یکى از رو شهاى توسعه منابع انسانى، گردش شغلى م یباشد که درسازما نهاى بهداشتى و درمانى ایران کمتر پژوهش شده است. هدف مطالعه حاضر بررسى تاثیر گردش شغلى بر عملکرد پرستاران در بیمارستا نهاى تامین اجتماعى تهران بود.
روش بررسی: پژوهش حاضر از نوع على و گذشته نگر، به صورت شاهد - موردى در 9 بیمارستان تامین اجتماعى تهران انجام و پرستارانى که دا راى (N1 = گردید. جامع هى پژوهش پرستاران بیمارستان هاى مورد مطالعه که داراى گردش شغلى نبوده ( 48 است. اززیر جامع هى اول 45 نفر در پ ژوهش شرکت نمودند و به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. از (N2 = گردش شغلى بوده ( 502 زیرجامع هى دوم 45 نفر به شیوه همسا نسازى به عنوان گروه مورد انتخاب شدند. ابزار گردآورى داد هها پرسشنامه بود و جهت ارزشیابى عملکرد سالیانه پرستاران از امتیاز ارزشیابى سالیانه موجود در سازمان استفاده شد. با استفاده از آزمون آنالیز .(Pvalue =0/ 28 م یباشد ( 796 / 28 و 41 /
یافته ها: میانگین امتیاز عملکرد گروه مورد و شاهد به ترتیب 42 واریانس، بین گردش شغلى و عملکرد پرستاران ارتباط معن یدارى مشاهده نشد.
نتیجه گیری: عملکرد پرستاران در بیمارستا نهاى مورد مطالعه مستقل از وضعیت گردش شغلى آ نها م یباشد و گر دش شغلى به شیو هى موجود موجب بهبود عملکرد پرستاران نشده است. "
ا نگیزش نیرویا نسانى در دستیابى بها هداف سازمان بسیار مؤثر م یباشد. برخى نظریه پردازان معتقدند شغل به خودی خود م یتواند تاثیر نیرومند بر انگیزش کارکنان، رضایت و بهر هورى آنان داشته باشد. هدف این پژوهش تعیین توان انگیزشى فعلی مشاغل و بررسى تشخیصى مشاغل حوز هى توانبخشى مراکز بهزیستى بود.
روش بررسی: این مطالعه نوع توصیفی- تحلیلى مقطعى در مراکز بهزیستى استان تهران انجام شده است. جامعه مورد مطالعه را کارمندان حوزه توانبخشى مراکز بهزیستى استان تهران در مراکز بهزیستى روزان هى دولتى بودند، 102 نفر نمون هى پژوهش با روش سرشمارى انتخاب شدند. جم عآورى اطلاعات با استفاده از پرسشنامه صورت گرفت. پرسشنام ههاى تکمیل شده با نر مافزار یک نمون هاى با نمرات استاندارد مقایسه شدند. T-test به کمک آمار توصیفى وآزمون SPSS آماری
یافته ها:ا رتباطى بین متغیرهاى جمعیت شناسى مانند سن، جنسیت، سابقه کار، وضعیت تاهل، مدرک تحصیلى و نوع عضویت ،3/62±0/ با توان انگیزشى بالقوه و زیر مجموع ههاى آن وجود نداشت. در گرو ههاى شغلى مورد مطالعه میانگین تنوع وظیفه 70 ،3/35±0/ 4، میانگین بازخورد 53 /03±0/ 4، میانگین استقلال 73 /03±0/ 3، میانگین اهمیت وظیفه 70 /96±0/ میانگین هویت شغلى 67 49 به دست آمد. مشاغل حوزه توانبخشى از تنوع مهارت، هویت شغلى، اهمیت شغلى، /90±19/ و میانگین نمره توان انگیزش بالقوه 32 (P< استقلال شغلى و نمره توان انگیزش بالقوه برخوردار م یباشندو از بُعد بازخورد برخوردارنمى باشند.( 0.05
نتیجه گیری: طراحى مشاغل در این براى شاغلان امکان انگیزش درونى را به جز در مورد بازخورد شغلى فراهم مى کند. "
"امنیت اطلاعات یک مسأله حیاتی است و امروزه سازمانها در سراسر دنیا با آن روبهرو هستند. امنیت سیستمهای اطلاعاتی هم فناوری و هم افراد (عوامل انسانی) را در برمیگیرد. در بیشتر تحقیقاتی که در زمینه امنیت سیستمهای اطلاعاتی صورت گرفته؛ یک نوع دید و رویکرد فنی وجود داشته است. پژوهش حاضر در راستای الگوی جدیدی است که آن را ""مسأله انسانی"" و""مسأله سازمانی"" مینامند. این الگو بر ""امنیت اطلاعات رفتاری"" تمرکز دارد و در آن بر این نکته که کاربران و در کل عوامل انسانی، ضعیفترین و سستترین عنصر آسیبپذیر در مدلهای امنیت سیستمهای اطلاعاتی مطرحند تأکید میشود. در این پژوهش با در نظر گرفتن اهمیت امنیت، برای سازمانهای امروزی، یک مدل مدیریتی برای بررسی نقش عوامل انسانی در امنیت سیستمهای اطلاعاتی ارائه میشود. هدف این پژوهش، به طور خاص شناسایی و مدلسازی سازه های مدیریتی حیاتی و اساسی مؤثر بر اثربخشی امنیت سیستمهای اطلاعاتی است. در این راستا، سازههای ""حمایت مدیریت عالی، آموزش امنیتی، فرهنگِ امنیتی، مهارت امنیتی، تقویت خطمشی امنیتی، تجربیات و خودباوری افراد"" بهعنوان فاکتورهای مؤثر بر اثربخشی امنیت سیستمهای اطلاعاتی معرفی میشوند. روششناسی این مطالعه، ترکیبی از تکنیکهای کیفی و کمّی تحقیق است. از طریق تکنیکهای کیفی و بررسی پیشینه موضوع، متغیرهای کلیدی مؤثر بر امنیت سیستمهای اطلاعاتی شناسایی شدهاند.
