این پژوهش با هدف بررسی نقش رهبری تیمی عمل محور بر عملکرد تیمی با میانجی گری یادگیری تیمی و رضایت مندی انجام شده است. روش تحقیق، توصیفی- همبستگی و از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان اداره کل امور مالیاتی استان همدان به تعداد 518 نفر بوده و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران به تعداد 221 آزمودنی تعیین شد. برای گردآوری داده ها از چهار پرسشنامه رهبری تیمی عمل محور، عملکرد تیمی، یادگیری تیمی و رضایت مندی استفاده شد. برای تعیین روایی پرسشنامه ها از تحلیل عاملی تأییدی و برای سنجش میزان پایایی از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد، که به ترتیب 87/0، 86/0، 91/0 و 84/0 برآورد گردید. داده های تحقیق پس از جمع آوری با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS و LISREL تحلیل شدند. نتایج نشان دادند که: اثر مستقیم رهبری تیمی عمل محور بر یادگیری تیمی، رضایت مندی و عملکرد تیمی مثبت و معنی دار است. به علاوه، اثر غیرمستقیم رهبری تیمی عمل محور بر عملکرد تیمی با میانجی گری یادگیری تیمی و رضایت مندی معنی دار است. براین اساس، مدیران سازمان ها می توانند برای ارتقای عملکرد کارکنان بر سازوکارهای رهبری تیمی عمل محور تمرکز نموده و در این فرایند از متغیرهایی همچون یادگیری تیمی و رضایت مندی بهره گیرند.
بهبود کیفی عامل کار، کسب مهارتهای جدید وشناسایی عوامل دیگر به سازمان کمک می کند در جهت ارتقای خود تلاش کند. هدف این مطالعه شناسایی مؤثرترین عامل ها برای ارتقای بهره وری سازمان می باشد. این تحقیق به لحاظ روش از نوع پیمایشی و از حیث هدف، کاربردی است. برای جمع آوری داده های پژوهش، پرسش نامه ای تهیه، با بررسی نظر خبرگان و استفاده از آزمون کرونباخ روایی و پایایی سؤالات مورد سنجش قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل دیماتل، ارتباط بین معیارهای علت و معلول را می توان به یک ساختار هوشمند برای سیستم تبدیل کرد، هدف مدل رتبه بندی و شناسایی شاخص های تأثیر گذار بر بهره وری سازمان صندوق رفاه دانشجویان وزارت بهداشت و آموزش پزشکی می باشد. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که عوامل اجتماعی-روانی تأثیر شگرفی بر بهره وری سازمان دارند.
هدف اصلی این پژوهش شناسایی رابطه بین تسهیم دانش و قابلیت نوآوری سازمانی با نقش میانجی گر قابلیت یادگیری سازمانی در رابطه بین این دو متغیر است. جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان جهاد کشاورزی سه شهر از خراسان رضوی است. تعداد حداقل حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان برابر 107 نفر در نظر گرفته شده و برای نمونه گیری از روش طبقه ای متناسب استفاده شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، پرسشنامه است که از مقالات چانگ و همکاران ، شنگ و چن ، و هایو و همکاران استخراج شده است. روایی صوری، روایی سازه و پایایی سازه پرسشنامه ها مورد تایید قرار گرفت. نتایج حاکی از آن هست که بین تسهیم دانش و قابلیت نوآوری سازمانی رابطه معنادار وجود دارد و قابلیت یادگیری سازمانی این رابطه را میانجی می کند. بنابراین، پیشنهاد می شود مدیران سازمانی برای ارتقا میزان قابلیت نوآوری سازمانی، برنامه هایی برای تسهیم دانش بین کارکنان تعریف نمایند تا به این صورت از میزان یادگیری بالای سازمان در جهت افزایش قابلیت نوآوری استفاده شود.
نتایج بسیاری از پژوهش ها درباره نقش واهمیت نیروی انسانی در رشد وتوسعه سازمانها و بعضا در رشد جوامع بشری، بر این نکته تاکید دارند که هیچ جامعه ای توسعه نیافته است مگر آنکه به توسعه منابع انسانی خود پرداخته باشد .تلاشهای بسیاری در این زمینه صورت گرفته است که از نهضت روابط انسانی آغاز شده و تا امروز ادامه دارد. که بعضی از آنها منجر به ایجاد روشها ، رویه ها ، استانداردها و الگوهایی در جهت بهبود و توسعه منابع انسانی شده است . از جمله این تلاشها می توان به الگوی بلوغ قابلیت کارکنان (P-CMM) اشاره کرد . با توجه به رویکرد استراتژیک و جامعیت این الگو نسبت به سایر استانداردها و مزایایی از قبیل: بهبود مستمر فعالیتها ، نهادینه سازی نظامها ، نظامهای جامع منابع انسانی ، توجه به قابلیتها به جای عناصر شغلی و... در این مقاله به معرفی الگوی P-CMM می پردازیم.
