از وظایف مدیران سازمان هاست که با اتخاذ راهبردهایی زمینه تغییر و تحولات مثبت در نگرش، احساسات و عملکرد کارکنان فراهم آورند؛ در غیر این صورت برخی مشاغل به دلیل نداشتن آزادی عمل و تنوع در وظایف منجر به تغییر نگرش کارکنان نسبت به شغل و سازمان در جهت منفی، آسیب های روحی-روانی و در نهایت کاهش عملکرد شغلی می گردند. از اهداف این پژوهش، شناسایی علل ریشه ای این مشکلات و تبیین مزایای راهبرد تصمیم گیری مشارکتی بوده و در این راستا مدلی مفهومی که نشانگر رابطه میان راهبرد تصمیم مشارکتی با سایر متغیرهاست، ارائه شده است. برای پژوهش حاضر، علاوه بر مطالعات کتابخانه ای، پرسشنامه ای تدوین و در کلیه شعب بانک مسکن شهرستان رشت توزیع و پس از تکمیل عودت داده شده است (151 نفر). روایی آن با روش اعتبار محتوا و عاملی و پایایی آن با آلفا کرونباخ 7/88% ، مورد تأیید قرار گرفته است. سپس، فرضیات پژوهش با استفاده از نرم افزارهای آماری تحلیل گردیده و یافته ها حاکی از آن است که مشارکت در تصمیم گیری به واسطه نگرش و عواطف، عملکرد کارکنان را بهبود می بخشد؛ بنابراین 4 فرضیه تأیید و یک فرضیه رد شده و مدلی که به وسیله معادلات ساختاری برای پژوهش طراحی گردیده، براساس شاخص های برازش مدل، که همگی مقادیر بالای 90 درصد را کسب کرده اند، مورد قبول واقع شده است.
وفاداری سازمانی (Organizational Loyalty) به عنوان یکی از ارزش های ضروری برای کارکنان در سازمان جهت بقای سازمان و تعالی آن مطرح است. وفاداری کارکنان را نسبت به اهداف سازمان مسئول کرده و آنها را سوق می دهد به نحو احسن وظایف خود را در سازمان به انجام برسانند و با سازمان احساس نزدیکی و همبستگی پیدا کنند و در سازمان ماندگار باشند. این مسئله در سازمان در سطوحی مانند وفاداری کارکنان به سازمان، وفاداری سازمان به کارکنان و تاثرات وفاداری سازمانی بر وفاداری مشتریان به سازمان مورد تاکید است. ایجاد وفاداری در کارکنان نیازمند بها دادن و رسیدگیبه خواسته هایمادی و غیر مادی کارکنان در جنبه های مختلف است.
در این مقاله ابتدا اهمیت نیروی انسانی در تولید و خدمات تشریح شده و سپس مفهوم وفاداری سازمان تعریف گردیده است و از دو منظر وفاداری کارکنان به سازمان و وفاداری سازمان به کارکنان مورد بررسی قرار گرفته است. سپس ارتباط وفاداری سازمانی با وفاداری مشتریان مورد بحث قرار گرفته است. رضایت شغلی به عنوان رکنی اساسی در سازمان ها و ارتباط آن با وفاداری مطلب بعدی مقاله است و در نهایت عوامل مهمی که بر وفاداری کارکنان تاثیرگذار هستند توضیح داده شده اند.
یادگیری الکترونیکی محدودیت زمانی و مکانی ندارد. برای یادگیرندگان یک محیط یادگیری انعطاف پذیر و راحت ایجاد می نماید. آنها را قادر می سازد به نحو اثربخشی یاد بگیرند، به سرعت مهارت های حرفه ای خود را توسعه دهند و پیشرفت حرفه ای کسب نمایند. هدف کلی این تحقیق بررسی امکان پیاده سازی نظام یادگیری الکترونیکی در دانشگاه خلیج فارس بوشهر می باشد. جامعه آماری این پژوهش را دانشجویان دانشگاه بوشهر در نیم سال تحصیلی 90-91 تشکیل می دهند و360 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای انتخاب نمونه آماری از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شد. برای تأیید روایی پرسشنامه از روش اعتبار محتوی استفاده گردید. بدین منظور، نظرات اعضای هیأت علمی و افراد صاحب نظر اخذ و اعمال شد. پایایی پرسش نامه توسط آلفای کرونباخ سنجیده شد. این ضریب برای بخش های مختلف پرسشنامه بین 90/0 تا 97/0 بدست آمد. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و آمار استنباطی (تحلیل واریانس یک طرفه ANOVA و آزمون تی) استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که دانشجویان دانشگاه خلیج فارس بوشهر برای شرکت در یادگیری الکترونیکی آمادگی نسبی دارند. به علاوه تحلیل استنباطی داده ها نشان داد که دانشجویان دانشکده ادبیات و علوم انسانی و دانشجویان دانشکده فنی و مهندسی از نظر آمادگی برای شرکت در یادگیری الکترونیکی دارای بالاترین امتیاز بودند ولی بین این دانشکده ها با دانشکده های دیگر تفاوت معناداری وجود ندارد.
