کرمان بزرگ ترین استان کشور است و کشاورزی از بخش های عمده اقتصادی این استان به شمار می آید. در این پژوهش، ارزش تولید نهایی عوامل تولید در برخی محصولات زراعی استان کرمان برآورد شده است. نمونه مورد بررسی، مربوط به سال 1381، شامل 679 بهره بردار برای 8 محصول زراعی در استان کرمان بوده است. محصولات مورد مطالعه شامل گندم، جو، ذرت، نخود، عدس، آفتابگردان، پنبه، چغندرقند وسیب زمینی است. ارزش تولید نهایی هریک از عوامل با استفاده از قیمت محصولات و تخمین تابع تولید کاب ـ داگلاس و متعالی محاسبه شده است. تخصیص بیش از حد و کمتر از حد عوامل تولید در هر یک از محصولات بر اساس ارزش تولید نهایی، قیمت عوامل تولید، و اصول اقتصادی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که در وضع موجود، تخصیص بسیاری از منابع تولید به طور بهینه انجام نمی گیرد؛ از این رو، به نظر می رسد که با تخصیص مجدد و بهینه منابع می توان سودآوری و درآمد کشاورزان را افزایش داد. همچنین، اندازه مزارع از مقدار بهینه آن کوچک تر است که برای اصلاح این شرایط اتخاذ سیاست های یکپارچه سازی پیشنهاد می شود.
ارزیابی عملکرد پیشنیاز بسیاری از فعالیت های حوزه منابع انسانی است که اجرای صحیح آن موجب کارآیی و اثربخشی مواردی چون بازخور کردن عملکرد، آموزش و توسعه، ارتقای کارکنان، برنامه ریزی منابع انسانی و ... می شود. در این بین تعیین وزن صحیح شاخص های ارزیابی با در نظر گرفتن نیروی هم افزایی و برهم کنش شاخص ها و نیز توجه به تفاوت اهمیت سطوح مختلف یک شاخص از اهمیت زیادی برخوردار بوده و می تواند نتایج ارزیابی را تحت تأثیر قرار دهد.
در این پژوهش سعی شده است تا با استفاده از روش طراحی آمایشات تاگوچی، وزن شاخص ها به صورت واقع بینانه ای و با در نظر گرفتن دو مورد ذکر شده تعیین شود. بر این اساس الگویی 8 مرحله ای ارائه شده و ضمن تدوین شاخص های ارزیابی عملکرد کارکنان برای واحد صندوق یک بانک، با طراحی پرسشنامه بر اساس جدول های متعامد پیشنهادی تاگوچی، از صاحبنظران حوزه بانکداری کمک گرفته شده تا با پاسخ به پرسشنامه های هر بعد، وزن هر یک از شاخص های آن بعد را تعیین کنند. نتایج بکارگیری الگوی پیشنهادی در قالب جدول آنوا نشان داد که روش طراحی آزمایش های تاگوچی می تواند روشی مناسب در تعیین وزن شاخص ها باشد و با در نظر گرفتن مقدار عامل خطامی توان در مورد میزان پایایی نتایج به دست آمده تصمیم گیری کرد.
شرکتهای حمل ونقلی عمدتاً در تخصیص منابع در دسترس، به پروژه های پیشنهادی حمل بار دارای محدودیت هستند. آن چه برای این شرکتها دارای اهمیت است، مشارکت در فعالیتهایی است که اهداف اقتصادی مورد نظر را تأمین کرده و شرکت را در بهترین شرایط سوددهی قراردهد. در این تحقیق، با استفاده از فن دلفی شاخصهای انتخاب پروژه های مطلوب در بنگاه های حمل ونقلی تعیین شده و سپس پروژه های پیشنهادی به یک شرکت حمل ونقل، و توان موجود در آن شرکت مورد بررسی قرار گرفته است ، آنگاه با استفاده از روش تصمیم گیری برناردو (چند شاخصه گروهی با مقیاس رتبه ای) و با در نظر گرفتن معیارهای تعیین شده، یک مدل ریاضی برای انتخاب پروژه یا پروژه های برتر ارائه شده است، که بعد از حل این مدل با نرم افزار، پاسخ بهینه برای سرمایه گذاری شرکت مربوطه مشخص شده است .
امروزه انتخاب تأمین کنندگان مناسب، یکی از مسائل مهم استراتژیک در بین شرکتهایی می باشد که به نحوی جهت تأمین کالای مورد نیاز خود به آنها وابسته می باشند. متخصصین این امر اعتقاد دارند که هیچ یک از راههای ارزیابی و انتخاب، بهترین راه نمی باشد. بنابراین سازمانها با نگرشهای متفاوتی به این موضوع می نگرند و از روشهای متفاوتی برای ارزیابی و انتخاب تأمین کنندگان استفاده می کنند.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و الویت بندی معیارهای موثر در انتخاب تأمین کنندگان و انتخاب تأمین کننده مناسب جهت برون سپاری در شرکت آذین تنه انجام گرفته است. در این بررسی از ساختار سودها، فرصتها، هزینه ها و ریسکها (BOCR[1]) برای تعیین و الویت بندی شاخصهای موثر بر تصمیم گیری مدیران برای حل این مشکل استفاده گردید. ابتدا مطالعات اولیه در خصوص شناسایی معیارهای تأثیرگذار در انتخاب تأمین کنندگان صورت پذیرفت. سپس این معیارها بر اساس شاخص های اصلی مدل BOCR تفکیک گردیدند. پس از آن پرسشنامه هایی جهت مقایسه و رتبه بندی این معیارها و تأمین کنندگان مورد نظر، تنظیم و نظر کارشناسان مرتبط اخذ گردید. با استفاده از روش ANP[2] و نرم افزار سوپردسیشن پاسخ های به دست آمده تجزیه و تحلیل و ارزش وزنی هر یک از معیارها محاسبه گردیده و الویت بندی معیارها و تأمین کنندگان صورت پذیرفت و در نهایت مناسب ترین تأمین کننده جهت برون سپاری شناسایی گردید.
