تبیین نابهنجاری اقلام تعهدی و جستجوی عوامل ایجاد آن در بازار سرمایه از موضوعات مهم در حوزه مالی است؛ زیرا اثبات وجود نابهنجاری های اقلام تعهدی در بازار سرمایه می تواند از لحاظ علمی مدل های قیمت گذاری سهام را به چالش کشیده و نقش عواملی غیر از ریسک سیستماتیک در پیش بینی بازده در بازار را برجسته کند؛ از اینرو هدف اصلی این پژوهش، مقایسه توانایی الگوریتم یادگیری ماشین آدابوست در تبیین نابهنجاری اقلام تعهدی با استفاده از مدل های آربیتراژ، قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای و پنج عاملی فاما و فرنچ است. برای دستیابی به هدف پژوهش، نمونه ای متشکل از 120 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق تهران طی دوره زمانی 1387-1398 با استفاده از الگوریتم یادگیری ماشین آدابوست بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان داد اگر تاثیر نابهنجاری اقلام تعهدی بر بازده سهام در نظر گرفته شود، ریسک های حاصل از مدل های آربیتراژ، قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای و مدل پنج عاملی فاما و فرنچ کاهش پیدا خواهد کرد و در نتیجه به قیمت واقعی سهام نزدیک تر خواهد بود که این امر باعث افزایش اعتماد سرمایه گذاران می شود؛ لذا اضافه شدن نابهنجاری اقلام تعهدی در مدل های مالی آربیتراژ، قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای و مدل پنج عاملی فاما و فرنچ، منجر به بهبود در ارزیابی بازده سهام می شود و نابهنجاری اقلام تعهدی در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد. نتایج نشان داد نابهنجاری اقلام تعهدی توسط مدل پنج عاملی فاما و فرنج در ارزیابی بازده سهام بهتر توضیح داده می شود. به بیانی دیگر، توان پیش بینی مدل پنج عاملی فاما و فرنچ نسبت به مدل آربیتراژ و قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای بیشتر است.
رفتار گروهی سرمایه گذاران یکی از پدیده های مورد توجه پژوهشگران حوزه مالی است. رفتار گروهی باعث افزایش نوسان قیمتها در بازارهای مالی شده و منجر به فاصله گرفتن سهم از ارزش ذاتی آن می گردد. این پدیده در سالهای گذشته در داخل کشور نیز مورد آزمون قرار گرفته است و شواهدی مبنی بر وجود آن در بورس اوراق بهادار تهران وجود دارد. در عین حال اندکی از پژوهش ها به بررسی این موضوع پرداختند که آیا تمایز بین ویژگیهای سهام بر رفتار گروهی سهامداران آن تأثیر می گذارد یا خیر. در این مطالعه به ریسک غیرسیستماتیک به عنوان یکی از عوامل احتمالی تشدید کننده رفتار گروهی پرداخته می شود. به علاوه تأثیر ریسک غیرسیستماتیک بر رفتار گروهی در بازار هیجانی و نیز بازار صعودی و نزولی به طور مجزا مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد در شرایط بازار هیجانی نزولی، ریسک غیرسیستماتیک سهم بر تشدید رفتار گروهی سهامداران آن تأثیرگذار بوده است. به علاوه در سهام با ریسک غیرسیستماتیک پایین تر، رفتار گروهی بیشتر در بازار نزولی دیده شده است. این مطالعه با استفاده از داده های شرکتهای فعال در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1388 تا 1394 انجام شده است.