امروزه شغل درونی از شغل بیرونی اهمیت بیشتری یافته است. بر خلاف موفقیت بیرونی در شغل که بر معیارهای عینی و سلسله مراتبی تمرکز دارد، شغل درونی برداشت فرد از میزان موفقیت در شغل را مبنا قرار می دهد. در این تحقیق به طراحی الگوی عوامل ادراکی مؤثر بر موفقیت شغلی در شرکتهای خدماتی استان فارس پرداخته شده است. بدین منظور، با مطالعة ادبیات موفقیت شغلی، 34 عامل مؤثر بر موفقیت شغلی شناسایی و از طریق فرایند دلفی در چهار مرحله از این 34 عامل، هفت عامل به عنوان مهم ترین عوامل ادراکی، شناسایی و مبنای طراحی مدل قرار گرفتند که عبارتند از: ادراک از حمایت سازمانی،تناسب فرد و سازمان، ادراک از مسیر پیشرفت شغلی، خودکارامدی شغلی، انگیزش درونی در شغل، جو یادگیری سازمان ، و عزّت نفس سازمانی. پس از طراحی مدل اشباع شده و جمع آوری داده ها از طریق پیمایش، الگوی مسیری نهایی با نرم افزار لیزرل طراحی و آزمون شد و اصلاحات لازم در آن انجام گرفت. در الگوی نهایی، تمامی روابط مسیری در سطح معناداری 0.05 مورد پذیرش قرار گرفت. همچنین شاخص های برازش مدل بیانگر برازش داده ها با الگو در سطح قابل قبول بود. نتایج و پیشنهادهای تحقیق می تواند راهگشای موفقیت شغلی کارکنان در شرکتهای خدماتی و سایر شرکتهای مشابه باشد.
مدل های تعالی، ابزاری برای کمک به سازمان ها در شناسایی مسیر تعالی، سنجش موقعیت سازمان در این مسیر و ارایه ی راهکارهای مناسب برای بهبود عملکرد می باشند. اغلب اندیشمندان مدیریتِ تحول و بهسازی سازمان، توانمندسازی کارکنان را به عنوان یک راهبرد اثرگذار برای دست یابی به برنامه های تحول سازمانی به ویژه تعالی سازمانی معرفی می نمایند. این مقاله به بررسی «نقش توانمندسازی روان شناختی کارکنان در تعالی سازمانی گمرک ایران» می پردازد. برای انجام پژوهش، یک نمونه ی 243 نفری از کارکنان ستاد مرکزی گمرک ایران به روش تصادفی ساده انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها نیز از پرسش نامه ای مشتمل بر 34 سؤال بهره برداری شده است. با توجه به نرمال بودن داده ها، برای بررسی تأثیر متغیرها از رگرسیون و برای بررسی وضعیت موجود، از آزمون تی تک نمونه ای و برای رتبه بندی شاخص های تحقیق، از آزمون فریدمن بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که توانمندسازی روان شناختی بر تعالی سازمانی تأثیر معناداری دارد و از میان ابعاد توانمندسازی روان شناختی، مؤلفه های خودتعیینی و معنادار بودن شغل بر تعالی سازمانی مؤثر بوده اند. این امر می تواند مبنایی برای تدوین راهبردهای مناسب منابع انسانی در دست یابی به تعالی سازمانی باشد.
