پای بندی به زمینه شغلی یکی از موضوعات محوری در طراحی کانون های ارزیابی است. همواره این سوال وجود داشته است که ابزارهای مورد استفاده در کانون ارزیابی تا چه حد باید به زمینه واقعی شغل هدف شباهت داشته باشد. این نکته از آنجا اهمیت پیدا می کند که افزایش یا کاهش پایبندی می تواند بر عملکرد ارزیابی شوندگان در کانون ارزیابی اثرگذار باشد. این پژوهش برای پاسخگویی به این سوال طراحی شده است. در این مسیر، ابزارهایی با میزان پایبندی مختلف در کانون ارزیابی مورد استفاده قرار گرفت و نتایج و اثرگذاری آنها بر نتیجه نهایی تحلیل شد. این مطالعه نشان می دهد که استفاده از ابزارهای با پای بندی بالا می تواند از سویی «اثر تمرین» را افزایش دهد و از سوی دیگر، قدرت تبیین بیشتری را در مورد شایستگی های مورد ارزیابی ایجاد کند. در نهایت این تحقیق پیشنهاد می دهد که طراحی کانون های ارزیابی با استفاده از ابزارهای دارای سطوح مختلف پایبندی می تواند باعث ارزیابی دقیق تر شایستگی ها در کانون ارزیابی شود.
در این پژوهش که با شیوه توصیفی پیمایشی انجام شده است، پنج سئوال و دو فرضیه مطرح گردید و داده های تحقیق که حاصل اجرای پرسشنامه بر روی 90 نفر از کارکنان شرکت غله منطقه12 کشوراست با آزمون های تی، تحلیل واریانس، توکی، خی2و جانکهیر مورد تحلیل قرار گرفت. همچنین نتایج این تحقیق بیانگر آن است که ارزشیابی عملکرد بر عملکرد کارکنان شرکت غله منطقه12 کشورتاثیر داشته است و نیز نظام ارزشیابی فعلی از نظر کارکنان شرکت غله منطقه12 کشور، دارای پذیرش و مقبولیت می باشد. علاوه بر آن ترتیب اهمیت عوامل انگیزشی موثر بر عملکرد کارکنان شرکت غله منطقه12 کشور به صورت اولویت اول: عامل ماهیت شغل، اولویت دوم: عامل شناسایی، اولویت سوم: عامل مسئولیت، اولویت چهارم: عامل رشد وترقی، و اولویت پنجم: عامل موفقیت می باشد. همچنین ترتیب اهمیت عوامل فرهنگی موثر بر عملکرد کارکنان شرکت غله منطقه12 کشور به صورت اولویت اول: عامل نوآوری، اولویت دوم : عامل پایداری و ثبات، اولویت سوم: عامل توجه به کارکنان، اولویت چهارم: عامل توجه به نتایج، اولویت پنجم: عامل توجه به تیم، اولویت ششم: عامل توجه به جزئیات، و اولویت هفتم: عامل چالشگری می یاشد.
این پژوهش با هدف بررسی نقش متغیرهای تعدیل کننده در اثرگذاری فرسودگی شغلی بر بدبینی سازمانی پرستاران انجام شده است. تحقیق حاضر به لحاظ روش، یک تحقیق توصیفی و پیمایشی و به لحاظ هدف، تحقیقی کاربردی است. پرستاران مجتمع بیمارستانی امام خمینی(ره) جامعه آماری تحقیق را تشکیل می دهند که نمونه ای 120 نفره از آنها به طور تصادفی برای مشارکت در این تحقیق انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل پرسشنامه های فرسودگی شغلی مسلچ و جکسون، بدبینی سازمانی دین و همکاران، تعارض نقش ریزو و همکاران، تعارض کار- خانواده کوپلمن، عدالت ادراک شده تسوی و همکاران و اعتماد پیرس و همکاران بود که توسط اعضای نمونه تحقیق تکمیل شدند. داده ها براساس روش مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار AMOS تحلیل شد. نتایج نشان داد با افزایش سطح فرسودگی شغلی، میزان بدبینی سازمانی پرستاران نیز افزایش می یابد. همچنین تعارض نقش و تعارض کار- خانواده، اثر تعدیل کننده افزایشی بر رابطه فوق دارند. یافته های تحقیق نقش تعدیل کنندگی اعتماد و عدالت ادراک شده را تأیید نکرد. استفاده از فنون کاهش فرسودگی شغلی و پیشگیری از آن می تواند پیامدهای مخرب آن ازجمله بدبینی سازمانی را کاهش دهد. تلاش برای برطرف ساختن تعارض نقش و تعارض کار- خانواده در پرستاران نیز می تواند به کاهش پیامدهای فرسودگی شغلی کمک نماید.
