جغرافیا و برنامه ریزی محیطی

جغرافیا و برنامه ریزی محیطی

جغرافیا و برنامه ریزی محیطی دوره 34 زمستان 1402 شماره 4 (پیاپی 92) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

شناسایی و برداشت مشکلات مادی های مناطق مرکزی شهر اصفهان و راهکارهای سامان دهی آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: شهر اصفهان مادی منطقه یک و سه شهر اصفهان ساماندهی فضایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۰
مادی های اصفهان از رودخانه زاینده رود منشعب و به صورت شبکه ای منظم و شاخه ای در سطح شهر اصفهان گسترده شده تا علاوه بر کاربری های کشاورزی و آبیاری به آبادانی و زییایی محیط زیست کمک کند. در گذشته به منظور آبیاری زمین های کشاورزی از آنها استفاده می شد اما امروزه با تغییر کارکردشان هویت و کارایی گذشته خود را از دست داده اند. گسترش فعالیت ها و تغییرات اساسی در ساختار و عناصر شهری، باعث از بین رفتن اهمیت و هویت مادی ها در شهر اصفهان گردیده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی مشکلات مادی های مناطق 1 و 3 شهر اصفهان و راهکارهایی برای ساماندهی آنها صورت گرفته است. روش این پژوهش توصیفی- تحلیلی می باشد. در این راستا مشکلات موجود مادی های این دو منطقه با برداشت میدانی و با استفاده از دستگاه موقعیت یاب ماهواره ای شناسایی شد. سپس مشکلات برداشت شده دسته بندی و راهکارهایی در رابطه با رفع آنها ارائه شد. طبق مطالعات صورت گرفته طول شبکه مادی های منطقه یک 10921 متر (9/10 کیلومتر) و مادی چشمه نیاصرم با 3624 متر طویل ترین مادی این منطقه می باشد. در منطقه 3 نیز طول مادی ها 59/10921 متر (9/10 کیلومتر) و مادی چشمه نیاصرم با 72/3624 متر طویل ترین مادی این منطقه می باشد. نتایج نشان داد مادی های منطقه یک از 33 نوع مشکل برخوردارند که عمده ترین آنها اصلاح شیب بستر و نظافت می باشد. در منطقه سه نیز 18 مورد مشکل شناسایی شده که لایروبی و نظافت عمده ترین آنها می باشد. ساماندهی فضای سبز اطراف مادی ها و استفاده مناسب از مبلمان شهری و ایجاد فضایی به منظور بهره گیری و استفاده هرچه بیشتر ساکنان اطراف مادی ها از جمله مهمترین راهکارهای مدیریتی ساماندهی مادی ها در این دو منطقه است.
۲.

تحلیلی بر شرایط توسعه و عملکرد اثربخش اقامتگاه های بومگردی در نواحی روستایی پیرامون تالاب زریوار شهرستان مریوان مبتنی بر رویکرد سیستمی مدیریت گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اقامتگاه بومگردی نظام گردشگری نواحی روستایی تالاب زریوار