احساسات سرمایه گذاران نسبت به بازار سرمایه می تواند نقش موثری بر روند قیمت سهام، حجم معاملات بازار و بخصوص بر همزمانی بازدهی سهام داشته باشد. ورود سرمایه گذاران خرد بسیار با حجم سرمایه بالا که از دانش کافی در زمینه سرمایه گذاری بهره مند نیستند، موجب شده مطالعه این موضوع اهمیت بیشتری پیدا کند. از این رو، در این پژوهش به بررسی رابطه بین احساسات سرمایه گذاران و همزمانی بازدهی سهام در بورس اوراق بهادار تهران، با نمونه آماری 167 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار از 15 صنعت مختلف طی بازه زمانی فروردین ماه 1389 لغایت اسفند ماه 1398 پرداخته شده است. احساسات سرمایه گذاران از طریق شاخص ترکیبی پیشنهادی بیکر و وارگلر (2006) با استفاده از تحلیل مولفه های اصلی اندازه گیری شده است و همچنین برای اندازه گیری همزمانی بازدهی سهام از سه روش مختلف: مدل ساده مورک، مدل چهارعاملی کارهات و مدل پنج عاملی فاما فرنچ استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان دهنده این است که احساسات سرمایه گذاران به طور معناداری بر افزایش همزمانی بازدهی سهام اثرگذار است و همچنین یافته های پژوهش نشان داد ضرایب احساسات مثبت و منفی به طور معناداری باهم تفاوت ندارند و در نتیجه احساسات مثبت و منفی بصورت متقارن بر افزایش همزمانی بازدهی سهام اثرگذار هستند.
افرادی که از نظر اطلاعاتی نسبت به سایرین در موقعیت بهتری قرار داشته باشند و به عنوان مثال از اعلان هایی که قرار است درباره سود صورت پذیرد مطلع باشند قادر خواهند بود تا برعرضه و تقاضای بازار تاثیر گذاشته و به اصطلاح، منجر به بروز شکاف قیمتها گردند. دلیل اصلی آن نیز وجود عدم تقارن اطلاعاتی در بازار سرمایه می باشد که بر طبق آن افراد مطلع از اعلان سود (ویا هر خبر با اهمیت دیگر) را نسبت به سایرین در موقعیت تصمیم گیری مناسب تری قرار می دهد. تغییر واقعیتی است که افراد، گروه ها و سازمان ها برای بقاء خود باید به طور مداوم و مستمر به آن توجه نموده و در سرلوحه اقدامات خود قرار دهند از این رو هدف این تحقیق بررسی این موضوع است که آیا تغییر مدیریت بر محتوای اطلاعاتی قیمت سهام تاثیر معناداری دارد؟ جامعه آماری پژوهش، کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین بازه زمانی 1391 تا 1399 هست. بعد از اعمال این شرایط 136 شرکت به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شد. نتایج آزمون فرضیه تحقیق نشان داد که بین تغییر مدیریت و محتوی اطلاعاتی قیمت سهام رابطه معنادار و معکوسی برقرار است.
مفهوم تردید حرفه ای یک مفهوم فراگیر در تمامی استاندارد های حسابرسی محسوب می شود و اغلب تدوین کنندگان آیین نامه های حسابرسی در سرتاسر دنیا اغلب فقدان تردید را دلیل اصلی ناکارآمدی حسابرسی می دانند. علیرغم این اهمیت، همچنان تعریف دقیق و روشنی از تردید حرفه ای وجود ندارد و پژوهش های انجام شده، انسجام تئوریک و یکپارچه ای از این موضوع ارائه نکرده اند. لذا هدف این پژوهش طراحی مدل تردید حرفه ای بر اساس ذهنیت و نگرش حسابرسان با استفاده از تحلیل داده بنیاد می باشد تا از این طریق به توسعه و بسط تئوریک مفهوم تردید از دو منظر ذهنیت و نگرش حسابرسان کمک نماید. روش شناسی این تحقیق از حیث نتیجه، جزء تحقیقات توسعه ای، از حیث هدف جزء تحقیقات اکتشافی و از حیث روش اجرای کار کیفی می باشد. بر اساس روش شناسی کیفی از طریق تحلیل تئوری زمینه ای (تحلیل داده بنیاد) و با انجام مصاحبه داده های لازم جمع آوری گردید و کد گذاری باز، انتخابی و محوری انجام گرفت و در نهایت مدل پژوهش بر اساس چارچوب تئوریک طراحی شد. یافته های پژوهش نشان داد، ذهنیت و نگرش تردید حرفه ای تحت تاثیر مجموعه عوامل روانشناختی فردی و علل اجتماعی و فرهنگی هستند که در شکل گیری تردید حرفه ای حسابرسان نقش ایفا می کنند. سپس مشخص گردید، پیامد وجود ذهنیت تردیدگرایی حسابرسان می تواند پیامدهایی همچون ارزیابی انتقادی شواهد و مدارک و ارزیابی شناختی را به همراه داشته باشد و از طرف دیگر پیامد وجود نگرش تردید گرایی حسابرسان نیز می تواند ثبات هیجانی و قضاوت های حرفه ای را به همراه داشته باشد.
