مدیریَت عملکرد،نیاز اجتناب ناپذیر هر سازمان اجتماعى ست. بیمارستانها به عنوان سازمان هایى اجتماعى ، به منظور حفظ منابع ، به استقرار مدیریَت عملکرد در ارائه ی خدمات بهداشتى و درمانى نیازدارند. روش بررسی :این مطالعه به ارزیابی نظام مدیریَت عملکرد کارکنان در بیمارستان امیرالمومنین(ع) سمنان در طی سه سال استقرار این نظام در این بیمارستان پرداخته است.جهت ارزیابی از روش کارت امتیازی متوازن استفاده شده که در چهار محور: مشتریان،فرایندهای درون سازمانی، محور مالى، و رشد و نوآوری ،نتایج حاصل را از طریق تخصیص امتیاز ارزیابی مى کند. محور مشتریان شامل اهداف افزایش رضایت بیماران،کاهش شکایات و افزایش انگیزه ی کارکنان مى باشد.محور فرایندهای درون سازمانی شامل اهداف افزایش سطح بهره ورى وکیفیَت خدمات ارائه شده ، محور مالی شامل اهداف پرداخت مبتنی بر عملکرد وکاهش هزینه ها، محور رشد و نوآوری نیز شامل اهداف افزایش سطح آگاهی پرسنل،ارتقاءسطح تحصیلی و افزایش میزان ثبات کارکنان مى باشد. یافته ها :یافته های مانشان دادکه: در محور مشتریان، رضایت مشتریان 6/89 درصد، شکایات 29/0 درصد، رضایت کارکنان 3/35 درصد؛ و امتیاز محورمشتریان 5/41 است. بهره وری خدمات 55/73 درصد،ونقصِ کیفیِ خدمات ارائه شده 57/0 درصداست که 6/0 امتیاز منفی را به خود اختصاص مى دهد.درنهایت امتیاز محور فرایندهای درون سازمانی ،4/36 تعیین می شود.در محور مالی عملکردی نمودن پرداخت ها 6/16درصد بوده که امتیاز بعد مالی 6/ 16 امتیاز اعلام مى گردد.در محور رشد و نوآوری،افزایش سطح آگاهی پرسنل 100درصد،افزایش سطح تحصیلی پرسنل 39 درصد، میزان ثبات کارکنان نتایج حاصله 4/89 درصد که امتیاز کلی این محور 1/89 امتیاز تعیین مى شود. نتیجه گیری: بیشترین امتیاز مربوط به محور رشد و نوآوری است، محورهای مشتریان،فرایندهای درون سازمانی و مالى به ترتیب در دیگر ردیفهای امتیازی قرار مى گیرند.بنابراین نظام مذکور در زمینه ی مالی کمترین موفَقیَت را داشته،و با توجه به تمرکز این نظام به پرداخت های عملکردی،ضعف نظام در این محور مشهود است. جهت استقرار نظام،جلب مشارکت کارکنان و مدیران و عدم سرخوردگى از ناکامى ها در مراحل اوَلیَه اجرا از طریق تشکیل جلسات آموزشی- توجیهى که زمینه ساز فرهنگ مناسب سازمان باشد ضروری ست.نتیجه آن که نیل به اهداف نظام مدیریَت عملکرد مستلزم توجَه بیشتر به بستر سازی در زمینه های کیفیَت خدمات ارائه شده، عملکردی نمودن پرداخت ها و جلب رضایت مشتریان مى باشد.
