هدف این تحقیق بررسی وضعیت موجود، ترسیم وضعیت مطلوب تعامل علمی دافوس دانشگاه علوم انتظامی با مراکز علمی پِژوهشی و هم چنین شناسایی فرآیند چگونگی تعامل مورد نیاز به منظور ارایه راهکارهای بهینه ارتقا و بهبود فعالیت های تعاملی علمی پژوهشی دافوس دانشگاه علوم انتظامی است. این تحقیق از لحاظ ماهیت کاربردی است و به روش توصیفی - پیمایشی انجام شده است. در این تحقیق سعی شده است ضمن ارایه سبک های مختلف همکاری، ارتباطات و تعامل علمی به خصوص روابط بین سازمانی و ارزیابی وضعیت موجود دافوس، از طریق توزیع پرسشنامه محقق ساخته و استفاده از نظرات تخصصی کارشناسان و مدیران آموزشی و پژوهشی رده های مختلف دافوس، دانشگاه و ناجا روش های مختلف تعاملی علمی دانشگاه ها، موسسات و مراکز علمی پژوهشی ارزیابی و راهکارهای بهینه ای برای ارتقا و بهبود (نیل به وضع مطلوب) تعامل علمی دافوس دانشگاه علوم انتظامی، با مراکز علمی پژوهشی در قلمروهای موصوف ارایه گردد. راهکار محوری این تحقیق این است که باید با ایجاد فضای مساعد؛ فرهنگ سازی مناسب جهت ارتقا سطح تعامل به خصوص در زمینه های علمی آموزشی و پژوهشی و استفاده از تئوری های مختلف مدیریتی و سایر سازوکار تعاملی به سمت رشد و تعالی سازمانی و فردی حرکت نماییم و دافوس دانشگاه علوم انتظامی را به وضعیت مطلوب خود که یک سازمان یادگیرنده می باشد رهنمون سازیم.
زمینه و هدف: این تحقیق در پی پاسخ به این سوال اساسی بوده است که برنامه درسی (تفصیلی) آزمون شده رسته انتظامی در مراکز آموزش درجه داری، تا چه حد در توانمندسازی فراگیران این مراکز، در اجرای ماموریت های محوله موثر بوده است؟ مواد و روش ها: در این راستا اثربخشی بیرونی برنامه درسی مذکور در سطوح سوم و چهارم الگوی ارزشیابی آموزشی کرکپاتریک سنجیده شده است. این تحقیق از نوع توصیفی است که به شیوه پیمایشی انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها، دو پرسشنامه محقق ساخته با طیف لیکرت است که توسط نمونه ای از فراگیران درجه داری رسته انتظامی و فرماندهان بلافصل آنها تکمیل گردیده است. جامعه آماری تحقیق متشکل از فراگیران درجه داری (N=295) و فرماندهان بلافصل آنان (N=36) است. از گروه اول بر اساس جدول کرجسی و مورگان یک نمونه 170 نفری انتخاب شد و از گروه دوم به صورت تمام شماری پرسشگری شده است.یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که برنامه تفصیلی دوره آموزشی فراگیران درجه داری در ابعاد توسعه دانش، مهارت و نگرش، تسهیل انطباق در محیط کار و تسهیل یادگیری در محیط کار از کفایت مطلوب برخوردار نبوده است ولی از حداقل کفایت لازم برخوردار بوده است.
هدف کلی این پژوهش بررسی رابطه تیپ های شخصیتی و بهداشت روانی آموزگاران با جو سازمانی مدارس ابتدایی ناحیه یک شیراز بوده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بود ه است . جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه آموزگاران ناحیه یک شیراز(1119 زن و 301 مرد) بوده اند که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی و با مراجعه به جدول مورگان 310(210 زن و 100 مرد) نفر به عنوان نمونه مورد مطالعه قرار گرفته است. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه شخصیت آیزنک، پرسشنامه بهداشت روانی کلدبرگ و پرسشنامه جو سازمانی هاپلین و کرافت بوده است. داده های جمع آوری شده با ضریب همبستگی پیرسون و آزمون t و رگرسیون چند گانه مورد تحلیل قرار گرفته اند که مهم ترین نتایج عبارت بوده اند از این که،بین تیپ های شخصیتی (درونگرا و برونگرا) و جو سازمانی رابطه معنی دار ی وجود ندارد. بین تیپ های شخصیتی (درونگرا و برونگرا) با بهداشت روانی رابطه معنی دار ی وجود ندارد. بین ابعاد بهداشت روانی (علائم جسمانی و افسردگی) با جو سازمانی مدارس رابطه معنی داری وجود دارد. بین تیپ های شخصیتی آموزگاران زن و مرد تفاوت معنی داری وجود دارد.