وجه نقد یکی از مهمترین نیازهای هر واحد برای انجام فعالیت می باشد زیرا می تواند بر عوامل مختلف اثرگذار بوده و در نهایت فعالیت شرکت را افزایش داده و بازدهی برای سهامداران کسب کند. در این راستا هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه نگهداشت وجه نقد، سرمایه در گردش و پرداخت سود سهام با سیاست های سرمایه گذاری می باشد. این پژوهش از نظر ماهیت و روش توصیفی و از نظر هدف، یک پژوهش کاربردی بوده و از آنجایی که در پژوهش حاضر وضعیت موجود متغیرها با استفاده از جمع آوری اطلاعات، از طریق اطلاعات گذشته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، در ردیف مطالعات توصیفی و از نوع پس رویدادی گنجانده می شود. در مسیر انجام این پژوهش، سه فرضیه تدوین و 110 شرکت از طریق نمونه گیری به روش حذف سیستماتیک برای دوره زمانی 7 ساله بین 1392 تا 1398 انتخاب شده و داده های مربوط به متغیرهای پژوهش بعد از گردآوری در نرم افزار اکسل با استفاده از نرم افزار آماری استاتا نسخه 15 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج حاصل از آزمون فرضیات نشان داد بین نگهداشت وجه نقد و سیاست های سرمایه گذاری رابطه مستقیم معناداری وجود دارد. همچنین بین سرمایه در گردش و سیاست های سرمایه گذاری رابطه مستقیم معناداری وجود دارد. ولی بین پرداخت سود سهام و سیاست های سرمایه گذاری رابطه ی یافت نشد.
در این پژوهش تاثیر قابلیت مدیریت دانش بر مدل نوآوری کسب و کار با نقش ریسک پذیری سازمانی در بین 151 نفر از کارکنان و مدیران شرکتهای بیمه که با نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و بررسی شد. این پژوهش از نظر روش پژوهش، از روش پیمایشی استفاده شد. در بخش نظری به منظور جمع آوری اطلاعات مورد نیاز با توجه به موضوع پژوهش از روش کتابخانه ای استفاده شد. داده های میدانی پژوهش از طریق توزیع پرسش نامه بین کارکنان و مدیران شرکتهای بیمه جمع آوری شد. بعداز بررسی روایی و پایایی پرسشنامه با استفاده از روش معادلات ساختاری به تجزیه و تحلیل فرضیه پرداخت شد. نتایج بدست آمده از آزمون فرضیه حاکی از آن بود که قابلیت مدیریت دانش بر مدل نوآوری کسب وکار تاثیر مثبت و معنی داری داشته است. اما ریسک پذیری سازمانی بر قابلیتهای مدیریت دانش و مدل نوآوری کسب وکار تاثیر نداشت.