هدف این پژوهش، بررسی نقش ذهن آگاهی بر محیط کاری (رفتارهای کاری نوآورانه، کیفیت روابط، کامیابی در کار) باتوجه به نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی است. جامعه آماری این پژوهش را 383 نفر از مدیران و کارکنان شرکت بیمه ملت در شهر تهران تشکیل می دهند که از این تعداد 192 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. داده های این پژوهش ازطریق پرسشنامه های استاندارد و به روش تصادفی ساده جمع آوری شد و با روش مدل معادلات ساختاری توسط نرم افزارهای spss22 وsmartpls3 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. روایی سؤال های تحقیق با استفاده از روایی همگرا و واگرا و پایایی سؤالات به وسیله بارهای عاملی، آلفای کروباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. نتایج و یافته های پژوهش حاکی از تأیید مدل مفهومی و فرضیه های پژوهش است؛ به طوری که ذهن آگاهی بر انعطاف پذیری شناختی و محیط کاری تأثیر مثبت و معنی داری دارد، همچنین انعطاف پذیری شناختی به عنوان متغیر میانجی نقش نسبی و معنی داری بین متغیرهای ذهن آگاهی و محیط کاری (رفتارهای کاری نوآورانه، کیفیت روابط، کامیابی در کار) ایفا می کند.
هدف اصلی این تحقیق بررسی نقش میانجی جهت گیری هدف یادگیری در سطوح فردی، تیمی و سازمانی در تبیین اثر رهبری تحولی بر عملکرد انطباقی بود. جامعة آماری تحقیق حاضر همة کارمندان یک سازمان خدماتی بودند. الگوی پیشنهادی در نمونه ای 175 نفری از کارکنان که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند، آزمون شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه است. برای ارزیابی الگوی پیشنهادی و آزمون اثرهای واسطه ای تحلیل معادلات ساختاری و روش بوت استراپ به کار گرفته شد. یافته ها نشان داد الگوی پیشنهادی با داده های تطابق و برازش واقعی داشتند. علاوه بر آن نتایج نشان داد جهت گیری فردی و سازمانی میانجی های مناسبی در تبیین تأثیر رهبری تحولی بر عملکرد انطباقی محسوب می شوند. بر این اساس سازمان ها باید شرایطی را برای تشویق رهبری تحولی و جهت گیری هدف یادگیری در سطوح مختلف سازمانی فراهم کنند.
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش میانجی اعتماد بین فردی در رابطه بین خودکارآمدی با دوستی در محل کار اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی بود. این تحقیق ازحیث جهت گیری، کاربردی و ازلحاظ راهبرد پژوهش، توصیفی همبستگی و ازنظر افق زمانی، پژوهشی تک مقطعی است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی در سال تحصیلی 1396-1395 بود که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای 393 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شد و به سه پرسشنامه؛ خودکارآمدی شرر(1982)، اعتماد بین فردی مک آلیستر (1995) و دوستی در محل کار نلسون و همکاران (2000) پاسخ دادند. پایایی پرسشنامه ها به روش آلفای کرانباخ به ترتیب 87/0، 89/0و 82/0 به دست آمد و برای تعیین روایی از نظرات خبرگان استفاده شد. برای تحلیل داده ها ازمدل یابی معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج نشان داد خودکارآمدی اثر مستقیم بر دوستی در محل کار ندارد، بلکه اعتماد بین فردی نقش میانجی دررابطه بین خودکارآمدی با دوستی در محل کار دارد. براین اساس، مدیران دانشگاه ها باید با تلاش درجهت ارتقای خودکارآمدی اساتید، موجبات افزایش حس اعتماد بین آنان را فراهم کرده و از این مسیر، دوستی در محل کار را بهبود بخشند.
