قصد کارآفرینی یکی از مهم ترین عوامل موثر در راه اندازی یک کسب و کار جدید و کارآفرینانه است. از طرف دیگر، محیط های مساعد کارآفرینی افراد را به سرمایه گذاری در کسب و کارهای جدید تشویق و به طور بالقوه قصد کارآفرینی افراد را برای سرمایه گذاری در فعالیتهای مخاطره آمیز تقویت می کند.در این پژوهش ارتباط بین پنج عامل کلیدی محیط های کارآفرینانه و قصد کارآفرینی در دانشگاه تهران بررسی شده است. پنج عامل محیطی کارآفرینی به ترتیب شامل سیاستها و رویه های دولتی، شرایط اجتماعی - اقتصادی، مهارتهای کارآفرینی و کسب و کار، مساعدت مالی و مساعدت غیر مالی هستند. از روش تحقیق توصیفی - پیمایشی برای مطالعه متغیرها استفاده شده است. در این پژوهش، به منظور اندازه گیری قصد کارآفرینی و دیگر متغیرهای کنترل از پرسشنامه قصد کارآفرینی (EIQ) و از تحلیلهای متقارن نیز برای تعیین معناداری ارتباط بین عوامل محیطی و قصد کارآفرینی استفاده شده است. در این پژوهش بین تمامی عوامل محیطی کارآفرینی و قصد کارآفرینی روابط معناداری وجود داشت.همچنین اهمیت مقایسه ای عوامل محیطی، به همراه تحلیل های متقارن فرعی بر اساس ویژگی های افراد نمونه محاسبه گردیده است.
هدف این تحقیق، مطالعهی رابطهی هوش فرهنگی با ویژگیهای کارآفرینانهی مدیران سازمان های غیردولتی است. تحقیق از نظر هدف، کاربردی بوده و روش تحقیق از نوع هم بستگی میباشد. داده های تحقیق، از اعضای هیات موسس سازمان های غیرانتفاعی در استان تهران (244 نفر) که حداقل 3 سال سابقهی تعامل های فرهنگی را داشته اند، با دو پرسش نامهی جداگانه برای سنجش هوش فرهنگی و ویژگیهای کارآفرینان گردآوری شده است. یافته های این تحقیق نشان میدهد، رابطهی عمیقی میان الگوی چهارعاملی هوش فرهنگی و هر یک از ویژگیهای کارآفرینان وجود دارد. هم چنین از میان چهار بُعد هوش فرهنگی، ابعاد رفتاری و شناختی در سطح 01/0 با کارآفرینی رابطه علی نشان دادند. بنابراین تقویت هوش فرهنگی رفتاری و شناختی میتواند به طور مستقیم بر افزایش کارآفرینی سازمانی اثرگذار باشد. این یافته ها بیان گر این است که هوش فرهنگی را میتوان به عنوان یک عامل حیاتی موفقیت برای ادارهکنندگان سازمان های غیردولتی به حساب آورد. نتایج این تحقیق میتواند در شناسایی ویژگیهای موردنیاز برای افرادی که در تعامل های چندفرهنگی درگیر هستند، بهکار گرفته شود و ایدهی جدیدی برای مطالعه های دانشگاهی و تجربه های عملی در حوزهی فرهنگ مطرح کند.
این پژوهش به منظور طراحی و ارائه الگوی بومی جهت ارتقای کارآفرینی سازمانی در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران در سال 1388 انجام پذیرفته است. چارچوب نظری آن بر پایه مدل سه شاخه ای و بر اساس سه دسته عوامل ساختاری، رفتاری (محتوایی) و زمینه ای (محیطی) می باشد که می توانند در ارتقای کارآفرینی سازمانی مؤثر واقع شوند. این تحقیق از نظر روش توصیفی و با استفاده از زمینه یابی یا پیمایشی و همچنین روش همبستگی انجام گرفته است و جامعه آماری آن تعداد 750 نفر از مدیران و کارکنان ارشد و میانی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی می باشند. یافته های تحقیق حاضر نشان می دهد که این واحد از وضعیت کارآفرینی مطلوبی برخوردار نیست و به منظور استقرار کارآفرینی در آن بایستی باتوجه به عوامل ساختاری، رفتاری و زمینه ای از فعالیت های کارآفرینانه حمایت کند و بسترهای لازم رابرای اجرای آن فراهم آورد. براساس نتایج تحقیق، مدل عوامل ساختاری، رفتاری و زمینه ای جهت ارتقای کارآفرینی سازمانی در واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی تهران ارائه شده است.
با ورود به زمان سالمندی، چگونگی اطمینان دادن به افراد سالمند در مورد اینکه سال های باقی مانده عمرشان را در آسایش سپری خواهند کرد، به دغدغه بزرگی برای جامعه تبدیل شده است. بیمه سالمندی برای افراد کهنسال، هزینه های درمانی آنها و محافظت در برابر صدمات احتمالی، اهداف مورد نظر در این بحث را تشکیل می دهد. این اهداف می توانند کمبودهای تأمین اجتماعی را جبران کنند. تحلیل شرایط بازار بیمه چین و کاستی های آن و راه حل های ارائه شده، از سه دیدگاه بررسی میشود: ترجیحات مالیاتی، طراحی یک بیمه جامع و خدمات موقوفه.