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر برنامه های برنامه ریزی منابع انسانی در دستیابی به هدف استراتژیک بر عملکرد موثر و مزیت رقابتی شرکت است. روش مطالعه در این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری اطلاعات توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل تعدادی از کارشناسان شرکت های ارائه دهنده خدمات اینترنت بودند. پرسشنامه به صورت الکترونیکی توزیع شد و در مجموع 100 پرسشنامه گردآوری شد. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوا و پایایی با استفاده از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد تأیید قرار گرفت. برای آزمون فرضیه های تحقیق و تحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری SEM و نرم افزار های SPSS و Smart PLS استفاده شده است. در این مطالعه تأثیر متغیرهایی عواملی همچون طرح کارکنان، تجزیه و تحلیل و طراحی شغل، برنامه ریزی و توسعه شغلی، برنامه ریزی جانشینی و مدیریت استعداد بر دستیابی به اهداف استراتژیک و عملکرد موثر مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد طرح کارکنان، تجزیه و تحلیل و طراحی شغل، برنامه ریزی و توسعه شغلی، برنامه ریزی جانشینی و مدیریت استعداد بر دستیابی به اهداف استراتژیک تأثیر مثبتی دارد. دستیابی به اهداف استراتژیک شرکت بر عملکرد موثر تأثیر مثبتی داشته و همچنین عملکرد موثر بر امتیاز رقابتی برای شرکت تأثیر مثبتی داشته است.
هدف: پژوهش حاضر، با هدف ارائه مدلی پویا از اثر متغیرهای حسابداری و اقتصادی، بر تصمیم های مالی مدیران با در نظر گرفتن خطاهای شناختی اجرا شده است. نقطه مغفول در پژوهش های حسابداری، بررسی اثر تشدید یا تقلیل سوگیری های شناختی مدیران بر میزان اثرپذیری شرکت ها از عدم قطعیت در محیط تجاری است که ضرورت انجام چنین پژوهشی را نشان می دهد.
روش: از روش پویایی شناسی سیستم برای مدل سازی و بررسی چگونگی تعامل بین اجزا، بر اساس اطلاعات شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار در بازه زمانی 9 ساله از سال1390 تا 1398 استفاده شده است. برای افق شبیه سازی، دوره 15ساله از سال 1398 تا 1404 در نظر گرفته شده است.
یافته ها: عدم قطعیت ناشی از تورم بالاتر، موجب کاهش بیش سرمایه گذاری مدیران می شود، در حالی که سوگیری فرافکنی، این اثر منفی را کمتر می کند. همچنین، افزایش نرخ تورم گرایش مدیران زیان گریز را نیز برای دریافت تسهیلات افزایش می دهد؛ اما تفاوت این گونه مدیران آن است که زمانی تأمین مالی خارجی را مد نظر قرار می دهند که میانگین موزون هزینه سرمایه ناشی از تکیه بر تأمین مالی داخلی، افزایش یابد. نتیجه دیگر اینکه مدیران دارای سوگیری بیش اطمینانی، هزینه منابع داخلی را کمتر از حد برآورد کرده و بر اساس ریسک گریزی ذاتی، سهم ریسک تأمین مالی خارجی و استفاده از آن را برای سرمایه گذاری کاهش می دهند.
نتیجه گیری: الگوی تصمیم گیری مدیران در حوزه سرمایه گذاری و تأمین مالی، تحت تأثیر سوگیری های شناختی قرار دارد و این انحراف ها، رفتار مدیران در مواجهه با عوامل محیطی و برون زا را شکل می دهد. مدیران به دلیل شرایط حاکم بر فضای اقتصادی کشور، سرمایه گذاری ها و سیاست های هزینه کرد سرمایه ای خود را محدود می کنند؛ اما به دلیل تورش های رفتاری مؤثر بر الگوی تصمیم گیری اقتصادی، عملکرد کلی شرکت ها تضعیف می شود و فرصت های ایجاد ارزش و خلق ثروت را از دست می دهند.