رضایت شغلى، یک واکنش احساسى به کار، شرایط فیزیکى و اجتماعى محل کار است. به عبارت دیگر رضایت شغلى یک احساس مثبت و لذت بخش است که از نتیجه کار فرد یا تجربه شغلى او بدست مى آید. چون رضایت شغلى بر ارتقای کارمند، بازدهى و کیفیت انجام کار وى تاثیر مى گذارد بسیار مورد توجه واقع گردیده است. این مطالعه به منظور سنجش میزان رضایت کارکنان، همچنین تعیین رضایت از هر یک از حیطه هاى رضایت شغلی کارکنان مرکز طبى کودکان دانشگاه علوم پزشکی تهران و در سال 1382 انجام گردیده است. روش بررسی:این یک مطالعه ی مقطعی- توصیفى است. محیط پژوهش یک بیمارستان دولتی و فوق تخصصی کودکان می باشد .جامعه پژوهش شامل کارکنان این بیمارستان می باشد. انتخاب افراد نمونه از بین جامعه پژوهش که 50 نفر طبق برآوردهای آماری می باشد به روش تصادفی واز روی لیست کارکنان این بیمارستان انجام گرفته است. ابزار جمع آورى اطلاعات پرسشنامه استاندارد شده رضایت شغلی مى باشد. پس از جمع آورى پرسشنامه ها، داده ها واردنرم افزار spss شد. یافته ها: یافته ها مبین آن است که از 4 دسته عوامل اثر گذار بر روی رضایت شغلی شامل عوامل محیطی و رفاهی، اجتماعی، ماهیت شغل وعوامل ساختاری ومدیریتی که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته است بیشترین میزان رضایت مربوط به عوامل اجتماعی شغل و کمترین میزان رضایت از عوامل محیطی و رفاهی مربوط به شغل می باشد. میزان رضایت در درجه دوم و سوم پس از عوامل اجتماعی به ترتیب به ماهیت شغل و عوامل ساختاری و مدیریتی مربوط می شوند. بطور میانگین رضایت از کلیه ی حیطه های شغلی در بیمارستانهای مورد مطالعه در حد متوسط ارزیابی شده است که این میزان در هر یک از عوامل فوق متغیر است . نتیجه گیری : با توجه به ناراضى بودن کارکنان از عوامل رفاهى و محیطى لازم است این بخش از نیازهای کارکنان مورد توجه بیشتر ی قرار گیرد. بیشترین عامل موجد رضایت در بیمارستان عامل اجتماعی شغل است و بهتر است براى ارتقای این نقطه ی قوت پیشنهاد می کنیم روابط بین کارکنان و همچنین روابط بین کارکنان و مسئولین بیمارستان بیشتر از پیش تقویت گردد. با توجه به رضایت کم کارکنان از حیطه ساختار مدیریتى و سازمانى و قوانین حاکم بر آن لازم است مسئولین، اصلاح ساختار سازمانی و مدیریتی بیمارستانها را در اولویت برنامه های خود قرار دهند.
"این تحقیق با هدف طراحی و تبیین الگویی برای تحلیل متغیرهای گروهی مؤثر بر خلاقیت در مؤسسات پژوهشی انجام شده است. برای نیل به این هدف، موضوع تحقیق در قالب ادبیات خلاقیت در سازمان به پژوهش سپرده شد و نتیجه آن دستیابی به الگوی مفهومی تحقیق بود که در بر¬دارنده پنج متغیر خلاقیت ، اندازه گروه، تنوع گروه ، انسجام گروه و سیستم ارتباطات گروه می¬باشد.
بر اساس الگوی مفهومی ، پرسشنامه سنجش شاخصها تهیه و تنظیم شد. پرسشنامه مذکور بین افراد نمونه توزیع شد. بعد از توزیع ، تکمیل و جمع¬آوری، پرسشنامه¬ها از نظر محتوا مورد کنترل و بررسی قرار گرفتند و درنهایت تعداد 308 پرسشنامه به¬دست آمد. داده¬های حاصل از پرسشنامه مذکور با استفاده از نرم افزار5/8 لیزرل حول فرضیه¬های تحقیق در قالب یک الگوی واحد آزمون شدند. نتایج به¬دست آمده نشان داد که انسجام گروه به¬طور مستقیم ،اندازه گروه و سیستم ارتباطات گروه به¬طور غیر مستقیم و تنوع گروه هم به¬طور مستقیم و هم به¬طور غیر مستقیم بر خلاقیت پژوهشگران مؤسسات پژوهشی تأثیر دارند."
