در این مقاله با توسعه الگوریتم فوق ابتکاری سیستم اجتماع مورچهها2(ACS) الگوریتمی برای زمان بندی حرکت قطار معرفی شده است. ابتدا نوعی از مسئله زمان بندی حرکت قطار در قالب یک برنامه ریزی ریاضی مدلسازی و سپس الگوریتمی مبتنی بر ACS برای حل آن پیشنهاد شده است. با این فرض که هر قطار در مسئله زمان بندی حرکت قطار معادل یک شهر در مسئله فروشنده دوره گرد3(TSP) باشد، ACS بر روی گراف مسئله TSP، توالی حرکت قطارها را مشخص می کند. بر اساس این توالی و رفع تلاقی در برخورد قطارها، زمان بندی حرکت مشخص خواهد شد. مثالهای عددی در ابعاد کوچک و متوسط برای بررسی صحت و کیفیت جوابها توسط الگوریتم حل شده و نتایج حاصله با حل دقیق بهینه آنها مقایسه شده اند. از مقایسه نتایج حل دقیق مسائل و حل آنها توسط الگوریتم پیشنهادی صرفه جویی های زمانی و پاسخی با کیفیت خوب به دست آمده است. در انتها برای توصیف نحوه محاسبات نیز یک مطالعه موردی ارائه شده است.
گروه های صنعتی، تعاملات درون گروهی و برون گروهی دارند. در این مطالعه برای بررسی پویایی خطی اطلاعات، از دوازده گروه صنعتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده شد. از دو معیار اندازه گیری محافظه کاری شامل معیار «نسبت جمع قیمت به جمع ارزش دفتری سهام» و «نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری» استفاده شده است. برای اصلاح آثار عوامل خاص در صنعت، این نسبت روند زدایی شد و همچنین جهت کنترل آثار هر صنعت، تورم و عوامل مؤثر بر شاخص های صنایع مختلف در دوره های زمانی مورد مطالعه از دو معیار- میانگین سالیانه تفاضل ارزش بازار و ارزش دفتری و شاخص هر صنعت- استفاده شد. نتایج تحلیل صنعت نشان می دهد که معیار «نسبت جمع قیمت به جمع ارزش دفتری» دارای همبستگی قوی می باشد و در نقطه مقابل با به کارگیری میانگین نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری روند زدایی شده نتایج همبستگی قوی تر می شود. درنهایت استانداردکردن متغیرها براساس شاخص هر صنعت در مقایسه با استاندارد کردن براساس میانگین سالیانه تفاضل ارزش بازار و ارزش دفتری منجر به نتایج قوی تری در ضرایب مدل های ارزش گذاری براساس صنعت می شود. بنابراین برای ارزیابی و تحلیل پویایی خطی اطلاعات در گروه های صنعتی به همراه گنجاندن عوامل محیطی همچون، سیاست های محافظه کاری در حسابداری، نوع صنعت، شاخص های بازار بورس، نرخ هزینه سرمایه، نرخ تورم، سیاست های توزیع سود نقدی، ارزش دفتری و قیمت های گذشته و حال اوراق بهادار می توان مدل های ارزش گذاری مبتنی بر سود باقیمانده را به کار رفت.
همکاری میان سازمانی، به عنوان یکی از مفاهیم نوین در مدیریت زنجیره تامین، مورد توجه بسیاری از محققین و پژوهشگران واقع شده است؛ ازاین رو در پژوهش حاضر، ارتباط دو دسته عوامل درون سازمانی که دربرگیرنده متغیرهایی همچون استراتژی و فناوری سازمان هستند و عوامل میان سازمانی که اعتماد میان طرفین و منابع ورودی مشترک را شامل می شوند با سطح همکاری میان سازمانی در زنجیره تامین ایران خودرو مورد آزمون قرار گرفته است. در این تحقیق از دو نرم افزارspss و لیزرل برای تحلیل داده ها و آزمون متغیرهای تحقیق استفاده شده و در نهایت مدل معادلات ساختاری از متغیرهای تحقیق طراحی گردیده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد به استثنای فناوری، میان سایر عوامل با همکاری میان سازمانی، ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.