این پژوهش با هدف بررسی مولفه های فرهنگ شهروندی در حیطه ی ارزش ها و هنجارها به روش توصیفی – پیمایشی انجام شده است. جامعه ی آماری پژوهش مشتمل بر کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی منطقه ی 4 و دانشگاههای دولتی یزد، اصفهان، تهران، مشهد و شیراز در رشته-های علوم تربیتی، جامعه شناسی و روان شناسی بالغ بر 283 نفر بوده است . از بین جامعه ی آماری با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، متناسب با حجم نمونه، در نرم افزار اکسل تعداد 103 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ی محقق ساخته ی تدوین مولفه های فرهنگ شهروندی در دو حیطه ی ارزش ها و هنجارها با مقیاس 5 درجه ای لیکرت بوده است. برای تعیین روایی ابزار پژوهش از روایی صوری، محتوایی و سازه (تحلیل عامل) استفاده شد. اعتبار ابزار اندازه گیری با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ معادل 92/0 برآورد گردید که حاکی از اعتبار بالای ابزار اندازه گیری است. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی شامل (میانگین، انحراف معیار و واریانس) و آمار استنباطی شامل تحلیل عاملی، آزمونT تک متغیره و آزمون خی دو برآورد شد. نتایج بدست آمده از پژوهش نشان داد که بعد ارزش ها دارای 17 زیر مولفه است که از این میان، « ترجیح مصالح جمعی بر مصالح فردی » با بار عاملی77/0 بیش ترین ضریب و مولفه ی « حفظ محیط زیست » با بار عاملی4/0 کم ترین مقدار را به خود اختصاص داده است. در بعد هنجارها بیش ترین بار عاملی مربوط به مولفه های« قدرت حل تعارض در مواجهه با دیگران » و « توانایی اظهار نظر در میان جمع » با بار عاملی72/0 و کم ترین بار عاملی مربوط به مولفه ی « مسئولیت پذیری »با بار عاملی 31/0 بوده است. در ابعاد جمعیت شناختی بین نظرات پاسخگویان تفاوتی مشاهده نگردید.
هدف پژوهش حاضر بررسی و مقایسه شاخص های فعالیت تیمی در گروههای آموزشی دانشگاه بود.
تحقیق به شیوه توصیفی (پیمایشی) انجام شد. جامعه آماری پژوهش کلیه اعضاء هیأت علمی دانشگاه آزاد
حجم نمونه 41 نفر برآورد گردید و به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده (N= اسلامی واحد گرمسار بود( 135
انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود. داده های گردآوری شده با استفاده از شاخص های آمار
وابسته و تحلیل واریانس یک طرفه مورد تجزیه و تحلیل قرار T توصیفی نظیر میانگین، انحراف معیار و آزمون
گرفتند. نتایج نشان داد که فعالیت تیمی در بین گروههای آموزشی در وضعیت پایینی قرار دارد و از این نظر بین
گروههای آموزشی مورد مطالعه تفاوت معناداری وجود ندارد.