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۰
نواحی روستایی حوزه تالاب زریوار شهرستان مریوان استان کردستان، حوزه ای بکر و پرطرفدار برای گردشگری روستایی است. در سال های اخیر چندین اقامتگاه بوم گردی در آن احداث شده است. این پژوهش در چارچوب رویکرد سیستمی مدیریت توسعه ای فعالیت های گردشگری با هدف بررسی وضعیت موجود، شناخت شرایط و لوازم مؤثر بر عملکرد اثربخش و توسعه اقامتگاه بومگردی در حوزه تالاب زریوار انجام شده است. برآیند آن ارائه راهکارهای کاربردی متناسب با وضع موجود به منظور پایداری این کسب و کارها و اثربخشی و موفقیت عملکردی اقامتگاه بومگردی در منطقه موردمطالعه است. روش پژوهش کاربردی حاضر، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده ها با مطالعات اسنادی در بخش نظری و در بخش پیمایشی بر انجام مصاحبه های نیمه ساختارمند، توزیع پرسشنامه و مشاهده مستقیم است. برای تحلیل وضع موجود با ماهیت کمی-کیفی از گروه دلفی (28 نفر از تمامی ذی نفعان و دست اندرکاران عرصه توسعه گردشگری و بوم گردی؛ انتخاب به شیوه هدفمند) بهره گرفته شده است. تجزیه و تحلیل داده ها (در بخش کیفی با تکنیک تئوری بنیادی و در بخش کمی برای تأیید و تعمیم پذیری یافته های کیفی با استفاده از آزمون تحلیل مسیر) نشان دهنده آن بود که ضعف برنامه ریزی، سیاست گذاری و مدیریتی (در هر دو عرصه گردشگری و توسعه اقتصادی روستایی) با بار کلی 842/0 اثرگذارترین مؤلفه است و این موارد در مراتب بعدی قرار دارند: نامناسب بودن محیط کسب وکار منطقه، مدیریت امنیتی مرز، ضعف امکانات رفاهی، اقامتی و خدماتی، ضعف اطلاع رسانی، آموزش و تبلیغات، ناپایداری اکوسیستم تالاب، کمبود سرمایه، ضعف های اجتماعی-فرهنگی جامعه محلی، ضعف منظر، نما و معماری روستاهای حوزه تالاب، ضعف جاذبه ها در بخش عرضه و نارسایی های مرتبط با نیازها و عملکرد گردشگران در بخش تقاضا. در بخش توسعه عمومی و سامان دهی نظام گردشگری منطقه، نارسایی ها و ضعف های متعددی در قالب مؤلفه های مدیریت و سازمان دهی نهادی، اثربخشی اقتصادی، آموزش (اثرگذارترین مؤلفه با بار کلی 603/0)، بازاریابی و جذب تقاضا، مدیریت زیست محیطی، یادگیری و تخصص محوری، طراحی و معماری در برگیرنده سه بعد سیاست گذاری و برنامه ریزی، توانمندسازی منابع انسانی (اثرگذارترین مقوله با بار کلی 453/0) و تجربه گرایی و خلاقیت محوری در بخش تخصصی و حوزه بومگردی ها به عنوان عوامل و شرایط اثرگذار بر توسعه و اثربخشی اقامتگاه بومگردی و پایداری و ارزش افزایی آنها شناسایی شدند.
۳.

ارزیابی تناسب زمین برای احداث کاربری بیمارستانی: رویکرد مدل سازی یکپارچه مبتنی بر تصمیم گیری چند معیاره و سیستم اطلاعات جغرافیایی (مطالعه موردی: منطقه 2 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: مکان یابی بهینه بیمارستان مدل سازی مکانی سوارا کوپراس سیستم اطلاعات جغرافیایی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۲۲
تعیین مکان بهینه برای احداث بیمارستان موجب افزایش رضایت شهروندان از خدمات بهداشتی و درمانی و کیفیت زندگی شان می شود. هدف پژوهش حاضر، تعیین مکان بهینه برای احداث بیمارستان در منطقه 2 کلان شهر تهران است که بدین منظور یک روش ترکیبی شامل سیستم اطلاعات جغرافیایی، وزن دهی سوارا و رتبه بندی کوپراس ارائه شده است. روش ارائه شده، مدل سازی مکانی و رتبه بندی بهینه مکان احداث بیمارستان را به طور یکپارچه انجام داده است و موجب افزایش دقت، سهولت پیاده سازی و کاهش پیچیدگی های معمول می شود. روش های تصمیم گیری چند معیاره سوارا و کوپراس جزو بهترین روش های تصمیم گیری هستند و در زمینه تعیین مکان بهینه بیمارستان و در ترکیب با سیستم اطلاعات جغرافیایی کمتر موردتوجه قرار گرفته اند. نتایج روش وزن دهی نشان دهنده آن بود که معیارهای فاصله از بیمارستان های موجود و توزیع مکانی ذرات PM2.5  به ترتیب مهم ترین و کم اهمیت ترین معیارها در فرایند تصمیم گیری تعیین مکان بهینه بیمارستان هستند. نتایج مدل سازی مکانی نشان دهنده آن بود که قسمت های جنوب غربی منطقه از پتانسیل بسیار زیادی برای احداث بیمارستان برخوردارند و به طور تقریبی 48 درصد از منطقه دارای پتانسیل احداث بیمارستان است. به عبارتی، عدالت فضایی برای شهروندان نیمی از منطقه در استفاده از خدمات درمانی بیمارستان ها برقرار نیست. نتایج رتبه بندی سایت های کاندید نشان دهنده آن بود که دو سایت 5 و 6 مناسب ترین مکان برای احداث بیمارستان جدید در منطقه 2 بوده اند. براساس نتایج تحقیق، روش وزن دهی مورداستفاده با وجود پیچیدگی اجرایی و محاسباتی بسیار کمتر نسبت به روش وزن دهی رایج فرایند تحلیل سلسله مراتبی دقتی مشابه دارد؛ همچنین رویکرد یکپارچه مدل سازی مکانی و رتبه بندی نسبت به حالت های مستقل موجب افزایش دقت و سهولت تصمیم گیری می شود.
۴.