ژاپن در سال 1961 ، به دلیل وجود برخی از شرایط ویژه در آن برهه موفق به اجرای سیستم بیمه جامع درمان شد. وقتی که ژاپن این سیستم را آغاز کرد، علاوه بر اینکه عزم سیاسی قوی و یک رویکرد تدریجی برای دستیابی به پوشش جامع وجود داشت، حداقل سه شرط دیگر نیز موجود بود؛ در درجه اول هزین ههای مراقبت درمانی پایین بود و دوم اینکه ژاپن موفق به کسب رشد اقتصادی بالایی شده بود و درنهایت ژاپنی ها در طول دوره سخت پس از جنگ )جنگ جهانی دوم( با هم احساس اتحاد و همبستگی می کردند. همه این شرایط، اجرای بیمه جامع درمان ژاپن را تسهیل کرد. اکنون شرایط تغ ییر کرده است و هزینه های خدمات درمانی افزایش یافته و هنوز هم در حال رشد است، جمعیت در حال مسن شدن است و رشد اقتصادی درحال حاضر با بی رونقی و عدم اطمینان مواجه شده است. به علاوه نابرابری در درآمدها در حال افزایش است و احساس همبستگی بین ژاپنی ها در حال تنزل است. این مقاله به بررسی شرایطی می پردازد که شروع پوشش بیمه جامع درمان )در حدود پنج دهه قبل( را میسر ساخت و درباره شرایطی بحث میکند که بر این سیستم تحت اوضاع در حال تغ ییر کنونی صحه م یگذارد. این تحلیل ها هم تصمیمات آگاهانه درباره اصلاحات آینده سیستم بیمه جامع درمان ژاپن را تسهیل می کند، هم باعث کسب شناخت برای کشورهایی می شود که به یک چنین سیستمی علاق همند هستند.
از آنجاکه امروزه بدلیل نبود زمینهجها و بسترهای لازم برای جذب و اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی و عدم توانایی آنها در خلق فرصتها و ایجاد زمینه کار برای خویش، مشکل کاریابی و کارآفرینی به مسئله مهمی برای فارغ التحصیلان دانشگاهی تبدیل شده و می تواند به شکل گیری بحرانها و آسیبهای اجتماعی متعددی بشود که بررسی بیشتری را می طلبد. یکی از راهکارهای مناسب و مطمئن برای حل این مسئله توانمندکردن آنها به مهارت کارآفرینی در طول تحصیلات دانشگاهی است که این توانایی می تواند جلوی بوجود آمدن بسیاری از چالشها و مسائل را بگیرد اما بدلیل وجود برخی مسائل وآسیبها در برنامه درسی رشته های تحصیلی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، دانشجویان مهارتهای لازم را در این زمینه کسب نمی کنند با آگاهی به اهمیت این موضوع در مسیر اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاهی در این مقاله سعی شده به صورت موردی توانایی برنامهجدرسی رشته های دانشگاهی در کارآفرین نمودن دانشجویان از دیدگاه اساتید و دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد بناب آسیب شناسی گردد و نتیجه ای که از تجزیه وتحلیل دادهای تحقیقق بر آمد مبین این حقیقت بود که برنامه درسی کارآفرینی از کیفیت مطلوبی برخوردار نیست و توانایی تربیت کارآفرینان خلاق، مبتکر و توانا را ندارد و در ادامه با استناد به مبانی علمی موجود در این زمینه الگوی برنامه درسی کارآفرینی را برای دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی پیشنهاد می گردد.
با اینکه محققین زیادی در خصوص کارآفرینی مطالعات زیادی انجام داده اند، مطالب بسیاری درمورد آن در ایران نمی توان یافت. این تحقیق به منظور بررسی عوامل موفقیت کارآفرینان طراحی شده است و به کارکرد های سازمانی آنان اشاره دارد. به منظور رسیدن به این هدف، طرح تحقیق کمی بوده و از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده وپاسخگویان از بین صنایع کوچک استان خراسان رضوی واز فهرستی استخراج شده اند که سازمان صنایع کوچک ایران در اختیار قرار داده است. براساس طرح نمونه گیری تصادفی 123 کارآفرین به عنوان نمونه انتخاب ودر مجموع تعداد 58 پرسشنامه قابل استفاده برای تحلیل نهایی مورد استفاده قرار گرفت. برای تحلیل داده از روش رگرسیون استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد رابطه مثبت، معنی دار و خطی بین کارکردهای سازمانی کارآفرینان و موفقیت آنان وجود دارد وضمن تأیید تحقیقات قبلی در این خصوص لزوم توجه به این عوامل را در کنار ویژگی های شخصیتی کارآفرینان نشان می دهد.
ارائه سرویس های مناسب به مشتریان همواره یکی از موارد مهم در بانک ها بوده است. از سویی شناسایی زمان مناسب برای ارائه این سرویس ها نیز توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است. شناسایی زمان مناسب ارائه پیشنهادها هم از نظر اثر بخشی پیشنهادها، (پذیرش مشتریان) و هم از نظر کارایی (صرف مناسب منابع) برای طراحان حائز اهمیت بوده است. در این مقاله سعی شده با استفاده از داده های مربوط به تراکنش های مالی مشتریان، زمان مناسب جهت پیشنهاد سرویس های مورد علاقه مشتری شناسایی گردد. بر این اساس در این تحقیق نتایج حاصل از پیش بینی روند آتی تراکنش های مشتری(روند مثبت، منفی یا تغییر الگوی رفتاری) با بیان از شبکه های عصبی پرسپترون، در شناسایی زمان مناسب جهت پیشنهاد سرویس های مورد علاقه بیان شده است. این سرویس ها بر اساس علایق مشتری و نتایج حاصل از پیش بینی الگوی رفتاری شناسایی گردیده است.