محیط های حامی استقلال و عجین شدن با شغل در بین کارمندان دانشگاه تهران: نقش واسطه ای نیازهای روانی اساسی شناسایی علل و پیامدهای عجین شدن با شغل برای مدیران بسیار مهم است و یکی از اهداف غایی مدیریت رفتار سازمانی است؛ چرا که به عنوان یک بازخور، متغیر مهمی در جهت افزایش اثربخشی سازمان است. با توجه به اهمیت انگیزش درونی در عجین شدن با شغل، ضروری است که این مفهوم با یک نظریه انگیزشی همچون نظریه خود تعیین گری تبیین شود. این نظریه بیان می کند که محیط های کاری که اجازه برآورده شدن نیازهای روانی اساسی را می دهند، موجب تسهیل عجین شدن با شغل می شوند. تحقیقات بسیار کمی در رابطه با اثر برآورده شدن این نیازها بر عجین شدن با شغل در بین کارکنان انجام گرفته است و ضروری است که مطالعات بیشتری در این باره انجام پذیرد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات همبستگی با استفاده از روشهای مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارمندان دانشگاه تهران می باشند که 113 نفر از آنها به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که محیط های حامی استقلال، اثر معنی داری (6/0) بر برآورده شدن نیازهای روانی دارند. همچنین برآورده شدن نیازهای روانی اثر مستقیم معنی داری(54/0) بر عجین شدن با شغل دارند. علاوه برآن معنی داری اثر غیر مستقیم حمایت از استقلال بر عجین شدن با شغل (33/0) نیز نشانگر نقش واسطه ای برآوردن شدن نیازهای روانی در ارتباط بین این دو متغیر است
امروزه مدیران، بویژه مدیران منابع انسانی به عنوان شاخص ترین هدایت کننده برنامه های توسعه شناخته می شوند و درصورتی می توانند این مهم را به شیوه ای مطلوب اجرایی نمایند که خود، برخوردار از روحیه یادگیری و برنامه ای مدون برای طی مسیر تعالی فردی باشند. ین پژوهش با هدف ارائه الگوی برنامه توسعه فردی مدیران منابع انسانی صنعت بانکداری و تبیین اجزا و مولفه های برنامه توسعه و روابط میان آنها صورت پذیرفته است. نخست؛ پیشینه موضوع، دیدگاه ها و تحقیقات مختلف درخصوص برنامه توسعه فردی به صورت گسترده مورد مطالعه قرار گرفت و با بهره گیری از نتایج این گام، الگوی اولیه طراحی گردید. سپس مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 14 نفر از مدیران ارشد منابع انسانی سیستم بانکی صورت پذیرفت و داده های حاصل با روش تحلیل تم و با بهره جستن از نرم افزار QSR Nvivo تحلیل شد. در ادامه مصاحبه گروهی در قالب تشکیل گروه کانونی با حضور 6 نفر از متخصصین منابع انسانی در صنعت بانکداری و اساتید صاحبنظر در این حوزه برای اعتباربخشی به چارچوب الگوی پیشنهادی انجام گرفت و در نهایت به منظور اعتباردهی و اولویت بندی مولفه های مزبور، توزیع پرسشنامه بین تمامی 32 نفر مدیر عالی منابع انسانی بانک های کشور به عنوان گام دیگر پژوهش مد نظر قرار گرفته است. همچنین روایی پژوهش از بعد محتوا و سازه و پایایی آن به کمک ضریب کاپا و روش هولستی سنجش شده است. در این پژوهش عوامل تاثیرگذار (استراتژی، فرهنگ و بافت سازمانی)، عوامل موفقیت (الزامات سازمانی، الزامات طراحی و الزامات فردی) و نتایج (شناختی، نگرشی، مهارتی و عملکردی) به عنوان مولفه های برنامه توسعه فردی تعیین شده است. همچنین شایستگی های موردانتظار و محورهای قابل توسعه مبتنی بر شایستگی در مدیران منابع انسانی صنعت بانکداری شناسایی و چگونگی تحقق اقدامات توسعه ای تبیین شده است.