هدف اساسی این تحقیق ارائه الگوی ساختاری بهره وری بر اساس سرمایه اجتماعی و سرمایه فکری در ادارات آموزش و پرورش شهر تهران بوده است. روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه ی آماری این پژوهش را کلیه کارکنان ادارات آموزش و پرورش شهر تهران با مدرک دیپلم و بالاتر از آن تشکیل می دهد. با روش نمونه گیری تصادفی ساده به حجم 382 نفر از کارکنان براساس فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار سنجش عبارتند از پرسشنامه محقق ساخته بهره وری که بر اساس تئوری (هرسی گلداسمیت1980) تهیه شده است که دارای 47 سوال و ابعاد آن: توان، آگاهی، کمک، تمایل، ارزیابی، اعتبار، محیط، 93/. =α، برای سنجش سرمایه فکری از پرسشنامه 50 سوالی (بنتیس،1997) که دارای ابعاد: سرمایه انسانی، سرمایه مشتری و سرمایه ساختاری، 87/0=α و برای سنجش سرمایه اجتماعی از پرسشنامه 31 سوالی (صیادی، 1388) که ابعاد آن شامل اعتماد، شبکه ها، همکاری، همبستگی جمعی، همدلی، مشارکت، هویت جمعی
90/0 =α استفاده شده است. روش پژوهش از نوع الگوی ساختاری می باشد. نتایج حاصل از روش الگوی ساختاری نشان داد که رابطه معنی داری بین متغیرهای سرمایه فکری و سرمایه اجتماعی با بهره وری برقرار است که عامل سرمایه انسانی و سرمایه مشتری از ابعاد سرمایه فکری و عامل همبستگی جمعی از ابعاد سرمایه اجتماعی بیش ترین اثر مستقیم را در بهره وری داراست از نتایج این پژوهش در جهت افزایش بهره وری در ادارات آموزش و پرورش استفاده خواهد شد و مدل ارائه شده دارای نیکویی برازش است.
در سال های اخیر، در بسیاری از پژوهش های مربوط به پیش بینی بازده سهام، از مدل های عاملی استفاده شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، مقایسه توان توضیح دهندگی دو مدل چندعاملیِ ارائه شده، با بازده سهام است. این پژوهش بر مبنای یک مدل چهار عاملی بنا شده است: مدل فاما، فرنچ و مومنتوم. بررسی توان توضیح دهندگی این مدل در بازار اوراق بهادار تهران در خلال سال های 1386 تا 1390، چیزی است که در این پژوهش به آن توجه شده است. در این پژوهش از روش رگرسیون چند متغیره، برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است؛ نتایج پژوهش نشان می دهد که به کارگیری مدل های چندعاملی از مدل تک عاملی قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای، مناسب تر است. همچنین نتایج پژوهش حاکی از این است که مدل چهار عاملی کارهارت مزیتی نسبت به مدل سه عاملی فاما و فرنچ ندارد زیرا از بین چهار متغیر صرف ریسک بازار، عامل اندازه، عامل ارزش و عامل تمایل به عملکرد گذشته(مومنتوم)، تنها دو متغیر صرف ریسک و اندازه، بر بازده سهام تأثیر می گذارد.
بسیاری از سازمان ها از روش های های تولید ناب به صورت جداگانه برای حذف اتلاف ها بهره برده اند. اما در برخی موارد علی رغم صرف هزینه های کلان برای پیاده سازی این روش ها، منافع حاصل از آن را محقق سازند. به همین دلیل ایجاد مکانیزمی به منظور جهت دهی استفاده از تکنیک های تولید ناب و همچنین توجیه مدیران نسبت به فواید ناشی از کاهش اتلاف ها، قبل از اجرای واقعی تکنیک ها بسیار حایز اهمیت است. نقشه برداری جریان ارزش و شبیه سازی، دو تکنیکی است که این امر را محقق می سازد.
در این مقاله بر اساس یک مطالعه موردی، نخست با استفاده از نقشه برداری جریان ارزش به عنوان یکی از ابزارهای اصلی تولید ناب، اتلاف ها و فرصت های بهبود شناسایی و به صورت سیستماتیک برای کاهش هر یک از این اتلاف ها، ابزارهای تولید ناب معرفی شد. سپس وضعیت موجود و وضعیت بهبود یافته با نرم افزار Arena شبیه سازی گردید. در نهایت با اجرای مدل های شبیه سازی، وضعیت موجود و بهبود یافته، خروجی های دو سیستم بر اساس معیارهای کلیدیِ زمان تحویل تولید، موجودی در جریان ساخت و حمل و نقل غیر ضروری مقایسه شد. نتایج تحقیق نشان از کاهش چشمگیری در منابع اتلاف بود.