یکی از چالش های جدی شرکت های بیمه، افزایش متوسط زمان پرداخت خسارت به بیمه گزاران زیان دیده است. تاکنون مطالعات متعددی در زمینه علل و راه مقابله با این پدیده ارائه گردیده؛ اما کمتر به نتایج اثربخش منجر شده است. بنابراین در این مقاله، یک مدل شبیه سازی شده از زنجیره خدمات شرکت های بیمه بر اساس متدولوژی پویاشناسی سیستم ارائه می گردد. مدل زنجیره خدمات بیمه به منظور تجزیه و تحلیل و بهبود کیفیت خدمات بیمه ای از جمله متوسط زمان پرداخت خسارت شبیه سازی شده است. نتایج حاصل از ساخت مدل ریاضی غیر خطی، که با شبیه سازی روی کامپیوتر از طریق نرم افزار Vensim تحلیل گردید، نشان می دهد دو عامل اصلی افزاینده متوسط زمان پرداخت خسارت عبارتند از: افزایش بوروکراسی اداری و افزایش تعداد مشتریان شرکت بیمه. همچنین دو عامل اصلی کاهنده متوسط زمان پرداخت خسارت عبارتند از: بهبود عملکرد نیروی انسانی و بهبود استفاده کارا از فناوری اطلاعات.
یکی از مهم ترین رسالت دولت ها، خصوصاً در کشورهای درحال توسعه، اجرای پروژه های زیرساختی و زیربنایی است. نیاز شدید کشورها به انجام این پروژه ها از سویی و ضعف مالی، مدیریتی و اجرایی دولت در اجرای آن ها از سوی دیگر، لزوم بهره گیری از سیاست های جدید در این راستا را نمایان ساخته است.مشارکت دولت و بخش خصوصی (PPP) یکی از رایج ترین و پرکاربردترین این-گونه سیاست هامی باشد و طی دو دهه اخیر گرایش به آن افزایش یافته است. اما ماهیت بلند مدت این پروژه هاو تغییرات سریع بازار موجب بروز اختلافات متعدد در طول فازهای اجرایی این پروژه ها شده، به گونه ای که بررسی های صورت گرفته نشان می دهد اکثر این پروژه ها با چندین مرحله مذاکره مجدد همراه بوده اند. این مقاله سعی دارد تا با بکارگیری نظریه بازی ها راهکار مناسبی را برای برون رفت از مشکلات مالی احتمالی و جلوگیری از بروز تأخیر در اجرای پروژه ها ارائه نماید. مدل ارائه شده در این تحقیق از نوع بازی های پویا با اطلاعات کامل بوده و بیشترین هم خوانی را با فضای واقعی دارا می باشد، به گونه ای کهپدیده های مختلفی چون فرصت طلبی پیمانکار خصوصی، ارزش زمانی پول، مذاکره با پیمانکاران دیگر و هزینه های مختلف سیاسی تحمیل شده به دولت را لحاظ نموده است. در نهایت راه کارهایی برای پیشگیری از بروز این گونه اختلافات و بهبود فرآیند اجرایی پروژه های PPPارائه شده است.
هدف از این تحقیق، ارایه ی مدلی برای ارزیابی عملکرد مراکز تحقیقات غیرصنعتی می باشد. با توجه به جامعیت، مزیت ها و ویژگی های بارز مدل تعالی EFQM، به عنوان پایه و اساس مدل پیشنهادی مدنظر قرار می گرفت. سپس با به کارگیری عوامل و نقاط قوت مدل EFQM و سایر مدل های بررسی شده در ادبیات و هم چنین شناخت سازمان های مورد مطالعه، چارچوب پیشنهادی تحقیق برای بومی سازی و هم راستاسازی مدل با محیط، شرایط و سایر ویژگی های سازمان ارایه شد. مدل پیشنهادی تحقیق، شامل دو بعد توانمندساز و نتایج، 9 معیار اصلی، 31 زیرمعیار و 24 شاخص مربوط به زیرمعیارهای نتایج به دست آمد؛ سپس ازطریق پرسش نامه و نظرات خبرگان، وزن دهی و اولویت بندی ابعاد و معیارهای مدل، با استفاده از تکنیک AHP گروهی و زیرمعیارها و شاخص های مدل، با استفاده از روش مستقیم و محاسبه میانگین هندسی، صورت پذیرفت. در پایان، یکی از مراکز تحقیقات غیرصنعتی به عنوان مطالعه ی موردی تحقیق براساس مدل پیشنهادی مورد ارزیابی قرار گرفت.
