه صورتهای مالی و نگهداشت وجوه نقد وجود داشت. ضمنآ محدودیت تامین مالی بر رابطه بین قابلیت مقایسه صورتهای مالی و نگهداشت وجوه نقد تآثیر معناداری نداشت. کلمات کلیدی: قابلیت مقایسه صورتهای مالی، نگهداشت وجه نقد، محدودیت تآمین مالی، کیفیت گزارشگری مالی، تمرکز مالکیت
سوگیری یا خطای ادراکی نوعی انحراف از واقعیتها در تصمیمگیری یا قضاوت محسوب میشود که عملکردهای فردی را تحت تاثیر منفی تغییر میدهد. این موضوع در حرفه حسابرسی نیز مستثنی نیست و حسابرس شیفته و مجذوب یک ویژگی یا خصیصه از عملکرد شرکت یا صاحبکار دچار این سوگیری میشود و باعث میگردد تا قضاوت وی دچار انحراف از واقعیت شود. لذا هدف این پژوهش بررسی اثر هالهای بر کارراهه حرفهای حسابرس میباشد. دورهی پرسشگری از آزمودنیها 6 ماه از آذر ماه ۱۳۹۷ تا خرداد ماه 1۳۹۸ بود. جامعهی آماری پژوهش حسابرسان شاغل زیر نظر سازمان حسابرسی بودند که در قالب دو گروه آزمایش و کنترل مشارکت داشتند. ابزار پژوهش پرسشنامه بود که برای سنجش اثر هالهای از پرسشنامه اودَنیل و همکاران (۲۰۰۵) و برای سنجش کارراهه حرفهای از پرسشنامه درایز (۲۰۱۰) الهام گرفته شده است. برای تحلیل آزمون فرضیههای پژوهش از آزمونهای روش مانوا چند متغیره، تحلیل واریانس اندازههای مکرر و همچنین آزمونهای تعقیبی برای مقایسه زمان استفاده شد. نتایج پژوهش در قالب فرضیه اول نشان داد حسابرسانی که عدمسوگیری هالهای را دارا هستند، در مقایسه با سایر حسابرسان، هویت حرفهای بالاتری دارند. همچنین براساس نتیجه فرضیه دوم مشخص گردید، حسابرسانی که عدمسوگیری هالهای را دارا هستند، در مقایسه با سایر حسابرسان، تردید حرفهای بالاتری دارند.
چسبندگی هزینه ها به این علت رخ می دهد که مدیران، منابع مرتبط با فعالیت های عملیاتی را به طور موثر تعدیل می کنند. برنامه ریزی های اجتناب از مالیات، صرفه جویی مالیاتی را برای شرکت به ارمغان می آورد. منابع مالی حاصل از اجتناب مالیاتی در تصمیمات مدیران تاثیر می گذارد و در تعدیل هزینه ها به آنان کمک می کند و به طور غیر مستقیم باعث تغییر در رفتار هزینه ها می شود. هدف اصلی این پژوهش شناسایی تاثیر اجتناب مالیاتی بر چسبندگی هزینه ها با تاکید بر استراتژی های تجاری شرکت می باشد. تحلیل فرضیه ها بر اساس نمونه ای که از 90 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که بین سال های 1389 تا 1394 در بورس حضور داشته اند، صورت گرفته است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که اجتناب مالیاتی بر چسبندگی هزینه ها تاثیر معنی داری دارد. هم چنین نتایج حاصله حاکی از آن است که استراتژی تجاری شرکت بر ارتباط بین اجتناب مالیاتی و چسبندگی هزینه تاثیرگذار می باشد؛ به نظر می رسد که موقعیت های استراتژیک بر تصمیمات مدیران درباره حفظ منابع موثر بوده که این امر در تغییرات سیستماتیک رفتار هزینه منعکس می شود.
هدف اصلی این پژوهش، آزمون ارتباط بین بازده سهام و ریسک غیرسیستماتیک در قالب سه مدل قیمتگذاری داراییهای سرمایهای، سه عاملی فاما و فرنچ و چهار عاملی کرهارت و سپس مورد مقایسه قرار دادن توان توضیحدهندگی بازده سهام بوسیله ریسک غیرسیستماتیک در هریک از این سه الگو میباشد. نمونه مورد استفاده در این مطالعه که بر اساس روش غربالگری بدست آمده مشتمل بر 118 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1390 تا پایان 1396 میباشد. پژوهش پیشرو از منظر هدف کاربردی بوده و در حوزه تئوری اثباتی قرار میگیرد. از حیث نحوه گردآوری دادهها، روش پژوهش مورد مطالعه، توصیفی و از نوع همبستگی بوده و نوع گردآوری اطلاعات و دادهها برای پژوهش مورد نظر کتابخانهای میباشد. در این پژوهش برای آزمون فرضیهها از مدل رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است و روش آماری مورد استفاده دادههای پانل میباشد. نتایج حاصل از آزمون فرضیههای پژوهش بیانگر آن است که بین بازده سهام و نوسانات نامتعارف (ریسک غیرسیستماتیک) در هر سه مدل پژوهش ارتباط معناداری وجود دارد و توان توضیحدهندگی بازده سهام بوسیله ریسک غیرسیستماتیک در الگوی چهار عاملی کرهارت نسبت به سایر مدلها بیشتر است.