شناسایی و تحلیل بازیگران مؤثر در تبدیل شهر ایرانی به جهانشهر اسلامی با رویکرد آینده پژوهی (نمونه موردی: شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: جهانشهر اسلامی شهر جهانی اصفهان آینده پژوهی بازیگران

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۰
با جهانی شدن اقتصاد، نقش دولت ها درمقایسه با گذشته در تبادلات اقتصادی و اجتماعی کشورها کم فروغ تر و به دنبال آن نقش شرکت های بین المللی و شهرهای جهانی چشمگیرتر شده است. در این خصوص سازمان ها و نهادهای داخلی به عنوان عوامل و بازیگران اصلی در ارتقا شهرها از بُعد منطقه ای به جهانی تأثیر گذار هستند. در پژوهش حاضر کوشش شده است تا با رویکرد آینده پژوهی نهاد ها و سازمان های مؤثر در ارتقا شهر اصفهان به جهانشر اسلامی شناسایی و رتبه بندی شود. نوع پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و رویکرد حاکم بر آن روش توصیفی-تحلیلی است. در پژوهش حاضر برای شناسایی متغیر ها و شاخص ها از تکنیک پویش محیطی و دلفی و برای تحلیل داده ها نیز از تحلیل ساختاری در نرم افزار میک مک و مدل مکتور استفاده شده است. طبق یافته های اولیه، بازیگران داخلی مؤثر شامل وزارت اقتصاد، سازمان بورس، وزارت علوم، وزارت راه و شهرسازی، سازمان میراث فرهنگی و وزارت نیروست. با توجه به ارزیابی های انجام شده در نرم افزار مکتور، بیشترین نقش در میان نهادهای تأثیر گذار، وزارت راه و شهرسازی به میزان 29 درصد و وزارت اقتصاد و وزارت علوم هر کدام به میزان 15 درصد بوده است. در مقابل، کمترین مقدار اثرگذاری مربوط به سازمان بورس و وزارت نیرو به میزان 34- درصد بوده است که گویای توانایی این دو نهاد در اثرگذاری بر دیگر بازیگران است.
۵.