محل کار افراد یکی از مکان های تعامل اجتماعی است که در آن زمینه های زیادی برای درهم ریختگی ذهن افراد وجود دارد. درک زمینه ها و پیامدهای و راهکارهای مدیریت خشم در سازمان برای افزایش اثربخشی کارکنان و بهره وری سازمان مهم است. هدف پژوهش حاضر بررسی علل و پیامدهای خشم در سازمان و ارائه راهکار برای مدیریت آن است. روش مورداستفاده در این تحقیق روش پژوهش کیفی است. برای گردآوری اطلاعات از روش مصاحبه و برای تجزیه وتحلیل داده های تحقیق از روش تحلیل تم استفاده شده است. یافته های حاصل از 10 مصاحبه انجام گرفته، 3 عامل اصلی ایجادکننده خشم؛ 2 عامل پیامدهای ناشی از خشم؛ 4 عامل راهکارهای کنترل و مقابله با خشم و 4 عامل تعدیل کننده شامل: 1. جنسیت، 2. تجربه، 3. نوع مشتریان و 4. آموزش را شامل می شود. براساس این یافته ها، تصمیمات سازمان و مدیریت، رفتار و انتظارات مشتریان و ماهیت کار باعث تجربه خشم در محل کار می شوند. همچنین پیامدهای ناشی از ابراز خشم توسط کارکنان نیز شامل پیامدهای شخصی (تأثیر بر روابط خانوادگی و بیماری) و پیامدهای سازمانی (کاهش بازدهی و بهره وری سازمان) می باشند.
هدف پژوهش حاضر، بررسی میزان تأثیرپذیری فرایندهای نظام جذب مدیریت منابع انسانی یک شرکت بیمه از فرهنگ سازمانی موجود و مطلوب و همچنین تعیین فرهنگ غالب این شرکت است. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. ازاین رو از نظرات 173 نفر از کارکنان و مدیران به عنوان نمونة انتخابی بهره گیری شده است. نتایج نشان می دهد که در وضعیت موجود، فرهنگ «ادهوکراسی پاسخ گو» در وضعیت نامناسبی قرار دارد و فرهنگ غالب شرکت نیز فرهنگ نوع «سلسله مراتب باثبات» است. همچنین انواع فرهنگ سازمانی موجود با فرایندهای نظام جذب رابطة مثبت و معنی داری دارد. این در حالی است که انواع فرهنگ سازمانی مطلوب با ابعاد سه گانة نظام جذب رابطة معنی داری ندارد. درنهایت نتایج نشان می دهد که فرایند گزینش، بیشترین میزان تأثیرپذیری را از فرهنگ سازمانی موجود دارد.
علی رغم توجه فزاینده به حوزة تحقیقاتی منابع انسانی با عنوان سرمایه های مولد ارزش، مدیریت ریسک های مرتبط با آن به طور نظام مند بررسی نشده است. در پژوهش حاضر رویکردی کمّی به منظور تحلیل و سنجش ریسک های منابع انسانی اتخاذ شده است. در گام نخست، ابعاد چندگانة ریسک های منابع انسانی و مؤلفه های این ابعاد از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان منابع انسانی یکی از سازمان های مطرح در صنعت برق کشور شناسایی شدند. در گام بعدی، پنج شاخص به منظور تحلیل این ریسک ها معرفی شد و روابط متقابل علّی و معلولی میان ریسک های منابع انسانی به عنوان یکی از این شاخص های تحلیل، با به کارگیری تکنیک دیمتل فازی شناسایی شد. در گام نهایی نیز سطوح تخمینی ریسک ها با توجه به شاخص های تحلیل مقایسه شده و ریسک های منابع انسانی با توجه به این پنج شاخص و با تکنیک مشابهت فازی رتبه بندی شد. نتایج تحقیق نشان داد ریسک های عملیاتی منابع انسانی بیشترین مجموع تأثیرگذاری و تأثیرپذیری را در شبکة ارتباطات متقابل میان ریسک ها دارند و نسبت به سایر حوزه های اصلی چهارگانة ریسک های منابع انسانی از بالاترین اولویت با توجه به شاخص های تحلیل برخوردارند.