هدف پژوهش حاضر ارائه مدل علی پذیرش و به کارگیری یادگیری مجازی در کارکنان با تأکید بر نقش تناسب فناوری – شغل، خودکارآمدی و هنجار ذهنی در بین کارکنان صنعت نفت میباشد و تلاش شده است با بررسی عواملی مانند هنجارذهنی، خودکارآمدی رایانه، تناسب فناوری– شغل و اثرات آن ها با متغیرهای مدل پذیرش فناوری یعنی سودمندی ادراک شده، سهولت استفاده ادراک شده و تمایل و به کارگیری آموزش مجازی را مورد بررسی قرار دهد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است و از نظر نحوه گردآوری و تحلیل داده ها از نوع توصیفی – همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر کارکنان شرکت نفت که با آموزش مجازی آشنایی دارند (330 نفر) را شامل می شود. شرکت کنندگان چندین پرسشنامه مثل هنجارذهنی از پرسشنامه آژان و هارتشورن (2008)، فناوری - شغل از پرسشنامه واتاناساک داکول و همکاران(2010)، سهولت استفاده ادراک شده از پرسش نامه مون و کیم (2001)، سودمندی ادراک شده از پرسشنامه کیم و همکاران (2007)، تمایل استفاده یادگیری مجازی از پرسشنامه سامی ینتو (2009)، خودکارآمدی رایانه از پرسشنامه والترز، و داگرتی (2007) تکمیل نمودند. برای بررسی فرضیه های تحقیق از روش تحلیل مسیر استفاده شده است. نتایج نشان داد که متغیرهای تناسب فناوری – شغل، هنجارذهنی، خودکارآمدی رایانه به صورت مستقیم و غیرمستقیم از طریق متغیرهای واسطه ای سهولت استفاده ادراک شده و سودمندی ادراک شده بر متغیر تمایل و به کارگیری یادگیری مجازی دربین کارکنان اثر معناداردارند. بیشترین اثر کل مربوط به متغیر تناسب فناوری – شغل و سهولت استفاده ادراک شده و کم ترین اثر کل مربوط به متغیر هنجار ذهنی بر تمایل و به کارگیری یادگیری مجازی میباشد.
در مقاله حاضر به بررسی دانشگاههای سازمانی به عنوان مفهومی که سرمنشا آن را می توان در دهه های 1950 و 1960 جستجو کرد، اشاره شده است. براساس نظرات بسیاری از صاحبنظران، دانشگاه سازمانی به عنوان یک برنامه آموزشی درون سازمانی می تواند به عنوان مکملی برای آموزشهای سنتی و برون سازمانی که کارکنان دریافت می کنند، قلمداد شود. از جمله نخستین دانشگاهها...
این پژوهش در پی بررسی تأثیر فرآیندهای یادگیری سازمانی بر موفقیت مدیریت روابط با مشتری است. در راستای این هدف در پژوهش حاضر از تئوری یادگیری سازمانی و ارتباط آن با بازار گرایی برای بررسی چگونگی تأثیر سیاست های داخلی شرکت، فعالیت ها و روابط داخلی بر کیفیت داده های موجود در پایگا ههای داده مشتریان در سیستم های CRM و عملکرد سازمان استفاده می شود. جامعه آماری پژوهش مدیران و کارشناسان فناوری اطلاعات و بازاریابی در بانک های ملت، کشاورزی، تجارت، ملی و سپه هستند. روش تحقیق این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی مدل معادلات ساختاری محسوب می شود. در این پژوهش از مدل ارائه شده توسط پلتیر و همکاران در سال 2013 استفاده شده است. یافته های اصلی پژوهش (مدل تحلیل مسیر) نشان می دهد که اثر فرآیند یادگیری عملیاتی (به اشتراک گذاری داده ها) بر کیفیت داده های مشتریان مثبت و معنادار است. ولی اثر فرآیندهای یادگیری بین واحدهای عملیاتی (همکاری و یکپارچگی بازاریابی و فناوری اطلاعات) و همچنین اثر فرآیندهای یادگیری سازمانی (فرهنگ سازمانی متعهد به یک دیدگاه مشترک از داده های مدیریت روابط با مشتری) بر کیفیت داده های مشتریان غیر معنادار است. همچنین کیفیت داده های CRM اثر مثبت و معنی داری بر عملکرد مشتری دارد ولی اثرش بر عملکرد کسب وکار غیر معنادار است.
یکی از ﻣﺆﺛﺮترین راهکارهای اﻓﺰایﺶ ﺑﻬﺮه وری، ارتقای سطح فعالیت و میزان ﻣﻮﻓﻘیﺖ در سازمان ها، ﺗﻮاﻧﻤﻨﺪ ﺳﺎزی کﺎرکﻨﺎن است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی عوامل، راهکارها و فعالیت های توانمندسازی، در راستای ارتقای جوّ توانمندی با رویکردی سیستم نگر بوده است. در این راستا، ارتباطات درونی بین عوامل و فعالیت های توانمندساز، با ارائه الگوی توسعه یافته ساختاری- مقایسه ای (ISM)موردبررسی قرارگرفته است. جمع آوری داده ها از 36 نفر استاد دانشگاهی مجرّب در قالب گروه خبره که در رَسته های مختلف اجرایی و مدیریت دانشگاهی فعالیت داشته اند، صورت پذیرفته است. داده ها به کمک دو نوع پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده است که روایی آنها بر اساس روش روایی محتوایی و پایایی شان با آزمون مجدد بررسی شده است. نتایج حاصله از توسعه الگوی ساختاری- مقایسه ای در قالب اطلاعات کمّی نسبت روابط درونی فعالیت های توانمندساز برحسب شاخص های ارزیاب و انجام مقایسه ها با نتایج حاصله از الگوهای کیفی و اولیه ISM، حاکی از آن است که برای پیاده سازی فرآیندهای هدفمند برای ایجاد جوّ توانمندساز در سازمان های آموزشی- پژوهشی و دانشگاهی، بایستی علاوه بر تأکید بر عوامل و فعالیت های تأثیرگذار و بسترساز توانمندسازی، بر عوامل و فعالیت های مبتنی بر تقویت فرایندهای آموزشی و شفافیت اهداف، تأکید بیشتری شود.