محققان برای شناسایی ابزار مورد استفاده در عملیات مدیریت منابع انسانی و برای به کارگیری موثر سرمایه انسانی کوششهای بسیار صرف کرده اند. در عین حال آنان تشخیص داده اند که رهبری نقش حیاتی در مدیریت اثر بخش کارکنان دارد. اما تحقیقات کمی درباره تلفیق این دو زمینه تحقیقاتی ظاهرا نامتجانس سراغ داریم. محققان با بهره گیری از ادبیات مدیریت منابع آنسانی راهبردی و رهبری، یک گونه شناسی از تناسب شکل استخدامی- سبک رهبری ارائه داده اند که در آن سبکهای رهبری با مقتضیات گروههای مختلف کارکنان تطبیق داده شده است. بر پایه مدیریت منابع انسانی...
این پژوهش به منظور بررسی وضعیت عوامل سازمانی و ارتباط آن با تحلیل رفتگی شغلی کارکنان به صورت توصیفی تحلیلی(از نوع همبستگی) در سازمان بنادر و کشتیرانی بندرانزلی انجام شده است.در این پژوهش 135 نفر از کارکنان شاغل در این سازمان با استفاده از روش گزینش تصادفی شرکت داده شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش پرسشنامه تحلیل رفتگی شغلی(مسلچ) و پرسشنامه پژوهشگر ساخته عوامل سازمانی می باشد.نتایج پژوهش نشان می دهند بیش از کارکنان از نظر تحلیل رفتگی شغلی در کلیه ابعاد اعم از تحلیل عاطفی، فقدان موفقیت شخصی و مسخ شخصیت در حد بالا قرار دارند. نتایج آزمون آماری پیرسون نیز حاکی از این است که عوامل سازمانی موردنظر شامل ساختار، حقوق و دستمزد، سبک رهبری، امنیت شغلی، فرهنگ، بهداشت محیط کار، فن آوری و استراتژی سازمان با تحلیل رفتگی شغلی ارتباط دارند.
جهت بهبود بهره وری و اثربخشی نظام آموزش عالی و جامعه دانشگاهی کشور، باید عوامل موثر بر رضایت شغلی اعضای هیات علمی مورد بررسی قرار گیرد. هدف این مطالعه توصیفی – همبستگی بررسی عوامل مؤثر بر میزان رضایت شغلی اعضای هیات علمی دانشگاه بوعلی سینا بر اساس نظریه دوعاملی هرزبرگ می باشد. برای این منظور 85 نفر از اعضای هیات علمی به صورت تصادفی به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و اطلاعات و داده های لازم از طریق پرسشنامه جمع آوری گردید. بطور کلی اعضای هیات علمی از شغلشان نسبتا راضی بودند. ولیکن میزان رضایت شغلی اعضای هیات علمی زن بطور معناداری بیشتر از رضایت شغلی اعضای هیات علمی مرد بود. میزان رضایت از عوامل بهداشتی بیشتر از عوامل انگیزشی بود. میزان رضایت شغلی اعضای هیات علمی زن بیشتر از اعضای هیات علمی مرد بود. عامل "ماهیت کار" بیشترین بعد انگیزشی را برای اعضای هیات علمی داشت و کمترین بعد انگیزشی مربوط به شرایط کاری بود. هیچکدام از ویژگیهای فردی (سن، سابقه، مدرک تحصیلی و رتبه دانشگاهی ) با رضایت شغلی رابطه معنی داری نداشتند. نتایج حاصله از رگرسیون نشان داد که 65 درصد واریانس نمرات رضایت شغلی اعضای هیات علمی توسط عوامل ماهیت کار و رشد و توسعه فردی قابل تبیین می باشد.