ابهام در خوانایی صورت های مالی منجر به کاهش توانایی سرمایه گذاران در تحلیل و درک اطلاعات مالی شده و می تواند عاملی در جهت تعدیل هزینه های نمایندگی باشد. در این مقاله، هدف بررسی نقش کیفیت حسابرسی و کیفیت کنترل های داخلی در تعدیل ارتباط بین خوانایی صورت های مالی و هزینه های نمایندگی است. به منظور بررسی موضوع مورد مطالعه، از الگوی رگرسیونی داده های ترکیبی در دوره زمانی 1388 تا 1396 استفاده شده و داده های 120 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران جمع آوری و برای آزمون فرضیه های پژوهش استفاده شده است. نتایج فرضیه اول تحقیق مبنی بر اثر معنی دار خوانایی صورت های مالی بر هزینه های نمایندگی شرکت تایید شده است. فرضیه دوم پژوهش بیانگر این است که کیفیت حسابرسی اثر معناداری بر تعامل مشترک خوانایی صورت های مالی و هزینه های نمایندگی دارد. در نهایت نتایج مشخص می کند که کیفیت کنترل های داخلی اثر معناداری بر تعامل مشترک خوانایی صورت های مالی و هزینه های نمایندگی شرکت ندارد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که افزایش خوانایی صورت های مالی در واحدهای تجاری منجر به افزایش کیفیت اطلاعات ارائه شده به سهامداران اقلیت و تحلیل گران شده و عدم تقارن اطلاعاتی به واسطه شفافیت بیشتر، بین مدیران و ذینفعان کاهش می یابد. به عبارتی، افزایش خوانایی صورت های مالی با کنترل رفتارهای فرصت طلبانه مدیران منجر به کاهش هزینه های نمایندگی شده و کیفیت حسابرسی به علت بهبود کیفیت افشا، منجر به کاهش ابهام در اطلاعات و هزینه های نمایندگی می گردد.
هدف: سناریوهای همکاری بانک ها و فین تک ها در آینده، به یکی از موضوعات نوین در مطالعات نوآوری و کسب وکارهای فناوری مالی تبدیل شده است؛ با این حال تاکنون پژوهش دقیقی در خصوص سناریوهای همکاری بانک های ایران، به عنوان نهادهای سنتی مالی در مواجهه با رشد شتابان فین تک ها صورت نگرفته است که پژوهش حاضر با همین هدف اجرا شده است.
روش: به منظور تدوین سناریوها از «روش های آمیخته» بهره گرفته شده است. در همین رابطه، نیروهای پیشران، شگفت سازها و نشانه های ضعیف همکاری بانک و فین تک، از طریق مصاحبه با 15 نفر از خبرگان بوم سازگان مالی و به کمک تحلیل مضمون فهرست شدند. سپس عوامل مؤثر در قالب نظرسنجی از 33 خبره با استفاده از آزمون t تک نمونه ای تأیید و در ادامه، به کمک تاپسیس فازی اولویت بندی شدند. در گام پایانی با مشارکت 144 نفر از مدیران ارشد 16 بانک ایرانی و مبتنی بر روش «شبکه جهانی کسب وکار» سناریوهای همکاری تدوین شد.
یافته ها: دو عدم قطعیت مهم «توسعه گونه های مختلف فین تک» و «احراز هویت دیجیتال یکپارچه» شناسایی شد و بر این اساس، چهار سناریوی اصلی همکاری بانک و فین تک با نام های همانی، سینوسی، براکتی و لگاریتمی تشریح شد. سرانجام، راهبردهای سرویس پلاگین اختصاصی و رابط کاربردی برنامه نویسی، به عنوان راهبردهای پابرجای همکاری به بانک ها معرفی شد.
نتیجه گیری: به منظور اتخاذ سناریوی متناسب و همچنین، اجرایی کردن راهبردهای پابرجا، لازم است که بانک ها اقدام هایی را انجام دهند که این اقدام ها در قالب مضامین راهبردی، در سه محور حکمرانی ملی، شبکه همکاری و مدیریت فناوری دسته بندی شدند. در نهایت با مصاحبه از خبرگان، نتایج به دست آمده به تأیید رسید.