هدف پژوهش حاضر ارائه یک مدل مدیریت مبتنی بر فراشناخت برای مدیران مدارس ابتدایی بود. جهت
تحقق این هدف، ابتدا با مطالعه ادبیات مربوطه، تعداد 89 مولفه استخراج و در قالب یک چارچوب اولیه ارائه
گردید. جهت تأیید چارچوب اولیه، پرسشنامه ای تنظیم و بعد از تأیید روایی و پایایی بین 40 نفر از صاحب
نظران مدیریت آموزشی توزیع شد و داده ها گردآوری گردید. داده های گردآوری شده تجزیه و تحلیل شد و
چارچوب اولیه مشتمل بر سه بعد و شش مولفه اصلی تدوین شد جهت تعیین وضعیت موجود رفتارهای مدیران
مدارس ابتدایی، پرسشنامه ای براساس چارچوب اولیه تدوین گردید و پس از تأیید روایی (قضاوت خبرگان) و
0) در بین یک نمونه 314 نفری (تعیین شده از طریق فرمول حجم نمونه) از مدیران / پایایی (آلفای کرونباخ 92
مدارس ابتدایی شهر تهران اجرا شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از شاخصهای آمار توصیفی (میانگین،
تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان spss تک نمونه ای) از طریق نرم افزار t انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون
داد میانگین رفتارهای فراشناختی مدیران مدارس ابتدایی در حد متوسط است. تحلیل عاملی و تحلیل مسیر نیز
برای تدوین مدل نهایی مورد استفاده قرار گرفت و در نهایت مدلی مشتمل بر چهار بعد (پیش نگری، عملکرد،
تعمق در خود، و خودکارآمدی) و شش مؤلفه اصلی (تجزیه و تحلیل وظایف، خودانگیزشی و ایجاد اعتماد به
نفس، خودکنترلی، خودمشاهده گری، خودقضاوتی، و خودواکنشی) حاصل شد که توسط صاحبنظران نیز تأیید
گردید.
هدف این پژوهش ارزشیابی برنامه درسی هنر دوره راهنمایی تحصیلی براساس رویکرد دیسیپلین محور بود.
تحقیق حاضر، از نوع تحقیق های کاربردی محسوب می شود که در آن از روش شبه تجربی برای آزمون
فرضیه ها استفاده شد. جامعه مورد مطالعه شامل تمامی دانش آموزان کلاس های دوره راهنمایی تحصیلی
1387 بود. از این رو، دو گروه دانش آموزان در دو کلاس دوره - شهرستان تنکابن در سال تحصیلی 1386
راهنمایی تحصیلی به شکل تصادفی خوشه ای انتخاب شدند، که یک گروه به عنوان گروه آزمایش و دیگری
گروه کنترل در نظر گرفته شدند. جهت جمع آوری داده ها از آزمون محقق ساخته ای به نام "" تن تز"" به دو
صورت پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه استفاده شد. آزمودنی ها با پاسخ دادن به 55 پرسش پنج
گزینه ای در چهار مؤلفه تولید هنری، نقد هنری، تاریخ هنری، و زیبایی شناسی، در حقیقت میزان تربیت هنری
را نمایان ساختند. جهت تحلیل داده ها از آمار توصیفی (فراوانی، (DBAE) در دیسیپلین های فرعی رویکرد 4
مستقل) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که حوزه تولید هنری، t درصد و میانگین) و آمار استنباطی (آزمون
در برنامه درسی موجود آموزش هنر در دوره راهنمایی تحصیلی وجود دارد. در حالی که حوزه های نقد هنری،
تاریخ هنری، و زیبایی شناسی، در برنامه درسی موجود آموزش هنر در دوره راهنمایی تحصیلی وجود ندارند.