امروزه توانمند سازی به عنوان یکی از ابزارهای سودمند ارتقای کیفی کارکنان و افزایش اثربخشی سازمانی تلقی می شود. به منظور کسب موفقیت در محیط درحال تغییر کسب وکار امروزی، سازمان ها از جمله شهرداری ساری به دانش، نظرات، انرژی و خلاقیت کلیه کارکنان، اعم از کارکنان خط مقدم تا مدیران سطح بالا، نیازمندند. برای تحقق این امر، سازمان ها ازطریق توانمندسازی کارکنان مربوطه جهت تشویق آنان به ابتکارعمل بدون اعمال فشار، ارج نهادن به منافع جمعی سازمان با کم ترین نظارت و انجام وظیفه به عنوان مالکان سازمان، اقدام می نمایند. بنابراین، این تحقیق به بررسی عوامل مؤثر بر توانمندسازی کارکنان شهرداری ساری می پردازد. این تحقیق، توصیفی (پیمایشی) از نوع زمینه یابی است. جامعه آماری، کارکنان شهرداری ساری بودند (1698=N). برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شدکه 225 کارمند با روش نمونه گیری طبقه ای با انتساب متناسب، انتخاب شدند و مورد پرسش قرار گرفتند. نتایج تحقیق نشان داد، ویژگی های سازمانی، اقتصادی، آموزشی، اجتماعی و شغلی بر توانمندسازی کارکنان شهرداری ساری تأثیر دارند. همچنین نتایج حاصل از آزمون رتبه ای فریدمن نشان داده است که ویژگی های اقتصادی، سازمانی، شغلی، اجتماعی و آموزشی، به ترتیب بیشترین و کم ترین تأثیر را بر توانمندسازی کارکنان شهرداری ساری دارند.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر رهبری تحول آفرین بر خرد سازمانی با نقش میانجی فرهنگ سازمانی در دانشگاه آزاد اسلامی شهر تهران انجام شد. روش پژوهش برحسب هدف کاربردی، از نظر روشِ گردآوریِ داده ها توصیفی- همبستگی و همین طور از نظر نوع داده کمّی است. جامعه آماری پژوهش استادان هیئت علمی دانشگاه های آزادشهر تهران اند؛ با استفاده از محاسبه حجم نمونه در معادلات ساختاری و روش نمونه گیری تصادفی - خوشه ایِ چندمرحله ای، هفتصد نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند که همگی اعضای هیئت علمی تمام وقت اند. به منظور گردآوری داده ها از سه پرسش نامه استاندارد رهبری تحول آفرین باس و آولیو، خرد سازمانی براون و گرین، و فرهنگ سازمانی دنیسون استفاده شد. پس از جمع آوری پرسش نامه ها، توصیف داده ها از طریق میانگین، انحراف معیار، و آماره های چولگی و کشیدگی از طریق نرم افزار Spss-21 انجام شد و استنباط آماری داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری و به کمک نرم افزار LISREL-v8.80 انجام پذیرفت. ویژگی های فنی پرسش نامه شامل پایایی، روایی همگرا، و روایی واگرا بررسی شد. از ضرایب مسیر و ضرایب معناداری نرم افزار برای بررسی فرضیه های پژوهش استفاده شد. نتایج نشان داد درجه تناسب مدل ارائه شده با توجه به مؤلفه های پژوهش مناسب است؛ همچنین، رهبری تحول آفرین بر خرد سازمانی با نقش میانجی فرهنگ سازمانی تأثیر دارد.
از آنجا که دانشگاه ها در صدر سازمان های تولیدکنندة دانش می باشند، انتظار می رود برای کسب مزیت رقابتی در مدیریت دانش و استقرار سیستم های مربوط به آن پیش قدم باشند. هدف این پژوهش بررسی و مطالعة موانع پیاده سازی مدیریت دانش در دانشگاه های منتخب استان قم است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و روش آن توصیفی- پیمایشی بوده و با ابزار پرسشنامه به بررسی و شناسایی موانع پیاده سازی مدیریت دانش در جامعة هدف پرداخته است. حجم نمونة تحقیق 261 نفر بود که از میان اعضای هیئت علمی و کارکنان دانشگاه ها به روش نمونه گیری طبقه ای متناسب انتخاب شدند. نتایج تجزیه وتحلیل داده ها با به کارگیری آزمون تی تک نمونه نشان داد ساختار سازمانی و زیرساخت فناوری اطلاعات موانع پیاده سازی مدیریت دانش محسوب نمی شوند، اما منابع انسانی و عوامل مدیریتی مانع پیاده سازی موفق مدیریت دانش در دانشگاه ها هستند. در پایان، با توجه به نتایج پیشنهادهایی برای بهبود وضعیت موجود و رفع موانع پیاده سازی مدیریت دانش مطرح شد.
پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد اقتضایی سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان کلیدی در دو مرحله انجام گردیده است. مرحله اول با هدف شناسایی، دسته بندی و چیدمان مشاغل مختلف در شهرداری اصفهان انجام گردیده است. در این مرحله ابتدا با استفاده از پانل متخصصین گروه بندی مشاغل انجام و داده ها براساس پرسشنامه بومی شده از جامعه خبرگان جمع آوری شده است. روایی پرسشنامه از طریق نسبت روایی محتوی و شاخص روایی محتوی و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفته است. در جهت تحلیل داده ها از تحلیل پراکندگی میانگین استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد 364 شغل شناسایی شده در شهرداری اصفهان قائل به دسته بندی در سه گروه کارکنان کلیدی، کارکنان سنتی و کارکنان قراردادی می-باشد. در مرحله دوم ابعاد اقتضایی سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان کلیدی شناسایی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته مورد آزمون قرار گرفته است. روایی پرسشنامه توسط روایی همگرا و واگرا و پایایی آن از طریق آلفای کرونباخ بررسی شده است. در جهت تحلیل داده ها از معادلات ساختاری و میانگین یک طرفه استفاده شده است. بر اساس نتایج این مرحله سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان کلیدی شامل شاخص های عینی و مبتنی بر فرآیند، روش ارزیابی نسبی همراه با توزیع آزاد و ورودی های گسترده با زمان بندی بلندمدت می باشد.