جامعه به تدریج دریافته است که اقدامات شرکت ها پیامدهایی برای آن دارد. شرکت ها با افشای اطلاعاتی فراتر از اطلاعات مالی می توانند بخشی از پاسخگویی خود را در برابر جامعه ایفا نمایند و زمینه تصمیم گیری بهتر را برای ذی نفعان فراهم نمایند. هدف این پژوهش بررسی رابطه مسئولیت اجتماعی با کیفیت اطلاعات حسابداری و گزارش حسابرسی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. بدین منظور، تعداد 130 شرکت طی سال های 1392-1398 به روش نمونه گیری حذف سیستماتیک انتخاب شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که با افزایش افشای مسئولیت اجتماعی، کیفیت اطلاعات حسابداری بهبود می یابد و اظهارنظر حسابرس با احتمال بیشتری مقبول می گردد. نتایج این پژوهش از این حیث که تاکنون ارتباط بین مسئولیت اجتماعی با گزارش حسابرس بررسی نشده و همچنین شاخص اقلام تعهدی به عنوان معیار کیفیت اطلاعات حسابداری مدنظر قرار نگرفته است، به غناپذیری دانش در پژوهش های حوزه مسئولیت اجتماعی، کمک می نماید و سرمایه گذاران می توانند عملکرد مناسب مسئولیت اجتماعی شرکت ها را بر اساس تئوری علامت دهی، به عنوان علامتی از بهبود کیفیت اطلاعات حسابداری و مقبول بودن گزارش حسابرس تلقی نمایند.Societyhas gradually realized that corporations’ activities have some implications for it. By disclosing information beyond financial information, companies can perform a part of their accountability to the community and provide a better decision-making environment for stakeholders. The purpose of our study is to analyze the relation between corporate social responsibility (CSR), accounting information quality and audit report in companies listed on Tehran Stock Exchange(TSE). For these purpose, 130 companies have been selected from 2011 to 2016. In order to measure CSR as the independent variable, we have used American Institution criteria known as KLD annually utilized to rate the organizations according to the social and environmental criteria. In addition, to measure accounting quality and audit report, we have used absolute accrual estimation error and unqualified/qualified report criteria. Our results show that corporate social responsibility increases the quality of accounting information and leads to better auditors’ reports
طراحی برنامه حسابرسی به گونه ای که بتوان به ریسک تقلب ارزیابی شده واکنش مناسبی نشان داد، یکی از مهمترین فعالیت هایی است که حسابرسان در رسیدگی های خود انجام می دهند. لذا هر مطالعه و پژوهشی که بتواند در این زمینه به حسابرسان یاری برساند، در خور توجه می باشد. در این راستا، این پژوهش به مقایسه مدل های مثلث، دیاموند و پنتاگون تقلب در تعدیل برنامه حسابرسی می پردازد. مدل مثلث تقلب سه بعد فشار/انگیزه، فرصت و توجیه سازی را به عنوان ابعاد تقلب معرفی می کند. این در حالی است که مدل دیاموند تقلب، علاوه بر سه بعد مذکور، بعد توانایی را نیز در نظر می گیرد. همچنین مدل پنتاگون تقلب، علاوه بر چهار بعد بیان شده، بعد غرور را به عنوان یکی از ابعاد تقلب معرفی می کند. به منظور مقایسه این مدل ها، از مورد تجربی استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، حسابداران رسمی شاغل در سازمان حسابرسی و موسسات حسابرسی در سال 1397 می باشد. نتایج نشان می دهد که استفاده از مدل دیاموند تقلب، نسبت به مدل مثلث تقلب، و استفاده از مدل پنتاگون تقلب، نسبت به مدل های دیاموند تقلب و مثلث تقلب، منجر به تعدیل بیشتر برنامه حسابرسی می شود.