نارسایی مزمن کلیه بیمار را در معرض مشکلات و عوارض بسیار قرار می دهدکه درنهایت کیفیَت زندگی تاثیر مى گذارد.هدف این پژوهش مقایسه ى کیفیَت زندگی بیماران تحت همودیالیز و افراد سالم مراجعه کننده به بخش همودیالیز مرکز آموزشی درمانی بیمارستان هاى امام خمینى(ره)و فاطمه الزهرا(س) شهرستان سارى در سال 1386 بوده است. روش بررسی: در این مطالعه توصیفی - مقایسه ای 100 نفر از بیماران همودیالیزى ؛ و 100نفر افراد سالم همسان سنى و جنسى بیماران،از همراهان سایر بیماران به صورت تصادفى انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطَلاعات پرسشنامه ای مشتمل بر دو بخش : مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه عمومى کیفیَت زندگى (SF-36) است. براى تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی، آزمون تی مستقل،مک نمار،کاى اسکوئر و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. یافته ها: میانگین سنى بیماران 41/55 و میانگین سنى افراد سالم 16/55 مى باشد. بخش عمده ى بیماران داراى سطح تحصیلات پایین،متاهل،ساکن شهر،و داراى وضعیَت اقتصادى متوسط مى باشند.همچنین در تمامى خرده سنجش هاى کیفیَت زندگى بین بیماران و افراد سالم اختلاف معنى دارى وجود دارد(P<0.05) . از بین متغیر هاى دموگرافیک بیشترین ارتباط بین سطح تحصیلات و نمرات خرده سنجش هاى کیفیَت زندگى برقرار است. نتیجه گیری: با توجَه به علاقه ى روز افزون به مقوله ى کیفیَت زندگی؛وشیوع نارسایى هاى کلیوى منجرَ به همودیالیز در سطح کشور از مطالعات مرتبط با اندازه گیرى کیفیَت زندگى بیماران همودیالیزى به عنوان مبنایى براى برنامه ریزى خدمات به این دسته از بیماران مى توان بهره جست.
امروزه تغییرات انطباقی از الزامات اصلی بقا و رقابت موثر محسوب می شوند. سازمان ها برای اینکه بتوانند در محیط پرتلاطم و رقابتی امروز باقی بمانند، نیازمند کارکنان و مدیرانی هستند که انطباق پذیر باشند. رهبری یک سازمان برای انطباق با تغییرات و به منظور بقا و رشد در محیط های جدید، ویژگی های خاصی را می طلبد که عموما مدیران برای پاسخ به آنها با مشکلات بسیاری مواجه می شوند...
"موتور محرکه جنبش نرمافزاری در کشور، دانشگاهها و مراکز علمی- پژوهشی میباشند. آنان که حرکت این موتور محرکه را تنظیم میکنند اندیشمندان، استادان و دانشجویان میباشند. این جنبش که در تولید علمی متجلی میشود، محصول پژوهشهای بنیادی، کاربردی و بعضاً پژوهشهای ارزیابی است [1، صص 62-65]. دانشجویان تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکترا) میتوانند نقش ارزندهای در این تولید علم داشته باشند. رسالههای دکترا و بعضاً کارشناسی ارشد و همین طور مقالههای علمی میتوانند محملی برای عرضه محصولات علمی کشور باشند. در واقع دانشگاهها، نه تنها دانش را انتقال میدهند بلکه از طریق پژوهشهای دانشگاهی به خلق دانش جدید و گسترش مرزهای آن اقدام میکنند و دانش کسب شده جدید را در جامعه اشاعه میدهند. این دانش خلق شده (تئوری) باید ارزیابی شود. بنابراین در این مقاله پس از بحث در مورد رابطه دانش و تئوری، ضمن نگاهی مختصر به مفهوم تئوری و ارکان سازنده آن معیارهایی برای ارزیابی تئوریهای جدید (دانش
علمی جدید) ارائه میشود."