بررسی میزان موفقیت پیاده سازی ERP درسازمانها همواره دغدغه مدیران بوده و تحقیقات زیادی در این مورد انجام گرفته است. پیچیدگی سیستمهای ERP و نیز ارتباط تنگانگ آنها با فرایندهای کاری طبق یافته های محققین اکثرمدلهای ارزیابی مبتنی برروشهای پرسشنامه ای ومصاحبه ای بوده ونتایج این روشهاپس ازتحلیل های آماری می تواند تعیین کننده میزان موفقیت سیستمهای ERP باشد.دراین تحقیق، ارزیابی موفقیت ERP طبق اطلاعات مندرج در صورتهای مالی انجام گرفته بدین منظور ابتدا یک مدل ارزیابی تعریف که مهمترین انتظارات مدیران از سیستم ERP را به اطلاعات مندرج در صورتهای مالی مرتبط می نماید پس از آن با استفاده از مدل تعریف شده وضعیت یکی از شرکتهای پیشرو در مبحث ERP مورد ارزیابی قرار گرفته است
در دهة اخیر، با ورود معنویت به تحقیقات سازمان و مدیریت، رهبری معنوی نیز توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در این مطالعه، با رویکردی توسعه ای و با بهره گیری از مبانی نظری و نظرهای خبرگان، مؤلفه های رهبر معنوی استخراج و به روش شبکه های عصبی فازی انطباق پذیر مدل سازی شد. سپس، آثار آن ها بر اثربخشی رهبری بررسی شد. داده های تجربی مؤلفه های رهبر معنوی و اثربخشی رهبری، که از تعدادی از دستگاههای دولتی جمعآوری و تحلیل شد، نشان می دهد ویژگی های خودآگاهی، انسان دوستی، تقوا، هوش معنوی و توانمند سازی کارکنان و همچنین، وجود سطوح پایین تری از ویژگی های آرمان سازی، مدل سازی نقش و رفتار منصفانه می تواند اثربخشی رهبری را ارتقا دهد. مشارکت دهی شهروندان، تنها، در برخی وضعیت ها سازوکار مناسبی برای ارتقای اثربخشی رهبری است.
انعکاسگری تیمی به عنوان واکنش آگاهانه تیم به وظایف، از عوامل مهم در اثربخشی تیمهای کاری محسوب میشود. زیرا شامل مجموعه رفتارهایی است که سبب یادگیری از اشتباهات گذشته (یادگیری تیمی) و بهبود عملکرد تیم میشوند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر نشان دادن نقش کلیدی انعکاسگری تیمی در عملکرد تیمی (بهویژه در تیمهای پروژهای که وظایف پیچیدهای دارند و در محیطی با عدم اطمینان بالا فعالیت میکنند) است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوة گردآوری اطلاعات، توصیفی و از نوع همبستگی است. برای بررسی چگونگی تأثیر انعکاسگری بر عملکرد تیمی (با در نظر گرفتن یادگیری تیمی به عنوان متغیر مداخلهگر)، 44 تیم پروژهای پنج نفره مختلف(220 نفر) در تهران بررسی شدند. تجزیه و تحلیل دادهها به روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافتههای پژوهش تأثیر مثبت و معنادار انعکاسگری بر عملکرد تیمی با مداخلة یادگیری تیمی را تأیید کرد. به علاوه، یافتهها نشان میدهد بازخورجویی در رابطة انعکاسگری و عملکرد تیمی به عنوان تعدیلکننده عمل میکند.
هدف از اجرای این پژوهش، بررسی رابطه بین مسئولیت اجتماعی و عملکرد مالی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. مسئولیت اجتماعی شرکتها، از طریق پرسشنامه ای که حاوی 53 سؤال در زمینه مسئولیت اجتماعی آنها نسبت به مشتریان، کارکنان، محیط زیست و نهادهای موجود در جامعه (نهادهای آموزشی، نهادهای فرهنگی، نهادهای ورزشی، سازمانهای بهداشت، بیمارستانها، نهادهای خیریه، مراکز توانبخشی و غیره) است، اندازه گیری شد. از اطلاعات 59 شرکت در طول سالهای 1389- 1385 استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز روش رگرسیون به کار گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که عملکرد مالی با مسئولیت اجتماعی شرکت نسبت به مشتریان و نهادهای موجود در جامعه ارتباط دارد. ولی عملکرد مالی با مسئولیت اجتماعی شرکت نسبت به کارکنان و محیط زیست رابطه معناداری ندارد. این پژوهش به مدیران کمک خواهد کرد تا سیاستهای مؤثر مربوط به مسئولیت اجتماعی شرکتها که برای دستیابی به عملکرد مالی بهتر آنها در بلندمدت لازم استرا توسعه دهند. همچنین بینشی را برای شرکتها در زمینه نقش مسئولیت اجتماعی در کسب منافع آتی فراهم می نمایند.