هدف پژوهش حاضر تبیین نقش مثبت و منفی منتورینگ در بهبود تسهیم دانش است. به دلیل رقابت شدید بین شرکت های فعال در صنعت بازار سرمایه، جابه جایی زیاد کارکنان مستعد و باتجربه را در این صنعت شاهد هستیم، به همین منظور جهت حفظ و تسهیم دانش در شرکت قبل از ترک پرسنل کلیدی روش منتورینگ پیشنهاد و مورد بررسی قرار گرفت. نمونه آماری این پژوهش کارکنان کلیدی باتجربه و کارشناسان منابع انسانی سه شرکت تأمین سرمایه امین، لوتوس پارسیان و بانک ملت می باشد که با موضوع مورد تحقیق آشنایی دارند. نمونه پژوهش از طریق روش گلوله برفی انتخاب شده است. روش تحقیق نیز کیفی و ابزار گردآوری داده ها مصاحبه می باشد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. به طور کلی هدف پژوهش حاضر رسیدن به پاسخ سه سوال مهم ذیل می باشد: 1. موانع تسهیم دانش در سازمان کدام اند؟ 2. راه های اجرای داوطلبانه منتورینگ در سازمان کدام اند؟ 3. چه راهکارهایی جهت پیشگیری از ترک سازمان توسط کارآموز پیشنهاد می کنید؟ با توجه به نتایج به دست آمده، از دیدگاه افراد مصاحبه شونده موانع تسهیم دانش به سه قسمت موانع فردی، سازمانی و فرهنگی تقسیم می شوند. راهکارهای اجرای داوطلبانه منتورینگ در سازمان شامل سه بخش آموزش، جبران خدمات و تعیین متصدی اجرای منتورینگ می شوند. راهکارهای پیشگیری از ترک سازمان توسط کارآموز نیز در چهار بخش طبقه بندی شده است که عبارت است از: استخدام، امتیازات شغلی بعد از منتورینگ، برند سازی و رویه اجرایی منتورینگ.
سازمان ها و شرکت های رقیب، سعی می کنند افراد بااستعداد را جذب و حفظ کنند. برند کارفرما استعدادها را به سازمان جذب می کند. برند کارفرما مجموعه عوامل داخلی مربوط به پرسنل است که با اطلاع رسانی به افراد خارج سازمان، به افراد القا می کند این سازمان موقعیت، جایگاه و مکانی مناسب برای کارکردن است. استعداد ها نیز به سازمانی جذب می شوند که احساس کنند برایشان مناسب است، ایجاد احساس مثبت در ذهن فرد مستعد مهم است. در این تحقیق چگونگی ایجاد تصویر در ذهن فرد بااستعداد، برای جذب شدن به بانک رفاه بررسی، و عوامل جذب استعدادها به روش کیفی در بانک رفاه مشخص شد. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه است. اطلاعات با روش تحلیل تم، تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد پنج عامل داخلی از برند کارفرما و یک عامل متفرقه، در صورت اطلاع رسانی و انتقال به افراد بااستعداد بر جذب آن ها مؤثر بوده است. همچنین، عوامل خارجی نیز بر جذب استعدادها در بانک رفاه مؤثر بوده است.
"رسانه ملی نقش بهسزایی در مدیریت بحرانهای طبیعی دارد؛ چنانکه مدیریت مؤثر این بحرانها بویژه پس از وقوع، بدون نقشآفرینی رسانه ملی غیرممکن بهنظر میرسد. مقاله حاضر درصدد تبیین این مسئله است که نقش و کارکرد رسانه ملی در مدیریت بحرانهای پنهان اجتماعی بهمراتب حیاتیتر است؛ بهاین منظور، یکی از این بحرانهای پنهان، یعنی تهدید انسجام ملی مدنظر قرار میگیرد و کارکردها و کژکارکردهای رسانه ملی در این باره تحلیل میشود.
در این مقاله، ضمن بررسی راهبردهای پیشبینی بحرانهای اجتماعی و راهبردهای پیشگیری از این بحرانها به مدیریت بحرانهای اجتماعی پرداخته میشود؛ ضمن اینکه نحوه مدیریت مؤثر بحران قومیتها از طریق رسانه ملی، با هدف تقویت و تحکیم اتحاد و انسجام ملی مورد بررسی قرار میگیرد.