در این مقاله مدل های سنتی کنترل موجودی (r,Q) و(R,T) به صورت یک مدل چند کالایی با دو هدف کمینه سازی هزینه ها و سطح خطر و تحت محدودیت های بودجه در دسترس، حداقل سطح عملکرد، فضای انبار و تعداد کمبود مجاز توسعه یافته اند. تابع توزیع تقاضا نرمال بوده و تقاضا با پس افت تأمین می گردد. ابتدا مدل قطعی و سپس مدل احتمالی- فازی با پارامترهای بودجه فازی، تعداد کمبود مجاز فازی، و فضای انبار که پارامتری احتمالی – فازی با تابع توزیع نرمال است توسعه می یابد. تمام اعداد فازی و از نوع مثلثی[1] هستند. در متدولوژی حل با استفاده از روش نافازی سازی محدودیت های فازی و روش بر نامه ریزی محدودیت های احتمالی فازی[2]، مدل به یک مسئله قطعی چند هدفه تبدیل شده و سپس از طریق روش فازی حل می گردد. در پایان یک مثال عددی جهت توصیف مدل و روش حل آمده که با نرم افزار لینگو8[3] حل شده است.
سود هر سهم یکی از فاکتورهای مالی بسیار مهم است که مورد توجه مدیران، سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی می باشد و اغلب برای تصمیم گیری در خصوص سرمایه گذاری، ارزیابی سودآوری و ریسک مرتبط با سود و نیز قضاوت در خصوص قیمت سهام استفاده می شود، از این رو پیش بینی آن برای مدیران و ذینفعان حائز اهمیت اساسی است. هدف این تحقیق ارائه ی مدلی به منظور پیش بینی سود هر سهم با استفاده از شبکه عصبی پرسپترون چند لایه(MLP) و شبکه ی عصبی توابع شعاعی بنیادین(RBF) و تعیین مدل برتر با استفاده از معیار های ارزیابی عملکرد است. بدین منظور، شرکت های عضو بورس اوراق بهادار تهران به عنوان جامعه آماری تحقیق در نظر گرفته شدند و 630 سال-شرکت در قالب 24 صنعت فعال بورس در محدوده ی زمانی 1388-1382 به عنوان نمونه ی تحقیق انتخاب شدند. نتایج تحقیق نشان می دهد که شبکه ی MLP خطای پیش بینی کمتری نسبت به شبکه ی RBF دارد و همبستگی بین داده های واقعی و داده های پیش بینی شده توسط این شبکه نیز از RBF بیشتر است؛ در نتیجه دقت پیش بینی شبکه یMLP بیشتر از شبکه ی RBF است.
با توجه به شرایط اطمینان محیطی در بازارهای پویای جهانی امروزی و رقابت روزافزون سازمان ها و نیاز به ارتقای سطح کارایی و اثربخشی سازمان ها، مدیران با چالش های متعددی مواجه کرده است. جهت مقابله با این شرایط و همچنین برای افزایش توان رقابتی – به ویژه در بازارهای بین المللی – رویکردهای نوین مدیریتی مطرح شده است که شناسایی و مدیریت ریسک از جمله این رویکردهاست. در این مقاله سعی شده است تا حد امکان یکی از مقوله های چالش برانگیز ریسک یعنی شهرت و ارتباط با این ریسک با فعالیت های شرکت ملی گاز ایران در حوزه داخلی و خارجی مورد بررسی قرار گیرد.
در این مقاله به طور خلاصه ریسک شهرت و مدیریت این ریسک را با استفاده از بودجه بندی سرمایه ای طی سال های 1385 تا 1389 در شرکت ملی گاز ایران مورد بررسی قرار می دهیم.
