این پژوهش با بهره گیری از رویکرد پویاشناسی سیستم به دنبال ارایه ی چارچوبی است که عوامل مؤثر بر دورکاری و تأثیر متقابل شان بر یکدیگر را شناسایی نموده و راهبردهای مناسب برای استقرار توسعه آن را پیشنهاد نماید.
پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نحوه ی گردآوری داده ها، توصیفی- پیمایشی است و در آن از دو نوع پرسش نامه به عنوان ابزار گردآوری داده ها از دو گروه جامعه ی آماری که شامل خبرگان دانشگاهی و صنعتی است، استفاده شده است.
از یافته های مهم آن، استخراج عوامل اصلی مؤثر در استقرار و توسعه ی دورکاری، آشکارشدن تأثیر و چگونگی رابطه ی متغیرهای عملیاتی مدل و تأیید اجزای حلقه ی علی و ارایه ی الگوی نهایی تحقیق می باشد
برای توسعه سرمایه انسانی شیوه ها و رویکردهای مختلفی وجود دارند که در سالهای اخیر از میان آنها به مربی گری اهمیت و توجه بیشتری شده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی شایستگی های خاص مربی گری کسب و کار انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش مربیان تخصصی کسب و کار هستند که از 231 نفر از آنها اطلاعات لازم جمع آوری شده است. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از پرسشنامه و برای تجزیه وتحلیل داده ها از مدل اندازه گیری معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار آموس استفاده شده است. نتایج حاصل نشان داد که شاخص هایی چون"داشتن تجربه و آشنایی با چالش ها و نقاط کور کسب و کار"، همترازی تخصص و تجربه مربی با حوزه فعالیت و نیازهای کارآفرین" از مولفه همترازی با کسب و کار، "اطلاعات مناسب از حوزه کسب وکار متربی"، شناخت مراحل تبدیل ایده به کسب و کار " اطلاعات اقتصادی و فهم تجاری"، "آشنایی با تسهیلات مربوط به کسب و کارها" از مولفه ورود به کسب و کار، " دانش عمیق در مورد نیازها و انتظارات مشتریان یا بازار هدف"، دانش روش های ایجاد مزیت رقابتی"از مولفه دانش بازار، "شناسایی نیازها و خواسته های کارآفرینان"، از مولفه تمرکز بر متربی، "شناخت روندهای بازار، شناخت چرخه عمر کسب و کار، شناخت فناوری های جایگزین، شرایط فردی، خانوادگی و اجتماعی کارآفرین و دانستن قوانین و مقررات خروج و ورشکستگی"، از مولفه خروج کسب وکار،"جذب همکار، مدیریت انگیزه و نگهداشت سرمایه انسانی، سیستم پرداخت و پاداش کارکنان و تیم سازی و مدیریت تیم"، از مولفه مدیریت سرمایه انسانی شاخص هایی هستند که دارای بیشترین اهمیت در چارچوب شایستگی های خاص مربی گری کسب و کار بوده اند.
هدف از این تحقیق، بررسی و تحلیل تاثیر وابستگی های سازمان بر رفتار مصرف کننده می باشد. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی است و از نظر نحوه اجرا پیمایشی با رویکرد همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه مشتریان شعب بانک مسکن در شهر اصفهان می باشد که به دلیل نامحدود بودن جامعه آماری، ۳۸۴ نفر از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسش نامه استاندارد با ۳۰سوال بسته که روایی آن با استفاده از تحلیل عاملی تأئیدی و پایایی آن از طریق شاخص آلفای کرونباخ معادل ۸۷% به دست آمد که شامل مشخصات فردی و سوا ل های تخصصی ویژه بررسی فرضیه های تحقیق می باشد. اطلاعات جمع آوری شده بوسیله نرم افزار SPSS و Smart PLS از طریق آزمون های آماری در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج این تحقیق نشان داد که فرضیه هفتم (رضایت مصرف کننده بر وفاداری مصرف کننده) با ضریب مسیر ۵۹۰/۰ دارای بیشترین تاثیر است و فرضیه پنجم(شناخت مصرف کننده بر رضایت مصرف کننده) با ضرایب مسیر ۲۱۹/۰ دارای کمترین تاثیر می باشند.
این پژوهش، مکمل تصورات موجود در زمینه آینده شغلی مدیران اجرایی به دنبال ادغام شرکت های مربوطه و یا کسب موفقیت بوده و حاصل بررسی ارزیابی نظرات شخصی مدیران اجرایی در خصوص اتفاقات انجام گرفته و تصمیم گیری آنها مبنی بر ارتقاء یا ترک پست می باشد.