" "بحران، بحرانهای پنهان اجتماعی، رسانه ملی، مدیریت قومیتها
"
پژوهش حاضر بر آن است تا با استفاده از مدل سه شاخگی، به بررسی توصیفی _ تحلیلی اهداف و شاخص های توسعه و تعالی در سه شاخه رفتاری، ساختاری و زمینه ای در پرتو رهنمودهای امام علی(ع) بپردازد. نوع پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و روش آن براساس نحوه گردآوری داده ها توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش، همه خبرگان و متخصصان علوم اسلامی، مدیریت دولتی، مطالعات سیاسی، مدیریت خط مشی گذاری، علوم اقتصادی، علوم زیست محیطی، مدیریت تطبیقی و توسعه هستند که در حیطه پژوهش، صاحب رأی و نظرند. نمونه آماری پژوهش مشتمل بر 118 نفر از استادان مجرب و صاحب نظر در حیطه های یادشده بوده که به روش گلوله برفی انتخاب گردیده اند. در این پژوهش ابتدا به روش تحلیل مضمون، شاخص های پیشرفت و تعالی در پرتو رهنمودهای امام علی(ع) مورد شناسایی قرار گرفتند؛ سپس کدهای اولیه با استفاده از نرم افزار ""MAXQDA"" چندین بار تحلیل و بازبینی شده و 102 مؤلفه شناسایی گردیدند؛ سپس برای آزمون نتایج از تکنیک دلفی فازی استفاده شد و درنهایت 23 مضمون پایه توسعه و پیشرفت اقتصادی، 38 مضمون پایه توسعه و پیشرفت اداری و سیاسی، 24 مضمون پایه پیشرفت و تعالی انسانی و چهارده مضمون پایه توسعه محیط زیست، از مجموعه داده ها شناسایی گردید.
موفقیت جنبش نرم افزاری و تولید علم در کشور نیازمند رفتارهای فرانقش اعضای هیئت علمی است. علیرغم تعدد مطالعات درباره رفتارهای فرانقش سازمانی در حوزه سازمان های تجاری و صنعتی، مطالعات اندکی در این باره در دانشگاه ها انجام شده است. تحقیق حاضر با استفاده از روش کیفی با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با بیست و دو نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاهی در شهر تهران که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند انجام گردید. با توجه به تجزیه و تحلیل مضمون (تِم) پاسخ های ارائه شده به نظر میرسد که این گونه رفتارها را بتوان در پنج حوزه اجرایی، دانشجویی، ترویجیاجتماعی، آموزشی و پژوهشی دسته بندی کرد. همچنین در این مقاله بر اساس یافته ها علل احتمالی بروز این رفتارها در سطوح فردی، دانشکده ای و دانشگاهی پیشنهاد شده اند.
بودجه از جمله مهم ترین ابزارهای توسعه عدالت در کشور است که تحت تأثیر نحوه عملکرد مجموعه گسترده ای از عوامل ذی ربط قرار می گیرد. با توجه به گستردگی و پیچیدگی خط مشی بودجه ای و فراگرد بودجه بندی، تلاش برای شناسایی عوامل مؤثر بر رعایت عدالت در آن، از اهمیت به سزایی برخوردار است. در این پژوهش، تلاش شده است تا با استفاده از روش داده بنیاد و نمونه گیری نظری و گلوله برفی، مجموعه ای از عوامل مؤثر بر این مهم، طی مصاحبه های باز و نیمه ساختاریافته با کارشناسان و متخصصان امر، شناسایی شوند. براساس یافته های پژوهش، دو طبقه عوامل ملی و فرا منطقه ای (با مقولات تحت پوشش، مشتمل بر چالش های مدیریتی، قانونی، فنی، نمایندگی، بودجه ای، ملاحظات سیاسی و نفتی، ملاحظات نگرشی و مشکلات نهادی و سازمانی) و عوامل منطقه ای و استانی (با مقولات تحت پوشش، مشتمل بر شرایط منطقه ای؛ چالش های مدیریتی استانی، برداشت های متفاوت افراد از ماهیت بودجه و عدالت، ابعاد بودجه ای و عوامل غیر بودجه ای)، توسعه عدالت منطقه ای را از طریق فراگرد بودجه بندی، تحت تأثیر قرار می دهند.