جنبه هایی از قبیل ارتباطات، انجام تعهدات طبق جدول زمان بندی شده، خلاقیت و نوآوری، در نظر گرفتن مسائل زیست محیطی و ... ارتباط بسیار نزدیکی با یکدیگر داشته که در این مقاله با بیان آنها تاثیرشان را بر روی ریسک شهرت شرکت ملی گاز ایران بررسی می کنیم
اقتصاد روستایی اتّکای قابل توجهی به فعالیت های کشاورزی دارد، بنابراین شعاع تأثیر پدیده ی خشکسالی در مناطق روستایی، بیش از نقاط دیگر بوده و پیامدهای خشکسالی در این مناطق بیشتر از مناطق شهری است؛ چراکه یکی از منابع اصلی تأمین غذای خانوارهای روستایی، روش خود مصرفی تولیدات زراعی، باغی و دامی است. اثرات اقتصادی خشکسالی های اخیر هم در کشورهای در حال توسعه و هم در کشورهای توسعه یافته، نشانگر آسیب پذیری جوامع در برابر خشکسالی می باشد که مهم ترین تأثیر آن می تواند در نواحی روستایی و وضعیت اقتصادی کشاورزان روستایی باشد. در این بین مدیریت ریسک می تواند باعث کاهش آسیب های ناشی از این پدیده طبیعی در مناطق روستایی باشد. بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثرات مدیریت ریسک خشکسالی بر بهبود اقتصادی کشاورزان روستایی شهرستان بناب می باشد، که بدین منظور از روش توصیفی- تحلیلی و پیمایش میدانی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه در پژوهش حاضر تمام روستاهای شهرستان بناب می باشد که با استفاده از روش کوکران تعداد 344 نفر انتخاب و پرسشنامه به صورت تصادفی ساده بین آنها توزیع شده است. نتایج به دست آمده از تحلیل نرم افزار SPSS و آزمون کای اسکوئر نشان دهنده اجرای برخی از زمینه های مدیریت ریسک خشکسالی نظیر آبیاری فنی (آبیاری تحت فشار، قطره ای و ...) و استفاده از گونه های مقاوم در مقابل خشکسالی با ضریب معناداری 01% می باشد. همچنین اجرای مدیریت ریسک خشکسالی در محدوده مورد مطالعه توانسته است باعث بهبود وضعیت اقتصادی کشاورزان در برخی زمینه ها نظیر تنوع بخشی به محصولات روستا، حفظ مراتع روستا، پایداری اقتصاد کشاورزی و کاهش فقر در اقشار آسیب پذیر روستایی شود.
یکی از دغدغه های مهم برای تصمیم گیرندگان هر سازمان تولیدی، تصمیم گیری در مورد خرید قطعات (برون سپاری) و یا ساخت قطعات توسط کارخانه است که موضوع بحث بسیاری از مطالعات تا کنون بوده است. به این منظور این پژوهش سعی بر آن دارد تا به ارائه یک روش شناسی مناسب جهت حل این مسئله بپردازد. روش شناسی مطالعه حاضر توانایی بررسی تصمیم ساخت یا خرید را در حالت عدم قطعیت در برداشته و جهت این منظور از تحلیل شبیه سازی و رویکرد منطق فازی بهره می برد. این مطالعه به ارایه یک روش TOPSIS گروهی جدید می پردازد که این روش توسعه یافته روش های پیشین می باشد ضمن این که برای استفاده از شبیه سازی، روش پیشنهادی این مطالعه قابلیت بررسی خطوط تولیدی با زمان های تصادفی که از توابع توزیع عمومی پیروی می کنند را دارا می باشد. به عبارت دیگر روش پیشنهادی این مطالعه این امکان را فراهم می آورد که زمان پردازش ماشین ها، زمان های بین خرابی ماشین ها و زمان های تعمیر ماشین ها از توابع توزیع عمومی (نرمال، یکنواخت، گاما و . . .) پیروی کنند، نه صرفاً زمان های قطعی یا نمایی. روش شناسی حاضر تنها به ارایه راه کار ساخت یا خرید قطعات نمی پردازد، بلکه در مورد قطعاتی که ساخت آنها از چندین مرحله تشکیل شده و چندین تأمین کننده، قادر به تأمین آن می باشند، به ارایه راه حل مطلوب در مورد درجه ساخت توسط کارخانه (از برون سپاری کامل تا ساخت کامل) و انتخاب تأمین کننده مناسب (در صورت خرید) می پردازد.