هدف این پژوهش، بررسی عوامل مؤثر بر دوسوتوانی رفتاری کارکنان و پیامدهای آن یا یک رویکردی چندسطحی است. این پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی و ازلحاظ نحوه گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش 17000 نفر از کارکنان 20 شرکت از شرکت های پتروشیمی مستقر در منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر است. در این پژوهش برای سنجش متغیرهای خودکارآمدی، دوسوتوانی رفتاری، رفتار نوآورانه و سیستم کاری عملکرد بالا به ترتیب از پرسشنامه های چن و همکاران (2001)، مام و همکاران (2009)، جانسن (2000)، پاتل و همکاران (2013) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که در سطح فردی، خودکارآمدی بر دوسوتوانی رفتاری، تأثیر مثبت و معنی داری دارد. همچنین دوسوتوانی رفتاری بر رفتار نوآورانه کارکنان تأثیر مثبت و معنی داری را نشان داد . نقش میانجی دو سوتوانی رفتاری بین خودکارآمدی و رفتار نوآورانه کارکنان نیز تأیید شد. در سطح سازمانی نیز تأثیر زمینه ای سیستم کاری عملکرد بالا بر دوسوتوانی رفتاری، خودکارآمدی و رفتار نوآورانه کارکنان تأیید شد. همچنین مشخص شد که سیستم کاری عملکرد بالا اثر خودکارآمدی بر دوسوتوانی رفتاری و همچنین اثر دوسوتوانی رفتاری بر رفتار نوآروانه کارکنان را تعدیل می کند. این مطالعه نشان داد که ویژگی های شخصیتی در کنار متغیر سازمانی سیستم کاری عملکرد بالا می توانند باعث تقویت دوسوتوانی رفتاری افراد در شغل خود و درنتیجه بهبود رفتار نوآورانه کارکنان شود.
شکاف جنسیتی درآمد به طور پیوسته و در سطح دنیا به اثبات رسیده است. این مقاله اساسأ بر مبنای داده های کشور آمریکا است، اما شکاف بین درآمد زنان و مردان در هر کشوری وجود دارد. بحث مداومی وجود دارد مبنی بر اینکه شکاف جنسیتی درآمد صرفأ اجتناب ناپذیر و به طور منطقی نتیجه منصفانه الگوهای کاری و رفتاری متفاوت زنان و مردان است و یا تاثیر تبعیض کارفرما در مقابل زنان، می باشد. رویکرد سرمایه انسانی که در آن متغیرهای توضیحی مختلفی برای کوچک شدن اندازه شکاف درآمدی به کار می رود، اغلب برای این استدلال استفاده می شود که بخش بیشتر شکاف ناشی از تبعیض نیست، بلکه ناشی از سرمایه گذاری های متفاوت زنان و مردان در کار است. به هرحال نه سرمایه گذاری ها و نه نتایج از راه های تساوی جنسیتی قابل ارزیابی نیستند و مفهوم زیربنای مدل انتخاب های منطقی که در مقابل پشت پرده بحث تساوی جنسیتی ایجاد شده است نیز دارای نقص است. به نظر می رسد تبعیض با الگوهای کاری و رفتاری جنسیتی پیچیده شده است. بسیاری از متغیرهای توضیحی سرمایه انسانی، خود نیاز به توضیح دارند. فهم شکاف مستلزم شناسایی محدودیت های مدل های سرمایه انسانی است. امید می رود رویکرد تکنیکی تری نسبت به چنین مدل هایی اتخاذ شود و همچنین در مورد موضوعاتی فراتر از این رویکرد نیز اندیشه شود.
پافشاری غیرمنطقی بر تعهدات و تصمیمات، پدیده شناخته شده ای است که در آن افراد و سازمان ها به سرمایه گذاری در آنچه که اقدامی شکست خورده است، ادامه می دهند. عوامل مختلفی درصدد تبیین این پدیده هستند که از آن میان، عوامل روان شناختی بیشترین نقش را در توجیه این پدیده دارند. هدف در تحقیق حاضر، تعیین تأثیرگذاری عوامل روان شناختیِ خود کارآمدی، خود توجیهی و امید بر پافشاری بر تعهدات مدیران شرکت های بازرگانی مستقر در شهر مشهد با توجه به نقش واسط ادراک از ریسک می باشد. روش تحقیق، ماهیتی پیمایشی- کاربردی دارد. داده های این تحقیق با نظرسنجی از مدیران شرکت های بازرگانی شهر مشهد، از طریق پرسشنامه جمع آوری شد. روایی سازه با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار گرفت و ضریب آلفای کرونباخ بزرگ تر از 70/. برای سازه های مختلف پرسشنامه، پایایی آن را مورد تأیید قرار داد. تحلیل آماری داده ها با استفاده از روش آماری مدل های معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که عوامل خود کارآمدی، خود توجیهی و امید، توجیه کننده پدیده پافشاری بر تعهدات در میان مدیران بازرگانی شهر مشهد است.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های توسعه منابع انسانی به منظور ارتقای عملکرد SMEs ایران در سه بعد رفتاری، ساختاری و زمینه ای صورت پذیرفته است. نوع پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی و روش آن براساس نحوه گردآوری داده ها، کمی کیفی بود. در فاز کیفی با مرور ادبیات و پیشینه تحقیق وگفتگو با صاحب نظران و خبرگان حوزه منابع انسانی و SMEs، مؤلفه های سه بعد رفتاری، ساختاری و زمینه ای استخراج و سپس با تشکیل پانل دلفی متشکل از 25 خبره در چهار دور، مؤلفه های نهایی شناسایی شد و در فاز کمی براساس جدول مورگان، 375 مدیر SMEs انتخاب شدند. نمونه گیری با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای انجام شد. مدل تحقیق در قالب 74 نشانگر در 12 متغیر مکنون برای دستیابی به سه متغیر مستقل مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج تحلیل ساختاری نشان داد، هر سه بعد، نقش معنی داری در توسعه منابع انسانی SMEs دارند و مبتنی بر آزمون فریدمن، اولویت بندی هر سه بعد مشخص شد. لذا نتیجه تحقیق نشان داد مؤلفه های ابعاد ساختاری، رفتاری و زمینه ای مؤثر بر توسعه منابع انسانی، به افزایش دانش و مهارت، بهبود نگرش و انگیزه کارکنان و درنتیجه افزایش عملکرد مالی و عملیاتی SMEs منجر شده است.