پژوهش حاضر بر آن است تا با استفاده از مدل سه شاخگی، به بررسی توصیفی _ تحلیلی اهداف و شاخص های توسعه و تعالی در سه شاخه رفتاری، ساختاری و زمینه ای در پرتو رهنمودهای امام علی(ع) بپردازد. نوع پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و روش آن براساس نحوه گردآوری داده ها توصیفی و از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش، همه خبرگان و متخصصان علوم اسلامی، مدیریت دولتی، مطالعات سیاسی، مدیریت خط مشی گذاری، علوم اقتصادی، علوم زیست محیطی، مدیریت تطبیقی و توسعه هستند که در حیطه پژوهش، صاحب رأی و نظرند. نمونه آماری پژوهش مشتمل بر 118 نفر از استادان مجرب و صاحب نظر در حیطه های یادشده بوده که به روش گلوله برفی انتخاب گردیده اند. در این پژوهش ابتدا به روش تحلیل مضمون، شاخص های پیشرفت و تعالی در پرتو رهنمودهای امام علی(ع) مورد شناسایی قرار گرفتند؛ سپس کدهای اولیه با استفاده از نرم افزار ""MAXQDA"" چندین بار تحلیل و بازبینی شده و 102 مؤلفه شناسایی گردیدند؛ سپس برای آزمون نتایج از تکنیک دلفی فازی استفاده شد و درنهایت 23 مضمون پایه توسعه و پیشرفت اقتصادی، 38 مضمون پایه توسعه و پیشرفت اداری و سیاسی، 24 مضمون پایه پیشرفت و تعالی انسانی و چهارده مضمون پایه توسعه محیط زیست، از مجموعه داده ها شناسایی گردید.
در تحقیق حاضر تلاش شده است تا تأثیر نهادینه سازی اخلاق به شکل صریح و ضمنی آن، بر شادی و نشاط کارکنان بررسی شود. برای این منظور از روش ترکیبی توصیفی- علی استفاده شد و داده ها نیز از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. جامعه آماری مورد استفاده، کارکنان شرکت سایپاگام می باشند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار pls استفاده شده است. نتایج به دست آمده، چارچوب نظری تحقیق را تأیید نمود که با نتایج به دست آمده از تحقیقات پیشین سازگار است. در این تحقیق تأثیر نهادینه سازی اخلاق به طورکلی و به شکل صریح و ضمنی آن بر شادی و نشاط کارکنان تأیید شد. نتایج همچنین حاکی از آن است که نهادینه سازی ضمنی اخلاق، تأثیر بیشتری بر شادی کارکنان نسبت به شکل صریح آن دارد. با توجه به یافته های تحقیق، مدیران سازمان ها برای افزایش میزان شادی و نشاط کارکنان باید بر نهادینه سازی فرهنگ اخلاقی (صریح و ضمنی) تأکید کنند. با توجه به نتایج تحقیق، نهادینه سازی ضمنی اخلاق از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ بنابراین مدیران سازمان باید توجه بیشتری به اعمال و رفتار خود داشته باشند؛ زیرا شادی کارکنان از اعمال و رفتار آنها بیشتر متأثر است تا ازکدهای اخلاقی و نظایر آن.