سپس با توجه به مدل مفهومی پژوهش که از مرور پیشینه و منابع موضوع و بررسی نتایج تحقیقات قبلی بهدست آمده است، ابزار جمعآوری دادهها (پرسشنامه) طراحی شده و نسبت به جمعآوری دادهها از طریق نمونههای انتخابی (خبرگان و سازمانی) اقدام شده است. پس از آن دادههای جمعآوری شده توسط SPSS و LISREL مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتهاند و طبق آن، مدل نهایی تحقیق با عنوان "" مدل عوامل انسانی مؤثر بر امنیت سیستمهای اطلاعاتی"" ارائه شده است."
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه هوش سازمانی و یادگیری سازمانی در بین کارکنان و اعضای هیات علمی منطقه یک دانشگاه آزاد اسلامی و ارایه الگویی جهت ارتقا یادگیری سازمانی انجام گردید. شیوه انجام تحقیق توصیفی (همبستگی) بود. حجم نمونه برای کارکنان 156 نفر و برای اعضای هیات علمی 169 نفر برآورد گردید و به روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی انتخاب شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه یادگیری سازمانی دیان نیفه 2001 و هوش سازمانی آلبرخت 2003 استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از روش های آماری رگرسیون دو متغیری، رگرسیون گام به گام، رگرسیون چندگانه به روش Enter و تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که ابعاد هوش سازمانی (چشم انداز استراتژیک، سرنوشت مشترک، میل به تغییر، روحیه، اتحاد، کاربرد دانش و فشار عملکرد) در هر دو گروه آزمودنی ها با یادگیری سازمانی رابطه مثبت و معناداری دارند. متغیرهای سرنوشت مشترک، میل به تغییر و روحیه به ترتیب در هر دو گروه درصد بیشتری از واریانس متغیر یادگیری سازمانی را تبیین کرده اند. همچنین نتایج مدل پیش بینی یادگیری سازمانی از طریق مولفه های هوش سازمانی نشان داد که میزان واریانس تبیین شده یادگیری سازمانی توسط متغیرهای سرنوشت مشترک، روحیه، کاربرد دانش و فشار عملکرد برابر 0.83 است، همچنین میزان واریانس تبیین شده سرنوشت مشترک توسط متغیرهایی مانند روحیه، کاربرد دانش و فشار عملکرد برابر 0.61 است و میزان واریانس تبیین شده روحیه توسط متغیرهایی مانند کاربرد دانش و فشار عملکرد برابر 0.50 است و در نهایت میزان واریانس تبیین شده کاربرد دانش توسط متغیر فشار عملکرد برابر 0.67 است.
انتخاب و انتصاب مسئولین رده های مختلف اداری و اجرایی، یکی از مسایل مهم و ضروری و از وظایف خطیر حکومت اسلامی است؛ چرا که مهم ترین عامل دوام یک نظام و حکومت، فرزانگی و شایستگی مسئولین و کارگزاران آن نظام می باشد. اگر مدیران شایسته و تربیت یافته در راس سازمان ها قرارگیرند، کیفیت فعالیت های سازمانی به طور فزاینده ای بهبود خواهد یافت. زیرا مدیریت شایسته، محور اصلی توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ملت ها به شمار می آید. بنابراین انتخاب و انتصاب افراد در رده های مختلف سازمانی باید بر اساس معیارها و ملاک هایی باشد تا افراد شایسته جهت تصدی پست های سازمانی انتخاب و به کار گمارده شوند. در پژوهش حاضر سعی بر این شده تا ضمن روشن ساختن مفهوم شایستگی و فرآیند شایسته سالاری، با استفاده از روش تحلیل محتوا به بررسی معیارهای انتخاب و انتصاب مدیران شایسته با عنایت به کلام گهربار مولای متقیان در کتاب ارزشمند نهج البلاغه پرداخته شود که معیارهای انتخاب و انتصاب مدیران در این پژوهش شامل معیارهای ایدئولوژیکی، معیارهای زمینه ساز و معیارهای تخصصی بوده که ریشه در جهان بینی اسلامی دارند.
موفقیت جنبش نرم افزاری و تولید علم در کشور نیازمند رفتارهای فرانقش اعضای هیئت علمی است. علیرغم تعدد مطالعات درباره رفتارهای فرانقش سازمانی در حوزه سازمان های تجاری و صنعتی، مطالعات اندکی در این باره در دانشگاه ها انجام شده است. تحقیق حاضر با استفاده از روش کیفی با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با بیست و دو نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاهی در شهر تهران که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند انجام گردید. با توجه به تجزیه و تحلیل مضمون (تِم) پاسخ های ارائه شده به نظر میرسد که این گونه رفتارها را بتوان در پنج حوزه اجرایی، دانشجویی، ترویجیاجتماعی، آموزشی و پژوهشی دسته بندی کرد. همچنین در این مقاله بر اساس یافته ها علل احتمالی بروز این رفتارها در سطوح فردی، دانشکده ای و دانشگاهی پیشنهاد شده اند.