مقایسه عملکرد شبکه های عصبی خود سازمانده مکانی و غیرمکانی در خوشه بندی داده های اجتماعی-اقتصادی بلوک های آماری شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: شبکه های عصبی خودسازمانده Geo-SOM خوشه بندی داده های مکانی بلوک های آماری شهر اصفهان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۲۷
امروزه با افزایش حجم و ابعاد داده های مکانی و نیاز به درک کامل داده ها، شبکه های عصبی خودسازمانده به ابزاری استاندارد برای کار با داده های بزرگ و چند بُعدی تبدیل شده اند که می توانند در خوشه بندی، بصری سازی و انتقال داده های چند بُعدی در فضایی با ابعاد کمتر استفاده شوند. هدف از پژوهش حاضر، خوشه بندی داده های بلوک های آماری (شامل ده متغیر منتخب اجتماعی-اقتصادی مرتبط با رویکرد توسعه پایدار شهری) با شبکه های عصبی خودسازمانده بدون استفاده از پارامترهای مکانی و به کارگیری مختصات جغرافیایی بلوک های آماری به عنوان پارامتر مکانی در روند خوشه بندی و مقایسه نتایج حاصل شده، است. الگوریتم SOM رایج ترین شبکه عصبی خودسازمانده و الگوریتم  Geo-SOMمکانی شده الگوریتم SOM است. روند خوشه بندی هر دو الگوریتم یکسان است و تنها تفاوت این دو الگوریتم به کا رگیری پارامترهای مکانی در روند اجرای الگوریتم Geo-SOM است. در پژوهش حاضر داده ها با الگوریتم SOM و Geo-SOM خوشه بندی شده است. نتایج نشان داد که خوشه های حاصل از دو الگوریتم به طور کامل، متفاوت است. خوشه بندی بلوک های آماری بدون توجه به خصوصیات مکانی و تنها با استفاده از معیار شباهت، منجر به خوشه های ناهمگن می شود و برعکس. با اعمال پارامترهای مکانی نه تنها از معیار شباهت، از ویژگی های مکانی داده ها نیز در فرآیند خوشه بندی استفاده می شود که این مسئله منجر به تولید خوشه های همگن می شود. ارزیابی نتایج با استفاده از ضریب سیلهوته بیانگر خوشه بندی مناسب تر الگوریتم Geo-SOM است؛ به طوری که میانگین ضریب سیلهونه برای الگوریتم SOM برابر 02/0- و برای الگوریتم Geo-SOM برابر 27/ 0است. مقایسه نتایج نشان دهنده تأثیر مثبت پارامترهای مکانی در خوشه بندی داده های اجتماعی و اقتصادی است.
۶.

ارزیابی تأثیرهای معماری بومی بر توسعه پایدار روستایی (نمونه مورد مطالعه: منطقه جنوب غرب استان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: روستا معماری بومی توسعه پایدار روستایی اصفهان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۶
روستانشینی شیوه غالب زندگی در طول تاریخ و تا دو دهه پیش بوده است. معماری روستایی به شکل اصیل و بومیِ خود یکی از زمینه های پایداری نواحی روستایی است که متأسفانه در سال های اخیر دچار تحولات عظیمی شده است؛ بنابراین هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر های معماری بومی بر توسعه پایدار روستایی است. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر پیمایش است. در این پژوهش اطلاعات لازم از دو روش میدانی و کتابخانه ای جمع آوری شده است. جامعه آماری پژوهش شامل دو گروه «مردم روستایی» و «کارشناسان» در زمینه مطالعه شده است. حجم نمونه اول بر اساس فرمول کوکران 354 نفر روستایی و نمونه دوم 30 کارشناس است. تعداد 9 روستا نیز به روش خوشه ای- فضایی انتخاب و پرسشنامه بر اساس نسبت خانوار به صورت تصادفی توزیع و تکمیل شده است. نتایج پژوهش نشان داد که مهم ترین موانع تداوم معماری بومی بر اساس دیدگاه «روستاییان» و «متخصصان» به ترتیب با 60/25% و 34/33% فراوانی «میل و سوق پیدا کردن روستاییان به مدگرایی و شهرگرایی» و مهم ترین راهکار در تداوم معماری بومی نیز از نظر روستاییان «فرهنگ سازی و به کارگیری دانش بومی» با 5/16% فراوانی و بر اساس نظر کارشناسان «ایجاد امکانات مطلوب در روستاها» با 30 % فراوانی است. درباره تحولات معماری مسکن نیز بیشترین میانگین برای هر دو نمونه (با 6/3 و 63/3) مربوط به شاخص «تغییر معماری روستا به سمت شهری شدن» است. همچنین، نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که میانگین نمونه روستاییان و متخصصان در بُعد محیطی به ترتیب 72/3 و 98/3، در بُعد اقتصادی به ترتیب 50/3 و 63/ و در بُعد اجتماعی نیز به ترتیب 70/3 و 87/3 فراوانی است؛ بنابراین با توجه به بیشتر بودن حد میانگین 3 نتایج، می توان بیان کرد که معماری بومی از نظر هر دو گروه تأثیر زیادی بر توسعه پایدار روستایی دارد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۵۹