انعکاسگری تیمی به عنوان واکنش آگاهانه تیم به وظایف، از عوامل مهم در اثربخشی تیمهای کاری محسوب میشود. زیرا شامل مجموعه رفتارهایی است که سبب یادگیری از اشتباهات گذشته (یادگیری تیمی) و بهبود عملکرد تیم میشوند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر نشان دادن نقش کلیدی انعکاسگری تیمی در عملکرد تیمی (بهویژه در تیمهای پروژهای که وظایف پیچیدهای دارند و در محیطی با عدم اطمینان بالا فعالیت میکنند) است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوة گردآوری اطلاعات، توصیفی و از نوع همبستگی است. برای بررسی چگونگی تأثیر انعکاسگری بر عملکرد تیمی (با در نظر گرفتن یادگیری تیمی به عنوان متغیر مداخلهگر)، 44 تیم پروژهای پنج نفره مختلف(220 نفر) در تهران بررسی شدند. تجزیه و تحلیل دادهها به روش مدلسازی معادلات ساختاری انجام گرفت. یافتههای پژوهش تأثیر مثبت و معنادار انعکاسگری بر عملکرد تیمی با مداخلة یادگیری تیمی را تأیید کرد. به علاوه، یافتهها نشان میدهد بازخورجویی در رابطة انعکاسگری و عملکرد تیمی به عنوان تعدیلکننده عمل میکند.
یکی از ضروریات سازمان ها در عصر یادگیری، تسهیم دانش بین افراد سازمان است. از این رو، شناسایی عوامل مؤثر بر تسهیم دانش اهمیتی بسیار دارد. در این مطالعه رابطة میان ابعاد مدل پنج عاملی شخصیت (برون گرایی، سازگاری، وظیفه شناسی، روان رنجوری، گشودگی در برابر تجربه) و رفتار تسهیم دانش بررسی می شود تا به مدیران و سازمان ها در پیاده سازی مؤثر تسهیم دانش کمک کند. بدین منظور پرسشنامه ای برای سنجش این متغیرها طراحی شد و پس از اطمینان از پایایی و روایی با اجرای تحلیل عاملی تأییدی، در میان نمونه ای متشکل از 332 نفر از دانشجویان دانشکدة مدیریت توزیع شد. روش تحقیق پیمایشی– همبستگی و به طور مشخص مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. یافته های تحقیق نشان داد بعد سازگاری بر تسهیم دانش اثر مثبت و معنا دار، اما بعد روان رنجوری بر تسهیم دانش اثر منفی و معنادار دارد.
محیط کار امروز، محیطی رقابتی همراه با فعالیت های متنوع و پیچیده است. برای اینکه سازمان ها بتوانند در چنین محیطی فعالیت کنند و اهداف خود را تحقق بخشند، نیازمند استراتژی های مناسبی برای بخش های مختلف هستند. منابع انسانی، اجراکننده این استراتژی ها و عامل اصلی و حیاتی در موفقیت سازمان هستند. پس آمادگی، توانایی و اثربخشی این سرمایه ها، برای سازمان اهمیت دارد. در حقیقت کارکنان سازمان ها با مسایل و مشکلات گوناگونی مواجه هستند که می تواند عملکرد آنها در محل کار و در خانواده را تحت تأثیر قرار دهد. پس مکانیزم هایی لازم است که راه حل هایی برای این مشکلات ارایه دهد. برنامه های کارمندیاری، که به منظور کمک به کارکنان در حل مسایل آن ها و اعضای خانواده ایجاد شده اند، یکی از این مکانیزم ها می باشند. در بین این مسایل می توان به بحث تعادل کار- خانواده و اهمیت آن در سازمان های امروزی توجه کرد. وجود تعادل بین این دو حوزه، اثرات مثبتی بر عملکرد در زندگی کاری و خانوادگی خواهد داشت. بانک رفاه نیز به این مهم واقف بوده و در این راستا بعضی از انواع برنامه های کارمندیاری را به کارکنان خود ارایه می دهد. یکی از مشکلاتی که پرداختن به موضوع تعادل کار- خانواده را در بانک مهم جلوه داده است، اضافه کاری و ساعات کار طولانی و پیامدهای آن برای بانک می باشد. براساس آنچه گفته شد، هدف اصلی این تحقیق بررسی اثرگذاری برنامه های کارمندیاری بر روی تعادل کار – خانواده می-باشد. در این راستا 385 پرسشنامه در بین کارکنان بانک رفاه توزیع شد. روش تحقیق این پژوهش، پیمایشی می باشد و برای تحلیل داده ها از روش رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان می دهد که برنامه های کارمندیاری از طریق کاهش تعارض کار- خانواده و افزایش تقویت کار- خانواده، روی تعادل کار- خانواده کارکنان بانک، تأثیرگذار است.