سهیم کردن کارکنان در نتایج سازمان موجب حس مالکیت اقتصادی و سپس مالکیت روانی افراد می گردد. هدف اصلی پژوهش حاضر طراحی الگوی تملک شغلی مدیران است .روش تحقیق به صورت کیفی و مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد است. جامعه آماری پژوهش حاضر مدیران دانشگاه ایلام است. نمونه گیری به روش نظری و با استفاده از روش گلوله برفی انجام شده که بر مبنای آن 20 مصاحبه با مدیران صورت گرفته است. حاصل این مصاحبه ها، مجموعه های از مضامین اولیه بود که طی فرایند کدگذاری باز، گردآوری و از درون آن ها مقوله هایی استخراج شد؛ سپس در مرحله کدگذاری محوری، پیوند میان مقوله ها و در ادامه مرحله کدگذاری انتخابی نیز صورت گرفت. در این پژوهش شرایط علی تملک شغلی مدیران به عوامل درونی(جاه طلبی و احساس شایستگی) و عوامل بیرونی(تطمیع شخصی و رضایت شغلی) دسته بندی می شوند. عوامل مداخله گر شناسایی شده شامل مشکلات اجتماعی و اقتصادی، مشکلات ساختاری سازمان و معضلات فرهنگی می باشد.پیامدهای مثبت احساس تملک شغلی شامل افزایش موفقیت شغلی، احساس امنیت شغلی، تعهد کاری و پیامدهای منفی شامل انحصار قدرت ، افزایش تنش در سازمان و کاهش فرصت رشد می باشد.
این پژوهش با هدف بررسی رابطة ابعاد هفت گانة هوش سازمانی و توانمندی های روان شناختی کارمندان انجام گرفته است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوة گردآوری داده ها توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش، کارمندان دانشگاه پیام نور استان کرمان شامل 392 نفر است. داده های حاصل از 173 پرسشنامه تحلیل شد. برای جمع آوری داده ها دو پرسشنامة هوش سازمانی آلبرخت مشتمل بر 49 گویه و پرسشنامة توانمندی روان شناختی مشتمل بر 15 گویه به کار گرفته شد. یافته های این پژوهش نشان داد طبق مدل تحلیل مسیر اثر مستقیم تمامی مؤلفه های هوش سازمانی بر توانمندی روان شناختی با احتمال 95 درصد مثبت و معنادار است. همچنین، با توجه به نتایج شاخص های نیکویی برازش، ریشة خطای میانگین مجذورات تقریب (089/0) و ریشة استاندارد شاخص نیکویی برازش (99/0) و شاخص تعدیل شدة نکویی برازش (97/0) نشان می دهند مدل از برازش نسبتاً مطلوبی برخوردار است. در نهایت، رابطة همة ابعاد هوش سازمانی و توانمندی های روان شناختی کارکنان مثبت و معنادار به دست آمد.
بی شک سازمان های ایرانی به روش های کارآمد علم مدیریت، و به ویژه مدیریت راهبردی جهت تعالی نیازمندند. اما غالب مفاهیم و روش های علم مدیریت بر پایة ارزش های فرهنگ غربی استوار است. پیش فرض ها و ارزش های جامعة ایرانی تأثیر زیادی در ذهن و عملکرد مدیرانی خواهد گذاشت که آگاهی، باورمندی و التزام آن ها به روش های علمی مدیریت روشن نیست. در این مقاله با ابزار پرسشنامه سعی شده است ارتباط فرهنگ ملی، فرهنگ صنعت و شایستگی های مدیریت ارشد (فرهنگ سازمانی در سطح مدیران) با اعتقاد و تعهد مدیران به راهبرد بررسی شود. در این پژوهش دو روش کمی وکیفی به کار گرفته شده است. نتایج بخش کمی (روش همبستگی) نشان داد فرهنگ صنعت به میزان زیادی در تعهد مدیریت ارشد به راهبرد مؤثر است. همچنین، این دو عامل تأثیر زیادی بر تعهد و تأثیر کمی بر اعتقاد مدیران به راهبرد می گذارند. نتایج بخش کیفی (مطالعة کتابخانه ای) نیز عوامل خلقی فرهنگ ملی را که در اعتقاد و تعهد مدیران به راهبرد مؤثرند، مشخص کرده است.