این پژوهش در پی ارزیابی تأثیر عوامل موثر بر عملکرد برند با رویکرد برند سازی داخلی در بانک تات است. این مطالعه با طراحی مدلی مفهومی متشکل از 9 فرضیه انجام شد. 239 نفر از کارکنان بانک تات به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه 51 سوالی حاوی 6 سوال جمعیت شناختی و45 سوال تخصصی انجام شد. ضریب آلفای کرونباخ برای همه متغیرهای در دامنه قابل قبول قرار داشتند. برای آزمون مدل و فرضیه ها از دو روش تحلیل مسیر با نرم افزار (AMOS) و آزمون چاو استفاده شد. بر اساس یافته ها نقش تعدیل گری مثبت جوّ رقابتی محیط کار و رضایت شغلی کارکنان بر رابطه بین برند سازی داخلی و هویت و تعهد برند مورد تایید قرارگرفت. نتایج تحلیل مسیر حاکی از وجود اثر معنادار برند سازی داخلی و هویت و تعهد برند بر عملکرد برند است. همچنین دو فرضیه دال بر تایید اثر برند سازی داخلی بر تعهد برند و اثر هویت برند بر عملکرد برند تایید نشدند.
امروزه مدیریت استعدادها به موضوعی بسیار مهم و کلیدی در حوزه منابع انسانی تبدیل شده است. سازمانها دریافتهاند که جذب و نگهداشت بهترین افراد میتواند مزیت رقابتی اصلی محسوب شده و نقش مؤثری در ارتقای عملکرد داشته باشد. هدف از این پژوهش تدوین شاخصهای شناسائی استعدادها در مشاغل استراتژیک است. پژوهش به روش کیفی، مبتنی بر تحلیل تم، با استفاده از ابزار مصاحبه و در شرکت ساپکو انجام شده است. نمونه گیری به روش نمونه گیری نظری و با استفاده از تکنیک گلوله برفی انجام شده که بر مبنای آن تعداد 17 مصاحبه با کارشناسان و مدیران حوزه ساخت و تامین قطعه در شرکت ساپکو صورت گرفته است. نتایج تحلیل دادهها منجر به شناسایی دو دسته شاخصهای تخصصی و عمومی مرتبط با استعدادها در حوزه مذکور گشته که با طراحی ابزار مناسب جهت سنجش و اندازهگیری آنها میتوان به نحو مناسبی استعدادها را شناسایی و تفکیک نمود.
فرهنگ کار بر اساس دیدگاه های مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. آنچه به فرهنگ کار مشروعیت می بخشد نظم پذیری جمعی، کار دلسوزانه و باورهای عملی به ارزش کار یدی، فکری و سازگار شدن با شرایط، قواعد و رفتارهای صنعتی و تولیدی است. هدف از این پژوهش بررسی فرهنگ کار و ارائه راهکارهایی برای ارتقای آن بوده است. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که فرهنگ کاری بالا، با بهره وری و عملکرد شغلی بهتر رابطه دارد و کسانی که از فرهنگ کاری بالایی برخوردارند عملکرد شغلی آنان نیز بهتر است (2).
تحقیق حاضر با هدف بررسی رابطة خصوصی سازی و توانمندسازی روان شناختی کارکنان بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی گیلان انجام شده است. همچنین در این تحقیق سعی شده است تأثیر شاخصهای «راهبردهای مدیریتی»، «منابع خود کارامدی» و «شرایط سازمانی» بر توانمندسازی روان شناختی به عنوان متغیّرهای مداخله گر توانمندسازی، سنجش شود. برای تحلیل داده های آماری از تحلیل عاملی به روش مؤلّفه های اصلی و تحلیل مسیر استفاده شده است تا راهکارها و پیشنهاد هایی برای افزایش توانمندسازی کارکنان در بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی گیلان ارائه شود. برای سنجش مؤلّفه های خصوصی سازی و توانمندسازی از پرسشنامه استفاده شده است. از بین 7500 تن از کارکنان بیمارستانهای دانشگاه علوم پزشکی گیلان، 400 تن با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شده اند. نتایج تحقیق نشان داد که رابطة مثبت و معنی داری بین خصوصی سازی و توانمندسازی روان شناختی وجود دارد. همچنین بین عوامل مداخله گر، شرایط سازمانی و راهبردهای مدیریتی با توانمندسازی روان شناختی رابطة مثبت و معنی داری وجود دارد ولی رابطه ای بین منابع خود کارامدی و توانمندسازی کارکنان وجود ندارد