این مقاله به دنبال آن است که نشان دهد مدیران چگونه می توانند با مدیریت مناسب فرهنگ سازمانی، اثر بخشی سازمانهای خود را در بلند مدت بهبود بخشند. برای این منظور با مروری بر مهمترین مطالعات و مدلهای موجود دراین حوزه، یک مدل فرآیندی برای مدیریت فرهنگ سازمانی پیشنهاد شده است. به منظور اجرا و پیاده سازی مدل مذکور، مدل مفهومی مشخصی طراحی شده که در آن سه عامل عمده یعنی عوامل شکل دهنده فرهنگ، ویژگیهای فرهنگ و پیامدها و نتایج فرهنگ به طور همزمان مورد توجه قرار گرفته است.در این مدل برای شناخت فرهنگ موجود و مطلوب از چارچوب ارزشهای رقابتی استفاده شده است که چهار گونه فرهنگی را از هم متمایز می سازد. بر مبنای این مدل لازم است پس از تحلیل شکاف، برنامه های مناسبی برای ایجاد تغییرات فرهنگی در سازمان طراحی و اجرا شده و اثربخشی آن مورد ارزیابی قرار گیرد.
برخی مدیریت را معادل «تصمیم گیری» می دانند؛ زیرا عمده وظیفه مدیر در هدایت یک سازمان، اتخاذ تصمیم های مناسب در شرایط مختلف است. هر مدیری با توجه به شرایطی که در آن نیاز دارد، دست به یک تصمیم گیری عقلانی می زند. در نظریه های مدیریت، مباحث زیادی در خصوص تصمیم گیری مطرح شده است. این مقاله به دنبال بررسی ریشه های عقلانیت در تصمیم گیری است. لذا ابتدا تعریفی از عقل و عقلانیت ارائه می شود؛ سپس بر اساس یک سیر تاریخی عقل و عقلانیت از دیدگاه فلاسفه قرون باستان، قرون وسطی و پس از آن، همچنین، انواع عقلانیت در مباحث فلسفی و اجتماعی بررسی می شود. با توجه به جایگاه ویژه ماکس وبر در مباحث عقلانیت و دیوان سالاری، بحثی در رابطه با دیدگاه های وبر در خصوص عقلانیت ارائه می گردد. در ادامه نمونه ای از عقلانی شدن جوامع با عنوان مک.دونالدی شدن جهان ذکر می شود. در پایان نیز جایگاه عقلانیت در «نظریه سازمان»، و به ویژه مباحث تصمیم گیری بحث و بررسی می شود.
هر سازمانی برای رفع نیازی خاص شکل می گیرد. در واقع پاسخگویی به نیازی خاص تبدیل به ماموریت و هدف اصلی سازمان شده و فلسفه وجودی آنرا شکل می بخشد. این امر خصوصا در سازمان های بخش دولتی کاملا متبلور و مشهود است. هرچه سازمان بهتر بتواند به این نیاز پاسخ گوید از اثر بخشی بالاتری برخوردار می باشد. اما این سئوال که یک سازمان چگونه می تواند اثربخش باشد مدت نسبتا مدیدی است که ذهن اندیشمندان را به خود مشغول داشته است. در این مدت تلاشهای مستمر اندیشمندان منجر به شناسایی راهکارهای مختلفی جهت اثربخش ساختن ...
تصمیم سازی قابل قبول یک تصمیم سازی عقلانی است و لذا تصمیم سازی در حوزه عقلانیت عملی می گنجد. عقلانیت عملی بر عقلانیت نظری استوار است که به معنای ارتباط باواسطه تصمیم سازی با عقلانیت نظری است. توجه به محدودیت های قوای شناختی انسان و محدودیت زمان نشانگر عدم امکان ارتباط تصمیم سازی با رویکرد ایده آل گروانه به عقلانیت نظری و عملی و ابتنای تصمیم سازی بر رویکردهای واقع گروانه به این دو حیطه است. تلاش برای تقرب به ایده آل - هرچند که وصول به آن محال است- جایگاه اصل شورا را در مقوله تصمیم سازی روشن می کند. چنین نقشی برای شورا در مقوله تصمیم سازی، ویژگی های خاصی را برای افراد طرف مشورت لازم می آورد و امکان استفاده از مشورت ماشینی را فراهم می سازد.