هدف اساسی در این مقاله ارزیابی نقش دانشگاه آزاد اسلامی واحد فیروزکوه در توزیع هزینه خانوارهای فیروزکوه بوده است. برای این منظور ابتدا با استفاده از ریز داده های بودجه خانوار ضریب جینی و سهم بیستک های هزینه ای خانوارهای فیروزکوه طی دوره 1377-1385 با استفاده از روش ناپارامتریک برآورد شده است. پس از برآورد شاخص های نابرابری اقتصادی، اثر نسبت دانشجویان به جمعیت به تفکیک بومی و غیربومی بر نابرابری اقتصادی برآورد شده است؛ افزایش نسبت دانشجویان بومی و غیربومی به جمعیت سبب کاهش نابرابری اقتصادی شهرستان فیروزکوه می گردد. در این راستا، شدت اثر نسبت دانشجویان غیربومی از نسبت دانشجویان بومی به طور نسبی بیشتر بوده است. به منظور تجزیه شاخص نابرابری اقتصادی و تحلیل اثر نسبت دانشجویان بر نابرابری، از الگوی عوامل موثر بر بیستک ها به صورت دستگاهی از معادلات همزمانه به ظاهر نامرتبط (SURE) استفاده شده است. نتایج حاصل حاکی از آن است که اثر کاهشی نسبت دانشجویان غیربومی، ناشی از کاهش سهم بیستک بالای درآمدی (20، بالا) به نفع افزایش سهم چهار بیستک اول درآمدی (80% پایین) بوده است.نسبت دانشجویان بومی اثر معناداری بر سهم بیستک های چهارم و سوم هزینه ای نداشته است. افزایش نسبت دانشجویان بومی سهم بیستک اول و دوم را افزایش داده ولی از سهم بیستک پنجم کاسته است. فیروزکوه در مسیر استان های سمنان و مازندران و به علّت نزدیکی با تهران و آب و هوای کم نظیر از مزیت طبیعی برای توسعه مراکز دانشگاهی با جذب دانشجو و استاد برخوردار است. رشد و گسترش تنها واحد دانشگاهی در این شهر با همت مدیران این واحد پایه توسعه اقتصادی و فرهنگی را فراهم آورده است. افزایش نقش مدیران این دانشگاه در شورای شهر جهت برنامه ریزی موثر در تغییر ساختار آن برای تبدیل شهر به یک مرکز علمی - پژوهشی بزرگ و پرهیز از ایجاد آلودگی محیط زیست توصیه می گردد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی صلاحیت های حرفه ای معلمان دوره ابتدایی انجام شد . جامعه آماری
پژوهش معلمان مقطع ابتدایی شهر اصفهان به تعداد 3951 بودند . حجم نمونه 310 نفر به صورت نمونه گیری
تصادفی نسبی انتخاب شد . ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود پایایی پرسشنامه از طریق محاسبه ضریب آلفا
0 محاسبه گردید . برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی / کرونباخ 96
وابسته، تحلیل عامل ) استفاده گردید . پس از انجام تحلیل عامل مؤ لفه های اصلی به 13 دسته تقسیم شد که t )
نامگذاری مجدد با توجه به زیر مؤلفه ها صورت گرفت . یافته های پژوهش نشان داد که بین وضعیت موجود و
مطلوب صلاحیت های معلمان تفاوت وجود دارد و در کلیه مؤلفه های اصلی تفاوت معنادار است . صلاحیت
موجود معلمان در مؤلفه های فن آوری، یادگیری مادام العمر، حرفه ای، عملکردی، فکری و تدریس کمتر از
سطح متوسط بود.
چکیده هدف ازاین پژوهش بررسی میزان کارآمدی اساتید در چهار محور برقراری ارتباط مؤثر با فراگیران،افزایش توان تدریس،علاقه مندی به تدریس و اهمیت به درگیر نمودن فراگیران در یادگیری بود.روش پژوهش زمینه یابی (پیمایشی) بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل دانشجویان چهار رشته ی تحصیلی فنی مهندسی،علوم انسانی،علوم پایه و علوم پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری با تعداد 4392 نفر بود. حجم نمونه مطابق با جدول مورگان 556 نفر برآورد گردید و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته با 47 سؤال در مقیاس لیکرت بود. پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ به میزان 97/0 محاسبه شد.داده های پژوهش با استفاده از آزمونT و تحلیل واریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.یافته های پژوهش بیانگر آن است که دانشجویان دانشگاه آزاد،اساتید خود را در توان تدریس،برقراری ارتباط،علاقه مندی به تدریس و اهمیت به درگیر نمودن فراگیران در یادگیری کارآمد ارزیابی کرده اند.، در چهار گروه تحصیلی مورد مطالعه، در رشته ی تحصیلی فنی- مهندسی اساتید مرد در مدیریت کلاس نسبت به اساتید زن کارآمدتر ارزیابی شده اند.در رشته تحصیلی علوم انسانی اساتید زن نسبت به اساتید مرد کارآمدتر هستند.در رشته علوم پایه اساتید مرد کارآمدتر از اساتید زن ارزیابی شده اند و در گروه علوم پزشکی اساتید زن نسبت به اساتید مرد کارآمدتر هستند. از پیشنهاد های مهم این پژوهش دقت درنحوه ی جذب اعضای هیئت علمی دانشگاه و بر گزاری دوره های مهارت آموزی و کارگاه های آموزشی در زمینه ی تخصصی،یادگیری و روانشناسی تربیتی است.